پیش به سوی موفقیت مالی

کسب و کار با کیک فنجانی

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 19 مهر 1392-05:46 ب.ظ

 

دوستان کسی می داند "کیک فنجانی" چیست؟

و اصلا می دانید این کیک در آمریکا در دوره بحران مالی دو خانم را میلیاردر کرد؟

ما هنوز هزاران ایده داریم که بومی نشده و یا به غلط بومی شده است!

حالا فکر کنیم درباره ایده هایی که هنوز به ذهن کسی نرسیده است!!

ماجرای دو دوست صمیمی و همکار به نام های هدر و لوری است که در راه هیجان‌انگیز و گهگاه مضحکی قدم می‌گذارند تا یک امپراتوری تولید کیک‌های فنجانی را به راه بیندازند. با اینکه کار و تجارت هرگز آسان نیست، هدر و لوری نشان می دهند که حوادثی که برایشان پیش می‌آید میتواند جالب و سرگرم کننده باشد.

در دوران رکود اقتصادی آمریکا دو دختر آمریکایی با همکاری هم شروع به تولید کیک های خانگی (دقیقا مانند کیک های یزدی خودمان) با طعم ها و تزئینات مختلف کردند که نام آن را کیکی فنجانی("Cup cake") گذاشتند.

مزیت این کیکی ها در تنوع بسیار زیاد طعم و تزئین است که شما می توانید از هر طعم را با قیمت مناسب خریداری کنید.

در ایران هم این طرح در حد بسیار کوچک توسط برخی شیرینی فروشی ها اجرا شده است.

دستور پخت آن در اینترنت فراوان است.

یک سایت خارجی درباره این نوع کیک لینک

تمام ایده این کار بر تنوع طراحی و زیبایی و فراوانی طعم های آن است

در اصل دوران رکود اقتصادی آمریکا دو دختر آمریکایی با همکاری هم شروع به تولید کیک های خانگی (دقیقا مانند کیک های یزدی خودمان) با طعم ها و تزئینات مختلف کردند که نام آن را کیکی فنجانی("Cup cake") گذاشتند و میلیاردر شدند





نظرات() 

گفتگو با میلیاردر درون

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 19 مهر 1392-01:13 ق.ظ

 

چشمان خود را ببندید و تصور کنید که اگر هیچ محدودیتی وجود نداشته باشد، زندگی شما چگونه خواهد بود؟ چگونه زندگی خواهید کرد؟

در محیطی دلخواه که همیشه آرزویش را داشته اید با تمام امکانات و شرایط ایده آل خود را تصور کنید. کم کم با این تمرین ساده، میلیاردر درونتان شکل می گیرد و هویت آن نمایان شود، فقط دقت داشته باشید که حداقل ۲ دقیقه باید بر روی این تصور تمرکز کنید.

این “من ثروتمند ” همان میلیاردر درونتان است که سال ها منتظر است تا شما او را صدا کنید و هر چه برای ثروتمند شدن می خواهید از او بپرسید.

این “میلیاردر درون” روش خودتان را برای حل مشکلات مالی به شما پیشنهاد می دهد.چگونه؟

پس وقت تلف نکنید و کاغذ و قلمی را برداشته و شروع کنید.لازم نیست به خود فشار بیاورید، با آرامش کامل و تصور آنکه تمام ریسمان های محدودیت را پاره کرده اید ، از “میلیاردر درونتان” سوال کنید و منتظر جواب باشید. مانند آنکه با فردی در حال گفتگو هستید، با درونتان ارتباط بر قرار کنید.

شاید این طور شروع کنید:

(من): سلام به میلیاردر درونم، خوبی؟

(میلیاردر درونم) : مرسی، چه عجب یادی از من کردی؟

- می خوام یک مقاله بنویسم و از تو بگم، نظرت چیه؟

- خوبه، بازم بگم! چه عجب یکی یاد ما افتاد!

- نظرت درباره اینکه می خوام میلیاردر بشم چیه؟

- خب، شروع کن، معطل چی هستی؟

- از کجا شروع کنم؟

- از خودت بگو، بنظرت چه توانایی هایی داری که میشه ازش پول درآورد؟

بگویید و بشنوید! با خود خلوت کنید.

مطمئن باشید جواب همه سوال ها و نسخه های عجیب در درون شما به یادگار گذاشته شده است.

اگر دنبال راز پیشرفت هستید، نمی خواهد صدها کتاب و فیلم را بگردید، همین میلیاردر درون است که منتظر است بسیاری چیزها را به شما بگوید، فقط باید به او فرصت دهید و اعتماد کنید.

“میلیاردر درونتان” گاهی می شود حس ششم، حس میلیاردریتان که وقتی یک تصمیم مهم اتصادی را می خواهید بگیرید، این بار نه با کاغذ و قلم که در درونتان به حرف می اید و ندا می دهد که ” آی خود عزیزم، این کار را بکن و این ریسک را نکن…”

تا حالا چندبار شنیده اید که می گویند” آدم های پولدار گویا بو می کشند و همیشه در جایی که سودی نهفته است ، به موقع حاضر می شوند؟”

باید گفت بله، بو می کشند زیرا آن ها “میلیاردر درونشان” را از خواب بیدار کرده و به او اعتماد دارند و این حس است که همیشه راهنمای آنها برای پیشرفت اقتصادی است.





نظرات() 

لحظه ای درنگ جایز نیست ،شرکت خودتان را راه اندازی کنید

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 19 مهر 1392-12:48 ق.ظ

 

امروز با گشت و گذار در ادارات مختلف جهت انجام کاری به نتایج خوبی رسیدم که برای خود من دیوار ذهنی به حساب میومد و شاید خیلیها مثل من با این چنین مشکلی مواجه باشند.

جهت راه اندازی یک شرکت بسته بندی یا تولیدی مثل بسته بندی حبوبات یا ادویه جات و یا بسته بندی عسل و تولید انواع ترشی جات و بسته بندی انها و......

اصلا نیاز به زدن یک سوله با متراژ بالا نیست و میشود با مراجعه به اداره جهاد کشاورزی و اطلاع از نحوه راه اندازی اینگونه کارها اقدام به شروع فعالیت نمود.

از مزایای این طرح میشود به موارد زیر اشاره کرد .

1-جهت شروع کار نیاز به اخذ جواز کسب نیست.( که حدود 5 ماه طول میکشد اگر شرایطش را داشته باشید.)

2-نیاز به پروانه های بهره برداری و پروانه تاسیس و ....نمیباشد.(فقط پروانه جهاد کشاورزی کفایت میکند که اونم اسون میدن)

3-جهت شروع خیلی از فعالیتها نیاز به مکان خاصی نیست .(میتوانید از منزل مسکونی یا اپارتمان خود استفاده کنید.

و بسیاری از مزایای دیگر که خیلی راههای میانبری جلو راه ادم میگذارند .

بنابراین اگر هدفتان مشخص هست لحظه ای درنگ نکنید و پیش بسوی تاسیس شرکت و موفقیت بزرگ.



برگرفته از وبلاگ کارخانه تبدیل فکر به ثروت





نظرات() 

من برای میلیونر شدن عجله دارم!

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 19 مهر 1392-12:16 ق.ظ

 

اگر شما فقط یک اتاق ، یک خط تلفن و سی روز زمان برای کسب در‌آمد از اینترنت داشتید ، چکاری با آن‌ها می توانستید انجام دهید؟ خوب جالب نتیجه ائی از این برنامه نیمه مدون می‌توان گرفت که ممکن است برای خیلی‌ها ، خیلی مفید باشد.اینکه من در طی این مدت سی ماه چکاری انجام می‌دادم ، بماند برای فرصتی مناسب و طراحی هیجان انگیز اما آنچه اکنون در زمینه این برنامه کسب در‌آمد اینترنتی در سی روز می‌توانم به شما ارائه کنم نظر «گری ناکلز» یکی از بازاریاب های موفق کسب در‌آمد اینترنتی است.

گری ناکلز، و میلیونر شدن در 30 روز

«گری» به من لطف کرده و اولین کسی است که جواب این سئوال را برای من باز پس فرستاده.گری می گوید:

روز اول را به دنبال برنامه‌ریزی برای مشخص نمودن یک چارت برای کاری که باید در این سی روز انجام دهم ، می گذرانم. من می‌خواهم از اینترنت کسب در‌آمد کنم پس باید کالا یا کالاهائی برای فروش تهیه کنم ، مشتری هائی برای آن بیابم و مکانی برای کشاندن این مشتریان به آنجا و فروش به آن‌ها و همه این کارها باید تنها در سی روز انجام شود.

کار اول

خوب اول از همه باید مشخص کنم که هر کدام این کارها به چند روز زمان نیاز دارد و هر کدام چقدر از زمان مرا صرف خود خواهد نمود. همه این مطالب را طی یک روز کاری بدرستی و مطابق با واقعیات بگونه ائی تنظیم می‌کنم که بتوان در یک ماراتن سی روزه بدون اینکه بعد از سی روز مرده ائی نشسته بر پشت رایانه باشم از اینترنت کسب در‌آمد کرده باشم.مطالبی مانند میزان هزینه هائی که باید برای گسترش کار در ماه های بعد و قدم‌های بعدی تهیه نمود هم در این برنامه‌ریزی باید بخوبی بیان شده باشند. در‌ واقع من در ماه اول باید بتوانم به میزانی کسب در‌آمد نمایم که بتوانم وضعیت موجود را سرپا نگه دارم و از کسب در‌آمد اینترنتی ام هزینه هائی هم برای گسترش و بهبود کار بدست آورده باشم.

کار دوم و برنامه ریزی

همه این مطالب نقش بسیار مهمی برای برنامه ائی که در کسب در‌آمد اینترنتی ام برای این یک ماه می ریزم ، بازی می‌کنند و برنامه مدون روز اول باید شامل همه این‌ها باشد. درنهایت اما ریز جزئیات نهائی کار را همین برنامه روز اول مشخص خواهد نمود و قبل از آن نمی‌توان در مقاله ائی اینچنین به برنامه‌ریزی برای بعد آن پرداخت. اما احتمالاً کارهائی که انجام خواهم داد چیزی نزدیک به شکل زیر خواهد بود:سه روز زمان برای تهیه کالا و مصالح فروش صرف می کنم.

کالا را می‌توان از مکانی مانند Clican یا برنامه‌های نمایندگی فروش مانند آنکه قابل اعتماد نیز باشند و سرعت مناسبی در انتقال پول به حساب من داشته باشند پیدا نمود. نکته مهم در انتخاب کالا بررسی روزنامه‌ها و اخبار مربوط به داغترین کالاهائیست که می‌توان در کسب در‌آمد اینترنتی فروخت.همچنین سلسله مقالاتی برای ارائه به مشتریان آینده‌ام به عنوان مصالح فروش ( این مصالح فروش اصطلاحی است که بازاریابان کسب در‌آمد اینترنتی به هدیه هائی که به همراه کالای اصلی به مشتری می‌دهند می‌گویند که پیشتر در مقاله های همین پایگاه درباره آن‌ها صحبت نموده ایم. هادی ) نیز باید کاربردی و عملی و علمی باشند.

تهیه ابزارهای اولیه، راه رسیدن به آن

تهیه آن‌ها نیز نیازمند صرف مقداری وقت برای تحقیقاتی بیشتر از اینترنت خواهد بود: کتابخانه‌های عمومی ، دانشگاه‌ها و مؤسسات تحقیقاتی و آماری.در نهایت بعد از اینکه مشخص شد می‌خواهم چه چیزی بفروش برسانم ، پنج روز زمان صرف تهیه محل فروش خود می کنم. یک هاست و دامین ارزان‌قیمت که با بهای کمی می‌توان در اینترنت تهیه نمود و یک نرم‌افزار طراحی پایگاه و مقداری سلیقه ، رنگ ، طرح ، هیجان و عکس نیز کارهائیست که در پنج روز آینده انجام می دهم. تمام تلاش خود را در این پنج روز می نمایم که پایگاهی بر اساس اصول بازاریابی کسب در‌آمد اینترنتی و مدرن و «یوزرفرندلی» (شاید معنی فارسی آنرا بتوان گفت کاربر پسند) طراحی نمایم که بتواند کارهای فروش را بخوبی انجام دهد.

حساب های اینترنتی

تهیه حساب‌های اینترنتی مانند پی پل و ایجاد دگمه های خرید و اتصال آن به پایگاهم نیز جزء این پنج روز به حساب می آید.

ردیابی مشتری

در نهایت بعد از گذشت هشت روز من کاملاً برای فروش آماده‌ام اما هنوز یک کار دیگر هم هست مربوط به بازاریابی که باید آنرا بپرسم! اینکه مشتریان من بیشتر در کجای اینترنت پاتوق می اندازند؟ روز نهم به برنامه‌ریزی برای یافتن این پاتوق ها و حمله سراسری به این نقاط خواهد گذشت. احتمالاً این مکان ها که می‌توانند دارای مشتریان بالقوه مناسب برای پایگاه من باشند مکان هائی از جنس فروم ها یا پایگاه های وب دو هستند بنابر این من با شناسائی آن‌ها برنامه مفصلی برای تهاجم به این مکان ها ایجاد می کنم. در پایگاه ها وب دوئی مانند … حساب‌های کاربری ایجاد می‌کنم و طی دو هفته بعد تمام وقت خود را صرف اتصال به دیگران و ارائه مصالح فروش به آن‌ها و تزریق اطلاعات به آن پایگاه ها خواهم نمود.

فروم ها را نیز پر از سئوالات و جواب هائی خواهم نمود که در زیر هر کدام از آن‌ها امضائی با یک متن زیبا برای تشویق خواننده به ورود به پایگاهم باشد.لیست ایمیل هائی که از دوستان آشنایان و مشتریان سابقم دارم ( به شرطی که در این ماراتن بتوان از آن استفاده نمود ) را هم همیشه به دنبال خودم دارم و در طی این مدت ایمیل هائی با صداقت و بیان واقعیت صرف به آن‌ها خواهم نوشت و از ایشان تقاضا خواهم نمود که در صورت امکان ایمیل مرا برای لیست دوستانشان ارسال نموده و سری هم به پایگاه من بزنند!

با مداومت در چنین برنامه ائی احتمالاً در اواخر هفته سوم می‌توانم بسرعت به جمع نمودن پول لازم برای آنچه نیازمند تهیه آنم بپردازم!فکر می‌کنم این برنامه بسیار به آنچه در ابتدای آن طراحی شود مربوط باشد اما احتمالاً خارج از این راس مطالب نخواهد بود.





نظرات() 

دانلود کتاب صوتی هدف نوشته برایان تریسی

نوشته شده توسط :احسان
پنجشنبه 18 مهر 1392-11:47 ق.ظ


 

این کتاب از آن مردمان بلند پروازی است که می خواهند سریعتر پیشتازی کنند.

 اگر شما هم اینگونه فکر و احساس می کنید، بدانید که این کتاب برای شما نوشته شده است. نقطه نظرهای بیان شده در این کتاب سالها در سخت کوشی شما صرفه جویی می کند تا به مهم ترین هدفهای خود برسید. این کتاب عصاره همه مطالبی است که تا کنون آموخته ام.

این کتاب عصاره آموخته های من درباره موفقیت و دستیابی به هدف است. برای فرزندانم این کتاب در حکم نقشه راهنمایی است تا به آنچه در زندگی می خواهند برسند.این کتاب یک کتاب واقعا مفید، کاربردی و تاثیر گذار است.

 با خواندن این کتاب و عمل به رهنمودهای آن حتما و ۱۰۰% تحول عظیمی در زندگی شما رخ خواهد داد.اب هدف از ۲۱ بخش تشکیل شده تا قدم به قدم شما را متحول سازد .نکته ی جالب در مورده این کتاب استفاده از داستان های عبرت امیز واقعی و به کار بردن جملات زیبا از بزرگانی چون : البرت انیشتین ، ناپلئون هیل ،بنفیلد ،جیمز الن و … است.کتاب هدف اثر کتر براین تریسی سعی می کند با تغییر برخی رفتارهایتان زندگی شما را بهتر کند و همچنین با آموزش روشهای زمان بندی شده و منظمی از نظر مالی نیز تحول اساسی در زندگیتان بوجود خواهد آورد. این کتاب صوتی را می توانید در ادامه دانلود کنید.


لینک دانلود مستقیم:

دانلود قسمت اول (حجم: ۸MB)

دانلود قسمت دوم (حجم: ۹٫۷MB)

دانلود قسمت سوم (حجم: ۷٫۷MB)

 





نظرات() 

گفتگو با پژمان دشتی نژاد . جوان موفق ایرانی در گوگل و اریکسون

نوشته شده توسط :احسان
پنجشنبه 18 مهر 1392-10:56 ق.ظ

 

پژمان دشتی‌نژاد، جزو اولین وبلاگ‌نویسان ایرانی است. او تجربه‌های کاری مناسبی در دو کمپانی گوگل و اریکسون به دست آورده است.

پژمان دشتی نژاد، جزو اولین وبلاگ نویسان ایرانی است. او تجربه های کاری مناسبی در دو کمپانی گوگل و اریکسون به دست آورده است. اینترنت بازها، نوشته های پژمان را در سایت «یه وجب خاک اینترنت» به نشانی cyberpejman.com دنبال می کنند. او در این مصاحبه، چکیده هشت سال تجربه تحصیل، کار و کارآفرینی اش را بیان کرده است.

بد نیست برای شروع درباره تحصیلات و کارهایی که کرده ای صحبت کنیم.من در مقطع فوق لیسانس در دانشگاه سلطنتی استکهلم تحصیل می کنم. در حال حاضر هم دارم برای شرکت اریکسون کار می کنم. البته کارم در اریکسون پروژه ای است که خودم پیشنهادش را داده بودم. دو ماه طول کشید تا اریکسون مجاب شد که روی این پروژه کار کنم. پروژه در حوزه امنیت موبایل های هوشمند است. لیسانس و فوق لیسانس من IT است. البته همیشه سعی کرده ام درسم را در دو قسمت پیش ببرم. هم مهندسی و هم بازرگانی. در حوزه مهندسی روی امنیت شبکه به خصوص شبکه های بی سیم و روی موبایل های هوشمند کار کرده ام. واحدهای درسی بسیاری را هم در مورد بازرگانی و مدیریت خوانده ام.

 از جمله مدیریت امور مشترکین، اما حوزه اصلی مطالعاتم کارآفرینی بوده است. من یک سال برای گوگل کار کردم. آنجا در مقر اصلی گوگل در اروپا بودم، در دوبلین. در گوگل مدیریت سیستم های کنفرانس از راه دور را بر عهده داشتم. ضمن این که آموزش هم می دادم. الان هم علاوه بر کار تمام وقت در اریکسون، در شرکتی که خودم تاسیس کرده ام مشغول به کارم.

بسیار خوب. موافقی بحث را با نحوه استخدام و فرآیندهای مشغول به کار شدن در شرکت های بزرگ شروع کنیم؟ سرفصل هایی که برای استخدام شدن باید به آن ها توجه کرد چیست؟پاسخ به این سوال دو بخش دارد. بخش اول مربوط به پروسه ای است که یک نفر بخواهد برای استخدام در شرکت های بزرگ اقدام کند. اغلب کمپانی های بزرگ اصولا در وب سایت خود این امکان را فراهم می کنند. پروسه خیلی عجیبی هم نیست. آن ها مشخصات می خواهند و شما باید رزومه و cover letter بفرستی. طبیعتا هر جایی، شرایط خود را دارد. مثلا برخی می گویند ما فقط مقیم اروپا می خواهیم. اما قسمت دوم جواب سرفصل هایی است که برای شرکت ها مهمند.

اولین نکته این است که رزومه را حرفه ای و مناسب تهیه کنیم. فرم ظاهری رزومه بسیار مهم است. درست کردن یک رزومه با ساختار و چیدمان استاندارد، واقعا مهم است. نکته دومی که برای شرکت ها اهمیت دارد، کارهای فوق برنامه ای است که فرد انجام داده. این که عضو NGO بوده یا در کارهای خیریه شرکت داشته، برای آن ها مهم است. آن ها می خواهند بدانند کارمندشان، خارج از محیط کار چه می کند. حتی نوع ورزشی که انجام می دهیم یا سازی که می توانیم برای آن ها اهمیت دارد. نکته سوم، داشتن توانایی های مدیریتی در دو حوزه مدیریت پروژه و مدیریت انسانی است. شرکت ها همیشه به دنبال کم کردن هزینه های خودند و علاقه دارند کسی را استخدام کنند که هم در رشته خود موفق باشد هم بتواند پروژه و انسان ها را مدیریت کند. نکته چهارم، زبان انگلیسی است. این شاید برای ایرانی ها که زبانشان ضعیف است، مهم باشد. این که کسی انگلیسی را مسلط باشد، یک پیش فرض است. اما اگر بتواند زبان سومی را هم بلد باشد، در استخدام او خیلی تاثیر دارد. مسئله پنجم، کار بلد بودن است. تا زمانی که فرد دانش کافی برای انجام کاری نداشته باشد، نباید به شرکت اعلام کند که می خواهد در آن رشته کار کند.

 شاید بتوان مراحل اولیه استخدام را گذراند اما در مراحل سخت مصاحبه، به راحتی مشخص می شود که فرد تا چه اندازه می تواند از پس کار برآید. آنجا باید بتواند ریزترین سوالات را هم پاسخ دهد. به خصوص که اگر به این دلیل رد شود، نام و اطلاعاتش در بانک رزومه ها باقی می ماند و سابقه خوبی به حساب نمی آید. نکته ششم، داشتن اطلاعات کافی درباره شرکت مقصد است. مهم است که در حین مصاحبه، اطلاعاتی حداقلی درباره جدیدترین اخبار شرکت داشته باشیم. دانستن این امر هم سخت نیست. اخبار کمپانی های بزرگ در اینترنت وجود دارد. هفتمین نکته مهم، پست هایی است که فرد پیش از این داشته است. البته نتایج کار هم اهمیت خاصی دارد. برای شرکت ها مهم است که بدانند افراد تا به حال چه کرده اند و از آن ها می خواهند نتایج کارهایشان را ارائه دهند. این نتایج باید قابل لمس باشد و صرف این که کسی بگوید در شرکتی، قائم مقام مدیرعامل بوده، دردی را دوا نمی کند. نکته هشتم هم نوشتن یک نامه درخواست با ظاهری خوب است. مهم است که خود را خوب معرفی کنیم و در این نامه بگوییم که چرا فکر می کنیم به درد این کار می خوریم. داشتن یکدرخواست خوب، مقدمه ای است که شرکت ها به سراغ رزومه شخص بروند.

در گوگل مصاحبه ورودی هم وجود دارد؟بله. در گوگل بستگی دارد که فرد را برای چه کاری بخواهند. مراحل اولیه مصاحبه به صورت تلفنی است و در مرحله حضوری گاهی ممکن است مصاحبه 8 ساعت هم طول بکشد.

فکر می کنی بیشترین سودی که کار کردن در گوگل دارد چیست؟گوگل بینش کاری مرا عوض کرد. من در گوگل آن چیزهایی را که خوانده بودم، از نزدیک دیدم. البته کاستی های گوگل را هم دیدم. خوبی ها را همیشه می توان از طریق اخبار دید اما این که بدانیم آن ها چگونه کاستی ها را حل می کنند، آموزنده است. کار در گوگل حداکثر حرفه ای بودن را می طلبد. برای همین هم گوگل، هر امکاناتی را که بخواهی در اختیارت قرار می دهد. مثلا اگر بخواهی یک لپ تاپ دیگر به تو می دهد. تسهیلات جانبی اش مانند غذا و محل ورزش و سایر امکانات تفریحی، به شدت در بالا رفتن راندمان کاری تاثیر دارد.

پیدا کردن ارتباط های خوب هم شاید یکی از مزایای کار در چنین شرکتی باشد.

پیدا کردن ارتباطات واقعا مهم است. من در آنجا توانستم با سالار کمانگر و امید کردستانی (دو مدیر ارشد گوگل) آشنا شوم. در اریکسون شرایط از جهات دیگری بهتر است. به دلیل این که پروژه مال خودم است، بهتر می توانم پتانسیل هایم را به کار بگیرم.

به کاستی های گوگل اشاره کردی. آنجا مدیران چگونه می توانند مشکلات را حل کنند؟گوگل یک محیط فوق حرفه ای است. همه کارمندان از قبل تجربیاتی دارند و در گوگل آن را با تمام قوا به کار می گیرند. گوگل یک شرکت امریکایی است و امریکایی ها اصولا خیلی با اعداد و ارقام سر و کار دارند. کارمندان هر سه ماه یک بار گزارش بازدهی کارشان را می نویسند. این گزارش به مدیران بالاتر داده می شود و نتایج نهایی نیز در اختیار هیئت مدیره قرار می گیرد. ضمن این که یک بار در هفته، اعضای هر تیم کاری دور هم جمع می شوند و به صورت آزادانه طرح مشکل می کنند.

به هیچ وجه حالت رئیس و مرئوسی وجود ندارد و کاری هم به سابقه و تجربه ندارند. هر کسی که راه حلی دارد بیان می کند و سعی می کنند مشکل را حل کنند. از طرف دیگر به دلیل این که افراد کارشان را دوست دارند، محیط هم دوستانه است. اعضای یک تیم ممکن است در 10 کشور مختلف باشند و گوگل با فراهم کردن بستر ارتباطی مناسب، آن ها را به هم نزدیک می کند. گوگل برای فراهم کردن این شرایط، از همه امکانات استفاده می کند و سیستم های کنفرانس از راه دور این کمپانی، بسیار حرفه ای و البته گران قیمتند. شاید به دلیل قیمت بالای این تجهیزات باشد که سایر شرکت ها نمی توانند به راحتی از این امکانات بهره مند باشند.

راستی ایرانی بودنت، در روند کارها مشکلی به وجود نیاورد؟در شرکت های چند ملیتی، کاری ندارند که تو از کجا آمده ای. حتی در بسیاری از موارد حق ندارند در این زمینه ها چیزی بپرسند. اما حقیقت این است که به دلیل ایرانی بودن، مشکلاتی بر سر راه افراد به وجود می آید. بیشتر هم مربوط به گرفتن اقامت و حق کار است. من ایرانی های دیگری را هم دیده ام که به این خاطر با مشکل روبه رو شده اند. البته به طور کلی، پیدا کردن کار برای یک فرد مهاجر، آسان نیست.

خوانندگان این نشریه، فارغ التحصیلان دانشگاهند. در شرکت های بزرگ، مدرک چه نقشی در موفقیت کاری ایفا می کند؟درباره مدرک نمی توان یک نسخه واحد پیچید. باید ببینیم شرایط چه چیزی را ایجاب می کند. به این بستگی دارد که فرد می خواهد در چه حوزه ای و در کجای دنیا کار کند. در یک شرکت چند ملیتی، شما باید مدرک لیسانس داشته باشی. داشتن فوق لیسانس هم امتیاز ویژه ای است. البته استثنا هم وجود دارد. برخی را پیدا می کنید که فوق حرفه ای اند اما دیپلم دارند. شاید کسی بخواهد جزو این استثناها باشد. مدرک، اولین و شاید تنها چیزی است که یک فرد فارغ التحصیل در دست دارد که بتواند از طریق آن وارد یک شرکت شود. دانشجو هیچ تجربه جدی کاری ندارد و بنابراین با تکیه بر مدرک است که می تواند شروع کند.

جدای از این که یک جوان چه شغلی دارد، لازم است مهارت هایی را بداند که در کار به دردش بخورند. فکر می کنی کدام توانایی ها می تواند به هر کسی در کار کمک کند؟پاسخ این سوال 10 مورد را در بر می گیرد. یک فارغ التحصیل باید بتواند رزومه خوبی بنویسد. حتما باید مهارت های گفت و گو و سخنرانی خود را تقویت کند. کتاب زیاد بخواند و مهارت های مدیریتی (مدیریت پروژه و مدیریت زمان) را بداند. زبان انگلیسی یاد بگیرد. هر جا که می تواند مقاله بنویسد و منتشر کند. کارهای فوق برنامه انجام دهد. کار تیمی را بیاموزد. گزارش نویسی را یاد بگیرد. در حین درس خواندن، درس های تخصصی را خیلی خوب بخواند چون حتما در حین کار به کارش خواهند آمد. حتما هدفمند و هدف گرا باشد. از اهداف کوچک شروع کند و به اهداف بزرگ برسد.

کار کردن در یک شرکت بزرگ چه چالش هایی دارد؟کار کردن در یک شرکت بزرگ چند ملیتی، می تواند 4 چالش بزرگ داشته باشد. اولین نکته این است که باید کار گروهی را در حد حرفه ای بلد باشی و اگر این مهارت را نداشته باشی واقعا با مشکل روبه رو خواهی شد. چالش دوم این است که اعضای یک تیم در کشورهای مختلفی کار می کنند و در شرایط زمانی یکسان نیستند. مثلا یکی از اعضا ساعت 6 بعدازظهر باید با کسی کار کند که در نقطه دیگر از دنیا، 8 صبح سر کار آمده و سر حال تر است. چالش سوم مسافرت های بیش از اندازه است. گاهی این امر بسیار طاقت فرسا می شود و افراد وقت بسیار کمی را در خانه می گذرانند. چالش چهارم هم فشار و استرس بیش از اندازه است. مثلا ما در گوگل وظیفه داشتیم که همه کنفرانس های از راه دور را مدیریت کنیم و وقتی یک ارتباط با مشکل فنی روبه رو می شد، یک دقیقه زمان داشتیم تا آن را رفع کنیم.

در شرکت هایی که کار کرده اید، کارمندان غر هم می زدند؟کارمندان دو دسته اند. آن هایی که در گوگل کار نمی کنند مدام می گویند می خواهم بروم گوگل! اما برای گوگلی ها شاید کیفیت غذا یکی از چیزهایی باشد که برای آن غر بزنند. حتی غر زدن هم مکانیزم دارد و با ارائه بازخورد به شرکت، آن ها نواقص را رفع می کنند. البته من میانه خوبی با هوای ابری ایرلند نداشتم.

کار کردن در یک شرکت بزرگ و معتبر، چه مزیت هایی در اجتماع دارد؟افراد زیادی به خاطر این که در گوگل بودم، به من احترام می گذاشتند. حتی در اداره مهاجرت هم کارهای اداری ام را با تسهیلات و سرعت بیشتری انجام دادند. کار کردن در گوگل، برای ورود به اریکسون هم به دردم خورد. سوئدی ها هم به کسی که در اریکسون کار کند، خیلی احترام می گذارند.

درباره شرکت خودت بگو. در چه مرحله ای است؟راه انداختن این شرکت زمانی که در گوگل بودم شروع شد. نتوانستم طاقت بیاورم و کاری برای خودم راه نیندازم. یک ایده را انتخاب کردم و در استکهلم، آن را راه اندازی کردم. سه ماه است که شرکت شروع به کارکرده اما در مرحله نهان است. اگر مقدمات فراهم شود، به صورت تمام وقت روی آن کار خواهم کرد.





نظرات() 

بازی فکری و جذاب گردش پول

نوشته شده توسط :احسان
پنجشنبه 18 مهر 1392-10:44 ق.ظ

 

آیا تا کنون از خود پرسیده‌اید که چرا

عده‌ای غرق در رفاه و آسایش و ثروت هستند

و عده‌ای دیگر در زیر آوار مشکلات مالی دست و پا می‌زنند؟

فکر می‌کنید علت پولدار شدن ثروتمندان چه بوده است؟

آیا بخت و اقبال یار آنها بوده است؟

آیا مشیت الهی این بوده است که فقط عده کمی طعم شیرین موفقیت و ثروت را بچشند؟

·شالوده و اساس هر موفقیتی، آموزش است. ولی متأسفانه سیستم آموزشی ما چه در مدرسه و چه در دانشگاه، ما و فرزندان ما را با تعلیمات مالی و اقتصادی مورد نیاز برای ورود به دنیای واقعی کسب و کار آماده نکرده و نمی‌کند.به همین خاطر است که اکثر افرادی که به ثروت‌های بیکران دست یافته‌اند کسانی هستند که آموزشهای مالی و مهارتهای کسب و کار را یا ازپدران خود در منزل و در پشت میز شام آموخته اند و یا کسانی هستند که مدرسه یا دانشگاه را نیمه تمام رها کرده‌اند و این آموزشها را در محیط واقعی و از طریق آزمون و خطا به دست آورده اند.

آیا این افراد را می شناسید؟

توماس ادیسون مؤسس جنرال الکتریک

بیل گیتس مؤسس میکروسافت

پیر امید یار مؤسس ebay

کنراد هیلتون مؤسس هتلهای هیلتون

محمود خیامی مؤسس ایران خودرو

هنری فورد مؤسس فورد موتور

تِد ترنر مؤسس CNN

والت دیسنی مؤسس والت دیسنی

بهروز فروتن مؤسس مواد غذایی بهروز

و ...

همه و همه نوابغی هستند که یا به مدرسه و دانشگاه نرفته اند و یا اگر رفته اند آن را نیمه تمام رها کرده اند.

آیا تا به حال متوجه شده‌اید که چقدر معلم بی‌پول در اطرافتان وجود دارد، همینطور حسابدار، بانکدار و استاد دانشگاه، در حالیکه اکثر آنها افراد تحصیل کرده، باهوش و سخت‌‌کوشی هستند!

از آنجا که در مدارس و دانشگاهها دیدگاه ثروتمندان در مورد پول آموزش داده نمی‌شود، به همین خاطر نگرش فرزندان در مورد پول درمحیط خانواده و از طریق پدر و مادرها شکل می‌گیرد.

اما چگونه توقع داریم فرزندان دانش مالی را بیاموزند در حالی که پدر و مادرها خود از دانش مالی بی‌بهره ‌اند!

چگونه توقع داریم فرزندان، سرمایه‌گذار بار بیایند درحالی که پدر و مادرها خودشان از ریسک کردن در هراسند! به همین خاطر است که اصول ثروتمند شدن در خانواده‌های ثروتمند از نسلی به نسل دیگر سینه به سینه منتقل می‌شود و اکثریت جامعه از آموزش‌های مالی ثروتمندان به فرزندانشان بی‌نصیب می‌مانند.

·با توجه به ضعف‌های بزرگ موجود در سیستم آموزشی فعلی آقای رابرت کیوساکی (نویسنده کتاب پرفروش پدر پولدار، پدر بی‌‌پول و مؤسس شرکت Richdad) در آمریکا، دست به طراحی یک بسته آموزشی در قالب یک بازی به نام «گردش پول» زده‌اند و در این بسته آموزشی، آموزشهای مالی را که در مدارس و خانواده‌ها به دست فراموشی سپرده شده است، را در فضایی مفرّح به افراد آموزش می‌دهند. این بسته آموزشی که با استقبال فوق‌العاده جامعه جهانی روبرو شده و به زبان های زنده مختلفی ترجمه شده است، دنیای واقعی زندگی و کسب و کار را در فضایی مجازی شبیه سازی کرده و به افراد امکان می‌دهد تا در اثر تکرار این بازی تفکرات غلط مالی خود را که مانع پیشرفت و ثروتمندیشان می‌شود شناسایی کنند و با اصلاح آن مثل ثروتمندان بیندیشند.

این بسته آموزشی از طریق آخرین روشهای علم روان‌شناسی مثل NLP، روشهای نفوذ به ضمیر ناخودآگاه و ... اصول، تکنیک‌ها و عادات رفتاری و ذهنی ثروتمندان را به شما می‌آموزد و آنها را در وجودتان درونی می‌کند.

چگونه؟

مثال زیر موضوع را روشن‌تر می‌کند.

اولین جلسه رانندگی خود را به یاد بیاورید. چقدر سخت بود که باید تمام اعمال رانندگی را آگاهانه و به صورت همزمان انجام می دادید. تمرکز بر روی یک عمل شما را از اعمال دیگر غافل می کرد. مثلاً در هنگام تعویض دنده کنترل ماشین را از دست می دادید. ولی اکنون می توانید بدون این که فکر کنید با استفادة همزمان از گاز، کلاچ، ترمز و فرمان، ماشین را به درستی هدایت کنید. حتی این اتفاق برای شما پیش آمده است که برای مدت مدیدی رانندگی کنید در حالی که غرق در افکار روزمره هستید و ناگهان به خود می آیید و می بینید بدون این که توجه کرده باشید مسیر را درست آمده‌اید و ماشین را به درستی هدایت کرده اید.

می‌دانید علت چیست؟

شما در اثر تمرین، ممارست و تکرار در رانندگی ماهر شده‌اید، اصول رانندگی را به ضمیر ناخودآگاه خود سپرده اید و حالا بدون این که فکر کنید به سرعت می‌توانید در لحظه تصمیم‌گیری کنید و ماشین را به درستی هدایت کنید.

در واقع ثروتمندان نیز در اثر تمرین و تکرارِ اصول سرمایه‌گذاری، شناسایی فرصت‌ها را به ضمیر ناخودآگاه خود سپرده اند و با مشاهده فرصت‌ها به سرعت آنها را شناسایی و شکار می کنند.

شما هر چه بازی گردش پول را بیشتر انجام دهید، علاوه بر یادگیری اصول سرمایه‌گذاری، شناخت موقعیت‌های طلائی اقتصادی، شناخت بازار املاک و مستغلات، شناخت بازار بورس و انواع سهام، شناخت انواع کسب و کارها و ... می‌توانید اصول، تکنیک‌ها و قواعد آنها را به ضمیر ناخودآگاهتان بفرستید و بدون این که با آزمون و خطا در دنیای واقعی پول و وقت خود را از دست دهید، شم مالی و نبوغ مالی خود را بیدار ‌کنید.

شما از طریق این بستة آموزشی:

یاد می‌گیرید بجای این که برای پول کار کنید، کاری کنید تا پول برایتان کار کند.

از وابستگی مالی رهایی می‌یابید و به استقلال مالی می‌رسید.

بر ترس از شکست غلبه می‌کنید و قدرت ریسک پذیریتان را افزایش می‌دهید.

یاد می‌گیرید به جای زحمت بی ثمر، با هوشمندی کسب ثروت کنید.

با اصول سرمایه‌گذاری، حسابداری، اقتصاد و بطور کلی مدیریت مالی آشنا می‌شوید و می‌توانید آنها را به فرزندانتان انتقال دهید.

فرصت‌های طلائی اقتصادی را به سرعت شناسائی می‌کنید و می‌توانید آنها را شکار کنید.

به تفکرات اشتباه مالیتان پی می‌برید و بعد از انجام بازی مثل ثروتمندان می‌اندیشید.

در هنگام تحولات اقتصادی بجای ترس از دست دادن پول، می‌توانید پول بیشتری بدست آورید.

یاد می گیرید بدون ترک شغل فعلی خود با به گردش درآوردن صحیح پولتان و از محل سود سرمایه گذاریها و داراییهایتان کسب ثروت کنید.

یاد می‌گیرید با سرمایه‌ کم شروع به سرمایه‌گذاری کنید و بتدریج به سرمایه‌گذاری خبره تبدیل شوید.

حسابداری نوینی را فرا می‌گیرید که شما را قادر می‌سازد مدیریت مالی زندگی خود را به دست بگیرید.

شرکت مدیریت سرمایه روزبهان نماینده انحصاری شرکت Richdad در ایران این بسته آموزشی را با توجه به فرهنگ ایرانی بومی‌سازی و تولید کرده و با قیمت بسیار کمتر از نمونه خارجی آن به بازار عرضه نموده است.

 این بسته آموزشی در امریکا ، کانادا و اروپا به قیمت 200 دلار عرضه می‌شود و شرکت مدیریت سرمایه روزبهان برای امکان استفاده هرچه بیشتر خانواده‌های ایرانی از این بسته آموزشی ارزشمند، آن را به قیمت 15900 تومان همراه با دفترچه آموزشی و لوح فشرده رایگان در اختیار خانواده‌های ایرانی قرار داده و افتخار دارد با همکاری کلینیک کارآفرینی دانشگاه تهران اقدام به برگزاری کارگاه ها و کلاسهای آموزشی آن نموده است. والدین ایرانی همچنین می‌توانند با انجام بازی با فرزندانشان دانش مالی مورد نیاز برای ورود به دنیای واقعی را در فضایی دوستانه و مفرح به فرزندانشان آموزش دهند و اوقات فراغت آنها را هر چه بیشتر غنی سازند. دانشی که متأسفانه در مدارس و دانشگاه ها به آنان آموزش داده نمی شود.

به خاطر داشته باشید که نبوغ و شمّ مالی یک جریان فکری است که ما و فرزندان ما را قادر به حل و فصل مشکلات مالی مان می‌سازد. اگر شما امروز یک کارمند، معلم، سرایدار یا حتی یک جوینده کارباشید، باز هم قادر خواهید بود به خودتان و همه کسانی که دوستشان دارید و مایل هستید به استقلال مالی برسند، این مطالب را آموزش دهید. آرزوی ما این است که این بسته آموزشی به کمک تک تک افراد جامعه بیاید و به همگان آگاهی دهد که قادرند به سعادت، خوشبختی و رفاه برسند در صورتی که خود واقعاً خواستارش باشند.

آیا هنوز فکر می‌کنید ثروتمندان به صورت اتفاقی و شانسی و با معجزه ثروتمند شده‌اند؟

آیا فرزندان افراد متوسط جامعه باید برای همیشه قربانی ضعف سیستم آموزشی و فقدان آموزشهای مالی والدین‌شان شوند؟

آیا بهتر نیست به جای اینکه قدری پول به فرزندانتان بدهید اصول سرمایه گذاری و ثروتمندی را به آنها بیاموزید؟

آیا وقت آن نرسیده است بالاخره روزی فرزندان ما آموزشهای مورد نیاز برای ورود به دنیای واقعی را بیاموزند؟

آیا وقت آن نرسیده است تا آستینهایمان را بالا بزنیم و با فراگیری اصول دنیای واقعی کسب و کار و آموزش آن به فرزندانمان ضعف مفرط موجود در سیستم آموزشی را جبران کنیم؟

و بالاخره آیا وقت آن نرسیده است تایک بار برای همیشه با فراگیری اصول ثروتمندی، امروز خود و فردای فرزندانمان را متحول کنیم؟





نظرات() 

خرید محصولات خارج از خط تولید شرکتها

نوشته شده توسط :احسان
پنجشنبه 18 مهر 1392-01:20 ق.ظ

 

در همه ی کارخانه ها تولیدی ، یه سری از محصولات که تاییدیه کیفیت نگرفته اند یا خرابی اندک دارند و یا جزو محصولات قدیمی یا از مد افتاده هستند ، از دور خارج می شوند . این کالا ها یا بازیافت می شوند و یا مشتری های خاص خودشان را دارند .

ضایعات کارخانه ها ، کاربردهای فراوانی دارد . کارخانه های نساجی ، مواد غذایی ، وسایل الکترونیکی ، ظروف چینی ، ضایعات کاغذی و مقوا ، ضایعات پلاستیک ، ضایعات آهن ، ضایعات نفتی ، ضایعات دارویی و شیمیایی و ....

می توان این ضایعات را خرید و با کمی تغییرات با قیمت کمتر ، وارد بازار کرد .تغییرات ایجاد شده بستگی به خلاقیت شما دارد . یک ایده ی خلاقانه می تواند ضایعات را تبدیل به یک محصول دیگر ، با یک کاربردی دیگر کند .

کار ضایعات کار پرسودیست ولی آدم خاص خودش را هم می خواد .

طرف می ره خاک اره را از نجاری ها مجانی می بره و جایی دپو می کنه ، اول زمستان تنی بالای 100 هزار تومان به مرغداری ها می فروشه .

متاسفانه بعضا کود مرغداری ها را به گاوداری ها می فروشند و به عنوان خوراک گاو استفاده می شه .

ضایعات سنگ بری ها به صورت مجانی برده می شه و پس از خرد کردن با سنگ شکن به تولیدی های موزائیک فروخته می شه .

محصولات دارای تاریخ مصرف کم را با قیمت های نازل خریداری و به تعاونی های مصرف عرضه می کنند.

متاسفانه محصولات تاریخ گذشته را برای مصرف ثانویه و دام خریداری و یا فله می کنند و می فروشن و یا تاریخ را پاک می کنند و تاریخ جدید می زنند .

کاشی و سرامیک های مشکل دار را می خرن و در شهرستان های کوچک و یا امثال مسکن مهر و بساز و بفروش ها کار می کنند.
آهن آلات داغی (ضایعاتی) را زیر قیمت خرید ذوب آهن می خرند ، تا اونجاییش را که بتوانند به همون صورت به مشتری دقیقا به دو برابر قیمت خرید می فروشند ، مانده هاش را هم با 10 20 درصد سود می دن ذوب آهن و شرکت های مشابه. و ...

شرکت های معتبر و بزرگ معمولا 90 درصدشون از طریق مزایده می فروشند . و شرکت های کوچکتر دلال های ضایعات می رن و خرید می کنند.

حتی ایران خودرو و سایپا هم ماشین های مورد دار و مشکل دار و یا اونهایی که بدنشون توی خط ضربه خورده را از طریق مزایده هر چند ماه یکبار زیر قیمت می فروشه .





نظرات() 

جمع آوری ایده های جدید در سه سوت!!

نوشته شده توسط :احسان
پنجشنبه 18 مهر 1392-01:12 ق.ظ

 

به چه کاری مشغول هستی؟ کجا زندگی می کنی؟

 تا حالا شده تو شهری که زندگی می کنی از نبود امکانی رنج ببری و یه ای کاش بگی؟

 تا حالا شده تو کارت به اطلاعاتی یا خدماتی نیاز داشته باشی و اون خدمات تو صنفت و تو شهر شما نباشه؟ و یه ای کاش بگی؟

مثلا وقتی من تو شهرمون بعد از چند روز جستجو یه مغازه مناسب برای اجاره پیدا نکنم می گم ای کاش یه سایت مخصوص تجاری تو شهرمون بود که کاردرست بود و من مجبور نمی شدم اینقدر از این خیابون به اون خیابون برم.

یا اون موقع که با بیل سر زمین سیب زمینی می کندیم ارزو می کردم، کاش دستگاهی بود که این کار سخت رو انجام می داد، که اون دستگاه، آخرشم اومد، حالا که این دستگاه اومده باز ارزو می کنم دستگاهی باشه که خودش سیب زمینی ها رو جمع کنه تو گونی و در گونی رو هم بدوزه و کلا ما راحت بشیم .

شما چه آرزوهایی تو کارتون و تو شهرتون دارید؟

این آرزوها همون نیازهای واقعی هستند که منجر به ایده های واقعی می شوند،

 لطفا اگه موردی به نظرتون می رسه بفرمایید، شاید دیگرانی پیدا شدند و شما رو به آرزوهاتون رسوندند!





نظرات() 

آنهایی که از هیچ پول ساخته اند

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 17 مهر 1392-07:44 ب.ظ

 

من در گذشته وبلاگ دیگه ای داشتم این مقاله روش کار کرده بودم و تو وبلاگ گذاشته بودم امروز این مقاله تو کامپیوترم دیدم و با خودم گفتم این مقاله بزارم تا شاید بدرد شما عزیزان بخوره فقط مقاله کمی قدیمیه و قیمت ها فرق کردن

«فقط با ماهیانه ۱۵ هزار تومان هرروز صبح نان تازه بخورید.»

این آگهی به همراه یک شماره تلفن در سرتاسر خیابان جردن پخش شده است. شماره را که می گیرم، مردی گوشی تلفن را بر می دارد. وقتی می گویم بابت آگهی نان تماس گرفته ام، می گوید: «آدرستان را بدهید. تا از فردا صبح نان تازه بخورید.» صدایش جوان است و لهجه شهرستانی دارد. وقتی می گویم: «چطور این فکر به ذهنت رسید؟» کل زندگی اش را یک باره روی دایره می ریزد. «من توی همین کوچه... داخل یکی از ساختمان ها سرایدار هستم. اینجا بالای شهر است.

آدم های بالای شهر تنبلند. یعنی اگر تنبل هم نباشند هیچ وقت خوششان نمی آید در صف نانوایی بایستند. یک همسایه داریم که همیشه به من پول می دهد و می گوید: «صبح زود که بلند می شوی برای ما هم نان تازه بگیر.» من هم این کار را انجام می دهم.
یعنی خیلی وقت است که این کار را می کنم. نان دانه ای ۱۰۰ تومان است ولی خانم... هر روز به من ۲۰۰ تومان می دهد. کلی هم تشکر می کند. کم کم همسایه ها فهمیدند و آنها هم اضافه شدند. فهمیدم اگر این طرح را بریزم همه استقبال می کنند.

من حساب کردم و دیدم اگر هر خانواده روزی سه تا نان هم از من بخواهد جمعش می شود ۹۰۰۰ تومان. اما اینجا برای این آدم های پولدار که ۱۵۰۰۰ تومان پولی نیست. بقیه اش هم می شود حق الزحمه من.» هنوز یک ماه نیست که تراکت هایش را پخش کرده، اما می گوید: «کلی مشتری پیدا کرده ام. دیگر شب ها با نانوا هماهنگ می کنم که برای فردا صبح چقدر نان می خواهم و نانوا، نان ها را رأس ساعت هفت برایم آماده می کند.» می خندد و می گوید: «می خواهم پولدار شوم و یک ماشین بخرم که با آن نان ها را پخش کنم. الان با دوچرخه نان ها را پخش می کنم.»


شعبه آب اناری در سرتاسر ایران


خودش سال گذشته در یک سانحه رانندگی در گذشت. اما می گویند: «قبل از فوتش، تعداد شعبه های مغازه اش به ۱۰۰ رسیده است.» ۱۰۰ شعبه آب اناری در سرتاسر ایران. از محمد پیامی می گویم که بعدها به محمد اناری معروف شد. او کارش را از انار فروشی شروع کرد و در عرض چند سال اعداد و ارقام زندگی اش به میلیاردها تومان رسید.

او به سلطان انار ایران معروف شد و چند باری از شروع کار و فکر اقتصادی اش برای خبرنگاران توضیح داد: «خودم خرمشهری هستم و زنم ساوه ای است. از خرمشهر آمدم ساوه و آرایشگاه زدم. منتها از دولا و خم شدن جلوی مردم خسته شدم. یکدفعه به سرم زد از ساوه انار بخرم و بیاورم تهران و بفروشم. انارها را می ریختم توی صندوق عقب پیکان. می آمدم تهران. کنار مغازه میوه فروش ها مثل یک دست فروش ساده انار می فروختم. مردم انار تازه می خواستند. کاری به مغازه میوه فروشی نداشتند. یکراست می آمدند سراغ من و انار می خریدند.

با باغدارهای ساوه حرف زدم که انارشان را به من بفروشند. انار خوب را کیلویی ۱۰۰ تومان می خریدم و می فروختم ۸۰۰ تومان. کم کم مغازه دارها هم به فکر این افتادند که انار تازه بیاورند.» اما محمد اناری کم نمی آورد. او در مصاحبه اش می گوید: «باید کاری می کردم که آنها از میدان به در شوند. پس انار دانه کرده به مردم فروختم.

زحمت داشت، اما سود هم داشت. چند تا کارگر گرفتم تا انارهایم را دانه کنند، بشویند و توی بسته بندی ترو تمیز به تهران بیاورند.» بعداز آن هم فکر آب انار به ذهنش می رسد. «دیدم مردم انار تازه می برند و انار له شده را دور می ریزند. پس به فکرم زد که آب انار را بگیرم و بفروشم.»





نظرات() 

نوجوان خلاق 30 میلیون دلاری

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 17 مهر 1392-06:54 ب.ظ

 

نوجوان خلاق 30 میلیون دلاری ؛ اپلیکیشن هوشمندی که مطالب اینترنت را برایتان خلاصه می‌کند

وقتی در اینترنت هستیم و می‌خواهیم به سرعت مقاله‌هایی در مورد مطلبی پیدا کنیم و مطالعه کنیم، بارها شده که آرزو کرده‌ایم که ای کاش کسی در کنارمان بود، مقالات بلند را می‌خواند و چکیده و خلاصه‌شان را برای ما نقل می‌کرد.

چنین آرزویی در نگاه اول محال به نظر می‌رسد، اما نه برای پسر شانزده ساله نویسنده اپلیکیشن Summly.

این اپلیکیشن می‌تواند نتایج جستجو، اخبار و مقالات را به صورت هوشمندانه‌ای خلاصه کند. پژوهشگرانی دانشگاه MIT هم حتی از عملکرد این اپلیکیشن راضی بوده‌اند و می‌گویند که این اپلیکیشن می‌تواند با کیفیت خوبی مقالات آکادمیک را ۳۰ درصد خلاصه کند.

اما من می خوام برداشت شخصی خودم رو در این باره براتون بنویسم....

این اتفاق برای من خیلی جذابیت داشت ، تقریبا یک سال پیش ، در مورد این موضوع مطلبی را در مجله منتشر کردم . چند نکته ی مهم در این خصوص وجود دارد :

اول . خلاقیت ، شجاعت ، پشتکار

عنوان خبر این بود : نوجوان 15 ساله یک اپلیکیشن هوشمند تولید که 100 هزار بار دانلود شد . این نوجوان ، یک بچه دبیرستانی بود .

همین الان بعضی از دانشجویان ، از صحبت درباره چنین مباحثی وحشت دارند . به عنوان مثال 2 سال پیش ، با یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد علوم کامپیوتر دانشگاه شریف در مورد ایده ای جدید در زمینه مترجم متن صحبت کردم ؛ در حالی که به شدت وحشت زده بود و می گفت "نمیشه" از من می خواست که بهش فکر نکنم . او Google Translatorرا خدا می دونست و می گفت اگر گوگل نتونست پس هیچ کس نمیتونه .

اگر چنین دیدی دارید ، لطفا ادامه این مطلب را نخوانید . همه ی استارتاپ ها و اپلیکیشن هایی که توسط گوگل ، مایکروسافت ، یاهو یا فیس بوک خریداری شدند ، چند ویژگی داشتند :

· ایده ای خلاقانه داشتند

· تیم باهوش و شجاعی داشتند

· توانستند کاربران را جذب خود کنند

· خودشان را ارزشمند می دانستند

اینقدر ارزشمند که شرکتی مثل گوگل تصمیم بگیرد ، این استارتاپ را به مجموعه ی خود اضافه کند .

شجاع باشید . اعتماد به نفس داشته باشید. خودتان را باور کنید و بدانید که شما می توانید .

اما در مورد خلاقیت ....

ایده ی خلاقانه ، یعنی ایده ای که وقتی برای اطرافیان بیان کنی ، اکثرا بهت میخندن یا میگن نمیشه . اگر غیر از این باشه ، ایده زیاد خلاقانه نیست . (استیو جابز)

ایده خلاقانه ، یعنی فکری که همه نتونن تصورش کنن . یعنی باید چارچوب ها رو بشکنی .

و در نهایت چیزی که خیلی اهمیت دارد....... پشتکار ......

اگر از کاری واقعا لذت ببری و بهش علاقه مند باشی ، حتما پشتکار خواهی داشت . به این راحتی کوتاه نمی آی . تمام تلاش خودت رو می کنی تا کار به ثمر بنشیند . حتی ممکنه که شب نخوابی ، صبح زود بیدار شی و پروژه رو با عشق به نتیجه برسونی .

دوم . پول در آوردن را فراموش کنید .

واقعیت این است که کسانی که برای پول درآوردن ، اپلیکیشن می نویسند یا کتاب می نویسند ، محکوم به شکست هستند .

برعکس ، کسانی که از کاری که انجام می دهند ، لذت می برند و حتی حاضرند رایگان آن کار را انجام دهند ، اثری جاودانه از خود خلق می کنند .

پس سعی کنید کاری را انجام دهید که ازش لذت می برید . در غیر اینصورت دیر یا زود دل سرد می شوید و کار متوقف می شود و پیش خودتان میگید : اینجا ایران است . من نمیتونم .

و اصلا به فکر پول در آوردن نباشید . سعی کنید آن کار را به بهترین شکل ممکن انجام دهید و دیگران را به کار خود علاقه مند کنید . حتی با ارائه اپلیکیشن رایگان .

من با این فکر ها آشنا هستم : خب من میرم یه اپلیکیشن می نویسم به قیمت 1 دلار عرضه می کنم . اینترنت 2 میلیارد نفر جمعیت دارد . اگر فقط و فقط یک میلیون نفر این اپلیکیشن را بخرند ، من یک میلیون دلار درآمد کسب می کنم .

این حرف ها خیال بافی است . هیچ کس حاضر نیست برای یک اپلیکیشن غیر خارق العاده ، حتی 1 دلار بپردازد . از طرفی ، یکی از بزرگترین مشکلات اپلیکیشن های ایرانی این است که تبلیغات خوبی در مورد آنها صورت نمی گیرد . شما نیاز دارید که کاربران اینترنت ، اپلیکیشن شما را ببینند .بنابراین باید موج های تبلیغاتی ایجاد کنید .

سوم . حرکت به سمت هوشمند شدن

دنیا در حال حرکت به سمت وب معنایی است .همه نرم افزارها و اپلیکیشن ها در حال هوشمند شدن هستند . در این میدان ، اپلیکیشن هایی شانس بیشتری برای موفقیت دارند که بتوانند ارتباط خوبی با انسان ها و سایر نرم افزارها برقرار کنند و برخی از کارها را به صورت اتوماتیک انجام دهند .

بنابراین در مورد موضوعات زیر تحقیق کنید:

وب معنایی (Semantic web)

پردازش زبان طبیعی (Natural Language Processing) یا NLP

یادگیری ماشین (Machine Learning)

شبکه های عصبی (Neural Network)

و ...

چهارم . نیازها

سعی کنید نیازها را بشناسید . هر جا نیازی دیدید ، کمبودی ، ضعفی دیدید . بدانید به گنجینه ای از ایده های بکر نزدیک شدید . هرچه نیازها اساسی تر و عمیق تر باشد ، شانس موفقیت شما بیشتر خواهد بود . حساس باشید . از اتفاقات روزمره زندگی به سادگی عبور نکنید .

امیدوارم شما یکی از میلیونر های موفق دنیای تکنولوژی باشید .





نظرات() 

یاد بگیرید با کاغذ ایده های بزرگتونو عملی کنید

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 17 مهر 1392-06:29 ب.ظ

 

معمولا افراد خلاق و کارآفرین از نظر داشتن ایده کمبودی ندارند، اما اگر ایده ها به خوبی مدیریت نشوند این قدرت خلاقه به سرعت می تواند تبدیل به یک ضعف شود. پیام های ثابتی که از ذهن یک فرد مستقل می گذرد ممکن است شامل چنین تفکراتی باشد:

باید به سمت آن حرکت کنم. اگر فرصت بزرگی را از دست بدهم چه می شود؟ ای کاش پول داشتم تا این کار را انجام می دادم، این ایده بسیار بزرگی است.



این سردرگمی ذهنی(ایده های زیاد، وقت بسیار کم)، یک کامیون ایده های بزرگ را به توقف با صدای ترمز بلند وادار می کند پیش از آنکه حتی وارد مسیر شوند!

بکارگیری یک راهکار سیستماتیک برای یک فرد مستقل خلاق، با
نیمکره راست فعال
همیشه کار آسانی نیست. برای همین است که موفق نمی شوید.

اما کاری که باید انجام دهیم، کنترل و سازماندهی این ایده ها می باشد. در این سری مطالب به این تکنیک ها می پردازم.

آنها را از ذهن خود خارج کرده و روی کاغذ بنویسید

نگه داشتن تمامی این ایده های درخشان در مغز کار خسته کننده ای است. باید خارج شوند! اگر نیمکره راست شما فعال باشد باید یک دوجین کاغذ در اطرافتان باشد که استراتژی و کار روزانه تان در آن نوشته شده باشد. با مرتب کردن ایده های خود آغاز کنید، بزرگ و کوچک. آنها را بر اساس نیازهای خود دسته بندی و اولویت بندی کنید.

آیا به درآمد فوری نیاز دارید؟ آیا باید علامت تجاری خود را ارتقا دهید؟ آیا باید سیستم های شما در جای خود بکارگرفته شوند؟ آیا باید نیازهای مشتریان را برآورده سازید؟ و آیا به سادگی شما باید با استفاده از خلاقیت خود در مسیری جدید، خوشی بیشتری فراهم سازید؟

اکنون یک ایده (بله، تنها یک ایده) را انتخاب کرده و دست به کار شوید. در تکنیک های دیگر به چگونگی انسجام بیشتر افکار بر روی یک کار و اجرایی کردن یک ایده می پردازم.





نظرات() 

کسب و کار با پرورش گیاه استویا(300 برابر شیرینتر از شکر)

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 17 مهر 1392-04:54 ب.ظ

 

استویا مناسب ترین شکر برای دیابتی ها و افراد دارای رژیم برگهای گیاه استویا ۳۰۰ برابر شیرین تر از شکر طبیعی هستند. کالری استویا بسیار پایین (در حد صفر ) است و هیچ تاثیری بر قند خون، فشار خون و همچنین اثر پوسیدگی بر روی دندان ندارد.
بنابراین افراد دیابتی میتوانند با خیال راحت از آن استفاده کنند ،

ضد جرم دندان بوده و خاصیت هضم کنندگی دارد و یکی از مناسب ترین شکر برای دیابتی ها و افراد دارای رژیم است.
استویا دارای آهن، منیزیم،منگنز،فسفر،پتاسیم، سدیم و کلر است و همچنین دارای ویتامین های C,B3,B2,B1 میباشد.

مصرف برگ استویا به همراه چای به بیماران دیابتی و افراد دارای رژیم لاغری بسیار پیشنهاد میشود.

برگ استویا به همراه چای

مصرف برگ استویا به همراه چای به بیماران دیابتی و افراد دارای رژیم لاغری بسیار پیشنهاد میشود.

استویا مناسب ترین شکر برای دیابتی ها و افراد دارای رژیم

برگهای گیاه استویا ۳۰۰ برابر شیرین تر از شکر طبیعی هستند. کالری استویا بسیار پایین (در حد صفر ) است و هیچ تاثیری بر قند خون، فشار خون و همچنین اثر پوسیدگی بر روی دندان ندارد.

بنابراین افراد دیابتی میتوانند با خیال راحت از آن استفاده کنند،

ضد جرم دندان بوده و خاصیت هضم کنندگی دارد و یکی از مناسب ترین شکر برای دیابتی ها و افراد دارای رژیم است.

استویا دارای آهن، منیزیم،منگنز،فسفر،پتاسیم، سدیم و کلر است و همچنین دارای ویتامین های C,B3,B2,B1 میباشد.

توجیه اقتصادی کشت و پرورش استویا

در هر یک هکتار ۱٫۵ تن برداشت

۱٫۵ تن را در پایین ترین قیمت یک کیلوگرم آن در بازار ضرب کنید


۱٫۵۰۰×۶۰٫۰۰۰ =؟ نود میلیون تومان فـقـط در هر برداشت سالیانه

هر سال می بایست دو بار از گیاه برداشت شود.

میدانستید استویا یک گیاه چند ساله است؟

یکبار کشت = چندین سال برداشت از استویا

استویا حرف اول را در گیاهان دارویی میزند.

ضمننا در مقادیر بالا، ما کمترین آن را در نظر گرفتیم.


بعضی فصل ها، همانند حال (زمستان) بدلیل کمیاب بودن و بهتره گفت نایاب بودن، قیمت آن چندبرابر!!! که چه عرض کنم؟ حدود ۲۰ برابر می شود!!!

باتوجه به وضعیت فعلی ، که بسیار خوب هم است و اصلا هیچ گونه تورم اقتصادی هم وجود ندارد.

و باتوجه به طرح توجیه اقتصادی استویا، میتوان گفت:

بهار و تابستان را بیشتر زحمت بکشید، اواسط پاییز تا زمستان را در منزل مقدس استراحت فرمایید.

از همین حالا می توانید شما هم یکی از تولید کنندگان استویا باشید.

شما نیز میتوانید از این کشت درآمدزا استفاده زیادی کنید.

متن بالا بصورت خلاصه ای از بازار فروش برگ استویا می باشد.

پیشنهاد میکنیم چندین بار متن فوق را ملاحظه فرمایید.


فروش عمده گیاه استویا
حداقل سفارش

قـیـمـت واحـد

جـمـع کـل

۱٫۰۰۰ عـدد

۵۵۰ تـومان

۵۵۰ هزار تـومان

۱۰٫۰۰۰ عـدد

۵۰۰ تـومان

۵ میـلیـون تـومان

معرفی گیاه استویا

امروزه و با توجه به نحوه زندگی مردم جهان و تغییر عادات غذایی انها مشکلات ناشی از غذا به گونه ای دیگر خود را نمایان ساخته است.

تنوع غذایی، استفاده از غذاهای آماده، مصرف نگهدارنده ها در مواد غذایی، استفاده از انواع طعم دهنده ها، حجم دهنده ها و بسیاری دیگر از مواد افزودنی به انواع غذاهای مورد مصرف، در جوامع انسانی; مشکلاتی را ایجاد کرده و بسیاری از مردم را برای مصرف غذاهای ساده تر طبیعی تر و رژیمی ترغیب کرده است.

از طرفی در تمامی جوامع، انسانهایی هستند که از مشکلاتی مانند: قند خون و یا چربی خون رنج میرند و هزینه های زیادی را برای درمان می پردازند .

استویا ربادیانا گیاهی است که به صورت وحشی در پاراگوئه و برزیل میروید.برگهای این گیاه حاوی گلیکوزید است که عامل شیرینی ان است و بیش از ۳۰۰ گونه از ان تا کنون شناسایی شده اند.

استویا را در تمامی اقلیم های مختلف ایران، می توان کشت و پرورش داد.

این گیاه را میتوان براحتی جایگزین شکر نمود چون برگهای این گیاه حدود ۱۰ تا ۱۵ بار شیرین تر از شکر معمولی بوده و عصاره تصفیه شده ان که پودری سفید رنگ بوده و حاوی ۸۵ تا ۹۵ درصد استویوزید میباشد ۲۰۰ تا ۳۰۰ بار شیرین تر از شکر است . شیرینی این گیاه شبیه به گیاه شیرین بیان دارد.

این ماده بهترین جایگزین برای شیرین کنندههای مصنوعی است . این ماده هیچگونه کالری ندارد و تولید انرژی نمیکند.

برای افراد دیابتی توصیه میکنم از محصولاتی که از گیاه استویا استفاده میشود مصرف کنند و حتی در برخی مقالات ذکر شده که این ماده باعث کاهش قند خون نیز میشود.





نظرات() 

با صنایع دستی هم میشه پولدار شد

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 17 مهر 1392-04:28 ب.ظ


با اینکه مدت زمان زیادی از عرضه ی گلیم کیف ها نمی گذرد ولی بسیار مورد استقبال قرار گرفته است. کیف هایی در عین سنتی بودن، زیبایی خاصی دارند و برای تمام سنین مناسبند. شاید کمتر کسی بداند که اولین بار یک یزدی این گلیم کیف ها را تولید کرده است، برای اینکه بفهمیم این کیف ها از کجا آمده اند پای حرف های مردی می نشینیم که تا پنج سال پیش یک ورشکسته بود و حالا با گلیم کیف هایش دنیا را فتح کرده است. مردی که پشت میز کارش نمی نشیند در عوض به انبوه کیف هایش تکیه می دهد، چای می نوشد و از فکرهایش می گوید...

-در مورد فعالیتتون توضیح بدین چند ساله تو کار گلیم هستین

شیخ علیشاهی: الان 15 ساله که به طور تخصصی گلیم کار می کنم. 5 ساله که به طور حرفه ای کیف گلیم تولید می کنم. در واقع ایده ی کیف گلیم 10 سال پیش استارت خورد اما به دلایلی طرحی که توی ذهن داشتم 5 سال متوقف و کار تعطیل شد و حالا پنج ساله که به صورت تخصصی کیف گلیم تولید می کنم و ادعا می کنم که اولین تولید کننده ی کیف سنتی تو ایران هستم.

-ایده ی این کیف گلیم ها از کجا اومد؟

شیخ علیشاهی: من و برادرم تولید کننده و صادر کننده ی گلیم بودیم. ما گلیم ها رو به آلمان صادر می کردیم. آلمانی ها آدم های دقیقی هستند اگر کار کوچکترین خطایی داشت اون رو بر می گردوندند. بعد از یه مدت دیدیم مرجوعی هامون خیلی زیاد شده فکر کردم با این مرجوعی ها چی کار میشه کرد به این تنیجه رسیدم که میشه از گل های این گلیم ها کوسن درست کرد. سال 78 بود که کوسن گلیم رو درست کردیم که استقبال شد بعد از یه مدت دیدیم پرت های کوسن ها هم خیلی زیاده! یه روز دیدم 40 تن ضایعات کوسن داریم! همونجا بود که جرقه ی کیف گلیم به ذهنم رسید. 2 خانم استخدام کردم و ازشون خواستم با نخ و سوزن به صورت دستی تکه های گلیم رو به هم بدوزند و کیف درست کنند. اینجوری کیف گلیم درست شد.

-اون زمان از این کیف ها استقبال شد؟

شیخ علیشاهی: نه. اوایل ما رو مسخره می کردن که خورجین درست کردیم ( خنده ی جمع). حتی مغازه های صنایع دستی هم استقبال نکردند. برای بازاریابی این کار خیلی تلاش کردم. یادمه چندتا از کیف ها رو به یک مغازه دادم و گفتم الان پول نمی خوام وقتی فروختی پول من رو هم بده و درست سه روز بعد تلفن کرد و گفت همه ی کیف ها فروش رفته. الان وضع فرق کرده اون زمان از پرتی های گلیم، کیف درست می کردم حالا گلیم تولید می کنم برای کیف! ماهیانه 1800 متر گلیم مصرف می کنیم. الان 10 نمایندگی خارج از کشور داریم

-استقبال خارجی ها از این کیف ها چطوره؟

شیخ علیشاهی: من از مکزیک، ایتالیا، امارات، ترکیه، استرالیا و ... مشتری دارم و واقعا نمی تونم جواب همشون رو بدم.

-حالا چرا قیمت این کیف ها اینقدر بالاست؟

شیخ علیشاهی: ببینید ما سال گذشته تو کشور 50 درصد تورم داشتیم. مواد اولیه ما 100 درصد گرون شده و ما فقط 15 درصد محصولاتمون رو گرون کردیم. البته من تولیدم رو بالا بردم تا هزینه ها رو پایین بیارم.


-بیشتر چه رده ی سنی از این کیف ها استقبال می کنند؟

شیخ علیشاهی: از بچه ی 10 ساله تا خانم های 80 ساله از این کیف ها استفاده و استقبال می کنند. ما 20 مدل کیف داریم.

- از چه طرحی برای گلیم ها استفاده می کنید؟

شیخ علیشاهی: از طرح های گلیم یزد که نقشه ی هرات و مروسته. گلیم طرح های خاص خودش رو داره ما طرح عشایر فارس رو استفاده می کنیم. جدیدا هم داریم ترکیب طرح های سنتی و مدرن رو امتحان می کنیم.

- این کار تولید خارجی هم داره و آیا تولیدات خارجی روی کار شما تاثیر داشته؟

شیخ علیشاهی: نه نمونه خارجی نداره این سبک فقط سبک ماست. من برای نمایشگاهی رفتم ایتالیا 109 کشور تو اون نمایشگاه حاضر بودند ولی هیچ کشوری تولیدی شبیه ما نداشت.

-گلیم کیف های شما مهر یونسکو دارند، از این مهر بگید

شیخ علیشاهی: چند وقت پیش متوجه شدم از طرف یونسکو کارشناسی برای تایید صنایع دستی میاد اونها کالا رو از لحاظ کیفیت، تعداد تولید، عدم آسیب به محیط زیست و ... بررسی می کنند اگر مورد تایید بود می تونیم از آرم یونسکو رو کالاهامون استفاده کنیم. خدا را شکر ما 2 بار تونستیم مهر یونسکو رو بگیریم. مهر یونسکو یعنی اعتبار، قدرت تولید، کیفیت مواد اولیه. این یکی از دلایل موفقیت ما خارج از کشوره، شرکت های بزرگ دنیا به خاطر تایید یونسکو با ما همکاری می کنند.

- چرا در یزد افراد کمی تونستند مهر یونسکو رو برای فعالیت هاشون بگیرند؟

شیخ علیشاهی: بسیاری از صنعتگران ما اصلا شناختی نسبت به این موضوع ندارند. اطلاعات کافی هم ندارند. واقعیت اینه که فرهنگ سازی هم نشده.

- کی باید فرهنگ سازی کنه

شیخ علیشاهی: به نظرم سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی باید این کار رو بکنه. باید به صنعتگر توضیح بده که الان همه ی دنیا به دنبال مهر یونسکو هستند. البته من کم کاری رو از طرف خود صنعتگران هم می دونم. صنعتگر خودش باید قدم رو برداره. من یکسال دنبال تایید یونسکو بودم.

- پس میشه از شما به عنوان راهنما استفاده کرد

شیخ علیشاهی: من هر کاری از دسنم بر میاد انجام میدم. حتی فوت کوزه گری کارم رو به رقیب هام هم میگم. خیر اینه که تجربیاتت رو به دیگران بدی. اگه دست کسی رو نگیری خدا دستت رو نمی گیره

-دلیل موفقیت خودتون رو چی می دونید؟

شیخ علیشاهی: قیمت فروش ما به صورت عمده و توی مغازه هامون یکسانه. کیف های ما گارانتی داره یعنی در هر شهری به فروشگاه های ما مراجعه کنید می تونید گلیم کیف ها رو تعویض کنید. الان داره دست تو کار ما زیاد میشه باید خلاقیت داشت. تیمی که الان دارند برای من کار می کنند یه تیم جوان هستند که می خوام تجربیات خودم رو بهشون انتقال بدم. من از همه ی اونها کمک می گیرم بنده های خدا هر کدوم استعداد خاصی دارند. سه کارگاه تولیدی دارم و 50 نفر اشتغالزایی شده که همه جوان هستند. یکسری طراح دارم که دانشجوی فرش یا گرافیک هستند. هر کدام استعداد خاصی دارند. ما تا دو ماه دیگه کیف های جدیدی رو با رنگ های جدید تولید می کنیم.

-این همون خلاقیته که میگید باید توی کار باشه که بازار رو به دست بگیرید؟

شیخ علیشاهی: بله دقیقا

- چرا از جوان ها استفاده می کنید؟

شیخ علیشاهی: چون جوان ها انگیزه دارند یکسری اهداف به آن ها تزریق می شود و همین باعث میشه دیدشون نسبت به زندگی عوض بشه. گاهی مسائلی رو به من میگن که به ذهن خودم نرسیده.

-مثلا چی؟

شیخ علیشاهی: مثلا یکی از بچه هایی که کیف ها را بعد از ساخت تمیز می کند پیشنهاد داد که اگر دسته ی این نوع کیف را مثلا اینطوری درست کنیم بهتر است چون او در روز حدود 500 کیف را تمیز می کنه و همه رو امتحان کرده پس می فهمه که استفاده از کدوم راحت تره.

- آقای شیخ علیشاهی شما پولدارید؟!

شیخ علیشاهی: من 5 سال پیش کارم رو با 120 میلیون بدهی شروع کردم! ورشکست شده بودم، طلبکارهام حکم جلبم رو داشتن اما انگیزه داشتم کارم رو با 10 تا کیف شروع کردم و به اینجا رسیدم.

-جقدر طول کشید که بدهی ها رو پرداخت کنید؟

شیخ علیشاهی: بعد از سه سال بدهی هام صاف شد. من یه برنامه ی هفت ساله برای خودم طراحی کردم اینکه بعد از هفت سال قراره به کجا برسم. پنج سال گذشته و فقط 2 سال از برنامه ام باقی مونده.

-دوسال دیگه قراره به کجا برسید؟

شیخ علیشاهی: من می خواستم بعد از برنامه ی 7 ساله 30 نمایندگی توی ایران و 30 نمایندگی خارج از کشور داشته باشم حالا بعد از پنج سال 75 نمایندگی داخل ایران دارم! و 10 نمایندگی خارج از کشور که تا دوسال دیگه باید به 30 تا برسه.

- پس الان پولدارید (خنده ی جمع) این رو می پرسم برای اینکه بگم میشه با صنایع دستی هم پول درآورد

شیخ علیشاهی: با صنایع دستی خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرش رو بکنید می تونید پول در بیارید. اگر نوآوری داشته باشی و به روز باشی، موفقی

-اگر متولی صنایع دستی بودید چی کار می کردید؟

شیخ علیشاهی: اگر قدرت داشتم اولین کار این بود که فرهنگ سازی می کردم نه فقط تو یزد برای همه ی ایران. میشه از طریق صدا و سیما و ... فرهنگ سازی کرد ما باید از دکورهای صنایع دستی تو تلویزیون استفاده کنیم. اگر چرخ صنایع دستی ما بچرخه بیشتر از نفت برای ما سود آوری داره. بهتون گفتم تو ایتالیا بین 109 کشور ما حرف اول رو تو صنایع دستی می زدیم. تو اون نمایشگاه به قدری سرمون شلوغ بود که نمی تونستیم جواب مشتری ها رو بدیم. مجبور شدم سه تا کارمند ایتالیایی بگیرم. دنیا قدر صنایع دستی ما رو می دونه، خودمون نمی دونیم

-و حرف آخر...

شیخ علیشاهی: ما باید روی پای خودمون بایستیم. هیچ وقت یادم نمیره اوایل که کارم رو شروع کردم یه عالمه هم بدهی داشتم باید برای محصولاتم بازاریابی هم می کردم. کیف ها رو می ریختم صندوق عقب پیکانم و کنار خیابون می فروختم من بزرگ شدن بچه ام رو ندیدم. خیلی تلاش کردم باید برای هدفمون تلاش بکنیم. من زودتر از همه ی کارگرهام میام کارگاه و آخر از همه میرم خونه. خلاصه حرف که زیاده، عمل مهمه. اگه همه ی این حرف ها به درد یک نفر بخوره من راضیم.





نظرات() 

اول رفع نیاز بعد راه اندازی كسب و كار

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 17 مهر 1392-04:01 ب.ظ

 

 سلام خدمت همه دوستان و بازدید کنندگان عزیز

اكثر ما برای رفع مایحتاج زندگی و معیشت خود مشغول به كاری هستیم (از كارهای اداری گرفته تا آزاد)

ولی این شغل یا شغل مورد علاقه ما نیست یا شغلی نیست كه بتونه مارو به هدف اصلی خود (راه اندازی كسب و كار مستقل و میلیاردی شدن)برسونه

ولی ساعات زیادی از زندگی روز مره ما رو به خودش اختصاص داده

 
یه دست از افراد هستن که پول واسشون کار میکنه !!
من ازتون چند تا سوال میپرسم !
اگه پول واسه شما کار کنه چی میشه ؟
اون موقع ایا نیازی هست که از شغلمون استعفا بدیم ؟
اون موقع ایا نیاز هست که وقتی که میخوایم برای خانوادمون بزاریم بزنیم ؟
وقتی پول واسه ادم کار میکنه این مهمه که شغل ، جنسیت و یا سواد ادم چیه و چقدره ؟
چطور میشه که پول برای انسان کار کنه ؟


شاید اولین سوالی که برای خیلی ها پیش میاد اینه که وقتی ما هیچ پولی نداریم چطور اونها میتونند برای ما کار کنند و سرمایه شن ؟


اول اینکه همه ما یه مقدار پول داریم یا میتونیم جور کنیم .


اما اگر نتونستیم!


به جایی که الان کار میکنید یکم دقت کنید ؟! ایا هیچ ایده ای نیست که بتونید همونجا بهترین بشید ؟


برایان ترسی تو کتاب انضباط شخصی یه حرف خوبی میزنه . میگه همیشه 20 درصد افرادی در هر شرکتی هستند که از 80 درصد بقیه بهترن ، 20 درصد افرادی که از 80 درصد بقیه بیشتر حقوق میگیرن و بیشتر مورد احترمامند . 20 درصد افرادی که کمتر از 80 درصد افراد کار میکنند اما 80 درصد کار مهم شرکت رو انجام میدن . ابتدا سعی کنید با بالا بردن دانش مالی و انظباط شخصی بشید جزو این 20 درصد .


پس اولین کار اینه که بشید جزو 20 درصد افراد شغل خودتون . اما نباید وارد مسابقه جاه طلبی شید ، همیشه یادتون باشه که شما کارمند نیستید بلکه کاراموزی هستید که برای شروع کردن کسب و کار خودتون مدت زمانی قراره به عنوان کارمند کار کنه .


بعد ، باید هر ماه به محض اینکه حقوقتون رو گرفتید یک دهم سرمایتون رو طبق نظریات جورج کلاسون تو ثروتمند ترین مرد بابل باید کنار بزارید . بعد از یه مدت شما سرمایه دارید برای شروع کارتون و باید اون سرمایتون رو مجبور کنید تا براتون کار کنه و بچه بیاره . اینجوری در عرض چند سال ، اون قدر سرمایه ، تجربه و زمان خواهید داشت که به راحتی کسب و کارتون رو راه بندازید .





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox