تبلیغات
ﮐﺴﺐ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﻭ ﺛﺮﻭﺕ
 
پیش به سوی موفقیت مالی

خودش تضمین موفقیت خودش است

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-02:30 ب.ظ



خودش تضمین موفقیت خودش است

مردی دو پسر داشت. یکی درسخوان اما تنبل و تن پرور و دیگری اهل فن و مهارت که همه کارهای شخصی خودش و تعمیرات منزل را خودش انجام می داد و دائم به شکلی خودش را سرگرم می کرد. روزی آن مرد شیوانا را دید و راجع به پسرانش سر صحبت را بازکرد و گفت: «من به آینده پسر اولم که درس می خواند و یک لحظه از مطالعه دست برنمی دارد بسیار امیدوارم.


هر چند او به بهانه درس خواندن و وقت کم داشتن تنبل است و بیشتر کارهایش را من و مادر و خواهرانش انجام می دهیم اما چون می دانم که این زحمت ها بالاخره روزی جواب می دهد لذا به دیده منت همه تنبلی هایش را قبول می کنیم. اما از آینده پسر کوچکم خیلی می ترسم. او در درس هایش فردی است معمولی و بیشتر در پی کسب مهارت و کارهای عملی است و عاشق تعمیر وسایل منزل و رفع خرابی هایی است که در اطراف خود می بیند. البته ناگفته نماند که او اصلا اجازه نمی دهد کسی کارهای شخصی اش را انجام دهد و تمام کارهایش را از شستن لباس گرفته تا تمیزکردن اتاق و موارد دیگر را خودش با حوصله و ظرافت انجام می دهد. اما همانطوری که گفتم او در درس یک فرد خیلی معمولی است و گمان نکنم در دستگاه امپراتور به عنوان یک فرد تحصیل کرده بتواند برای خودش شغلی دست و پا کند!»


شیوانا لبخندی زد و گفت: «برعکس تو به نظر من پسر دوم ات موفق تر است! البته شاید درس خواندن باعث شود پسر اول تو شغلی آبرومند برای خود در درستگاه امپراتور پیدا کند اما در نهایت همه آینده او همین شغل است که اگر روزی به دلیلی از او گرفته شود به روز سیاه می نشیند. اما پسر دوم تو خودش تضمین موفقیت خودش است و به هنگام سختی می تواند راهی برای ترمیم اوضاع خودش و رفع مشکلش پیدا کند. من جای تو بودم بیشتر نگران اولی بودم!»

نظر شما چیست؟




نظرات() 

رضا ناجی: بدون پارتی به اینجا رسیدم

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-01:45 ب.ظ



ازتعلیم رانندگی تا فتح جایزه خرس نقره‌ای در برلین

رضا ناجی: بدون پارتی به اینجا رسیدم

در همان سال‌ها بود که وزارت کار به من پیشنهاد کار داد. نمایشنامه نوشتم و قرار شد با جواد درخشان تمرین کنیم و به زنجان برویم وکار را اجرا کنیم. اگر درست یادم باشد قضیه برمی‌گردد به سال 66. به زنجان رفتیم و اجرا هم موفق بود اما هنگام بازگشت تصادف سختی کردیم. هفت نقطه از بدنم شکست. انگار خرد شده بودم.


نمونه انسان‌های موفق است. از کوله‌پشتی پر از جایزه‌اش می‌گوید و اینکه به راحتی این موقعیت را به دست نیاورده است. از دوران خدمتش شروع می‌کند. تمام سنگ‌های جلوی پایش را می‌شمارد. به اعتماد‌ها که می‌رسد چشمانش برق خاصی مهمانت می‌کند؛ «من تلاش کردم و برخی از افراد به من اعتماد کردند. شاید به تلاشم اعتماد کردند. اما بعضی حتی نخواستند که من را ببینند.» همین تلاش‌ها بود که بازیگر آذری زبان ما را تا دریافت جایزه خرس نقره‌ای پیش برد؛ جایزه‌ای که نصیب هر بازیگری نمی‌شود. رضا ناجی موفق است. او برای رها کردن تلاش و ویران کردن امیدش دلایل زیادی داشت اما مردانه ایستاد تا شد بهترین بازیگر مرد در جشنواره برلین و تا بالیوود هم پیش رفت. 


• از همان سال‌های نوجوانی شروع شد. عاشق هنر شدم؛ علاقه‌ای که نمی‌دانستم از کجا آمد اما امروز می‌دانم کجا من را کشاند. سال 41 بود که به سربازی رفتم. در شهر ارومیه خدمت می‌کردم. سال 43 خدمت سربازی‌ام تمام شد و به تبریز برگشتم. این بار در زادگاهم می‌خواستم با هنر خدمت کنم. عزمم را جزم کردم تا به عشقم برسم. آن روزها بازی کردن و بازیگر شدن خیلی سخت بود؛ شاید هم کاری نشدنی اما من باید به یک جایی می‌رسیدم. حداقلش این بود که می‌رفتم و تلاش می‌کردم و بعد به جایی نمی‌رسیدم اما پیش خودم و وجدانم سربلند بودم که برای زندگی‌ام سعی کرده‌ام. خانواده زیاد موافق نبودند، دوستان و آشنایان هم همین‌طور. اما اینها فقط در حد موافق نبودن پیش نرفت بلکه حتی به طعنه زدن هم ختم می‌شد. البته این موضوعات از هدفم دورم نکرد. گاهی حتی بیشتر سعی می‌کردم تا به خودم و آنها ثابت کنم هنر یعنی همه چیز. انسان بدون هنر هیچ است و همه انسان‌ها به نوبه‌ای از هنر بهره می‌برند.


• وضعیت سینما و تئاتر در تبریز در حال رکود بود. تماشاگران تئاتر کم شده بودند و سینما هم زیاد تولید نداشت. تصمیم گرفتم به تهران مهاجرت کنم. باید به تهران می‌رفتم. هر چه بود تهران پایتخت بود و امکاناتش بیشتر و اکثر کارگردان‌ها و بازیگران صاحب‌نام در تهران زندگی می‌کردند. همه چیز را به جان خریدم به امید اینکه به علاقه‌ام برسم. با زادگاهم خداحافظی کردم اما نه برای همیشه؛ برای مدتی کوتاه. می‌دانستم نمی‌توانم تبریز را نبینم. حال و هوایش را دوست داشتم و مردمانش را بیشتر. بدون تبریز و تبریزی‌ها زندگی کردن سخت بود اما بالاخره به تهران رسیدم. باید پول درمی‌آوردم. دلم می‌خواست درآمدی برای خودم داشته باشم. هیچ وقت دوست نداشتم از کسی کمک مالی بگیرم. رانندگی‌ام خوب بود و فنی ماشین را کاملا می‌شناختم. اجازه آموزش گرفتم. در آموزشگاه به شاگردان رانندگی یاد می‌دادم. درآمدش خوب بود اما در کنارش به دفاتر سینمایی سر می‌زدم و با کارگردان‌ها صحبت می‌کردم. گاهی حتی بعضی از آنها وقت ملاقات به من نمی‌دادند. غرورم اذیتم می‌کرد اما صبر کردم. باید صبور بود تا به جایی رسید. 


 پارتی نداشتم. چهره هم نداشتم. با جواد درخشان، دوست صمیمی‌ام آن‌قدر به دفاتر سینمایی سر زدیم که بالاخره به عنوان سیاهی لشکری قبولمان کردند. در چند پروژه به عنوان سیاهی لشکر جلوی دوربین رفتم اما خواسته من این نبود. این همه بدبختی نکشیده بودم که سیاهی لشکر باشم. در همان دوران بود که یکی از دوستانم که سرهنگ نیروی هوایی بود به من پیشنهاد کار داد و گفت بیا در نیروی هوایی به جامعه خدمت کن. درآمد هم داشته باش. به یاد دارم بدون مکث گفتم من از خانواده‌ام دور نشدم که بیایم و کاری به جز بازیگری انجام بدهم. اگر آموزش رانندگی می‌دهم برای این است که گرسنه نمانم و کمک مالی خانواده را قبول نکنم. سرهنگ گفت: «بیا و برای پرسنل نیروی هوایی تئاتر کار کن و همان‌جا هم کار کن.» کمی با خود فکر کردم دیدم حرف درستی می‌زند. قبول کردم و در نیروی هوایی شروع به کار کردم. 


• ده سال گذشت. ده سالی بود که روز و شب‌هایم را زیر آسمان تهران می‌گذراندم. در این میان نزد بیشتر کسانی که می‌توانستند کمک کنند رفتم اما کارها کوتاه بودند. بیشتر نمایشنامه می‌نوشتم و تئاتر بازی می‌کردم. گله‌ای از خدا نداشتم و فقط دعا می‌کردم و تلاش. دوری از تبریز برایم سخت بود. دوری از خانواده هم همین طور. اما هیچ وقت پایم نلرزید که هنر را کنار بگذارم. انگار یکی در گوشم می‌گفت می‌رسی. 


• در همان سال‌ها بود که وزارت کار به من پیشنهاد کار داد. نمایشنامه نوشتم و قرار شد با جواد درخشان تمرین کنیم و به زنجان برویم وکار را اجرا کنیم. اگر درست یادم باشد قضیه برمی‌گردد به سال 66. به زنجان رفتیم و اجرا هم موفق بود اما هنگام بازگشت تصادف سختی کردیم. هفت نقطه از بدنم شکست. انگار خرد شده بودم. وزارت کار هیچ حمایتی نکرد. اما کارم به جایی رسید که درد جسمی برایم قابل تحمل‌تر از درد روحی بود. چهار سال خانه‌نشین شدم. فکرش را کنید چه کشیدم. آرزو می‌کنم که برای هیچ انسانی پیش نیاید. سخت‌ترین لحظات عمرم دوران خانه‌نشینی‌ام بود. 


• هر چه پول داشتیم خرج کردیم و هیچ پس‌اندازی نمانده بود. جواهرات و طلاهای همسرم را فروختیم و خرج کردیم. آن روز‌ها تنها پشتیبانم خانواده‌ام بودند. چقدر افسرده شدم وقتی دیدم وزارت کار برای مجریان و بازیگران تئاترش هیچ کاری نکرد. تفریح که نرفته بودم بلکه از تهران تا زنجان رفته بودم تا برای وزارت کار برنامه فرهنگی اجرا کنم. به مهربانی خدا شک نداشتم. باز هم مهربانی کرد و اوضاع جسمی‌ام خوب شد. هرچند رضای سابق نبودم ولی باز بهتر از این بود که حتی نتوانم روی پاهایم بایستم. 


 چند سال بعد از آن فاجعه از دفتر محمدیان پیشنهاد کار داشتم؛ بازی در پروژه‌ای به نام «فرار از جهنم». در این کار من نقش راننده تریلی‌ای را داشتم که در راه ترکیه به ایران است و در آخر فردی را می‌کشد. حدود سه دقیقه بازی داشتم. در همان سال‌ها بود که شنیدم مجید مجیدی برای فیلم «بچه‌های آسمان» دنبال یک بازیگر می‌گردد. به تبریز آمده بود و دنبال بازیگر آذری می‌گشت. از میان 50 نفر بازیگر آماتور و حرفه‌ای آذری زبان من را انتخاب کرد. بالاخره قبول شدم. پدر بچه‌هایی بودم که فیلم را جلو می‌بردند. علیرضا سبزواری می‌گفت از 250 نفر تست گرفتیم تا تو انتخاب شدی. کار در جشنواره دیده شد و جایزه برد و منتخب اسکار هم شد. جایزه بین‌المللی هم دریافت کرد. من هم دیپلم افتخار گرفتم و خدا را شکر کردم که تلاشم را‌ بی‌جواب نگذاشت. 


 مجیدی همیشه می‌گذارد دقایق آخر به من پیشنهاد کار می‌دهد. با من صحبت کرد و گفت جنس بازی تو را می‌خواهم اما سن پایین‌تر از تو. او حداقل بازیگری 20 سال کوچک‌تر از من می‌خواست. رفتم سر پروژه خسرو معصومی و مشغول کار بودم که مجیدی تماس گرفت و گفت: «کجایی؟ منتظرت هستم.» خوشحال شدم. باز هم به من اعتماد کرد و این برای من افتخار بود. رفتم و «آواز گنجشک‌ها» کلید خورد. تمام حسم را گذاشتم. هر پلانی که گرفته می‌شد کلی از تجربیاتم را با تجربیات مجیدی همراه می‌کردم تا کار خوبی از آب دربیاید. کار تمام شد و جشنواره فیلم فجر به آن جایزه داد. 


• یکی از دوستان مشترک من و مجیدی با تلفن همراهم تماس گرفت و گفت پیشنهاد بازی از بالیوود را داری. پرسیدم چه فیلمی؟ در جواب گفت: فیلمی به نام «پاییز» که هیچ بازیگر ایرانی‌ای به جز تو در آن بازی نمی‌کند و تو تنها بازیگر این فیلم هستی. آن زمان سرکار بودم و فقط 20 روز وقت استراحت داشتم و باز دوباره باید سر کار برمی‌گشتم. از او خواهش کردم که موقعیت من را بگوید و اگر قبول کردند در آن 20 روز بازی می‌کنم. پیگیری‌ها انجام شد و قبول کردند. کار ویزا و. . . انجام شد و به بالیوود رفتم. لوکیشن در دهلی نو و کشمیر بود. فیلم‌برداری انجام شد و کارگردان و عوامل همه راضی بودند. فیلم پاییز شاید در جشنواره امسال شرکت کند. 




نظرات() 

داستان کسب درآمد یه کارگر

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-01:00 ب.ظ



روزی در یک کارخانه پلاستیک سازی کارگر کم سوادی که فقط یک هفته از ورودش به کارخانه می‎گذشت موفق شد با ترکیب مواد اسقاطی و بی ارزش کارخانه، محصولی جدید تولید و به بازار عرضه کند واتراع آن را به نام خود ثبت کند. یکاه بعد تعداد زیادی از صاحبان دیگر، علاقه خود را به خرید دانش فنی اختراعی آن کارگر بیسواد ابراز داشتند و سه ماه بعد آن کارگر کم سواد توانست از طریق فروش و تکمیل اختراع خود پول کافی جهت خرید بزرگترین کارخانه آن منطقه را به دست آورد و یکسال بعد، آن کارگر کم سواد یک شهرک صنعتی شامل تعداد زیادی کارخانه ساخت که در هر کدام از آنها تعداد زیادی کارگر و کارشناس و متخصص مشغول کار بودند.


روزی یکی از مهندسین کارخانه پلاستیک سازی به سراغ کارگر کم سواد قدیمی که حالا سرمایه‎دار بزرگ به شمار می‎آمد رفت و از او علت موفقیتش را پرسید. او جواب داد: شما توسط خودتان کور شده بودید و نمی‎توانستید ثروت و موفقیت را در چند قدمی خود ببینید. شما احساس می‎کردید همه چیز را می‎دانید و گمان می‎کردید دانش شما اسلحه‎ای است که با آن می‎توانید همه چیز اطراف خود را توضیح دهید ودرک کنید. من وقتی وارد کارخانه شدم از خودم پرسیدم:

آن چیز روشنی که بقیه به خاطر روشنایی و وضوح بیش از حدش دیگران نمی‎توانند ببینند کدام است؟


دو روز بعد از ورودم، جوابم را در انبار اسقاط پیدا کردم. بعد به خود گفتم این همه کارگر و مهندس را چگونه می‎توانم به کار بگیرم تا هم به آنها سود برسانم و هم خودم رشد کنم؟ بعد به فکر تولید محصولی افتادم که با استفاده از مواد اسقاط قابل ساخت باشد. دیری نپایید که فهمیدم آنچه که باعث کور شدن کارشناسان و خبره‎های با سواد شده بود واژه اسقاط است. این کلمه را با کلمه عالی عوض کردم و بعد دیدم که ناگهان همه چیز عوض شد. از آن به بعدش را حتی خودم هم نفهمیدم. فقط دیدم درست جلوی چشمان همه، چیزی گرانبها را پیدا کردم. اسم خودم را روی آن گذاشتم و هیچ کس اعتراضی نکرد. آن چیز آشکار اما پنهان از دیدگان، مرا ثروتمند ساخت. من موفقیت خود را مدیون کور نبودن خودم می‎دانم.

آدمها معمولاً تمایل دارند که آنچه را که انتظارش را دارند تجربه کنند، مشاهده و تجربه کنند و این یعنی انتظارات شما بر اساس چیزهایی است که قبلاً رخ داده‎اند و چیزهایی که قبلاً آموخته‎اید. این همان چیزی است که مانع دیدن هر چیز جدیدی می‎شود.

اغلب اوقات بهترین راه برای مشاهده واقعی چیزها این است که به طور موقت چیزهایی که راجع به آن می‎دانیم را از یاد ببریم. این به ما کمک می‎کند تا آنچه را که واقعاً وجود دارد را ببینیم.

اجازه نده که دانشت تو را کور کند. ذهنت را باز نگه دار و هر تلاشی را که از دستت ر می‎آید برای دیدن واضح و روشن آنچه مقابلت وجود دارد انجام بده. این راز موفقیت توست.


یادتان باشد که:

اگر می‎خواهید پولدار شوید اول باید یاد بگیرید که چطور پول درآورید؟ چگونه؟ با به کار انداختن مغز ... اندیشه «برای پول درآوردن، پول لازم است» اندیشه افراد ساده لوح است. اگر می‎خواهید پول به دست آورید و ثروتمند شوید، طرز تفکر خود را تغییر دهید. با به کار انداختن مغزتان می‎توانید در مدت خیلی کوتاهتری نسبت به دیگران شرایط مالی خود را تغییر دهید و من در این راستا برای شما بهترین متد را گردآوری نموده‎ام و شما با استفاده از این متد می‎توانید شروع به پولسازی برای خود بکنید.


اکثر مردم صبح از خواب بر می‎خیزند و برای کسب پول روانه کارهایشان می‎شوند، آنان وقت ندارند به این مطلب بیاندیشند که آیا راه حل دیگری هم هست؟ و به این ترتیب روزها یکی پس از دیگری از راه می‎رسند بدون اینکه افراد پیشرفت قابل توجهی کرده باشند. در خیلی از موارد اوضاع از این نیز بدتر است. آنان پس از چندین ماه کار وتلاش هنوز نتوانسته‎اند که حتی بدهی‎های خود را بپردازند.


شما باید تفاوت میان یک دارایی و یک بدهی را بدانید و از این پس به خرید دارایی‎ها بپردازید. (این قسمت از کتاب پدر پولدار، پدر فقیر نوشته رابرت کیوساکی اقتباس شده است) پولدارها دارایی می‎اندوزند حال آنکه بی‎پولها و اقشار متوسط، برای خود بدهی می‎خرند و به اشتباه فکر می‎کنند که دارایی است. پس ببینیم که دارایی چیست؟

دارایی یا موجودی، پولی است که وارد جیب شما می‎شود.

آدم احمق هر چقدر در می‎آورد، باز هم جیبش خالیست. یکی از دوستانم جمله‎ای داشت که بارها و بارها آن را برای مردمی که مقروض بوند تکرار می‎کرد «به محض اینکه متوجه می‎شوید دارید پیش پای خود گودالی حفر می‎کنید حفاری را متوقف کنید».

شروع به خریدن دارایی‎های حقیقی کنید نه بدهی و خرده ریزهای غیرضروری که درست پس از خرید، ارزش واقعی خود را از دست می‎دهند.


می‎پرسید من چه نوع دارایی‎هایی را پیشنهاد می‎کنیم؟

1- کاری که نیاز به حضور شخص شما نداشته باشد. شما مالک آن هستید اما توسط شخص دیگری انجام می‎شود.

2- سهام

3- اوراق قرضه

4- املاک و مستغلات درآمدزا

5- و هر چیز دیگری که دارای ارزش باشد یا تولید درآمد وارزش می‎کند.

شغل روزمره خود را حفظ کنید اما به دنبال یک کار یا کاسبی شخصی هم باشید. (که در این جزوه روش این کار کاملاً برای شما توضیح داده شد). وقتی برای شرکت یا دولتی کار می‎کنید در حقیقت دارید آنها را پولدار می‎کنید نه خودتان را.


مهمترین مهارتهای تخصصی، مهارت فروش و شناخت بازار (بازاریابی) است. این امر، توانایی فروش نامیده می‎شود. شما باید با توجه به نیاز بازار شروع به کار کنید. دوران دوران کسانی است که شجاعانه پیش می‎روند. افکار پوسیده و قدیمی بزرگترین بدهی مردم است. خیلی از افراد تمام موقعیتهای خوب را می‎بینند اما پولی ندارند. غافل از اینکه هیچ وقت پولی نخواهند داشت. بعضی نیز اصلاً نفهمیده‎اند چه موقعیت خوبی گیرشان آمده است اما یکسال بعد متوجه‎اش شده‎اند و فقط می‎توانند برایش حسرت بخورند که چطور دیگران پولدار شده‎اند و آنها هنوز در خانه اول هستند. مسئله مهم اینست که شما در حل مشکلات مالی تا چه حد خلاقیت دارید؟





نظرات() 

داستان واقعی: چگونه بدون پس​ انداز در تهران خانه خریدم

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-12:00 ب.ظ



من متولد سال 1357 هستم و در بهار 88 ازدواج كردم؛ یعنی اول عقد كردیم تا بعداً عروسی بگیریم و سر خانه و زندگی‌مان برویم. تا پیش از عقد، به فكر پس‌انداز و خانه‌ خریدن و... نبودم. فقط می‌خواستم در كار خودم بهتر باشم، همین. راستش را بخواهید چون از خانواده متمولی هم نبودم، فكرش را هم نمی‌كردم كه حالا حالاها صاحبخانه بشوم؛ حتی یك سوئیت بیست و سی متری، چه برسد به خانه‌ای چهل و هفت متری. 


فكر می‌كردم این كارها مال آدم‌های از ما بهترون است و خلاص. حتی موقعی هم كه خواستم عقد كنم، به اندازه كافی پول نداشتم. شغلم خبرنگاری آزاد بود و حق‌التحریری كار می‌كردم، یعنی سفارش كار می‌گرفتم و بعد تحویل می‌دادم و حق‌الزحمه می‌گرفتم. بیمه هم نبودم و كل سابقه بیمه‌ام، به زمانی برمی‌گشت كه در مغازه پدری، مشغول كار بودم یعنی دوره پیش از بیست سالگی. مدام هم محل كارم را عوض می‌كردم. وقتی رفتم خواستگاری، گفتم درآمدم پانصدهزار تومان در ماه است؛ البته به نرخ سه سال پیش. كمی هم خالی بستم چون درآمدم سیصدهزار تومان بود، به نرخ همان سه سال پیش.


2. یك میلیون و صد هزار تومان در حسابم پول داشتم؛ چون پول‌های حق‌التحریری كل سالم را آخر سالی گرفته بودم و وضعم كمی خوب شده بود. نهصد هزار تومان هم قرض گرفتم از جاهایی كه كار می‌كردم. خدا اموات‌شان را بیامرزد كه به من پول قرض دادند چون اصلاً چنین كاری عرف نبود. جمع پولم شد دو میلیون و مراسم عقدی گرفتیم و طلایی خریدیم و خلاص. 


3. تا شهریور 88 هیچ اتفاقی نیفتاد؛ یعنی هیچ تصمیم خاصی نگرفتیم. تا اینكه رفتیم مشهد و آنجا، همه تصمیم‌هایمان را گرفتیم. قرار بر این شد كه پول‌‌مان را جمع كنیم و تا عید سال 89 جمعاً هشت میلیون تومان شود.همچنین وام ازدواجم را كه از بانك كشاورزی گرفته بودیم هم برای این كار درنظر گرفتیم. یك حساب هم در مؤسسه مالی اعتباری مهر باز كردیم همه پس‌اندازها به آن منتقل شد. قرار شد من بیشتر كار كنم و ماهی پانصدهزار تومان كنار بگذارم دو یا یك‌ونیم میلیون هم كه وام ازدواج داشتم. بقیه‌اش را هم (خدا كند فامیل‌های خانمم و خودم اینها را نخوانند) از هدیه‌هایی نقدی و سكه‌هایی كه داده بودند، تأمین كردیم. 


4. سال 88 تمام شد. ما هشت‌میلیون تومان پول داشتیم. من گاهی وقت‌ها از سر بیكاری، سراغ نیازمندی‌های همشهری می‌رفتم و از سر تفنن و سرگرمی، قیمت خانه‌های زیر هفتاد متر را نگاه می‌كردم؛ شاید هم از سر حسرت. در آن آگهی‌ها، بعضی از موارد را مشاهده می‌كردم كه می‌نوشت آپارتمان با وام و مستأجر. یعنی خانه‌ای كه می‌خریدید، وام مسكن داشت، مستأجر هم در آن نشسته بود و پول رهن مستأجر هم حساب می‌شد. این‌جوری، معمولاً به نسبت مناطق مختلف، از ده میلیون تا سی میلیون تومان پول نقد نیاز بود تا بتوانید صاحب یك واحد آپارتمان نقلی شوید. بیشتر هم در مناطق 10، 11، 12 و طرف‌های نواب این قاعده را می‌شد اجرایی كرد. در جاهای دیگر، به پول نقد بیشتری نیاز بود؛ چیزی كه مناسب قشر متوسط بود.البته جاهایی مثل مشیریه، شهرك‌های اطراف اتوبان بعثت ، منطقه 19و حتی مناطق پایین‌تر هم بود ولی ما دوست داشتیم به خاطر رفت‌وآمد و مسائل فرهنگی- اجتماعی، در مناطق مركزی شهر زندگی كنیم.


5. سال 89 شد. قرار بود هشت‌میلیون‌ تومان را دو، سه ماهی در مؤسسه مهر نگه داریم و بعد، دوبرابر وام بگیریم و بشود شانزده میلیون. با دوازده میلیونش برویم مستأجری و با بقیه‌اش، عروسی‌ بگیریم. آماده بودیم تا این كار را بكنیم تا اینكه اتفاق جدیدی افتاد. در یكی از گفت‌وگوهای دونفره با همسرم، به این نكته اشاره كردم كه در نیازمندی‌های همشهری، بعضی از خانه‌ها هستند كه هم وام دارند وهم مستأجر؛ یعنی بیست میلیون وام‌ و دوازده تا پانزده میلیون پول رهن مستأجرمی شود. در نهایت، به نقدیندگی ده تا سی میلیونی نیاز است كه بشود چنین واحدهایی را خریداری كرد؛ البته این تفاوت قیمت‌ها به واسطه مناطق مختلف و نوساز یا سن و سال‌دار بودن خانه بود. ناگهان این سؤال برایمان مطرح شد: چرا كه نه؟ دوست داشتیم زودتر زیر یك سقف برویم؛ اما خانه‌دار شدن ارزشش را داشت كه این اتفاق را به تعویق بیندازیم.


6. ما فقط هشت میلیون تومان داشتیم، بقیه‌اش چه؟ رفتیم و چند آپارتمان را دیدیم. نظرمان این بود كه اطراف امیریه تهران ساكن شویم. نخستین خانه‌ای كه دیدیم، چهارراه پانزده خرداد بود، دو پله پایین‌تر از طبقه همكف بود و اطرافش را كارگاه‌هایی مختلف گرفته بودند. جای وحشتناكی بود و از آنجایی كه ما هیچ ذهنیتی از خانه نقلی نداشتیم، با دیدن آنجا و كوچكی‌اش، حسابی ناراحت شدیم. 


7. جست‌وجو ادامه داشت. رفتیم به امیریه، منیریه، كارگر جنوبی، حتی تهرانپارس، پایین نواب، جیحون و... شب‌ها از سر كار می‌آمدم و می‌افتادیم به جان خیابان‌ها. هر چقدر بیشتر می‌گشتیم، كمتر پیدا می‌كردیم. به این نتیجه رسیده بودیم كه باید روی پول نقد پانزده تا بیست‌میلیون تومان حساب كنیم كه دوازده میلیونش بشود پول رهن مستأجر و بقیه‌اش را هم وامی كه دارد، تأمین كند. مجبور بودیم خانه بالای پنج سال حتی بالای ده سال ساخت را انتخاب کنیم. 


8. اما نكته مهم هنوز پابرجا بود، بقیه پول را باید از كجا می‌آوردیم؟ روز و شب‌مان، با این محاسبات می‌گذشت؛ از كجا بیاوریم؟ چه‌كار كنیم؟ كجا برویم؟ آن روزها، خبرنگار حق‌التحریری یك هفته‌نامه بودم. در یكی از صحبت‌ها با یكی از همكاران، متوجه شدم كه پول در مؤسسه مهر گذاشته است و می‌تواند وامی بگیرد ولی نیازی به این وام ندارد. تعارفی به ما كرد و ما هم این تعارف را روی هوا زدیم، البته خیلی هم اصرار كردیم كه خودش یك وقت نیاز نداشته باشد. رفتیم و وام را گرفتیم؛ البته با بدبختی. رئیس شعبه حاضر نمی‌شد بدون ضامن كارمند، وام بدهد. دو، سه بار رفتم و همین‌طور آنجا ایستادم تا راضی شد یك كاسب را به‌عنوان ضامن انتخاب كنیم. یكی از خویشاوندان را آوردیم و حساب بانكی و گردش مالی‌اش را نشان داد و همه چیز تمام شد. 


9. حالا یازده میلیون تومان داشتیم. به سختی هم كار می‌كردم اما درآمدم از سقف مشخصی بالاتر نمی‌رفت در نهایت هفتصد، هشتصدهزار تومان می‌شد. نشستیم و با شریك زندگی ام صحبت کردیم. قرار بر این شد سرویس طلایی را كه خانواده‌ام به او هدیه داده بودند و از مدت‌ها قبل برای عروسی نگه داشته بودرا، بفروشیم. الان دقیقاً یادم نیست چقدر فروختیم. فكر كنم پولمان به چهارده یا پانزده‌میلیون تومان رسیده بود. 


10. چاره‌ای نبود. باید دنبال خانه‌ای با پانزده میلیون پول نقد می‌گشتیم. باز هم می‌گشتیم و كمتر پیدا می‌كردیم. امیدمان به خیابان محبوب‌مجاز و امیریه و... بود اما مورد مناسب ما پیدا نمی‌‌شد. در این فاصله، مادرم پیشنهاد داد كه می‌تواند مقداری از طلاهایش را بفروشد تا كمك‌مان كند. 


11. تا اینكه آخرین روز فرارسید. واقعاً خسته شده بودیم. دو، سه مورد هم پیش آمده بود كه تا پای معامله رفته بودیم اما فروشنده پول بیشتری خواسته بود و ما هم حسابی سنگ روی یخ شده بودیم؛ چون كه پول اضافه‌ای نداشتیم. روزنامه را باز كردیم، موردی را دیدیم كه مناسب بود و آدرس را گرفتم. از خیابان محبوب‌مجاز كه بر می‌گشتیم، گفتیم كه سری هم به آنجا بزنیم. حسابی به‌ هم‌ ریخته بودیم؛ خستگی پیاده‌روی‌ها، خستگی روانی، كمبود پول. واقعاً نمی‌دانستم دیگر چه باید كرد. موردی كه آدرسش را یادداشت كرده بودیم، جایی در خیابان مختاری منطقه یازده، یك ایستگاه مانده به میدان راه‌آهن و دو تا میدان پایین‌تر از میدان تجریش (این آدرسی است كه به شوخی، تحویل همه می‌دهیم!) بود. آنجا را می‌شناختم اما تا حالا داخل پیاده‌روهایش قدم نزده بودم. اصلاً فكر نمی‌كردم بین چهارراه مولوی و میدان راه‌آهن و پایین‌تر از موتورفروشی‌ها، چنین منطقه مسكونی‌ای هم وجود داشته باشد. جای شیكی بود.


در نگاه اول، از آنجا بدمان نیامد. به نسبت خودش خوب بود. چون شبانه برای بازدید خانه رفته بودیم، نور خوبی هم داشت و حسابی به دلمان نشسته بود. بنگاهی مورد نظر را پیدا كردیم و رفتیم سراغش. ما را بردند و خانه را نشان‌مان دادند. خانه خوبی بود؛ طبقه سوم، با نقشه‌ای دلباز. اصلا به قیافه‌اش نمی‌خورد كه چهل و هفت متر باشد. تراس و انباری هم داشت ولی پاركینگ نداشت؛ بهتر كه نداشت، وگرنه پول كم می‌آوردیم. خوشمان آمد، پنجاه‌هزار تومان بیعانه دادیم و گفتیم فردا برمی‌گردیم.


12. هنوز پولمان كامل نشده بود. فردایش آمدیم و دوباره خانه را در روز دیدیم و خوب براندازش كردیم و نخستین مبایعه‌نامه را نوشتیم. فكر كنم هفت، هشت‌میلیون تومانی پول دادیم تا كد رهگیری بگیریم و همه كارها تمام شود. تا قسط دوم و قسط نهایی، چند روزی وقت بود. این چند روز هم فرصت مناسبی بود تا خودمان را به آب و آتش بزنیم و هر چی كم و كسر داریم را جبران كنیم. خودمان پول گذاشتیم، سرویس طلاها، كادوها و سكه‌ها را فروختیم، وام گرفتیم، كمی هم دستی قرض كردیم تا سر موقع برگردانیم، مادرم هم مقداری طلا فروخت تا به این ترتیب، خانه‌دار شویم.


13. مانع بزرگ بعدی، وام مسكن بود. واقعا اذیت شدیم. رئیس بانك، اصلا راه نمی‌آمد و می‌گفت حتما باید كارمند رسمی با گواهی كسر از حقوق بیاورید. این گواهی كسر از حقوق، مدت‌ها بود كه در برخی از سازمان‌ها، از جمله آموزش و پرورش، صادر نمی‌شد. به این علت، ما نتوانستیم ضامن معلم كه خاله خانمم بود، را هماهنگ كنیم. چندبار رفتم و صحبت كردم ولی چند روز بعدش، فهمیدم كه رئیس بانك، بازنشسته شده و رفته دنبال كارش. چه باید می‌كردم؟ واقعا كلافه شده بودم. از یك طرف، باید این وام را می‌گرفتم، از طرف دیگر، دستم جایی بند نبود و اذیت می‌كردند. هیچ‌وقت هم درك نمی‌كردم كه با وجود اینكه قرار بود خانه را پشت وام بیندازیم، دیگر ضامن چه معنایی دارد؟ بالاخره بانك بود و كار ما هم،‌ گیر آنها شده بود.


تا اینكه یك روز همین‌طور، سری به بانك مسكن محله‌مان زدم. گفتند كه برای این وام، نیازی به كارمند رسمی نیست و كاسب هم كفایت می‌كند. به بانك مسكنی در خیابان طالقانی هم رفتم و خیلی صادقانه به رئیس بانك مشكلم را گفتم. پیشنهاد كرد سری به سرپرستی بانك بزنم كه همان نزدیكی‌ها بود. رفتم به سرپرستی بانك و همه درد دل‌هایم را گفتم. خانمی كه آنجا بود، گفت چند لحظه بیرون بنشینم، بیرون نشستم. به شعبه مربوط زنگ زد و صحبت كرد. بعد صدایم كرد و گفت كه می‌توانم بروم دنبال كارهایم. تنها شانسی كه آوردم، این بود كه به‌علت نداشتن مداركم، وام را به اسم یكی از خویشاوندانم گرفته بودم. به همین علت، قبول كردند كه من، بروم و از محل‌‌هایی كه به‌صورت حق‌التحریر كار می‌كردم، تأییدیه بگیرم و بیاورم تا ثابت كنم كه من دارم چندجا كار می‌كنم و به‌عنوان ضامن، این وام را می‌توانم ضمانت كنم. همه چیز تمام شد، قرار و مدار گذاشته شد و این مانع را نیز رد كردم.


14. تمام شد؟ نخیر، تمام نشد. ما یك مستأجر دوازده میلیونی هم داشتیم كه حالا باید فكری برای آن می‌كردیم. من هنوز به‌صورت حق‌التحریری كار می‌كردم و درآمد ثابت نداشتم. اما كاری فراهم شد و به سایتی رفتم با درآمد ماهی ششصد هزار تومان. سه، چهار ماهی هم كار كردم. باید ماهی پانصد هزار تومان قسط می‌دادم. قسط وام مسكن، مؤسسه مهر، وام ازدواج و دو، سه تا وام كوچولوی دیگر كه درجمع پانصد هزار تومان می‌شد.


15. خدای بزرگ! یك مانع بزرگ دیگر. حالا باید ماهی یك میلیون تومان كنار می‌گذاشتیم تا یك سال بعد، می‌توانستیم سر خانه و زندگی‌مان برویم. آن هم درست وقتی كه من كار سایت را رها كردم و دوباره خبرنگار حق‌التحریری شدم و درآمد ثابتی نداشتم. چاره‌ای نبود، باید سرسختانه كار حق‌التحریری انجام می‌دادم. یعنی شدنی بود؟ مگر چاره‌ دیگری هم بود و داشتم؟ گفتم كه یك سال دیگر هم، البته در مثبت‌ترین حالت، باید صبر می‌كردم. شاید هم دو سال! از كجا معلوم؟


16. تا اینكه در این شرایط بغرنج، یك كار ثابت یك میلیون تومانی هم به من پیشنهاد شد. درهمین زمان، شخصی هم پیدا شد كه به ما پنج میلیون تومان پول قرض بدهد؛ تا هر وقت كه خواستیم به او برگردانیم. وضع ما و تلاش ما را دیده بود و چون مقداری پول دم دستش بود، می‌خواست كه كمك‌مان كند. تا اینكه مادرخانمم نیز، گفت كه وامی از مؤسسه مهر گرفته ولی نیازی به آن ندارد. ما هم این موقعیت را روی هوا زدیم. مرحله بعدی؟ كتابی هم نوشته بودم كه حق‌الزحمه‌اش را با احترام و خجالت زیاد، پیش از چاپ كتاب دریافت كردم كه البته هنوز هم كتاب چاپ نشده است و باقی‌اش را هم، دستی قرض كردم و خلاص. 


17. حالا ما می‌خواهیم یك خانه بزرگ‌تر تهیه كنیم. شاید همین راسته خیابان ولیعصر را گرفتیم و پیشرفت كردیم و قدم به قدم به شمال شهر نزدیك‌تر شدیم؛ بالاخره جای پیشرفت دارد! حالا اعتماد به نفس یك شروع دوباره در ما ایجاد شده است. قسطمان سنگین است اما باورمان از آن هم سنگین‌تر شده است و می توانیم به كارهای بزرگ‌تری دست بزنیم. وقتی در عرض دو سال، این اتفاق بیفتد، پس با تمركز و دقت بیشتر، اتفاقات مهم‌تر دیگری هم در راه خواهد بود. 


18. روز اولی كه وارد خانه خالی‌مان شدم، دوست داشتم كف آن دراز بكشم و از ته دل، داد بزنم، بخندم، خدا را شكر كنم و هزار تا كار دیگر. خانه ما از دو طرف نورگیر دارد؛ روزها خیلی روشن می‌شود. 


19. متشكرم كه به قصه من گوش كردید؛ برای خودم هم جالب بود، بعد از این همه مدت. راستی، هنوز قسط مسكنم را نداده‌ام اما خیالی نیست؛ همه چی آرومه.





نظرات() 

بدون کالا هم می‌شود پول درآورد!

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-11:15 ق.ظ



شاید شما هم از آنهایی باشید که می‌خواهند کسب و کار اینترنتی و به اصطلاح آن‌لاین به راه بیندازند. اگر به واقع چنین است،‌ خواندن این مقاله خالی از فایده نخواهد بود.

همه افرادی که قصد دارند از طریق «شبکه گسترده جهانی» کسب درآمد کنند،‌ که شما هم جزء آنهایید می‌دانند که باید بودجه معقولی برای آن درنظر بگیرند. خب ممکن است بگویید که «من اصلا کالایی برای فروش ندارم!» هیچ اشکالی ندارد. راه‌هایی هم هست که بدون فروش کالاهای خودتان می‌توانید از طریق آنها پولدار شوید. یکی از آنها اینست که از زمینه و موضوع مورد علاقه‌تان استفاده کنید،‌آن را در قالب یک وب سایت پرورش دهید.


با این کار هم از کارتان لذت خواهید برد،‌از خانواده‌تان دور نخواهید شد و اگر زیرک و تیزهوش باشید، خواهید توانست پول درآورید،‌ حتی اگر کالایی هم برای فروش داشته باشید، می‌توانید از وب سایت‌های دیگر کمک بگیرید و از کالاها یا خدماتی از آنها به موضوع وب سایت شما مرتبط است استفاده کرده آنها را نیز در صفحه خود بگنجانید. حتما دیده‌اید که وقتی دارید در اینترنت جستجو می‌کنید، هنگامی که وارد سایت مورد نظرتان می‌شوید، تبلیغات تصویری گوناگونی روی صفحه بالا و پایین می‌پرند که گاهی شما را عصبی می‌کنند. این مسئله هنگامی که می‌خواهید ایمیل‌هایتان را چک کنید هم وجود دارد. اما بهتر است عصبانی نشوید چرا که همین اشکال و نوشته‌های به ظاهر مزاحم می‌توانند منبع درآمد شما باشند.


همان‌طور که گفتم به موضوع مورد علاقه‌تان بپردازید. مثلا فرض کنید که شما به عکاسی علاقه دارید. لازم نیست که حتما یک عکاس حرفه‌ای باشید. شما بسیار علاقه‌مندید و از عکاسی لذت می‌برید و به طور آماتور هم عکاسی کرده‌اید. پس دانش پایه خوبی دارید. ممکن است در ابتدا فکر کنید که این دانش غیرحرفه‌ای به هیچ دردی نمی‌خورد اما وقتی شروع می‌کنید، تعجب خواهید کرد. اگر از همین اطلاعات به نظر به دردنخور درست استفاده کنید،‌سود خواهید کرد. می‌توانید در این سایت،‌ نکات و توصیه‌های کلیدی در یک عکس‌برداری خوب و زیبا را درج کنید و مقالاتی هم در این باره قرار دهید.


یک سیستم ارسال پیام برای بازدیدکنندگان تدوین کنید و امکانی به وجود آورید که کاربران مشترک شوند تا به طور منظم ایمیل‌هایی درباره این هنر برایشان ارسال شود. در واقع باید کاری کنید که بازدیدکنندگان جدید، دوباره نیز به سراغتان بیایند. این مستلزم اینست که محتوای سایت جالب،‌ بدیع و مفید باشد و با شیوه‌ای نوین در اختیار کاربران قرار گیرد. تمامی این‌ها نیز به یک عنصر اساسی احتیاج دارد که به شخص شما برمی‌گردد و ‌آن «علاقه وعشق» شما به این هنر است. اگر فکر می‌کنید که به موضوع انتخابی‌تان علاقه اندکی دارید،‌هرگز این کار را شروع نکنید.


علاوه بر این راه‌ها، همکاری با وب سایت‌هایی که کالاهایی مرتبط با حوزه کار شما عرضه می‌کنند، نیز روش سودآوریست. مثلا همین عکاسی. فروش کالاها و خدماتی چون دوربین‌های عکاسی، نرم‌افزارها، کتاب‌ها،‌اشتراک مجلات هنری،‌دوره‌های آموزشی و... بسیار ارزشمند خواهد بود. هر چه که بتوانید این محصولات را بفروشید،‌ سایت فروشنده اولیه،‌به شما کمیسیونی پرداخت خواهد کرد. و البته خودش نیز کسب درآمد می‌کند. پس از چندی می‌توانید همین سایت را ارتقا دهید اما بدانید که تا حدی که بودجه‌تان اجازه دهد می‌‌توانید پیش بروید.


روش‌های متعددی هستند که رایگان بوده در ارتقای سایت بسیار مفیدند. قبل از این که بخواهید کارهای پردردسر و پرخرج را انجام دهید،‌خوب فکر کنید و ببینید که با بودجه‌تان تناسب دارد یا نه و از همه مهمتر آیا اصلا سود حاصل از این تغییرات به این همه وقت گذاشتن و پول خرج کردن می‌ارزد یا نه.




نظرات() 

بنویسید چقدر پول می‌خواهید

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-10:30 ق.ظ



ناپلئون هیل را همه با نام استاد موفیقت در دنیا می‌شناسند. كسی كه می‌تواند نمونه بارز افراد موفقی باشد كه از هیچ به همه چیز رسیده‌اند. ناپلئون هیل از خبرنگاری به جایی رسید كه حالا می‌گوید دیگر در زندگی آروزیی ندارد. او هم به شهرت رسیده است، هم تحصیل كرده و هم یك نویسنده مشهور است و از همه مهم‌تر این‌كه از یك شغل ساده روزنامه‌نگاری حالا به جایی رسیده كه نه تنها كتاب‌هایش سالانه بیش از 30میلیون جلد فروش می‌رود بلكه یكی از ثروتمندان دنیا هم به‌شمار می‌رود. با یك حساب سر انگشتی می‌توان فهمید كه او فقط از فروش كتاب‌هایش در سال چه‌میزان درآمد كسب می‌كند و این جدای از درآمدهای دیگر او مثل سردبیری است. 


زیاده‌خواهی از هیل یك ثروتمند ساخت

یكی از دلایل موفقیت او در حرفه‌اش این بود كه همیشه سعی داشت با افراد مشهور دنیا مصاحبه كند و همین مصاحبه با چهره‌های سرشناس باعث شد تا او پله‌های موفقیت را هر چه سریع‌تر طی كند. می‌پرسید چرا؟ چون او رازهای موفقیت افراد سرشناس را می‌پرسید و آن‌را سرمشق زندگی خود قرار می‌داد. ناپلئون با افرادی چون توماس ادیسون، الكساندر گراهام بل، هنری فورد و ویلیام جنینگ برایان مصاحبه كرد. می‌گویند، ادیسون در مصاحبه‌ای كه هیل با او داشت به مزاح به او گفت: «اگر تا الان لامپ التهابی را نساخته بودم به جای این‌كه وقتم را با تو تلف كنم می‌رفتم در آزمایشگاه و به كارم مشغول می‌شدم.» اما هیل به این مصاحبه‌ها قانع نبود و بیشتر می‌خواست. او كه در كودكی و نوجوانی طعم فقر را چشیده بود نمی‌توانست خودش را به موقعیت فعلی‌اش راضی كند. بله، ‌او بیشتر از این‌ها می‌خواست. قدم بعدی برای او نوشتن كتاب بود. بالاخره توانست در سال 1928 كتابی با نام «قوانین موفقیت» را بنویسد كه با استقبال خوبی روبه‌رو شد.


با انتشار این كتاب ستاره بخت و اقبال به او روی آورد، میزان درآمد ماهانه او را به 2500 دلار رساند و این میزان تا سال‌ها ثابت بود. این موضوع را درنظر بگیرید كه درآمد ماهانه 2500 دلار آن هم در سال 1928 جزو درآمدهای رویایی افراد بود. هیل كه از موفقیت كتاب اولش حسابی شاد بود باز هم از روحیه زیاده‌خواهی خود كمك گرفت و بعدها كتاب «دینامیت مغزی» را سال 1941 نوشت. او از سال 1919 تا 1920 در مجله قوانین طلایی هیل، سردبیر بود و سال 1930 كتابی در زمینه راهیابی به موفقیت را نوشت. هیل در حیطه موفقیت و رسیدن به ثروت تا حدی به درجه استادی رسیده بود كه از سال 1933 تا 1935 مشاور فرانكلین روزولت، رئیس‌جمهور آمریكا شد و پول خوبی به دست آورد. او سال 1937 در كتاب رشد فكری و ثروت تمامی فرمول‌های رسیدن به موفقیت را ذكر كرد. فكر می‌كنم بعد از خواندن زندگی‌نامه او شنیدن رازهای ثروتمند شدن از زبان او بسیار مفید باشد. 


باور كنید راه دیگری جز ثروتمند شدن ندارید

ناپلئون هیل در كتاب خود به نام «بیندیشید و ثروتمند شوید» می‌گوید كه هر جا نیروی تصمیم باشد راهی هم گشوده می‌شود. اگر انسان‌ها پای عقیده خود بایستند و پشتكار داشته باشند خواسته آن‌ها به وسواسی دائمی تبدیل می‌شود و پیروز می‌شود. اگر اندیشه كسب ثروت با هدفی معین و اشتیاق فراوان تركیب شود راه ثروتمند شدن را به شما نشان می‌دهد. به اعتقاد هیل یكی از علت‌های شكست این است كه در برخورد با مشكلات متوقف می‌شویم و دست‌ از تلاش برمی‌داریم. ثروت با یك حالت ذهنی آغاز می‌شود و موفقیت از آن كسانی است كه ذهنیت موفق دارند. آنچه را مغز انسان تصور و باور كند به آن می‌رسد. نمی‌توانید به ثروت زیاد برسید مگر این‌كه در سر اشتیاق فراوان داشته باشید. مثلا داستانی هست كه می‌گوید یك فرمانده موفق قایق‌ها و كشتی‌ها را آتش زد و به سربازان گفت، پشت‌سرتان را نگاه كنید كشتی‌ها سوخته‌‌اند و راه برگشت ندارید. آن‌وقت آن‌ها پیروز شدند.


دیگر آرزویی ندارم‌

می‌گویند سال 1969 هنگامی كه خبرنگار نیوزویك در مصاحبه‌ای از او خواست كه درباره آرزوهایش سخن بگوید در جواب گفت: «زمانی كه مرد جوانی بودم، آرزو داشتم نویسنده شوم و برای رسیدن به این‌آرزو می‌دانستم باید در كاربرد كلمات خبره شوم اما چون پسر فقیری بودم و قادر به تحصیل در دانشگاه نبودم از درس محروم شدم. دوستانم توصیه می‌كردند از آرزوهایم بگذرم و به كار در معدن بپردازم اما عشق به نوشتن در من وجود داشت. بالاخره با تلاش شبانه‌روزی توانستم به آرزویم برسم و در كنار كار به نوشتن نیز بپردازم. اكنون آرزویی ندارم زیرا به اهدافم دست یافته‌ام.»


بنویسید چه‌قدر پول می‌خواهید

هیل اعتقاد دارد برای موفق شدن اول باید بدانی در چه‌چیزی می‌خواهی موفق شوی و از كجا می‌خواهی به كجا برسی. داشتن هدف مهم‌ترین شاه كلید موفقیت است. فرد باید بداند چه می‌خواهد و برای رسیدن به خواسته‌اش پافشاری كند. اگر می‌خواهید پولدار شوید باید بدانید كه چه مقدار پول می‌خواهید و سقف ثروتمند شدن برای شما چیست. شما برای پولدار شدن باید ابتدا از كار خود شروع كنید و در كارتان به موفقیت برسید. از سوی دیگر، یك روش عالی برای موفقیت در كار این است كه افكارتان را روی كاغذ بیاورید. فقط 3 درصد از مردم هدف‌های مشخص دارند و آن‌ها را روی كاغذ می‌آورند.


این افراد در مقایسه با افرادی كه از نظر میزان تحصیلات و توانایی برابر یا بهتر از آن‌ها هستند اما به هر دلیلی هرگز وقت خود را صرف روی كاغذ آوردن هدف‌های خود نكرده‌اند، 5 تا 10 برابر بیشتر كارایی دارند. هیل می‌گوید، تنبلی را باید كنار گذاشت و من برای رسیدن به اهدافم تنبلی را كنار گذاشتم و با اعتماد ‌به نفس جلو رفتم و به خواسته‌ام رسیدم و توصیه‌‌ام به همه مردم این است كه اعتماد به نفس خود را تقویت كنند، به آرزوها و اهداف خود ایمان داشته باشند و برای آن‌ها ارزش قائل شوند.




نظرات() 

معرفی مشاغل خانگی - خشک کردن گل طبیعی

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-10:00 ق.ظ



گل ها هدایای خاطره انگیزی هستند و خشک کردن آنها می تواند تا همیشه آن خاطره را برای ما زنده نگه دارد . برای خشک کردن انواع گل با این صفحه همراه باشید …


روش پرس کردن گل‌ ها:

دستگاه پرس از دو صفحه ی نئوپان که دارای سوراخ‌ هایی در ۴ طرف بوده تشکیل شده است که به وسیله ی پیچ و مهره روی هم بسته می‌ شوند . در روش پرس کردن ابتدا گل‌ ها را در لای روزنامه‌ قرار می‌ دهیم . سپس آن‌ ها را بین دو صفحه دستگاه پرس می‌ گذاریم و پیچ را محکم کرده تا گل‌ ها کاملاً تحت فشار باشند و خشک شوند . گل‌ ها را طوری بین روزنامه قرار دهید که فرم آن بهم نخورد و قسمت روی گل به طرف پایین باشد .

گل‌ های جعفری و داودی را بهتر است با روش پرس کردن خشک نکنند بلکه آن‌ ها را در روی جعبه در هوای آزاد طوری که سر آن‌ ها بالا باشد خشک کنند .

گل‌ هایی از قبیل ژریرا ، بنفشه ، داودی مینیاتوری ، مارگیرت ، و همچنین گل‌ ها و برگ‌ هایی که ارتفاع و عمق کمتری دارند را می‌ توان با روش پرس کردن ، خشک کرد .

در موقع چیدن گل ، وسط آن را با دست فشار دهید تا برای پرس شدن آماده شود . اگر دستگاه پرس در دسترس نباشد می‌ توان از تعدادی کتاب سنگین برای این کار استفاده کرد .

بسیاری از گیاهان را می‌ توان با مواد شیمیایی جاذب الرطوبه خشک کرد . مخصوصاً گیاهان حساس مانند ارکیده و لیلیوم که در مواد شیمیایی بهتر خشک می‌ شوند .


موادی را که برای خشک کردن گل‌ ها بکار می‌ برند عبارت است از :

سیلیکا ژل ، بُراز ، نمک ، اسید بوریک ، زاج ، آرد ذرت و شن . سبک‌ ترین و مناسب‌ ترین ماده شیمیایی براز است که برای کارهای هنری و خشک کردن گل‌ ها مورد استفاده قرار می‌ گیرد که در داروخانه‌ ها موجود است . البته سیلیکا ژل را هم می‌ توان از داروخانه خریداری کرد .


برای خشک کردن گل توسط براز :

ابتدا مقداری از ماده را داخل ظرفی می‌ ریزیم و گل را به آرامی در روی آن قرار می‌ دهیم . سپس مقداری براز را روی گل می‌ پاشیم و هر از چند گاهی ظرف را تکان می‌ دهیم تا براز کاملاً روی تمام گلبرگ‌ ها را بپوشاند .

اگر براز حالت چسبندگی داشت کمی آرد ذرت را با آن مخلوط می‌ کنیم تا از چسبندگی مواد به گل جلوگیری شود .


روش خشک کردن گل‌ ها به وسیله شن :

برای این منظور می‌ توان از شن‌ های ساحل دریا استفاده کرد . ابتدا شن‌ ها را شسته تا کاملاً تمیز شوند . سپس گل‌ ها را در داخل شن می‌ خوابانیم . باید دقت داشته باشیم که سنگریزه‌ های درشت در میان شن‌ ها نباشد تا آسیبی به گلبرگ‌ های گل وارد نشود 


خشک کردن با مواد شیمیایی نظیر سیلیکا ژل :

سیلیکا ژل یک ماده شیمیایی است که نوع مرغوب آن به رنگ آبی آسمانی است . این ماده وقتی که رطوبت به خود می‌ گیرد به رنگ صورتی می‌ شود . ولی می‌ توان دوباره از آن استفاده کرد . برای این منظور آن را در فر گاز قرار می‌ دهیم تا خشک شود و دوباره به رنگ آبی درآید . به وسیله‌ ی فرو بردن کاغذ تورنسل در سیلیکا ژل می‌ فهمیم که سیلیکا رطوبت دارد یا خیر . اگر مرطوب باشد رنگ کاغذ تورنسل تغییر می‌ کند . توجه داشته باشید که هر یک از مواد شیمیایی خشک کننده بعد از هر بار مصرف دوباره قابل استفاده هستند .


سیلیکا ژل کاملاً رطوبت را از گل می‌ گیرد و باعث می‌ شود که بعد از آن هم گل رطوبت به خود نگیرد . دانه‌ های سیلیکا ژل کمی درشت هستند و باید آن‌ ها را بوسیله آسیاب و یا وسایل دیگر خرد کنیم و به وسیله چای صاف کن آن را روی گل بپاشیم تا دانه‌ های درشت سیلیکا ژل لای گلبرگ‌ ها فرو نرود . معمولاً ارتفاع شاخه گلی را که در مواد شیمیایی خشک می کنیم باید ۲ تا ۲/۵ سانتی‌ متر باشد . هر طوری که گل را در مواد بگذاریم به همان شکل خشک خواهد شد . معمولاً برای خشک کردن گل‌ های حساسی چون لیلیوم ، آنتریوم و … از مواد شیمیایی استفاده می‌ کنیم تا شکل ظاهری گل تغییر نکند .


طریقه ی پرس کردن گل‌ ها به وسیله کتاب :

هرگاه دستگاه خاص پرس در دسترس ما نبود از کتاب‌ های سنگین برای خشک کردن گل استفاده می‌ کنیم . بدین طریق که گل‌ ها را لای کاغذ با روزنامه قرار داده و در بین صفحات کتاب پایینی قرار می‌‌ دهیم . سپس یک آجر ، اتو یا هر وسیله‌ ی سنگین را روی کتاب‌ ها می‌ گذاریم . البته توجه داشته باشید که از روزنامه با چاپ مشکی استفاده می‌ کنیم و روزنامه با چاپ رنگی برای این کار مناسب نیست و رطوبت به خود نمی‌ گیرد . سعی می‌ کنیم وسط گل‌ هایی را که کمی برجستگی دارند با انگشت فشار دهیم تا کاملاً خوابیده شوند . در روزهای اول هر ۱۲ ساعت یک بار به گل‌ ها سر می‌ زنیم و اگر ممکن باشد روزنامه‌ های آن‌ ها را عوض می‌ کنیم تا سریع‌ تر خشک شوند . مدت خشک شدن گل‌ ها در این روش ۱۰الی ۱۲ روز می‌ باشد . برای خشک کردن انواع برگ‌ ها ، گل بنفشه ، ژریرا و داودی و مینیاتوری این روش مناسب است .


خشک کردن گل‌ ها در محلول گلیسیرین و آب داغ :

برای میوه‌ های خوشه‌ ای (مثل انگور) و شاخه‌ های آکالیپتوس از این روش استفاده می‌ شود . بدین صورت که یک قسمت گلیسیرین را با دو قسمت آب مخلوط می‌ کنیم (ابتدا مقداری نمک را در آب داغ حل می‌ کنیم) و شاخه‌ ها را در آن فرو می‌ کنیم .


زمانی که برگ‌ ها مقداری رطوبت داشته باشند متوجه می‌ شویم که به اندازه کافی گلیسیرین به آن‌ ها رسیده و خشک شده‌ اند . با استفاده از این روش برگ‌ ها نرمی و لطافت خود را حفظ می‌ کنند . گل رز ، کاملیا و میوه‌ های خوشه‌ ای را با این روش خشک می‌ کنند .


برای سریع‌ تر خشک کردن گل‌ ها می‌ توانیم از روش اتو کردن استفاده کنیم . گل را در بین دستمال کاغذی قرار می‌ دهیم و چند روزنامه در زیر و روی آن قرار می‌ دهیم سپس آن را با اتو خشک می‌ کنیم . اما این روش خیلی برای خشک کردن گل مناسب نیست ، زیرا رنگ گل در این روش مقداری تغییر می‌ کند .

 




نظرات() 

سرگی برین ، سلطان نابغه اینترنت

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-09:20 ق.ظ



سرگی برین، نابغه کامپیوتر آمریکایی روسی، کسی است که به همراه لاری‌پیج، شرکت گوگل را راه‌اندازی کرد. این شرکت بزرگ‌ترین شرکت اینترنتی بر پایه موتور جست‌وجو و تکنولوژی تبلیغات آن‌لاین است.

سرگی برین متولد 21 آگوست سال 1973 در مسکو می‌باشد. وی با ثروت 12 میلیارد دلار به همراه همکارش لاری پیج بیست و ششمین فرد ثروتمند دنیا است. البته به گفته مجله فوربز، ثروت برین در سال 2010 به مبلغ 5/17 میلیارد دلار رسیده است. 


برین به همراه خانواده‌اش در سن شش سالگی، به اجبار به آمریکا مهاجرت کردند. این اجبار به این دلیل بود که افراد یهودی در شوروی برای تدریس در دانشگاه با مشکل مواجه بودند. خانواده برین در خانه‌ای کوچک در مرکز مسکو زندگی می‌کردند. پدر او استاد ریاضیات از دانشگاه مریلند و مادرش یکی از دانشمندان ناسا هستند.


برین دوره ابتدایی را در مدرسه ای در آدلفی ایالت مریلند گذراند، اما پس از آن پدرش در خانه به او تدریس می‌کرد. پدرش به عنوان استاد ریاضی او را به تحصیل در این رشته تشویق می‌کرد و او نیز به پیروی از پدر و پدربزرگش ریاضی را به عنوان رشته تحصیلی انتخاب کرد و در سال 1990 از دانشگاه مریلند با مدرک لیسانس ریاضی فارغ‌التحصیل شد. او به طور همزمان در رشته علوم کامپیوتر نیز تحصیل می‌کرد. وی پس از فارغ‌التحصیلی به دانشگاه استنفورد رفت و دکترای علوم کامپیوتر گرفت. وی در آنجا با لاری پیج آشنا شد و به زودی تبدیل به دوستان صمیمی شدند. آن دو خوابگاهشان را با کامپیوترهای ارزان‌قیمت انباشته بودند و سیستم جست‌وجوی داده‌های خود را برای ایجاد یک موتور جست‌وجوی بهتر به کار می‌بردند. این برنامه در استنفورد به زودی شهرت یافت بنابراین به این دو دوست اجازه داده شد تحصیلات دکترا را برای انجام کار و تحقیقات بیشتر روی سیستم‌شان به تعویق اندازند. برین و پیج با درخواست مقداری پول از اعضای دانشکده، خانواده و دوستانشان توانستند تعدادی سرور خریداری کرده و شرکت گوگل را در یک گاراژ اجاره‌ای در منلو پارک راه‌اندازی کنند.


کمی بعد اندی بچتولشیم یکی از موسسان شرکت سان‌مایکروسیستم چکی به مبلغ 100000 دلار به شرکت گوگل داد. اما مشکل اصلی این بود که اصلا شرکتی به اسم گوگل در جایی ثبت نشده بود؛ بنابراین برین و پیج ظرف دو هفته‌ای که درگیر یک سری کاغذبازی برای ثبت شرکتشان بودند، نتوانستند مبلغ چک را از هیچ بانکی دریافت کنند. 


زمانی که گوگل آغاز به‌کار کرد تعداد صفحات ایندکس شده در این موتور جست‌وجو تنها 25 میلیون صفحه بود. این رقم طی سال‌های اخیر به سرعت رشد کرده است و به بیش از 25 میلیارد صفحه رسیده است. در اواخر آن سال، نشریه معتبر PC World نام گوگل را به عنوان یكی از صد سایت برتر سال معرفی كرد و به این ترتیب گوگل پله‌های ترقی را به سرعت پیمود.


مجله اکونومیست از برین به عنوان یک مرد روشنفکر و کسی که اعتقاد دارد دانش همیشه خوب و قطعا بهتر از نادانی است، یاد می‌کند. این فلسفه در دو شعار گوگل، «فراهم کردن اطلاعات به شکل جهانی در دسترس و مفید برای تمام دنیا» و «در به اشتراک گذاشتن اطلاعات خود خسیس نباشید» نیز کاملا مشهود است. این شرکت روزانه بیش از 200 میلیون مراجعه‌کننده دارد. این شرکت در سال 2004 برای اولین بار سهامش را به طور عمومی در بازار سهام عرضه کرد که باعث میلیاردر شدن این دو شریک شد. 


برین علاوه بر فعالیت در شرکت گوگل روی پروژه‌های دیگری هم کار می‌کند. از جمله او و پیج از طریق سایت نوع دوستانه گوگل یعنی google.org برای حل مشکلات انرژی و آب و هوای جهان تلاش می‌کنند. شرکت گوگل برای یافتن منابع انرژی‌های جایگزین و تجدیدپذیر سرمایه‌گذاری کرده است. برین و پیج در تلاشند شرکت‌ها را به یافتن راه‌حل‌هایی نوآورانه برای افزایش عرضه منابع انرژی در دنیا تشویق کنند. 


برین همچنین در سال 2008 مبلغ 5/4 میلیون دلار در شرکت ماجراجویی فضایی، یک شرکت توریسم فضایی در ویرجینیا، سرمایه‌گذاری کرده است. برین و پیج یک هواپیمای بوئینگ 767-200 ویژه و یک جت دورنیر آلفا دارند و سالانه 4/1 میلیون دلار صرف محل نگهداری آنها می‌کنند.

برین در مه ‌2007 با «آن ووجیتسکی»، تحلیل گر بیوتکنولوژی ازدواج کرد. حاصل این ازدواج یک فرزند است.


برین در سایت شخصی‌اش خود و علایقش را این گونه توصیف کرده است:

«سلام دوستان من می‌دانم که شما خیلی چیزها درباره من می‌دانید، اما من هم چیزهایی به آن اضافه می‌کنم. من به جست‌وجو در صفحات اینترنت علاقه دارم. من می‌دانم که بسیار معروف هستم، اما این شهرت رو به رشد باعث شده سعی کنم در سبک زندگی‌ام به شکل گمنام زندگی کنم. من به انسان‌های عادی و فروتن علاقه دارم. من فقط سرگی هستم و برای دوستان، خانواده، خودم و تمام کسانی که حمایتم کردند و به گوگل عشق می‌ورزند نیز همان سرگی باقی می‌مانم. من همیشه دوست داشتم به دیگران کمک کنم و به همین دلیل هر روز و هر ساعت به کار کردن ادامه می‌دهم. من می‌خواهم گوگل هر روز بهتر و بهتر شود تا هر کدام از شما که جلوی کامپیوتر نشستید و به دنبال چیزی می‌گردید بتوانید هرچه سریع‌تر و آسان‌تر آن را پیدا کنید و احساس خوش‌شانسی کنید. بیشتر وقت من صرف گوگل می‌شود. گوگل تا ابد، عشق من باقی خواهد ماند. من خودم را خوش‌شانس می‌دانم چون هیچ کسی خوشبخت‌تر از کسی نیست که رویاهایش به واقعیت پیوسته‌اند.»




نظرات() 

آیا کسب درآمد از اینترنت هنوز به سودآوری گذشته است؟

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395-07:36 ب.ظ



این سوال هست که خیلی از بازدید کنندگان از من میپرسن شاید بعضی از آنها تو ذهن شما هم باشه. برای همین تصم گرفتم که امروز در این مقاله میزان سودآوری درآمد اینترنتی رو با چند سال قبل براتون مقایسه کنم.

اول از همه باید بگم که وقتی کسی می پرس آیا هنوز هم تجارت اینترنتی پرسود است یا نه… مثل این می مونه که چند سال بعد از اختراع برق، کسی می پرسید آیا هنوزم ازش استفاده می شه؟

بله، دقیقا مثل همین داستانه. کسب درآمد از اینترنت چند ساله که به طور حرفه ای در ایران جان گرفته و بسیاری رو طرفدار خودش کرده. و این تازه اول کاره. همون طوری که در کشور های خارجی این بازار هر سال عظیم تر و دقت تر می شه، آینده ی آن هم تو کشور ما همینه.

پس اگر شما نگران هستید که شاید از قافله عقاب مانده اید و دیگه بازار ممکنه مثل قابل سودآور نباشه، بگذارید خبر خوبی رو بهتون بدم…


خبر خوش: ٣ دلیل آشکار که کسب درآمد از اینترنت امروز سودآور تر از گذشته است

۱. دلیل اول: افزایش ارزش ارز یعنی افزایش سود شما

این یک حقیقت انکار ناپذیر است که هر ایرانی با تمام وجود تاثیرات افزایش قیمت ارز را در سال گذشته حس کرده است. از قیمت خودرو گذشته تا مسکن و حتی مایحتاج روزانه ی خانواده. هر کس در تکاپوی این است که راهی پیدا کند تا خود را از ریسک تورم و تلاطم بازار مصون نگه دارد.

اما وقتی صحبت به کسب درآمد اینترنتی می رسد، یک خبر بسیار خوش در انتظار شماست…

به دلیل اینکه درآمد شما به صورت دلار است، نه تنها از افزایش قیمت ارز ریسکی متوجهتان نیست، بلکه سود هم خواهید کرد!

وقتی که شما میانه ۱۰۰۰ دلار درآمد داشته باشید، در گذشته حدود یک میلیون تومان می شد که به راحتی آسایش زندگی شما را تامین می کرد. و حالا هم که قیمت دلار چند برابر شده، درآمد شما بیش از سه میلیون تومان می شود که باز هم همان آسایش خیال و رفاه را برای شما در بر دارد.

حالا خودتون رو جای کسی بگذارید که منبع درآمدش به ریال بوده. فکر می کنید چند سال طول بکشه که به میزان چند برابر شدن قیمت ارز، افزایش حقوق پیدا کند؟

پس همان طور که می بینید، کسب درآمد به دلار بهترین و مطمئن ترین راه برای بیمه کردن خودتون در برابر نوسانات بازار ارز و تورم بی سابقه است. مهم نیست که چقدر تحریم ها افزایش پیدا کند. شما همیشه با درآمد ثابت و مطمئن دلاری خود، آینده ی کاری خودتون رو تضمین کردید.

پس در پاسخ به آن دسته از دوستان که ایمیل می زنند و نگران هستند که آیا هنوز هم امکان کسب درآمد عالی از اینترنت وجود دارد یا نه… خیالتان آسوده باشد. چون اتفاقا سودآوری این بازار کمتر که نشده هیچ، مطابق ارزش ارز چند برابر هم شده است. 

پس اگر به دنبال منبع درآمدی امن و پرسود در بلند مدت هستید، می توانید همین امروز کسب و کار اینترنتی خود را آغاز کنید.


۲. دلیل دوم: افزایش سرعت اینترنت در ایران سرعت موفقیت شما را چند برابر می کند

تا حالا دیدید که مادربزرگ ها از خاطرات دوران جوونیشون براتون تعریف می کنند… و آن قدر قدیمی و دور از ذهن به نظر می آید که حس می کنید مال زمان دایناسور هاست؟

این دقیقا در مورد دورانی که من و دوستان دیگر که حدود ۸ سال پیش شروع به کسب و کار اینترنتی کردیم، صدق می کنه. امکانات آن زمان، مخصوصا سرعت اینترنت لاکپشتی که هر روز باید باهاش سروکله می زدیم، واقعا دست کمی از دوران مقابل تاریخ نداشت. شاید شما هم تا هادی دوران دایل آپ و اون صدای غژغژ مودم رو یادتون باشه. 

حالا تصور کنید سرتون پر از ایده های طلایی و سودآور برای سایت تون باشه، و مجبور باشین با سرعت بی نهایت کند dial-up صفحه یا رو یکی پس از دیگری باز کنید. این دقیقا مراحلی هستش که ما اون سال ها برای شروع هر سایتی طی می کردیم. و با وجود این مشکلات، باز هم کسب درآمد از اینترنت کاملا قابل دستیابی بود.

امروز خبر خوش برای شما عزیزی که در این راه قدم گذاشته اید، اینه که با فراهم شدن امکان استفاده از اینترنت پرسرعت ADSL در سراسر کشور، شما می تونید به راحتی سرعت موفقیت خودتون رو نیز چند برابر کنید.

مثل این می مونه که شما راننده تاکسی باشید. اگر وسیله نقلیه شما یک فرقان باشه، فکر می کنید چقدر می تونید روزانه مسافر جابجا کنید؟ نه تنها یک قرن طول می کشه که تا مقصدتون برسید، بلکه زود هم خسته می شید. درسته؟

اما اگر وسیله تون یک ماشین راحت و سریع مثل پژو باشه چطور؟ چقدر بازده کاریتون بیشتر می شه؟ چند تا مسافر بیشتر تو یک روز می تونید سوار کنید؟

همان طور که می دونید، در کسب درآمد اینترنتی هم، اینترنت مهم ترین ابزار کار ماست. پس امروزه که سرعت بالا و کیفیت خدمات بهتر شده، سوراواری کسب و کار اینترنتی شما هم به نسبت گذشته (زمان ما) خیلی افزایش پیدا می کنه. و این خبر خوبیست برای شما دوست عزیز.

               پس اگر آن زمان ما می گفتیم: می تونم!
               حالا شما می تونید بگید: می تونم، می تونم، می تونم! 


۳. دلیل سوم: صد ها سایت موفق نمونه ایست آشکار برای سودآوری بازار داخلی

همان طور که اشاره کردیم، کسب درآمد به دلار فواید خاص خود را دارد. اما اگر شما به دلیل چالش های زبان انگلیسی و عبور از تحریم ها بیشتر مایل باشید در بازار داخلی فعالیت کنید، چطور؟ آیا کسب درآمد از اینترنت با فروش محصولات و خدمات در ایران باز هم به اندازه کافی سودآور است؟

تا همین چند سال پیش شاید پاسخ این سوال خیر می بود. زیرا بسیاری از خریداران هنوز نسبت به خرید اینترنتی شکاک و دودل بودند. در گذشته بیشتر مردم ترجیح می دادند که حضوری به فروشگاه بروند و کالای مورد نظر خود را خریداری کنند.


اما همان طور که حتما از رشد بالای انواع و اقسام فروشگاه های اینترنتی ایرانی حدس زده اید، این بازار هر سال داغ تر از قابل می شود. با امکانات جدیدی مانند خرید اینترنتی آسان با کارت های شتاب، دریافت پستی کالا و پرداخت پس از اطمینان کیفیت آن، و بسیاری امکانات جدید دیگر، مشتریان بیش از پیش مشتاق خرید اینترنتی و صرفه جویی در وقت هستند.

حتی سایت هایی با ایده های خلاق و جدیدی مانند تخفیفان و نت برگ هم افتتاح شده که آشکارا نشان می دهد پتانسیل کسب درآمد از اینترنت در ایران نیز بی نهایت است.

بله، با تمامی امکانات جدیدی که اشاره شد، و با وجود روش ها ی مختلف و آسان که امروزه در اختیار شما قرار دارد، هیچ چیز مانع موفقیت و درآمد پرسود شما نیست… جز اینکه قدم اول را بردارید و کسب و کار اینترنتی خود را شروع کنید، دوست عزیز.

با آرزوی اینکه روزی نام شما را نیز به عنوان یکی از نمونه های موفق تجارت اینترنتی برای دیگران یاد کنیم! 




نظرات() 

نو آوری و کارآفرینی در اینترنت

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395-03:45 ب.ظ



همانطوری که میدانید در کارآفرینی ایده و طرح حرف اول را میزند، یک کارآفرین قبل از هرچیز نیاز به یک ایده جذاب دارد و علاوه بر آن باید نسبت به هدفی که دارد امیدوار باشد و همه تلاش خود را برای رسیدن به آن حتی اگر دست نیافتنی به نظر برسد انجام دهد.
تمامی دانشمندان برای رسیدن به اهداف خود تلاشی بسیار زیاد انجام دادند، خیلی وقتها در کار خود شکست خوردند و یا حتی مسخره شدند، اما تلاشهای آنها امروز باعث زندگی آسانتر و بهتری برای همه ما شده است.


سایت اجتماعی فیسبوک (facebook) از یک خوابگاه دانشجوئی آغاز شد، Yahoo در ابتدا یک شبکه میان چند دوست بود، بیل گیتز مایکروسافت را از توسعه DOS (که نویسنده کد اصلیش یک پاکستانی بود!) بنا کرد، گوگل در ابتدا یک موتور جستجوی ساده بود، تویتر با این سوال مسخره که "چکار دارید انجام میدهید!" شروع کرد، ebay کار خود را با فروش عروسکهای کوچک یادگاری (از همینها که در تخم مرغهای شانسی و آدامسها برای فروش گذاشته میشوند) شروع کرد و هیچ کدام از اینها در ابتدا میلیارد دلاری نبودند بلکه از صفر شروع به کار کردند.


نه تنها برای شروع کار بلکه برای ادامه آن در دنیا پر از رقابت کنونی نیاز به نو آوری همیشه وجود دارد، گوگل زمانی سهم ناچیزی از اینترنت را داشت و هر چه بود Yahoo! بود! یاهو یی که آنروز ها یکه تاز اینترنت بود. یاهو برای اینکه سرعت سایت را بالاتر ببرد و آنرا برای کاربران آنلاین نگه دارد تصاویر و گرافیک را ازصفحه اول خود حذف کرده بود، اما با همه اینها کاربران در اینترنت کم سرعت آنروز در بالا و اطراف هر جستجو تصاویر سنگین تبلیغاتی را میدیدند که جستجو و گردش در اینترنت را محدود میکرد، گوگل با ایده تبلیغات متنی وارد شد، و درکنار دقت و سرعت در جستجو (که این را مرهون پایگاه داده ای بود که از صفحات وب بر روی سرور خود ساخته بود) از تبلیغات گرافیکی در اطراف جستجو هیچ خبری نبود و کاربران با سرعت بسیار آنچه را که میخواستند بدون مزاحمت پیدا میکردند، هر جا گوگل با نو آوری هایش پیش رفت رقبایش عقب نشستند.


دنیای وب با گذشت 20 سال از تولد هنوز آنقدر جوان هست که بتوان از آن به درآمدهای میلیاردی رسید، نباید ایستاد و منتظر بود تا کسی ایده ای نو به ما معرفی کند بلکه برای بدست آوردن شهرت و درآمد باید به دنبال ایده ها و طرحهای نو بود و مطمئن بود که با تلاش میتوان در هر کاری به نتیجه رسید. علاوه بر این در کشور ما اینترنت هنوز نوزادی بیش نیست و در دنیایی که کامپیوتر و اینترنت دنیای جوانان ما را پر کرده میتوان هنوز به فکر درآمدهای میلیونی و میلیاردی از این صنعت نوپا بود.

 




نظرات() 

کسب و کار خانگی موفق به لطف اینترنت

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395-03:00 ب.ظ



اگر قصد دارید کسب و کار خانگی خود را بر اساس فروش چیزی آغاز کنید، دو موضوع مورد توجه قرار می‌گیرند. نخست اینکه کالا یا خدماتی که ارائه می شوند می توانند فیزیکی و یا اطلاعاتی باشد. دوم، برای آنکه مشتری‌های بالقوه را نسبت به وجود و عرضه محصولات و خدمات خود آگاه کنید، نیازمند طرح بازاریابی دقیق و منسجمی هستید.


به گزارش پول نیوز، در گذشته‌های نه چندان دور، بازاریابی تقریبا همیشه به صورت چاپ آگهی در روزنامه‌ها و یا معرفی در رادیو و تلویزیون انجام می شد، اما امروزه اینترنت و دنیای مجازی نیز به مکانی فوق العاده برای کسب درآمد و بازاریابی مبدل شده است.
اگر قصد دارید کسب و کار خانگی خود را بر اساس فروش چیزی آغاز کنید، دو موضوع مورد توجه قرار می گیرند. نخست اینکه کالا یا خدماتی که ارائه می شوند می توانند فیزیکی و یا اطلاعاتی باشد. دوم، برای آنکه پیامتان را به تمامی مشتری‌های بالقوه رسانده و مردم را نسبت به وجود و عرضه محصولات و خدمات خود آگاه کنید، نیازمند طرح بازاریابی دقیق و منسجمی هستید. همانگونه که اشاره شد یکی از گزینه‌های سریع و در دسترس برای کسب و کار خانگی ایجاد یک وب سایت است.
 

در ادامه برخی از نکته‌های ضروری برای آغاز کسب و کار خانگی را به صورت مختصر بررسی می کنیم. نخستین نکته‌ای که باید در نