تبلیغات
ﮐﺴﺐ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﻭ ﺛﺮﻭﺕ - داستان کسب درآمد یه کارگر
 
پیش به سوی موفقیت مالی

داستان کسب درآمد یه کارگر

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-12:00 ب.ظ



روزی در یک کارخانه پلاستیک سازی کارگر کم سوادی که فقط یک هفته از ورودش به کارخانه می‎گذشت موفق شد با ترکیب مواد اسقاطی و بی ارزش کارخانه، محصولی جدید تولید و به بازار عرضه کند واتراع آن را به نام خود ثبت کند. یکاه بعد تعداد زیادی از صاحبان دیگر، علاقه خود را به خرید دانش فنی اختراعی آن کارگر بیسواد ابراز داشتند و سه ماه بعد آن کارگر کم سواد توانست از طریق فروش و تکمیل اختراع خود پول کافی جهت خرید بزرگترین کارخانه آن منطقه را به دست آورد و یکسال بعد، آن کارگر کم سواد یک شهرک صنعتی شامل تعداد زیادی کارخانه ساخت که در هر کدام از آنها تعداد زیادی کارگر و کارشناس و متخصص مشغول کار بودند.


روزی یکی از مهندسین کارخانه پلاستیک سازی به سراغ کارگر کم سواد قدیمی که حالا سرمایه‎دار بزرگ به شمار می‎آمد رفت و از او علت موفقیتش را پرسید. او جواب داد: شما توسط خودتان کور شده بودید و نمی‎توانستید ثروت و موفقیت را در چند قدمی خود ببینید. شما احساس می‎کردید همه چیز را می‎دانید و گمان می‎کردید دانش شما اسلحه‎ای است که با آن می‎توانید همه چیز اطراف خود را توضیح دهید ودرک کنید. من وقتی وارد کارخانه شدم از خودم پرسیدم:

آن چیز روشنی که بقیه به خاطر روشنایی و وضوح بیش از حدش دیگران نمی‎توانند ببینند کدام است؟


دو روز بعد از ورودم، جوابم را در انبار اسقاط پیدا کردم. بعد به خود گفتم این همه کارگر و مهندس را چگونه می‎توانم به کار بگیرم تا هم به آنها سود برسانم و هم خودم رشد کنم؟ بعد به فکر تولید محصولی افتادم که با استفاده از مواد اسقاط قابل ساخت باشد. دیری نپایید که فهمیدم آنچه که باعث کور شدن کارشناسان و خبره‎های با سواد شده بود واژه اسقاط است. این کلمه را با کلمه عالی عوض کردم و بعد دیدم که ناگهان همه چیز عوض شد. از آن به بعدش را حتی خودم هم نفهمیدم. فقط دیدم درست جلوی چشمان همه، چیزی گرانبها را پیدا کردم. اسم خودم را روی آن گذاشتم و هیچ کس اعتراضی نکرد. آن چیز آشکار اما پنهان از دیدگان، مرا ثروتمند ساخت. من موفقیت خود را مدیون کور نبودن خودم می‎دانم.

آدمها معمولاً تمایل دارند که آنچه را که انتظارش را دارند تجربه کنند، مشاهده و تجربه کنند و این یعنی انتظارات شما بر اساس چیزهایی است که قبلاً رخ داده‎اند و چیزهایی که قبلاً آموخته‎اید. این همان چیزی است که مانع دیدن هر چیز جدیدی می‎شود.

اغلب اوقات بهترین راه برای مشاهده واقعی چیزها این است که به طور موقت چیزهایی که راجع به آن می‎دانیم را از یاد ببریم. این به ما کمک می‎کند تا آنچه را که واقعاً وجود دارد را ببینیم.

اجازه نده که دانشت تو را کور کند. ذهنت را باز نگه دار و هر تلاشی را که از دستت ر می‎آید برای دیدن واضح و روشن آنچه مقابلت وجود دارد انجام بده. این راز موفقیت توست.


یادتان باشد که:

اگر می‎خواهید پولدار شوید اول باید یاد بگیرید که چطور پول درآورید؟ چگونه؟ با به کار انداختن مغز ... اندیشه «برای پول درآوردن، پول لازم است» اندیشه افراد ساده لوح است. اگر می‎خواهید پول به دست آورید و ثروتمند شوید، طرز تفکر خود را تغییر دهید. با به کار انداختن مغزتان می‎توانید در مدت خیلی کوتاهتری نسبت به دیگران شرایط مالی خود را تغییر دهید و من در این راستا برای شما بهترین متد را گردآوری نموده‎ام و شما با استفاده از این متد می‎توانید شروع به پولسازی برای خود بکنید.


اکثر مردم صبح از خواب بر می‎خیزند و برای کسب پول روانه کارهایشان می‎شوند، آنان وقت ندارند به این مطلب بیاندیشند که آیا راه حل دیگری هم هست؟ و به این ترتیب روزها یکی پس از دیگری از راه می‎رسند بدون اینکه افراد پیشرفت قابل توجهی کرده باشند. در خیلی از موارد اوضاع از این نیز بدتر است. آنان پس از چندین ماه کار وتلاش هنوز نتوانسته‎اند که حتی بدهی‎های خود را بپردازند.


شما باید تفاوت میان یک دارایی و یک بدهی را بدانید و از این پس به خرید دارایی‎ها بپردازید. (این قسمت از کتاب پدر پولدار، پدر فقیر نوشته رابرت کیوساکی اقتباس شده است) پولدارها دارایی می‎اندوزند حال آنکه بی‎پولها و اقشار متوسط، برای خود بدهی می‎خرند و به اشتباه فکر می‎کنند که دارایی است. پس ببینیم که دارایی چیست؟

دارایی یا موجودی، پولی است که وارد جیب شما می‎شود.

آدم احمق هر چقدر در می‎آورد، باز هم جیبش خالیست. یکی از دوستانم جمله‎ای داشت که بارها و بارها آن را برای مردمی که مقروض بوند تکرار می‎کرد «به محض اینکه متوجه می‎شوید دارید پیش پای خود گودالی حفر می‎کنید حفاری را متوقف کنید».

شروع به خریدن دارایی‎های حقیقی کنید نه بدهی و خرده ریزهای غیرضروری که درست پس از خرید، ارزش واقعی خود را از دست می‎دهند.


می‎پرسید من چه نوع دارایی‎هایی را پیشنهاد می‎کنیم؟

1- کاری که نیاز به حضور شخص شما نداشته باشد. شما مالک آن هستید اما توسط شخص دیگری انجام می‎شود.

2- سهام

3- اوراق قرضه

4- املاک و مستغلات درآمدزا

5- و هر چیز دیگری که دارای ارزش باشد یا تولید درآمد وارزش می‎کند.

شغل روزمره خود را حفظ کنید اما به دنبال یک کار یا کاسبی شخصی هم باشید. (که در این جزوه روش این کار کاملاً برای شما توضیح داده شد). وقتی برای شرکت یا دولتی کار می‎کنید در حقیقت دارید آنها را پولدار می‎کنید نه خودتان را.


مهمترین مهارتهای تخصصی، مهارت فروش و شناخت بازار (بازاریابی) است. این امر، توانایی فروش نامیده می‎شود. شما باید با توجه به نیاز بازار شروع به کار کنید. دوران دوران کسانی است که شجاعانه پیش می‎روند. افکار پوسیده و قدیمی بزرگترین بدهی مردم است. خیلی از افراد تمام موقعیتهای خوب را می‎بینند اما پولی ندارند. غافل از اینکه هیچ وقت پولی نخواهند داشت. بعضی نیز اصلاً نفهمیده‎اند چه موقعیت خوبی گیرشان آمده است اما یکسال بعد متوجه‎اش شده‎اند و فقط می‎توانند برایش حسرت بخورند که چطور دیگران پولدار شده‎اند و آنها هنوز در خانه اول هستند. مسئله مهم اینست که شما در حل مشکلات مالی تا چه حد خلاقیت دارید؟





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox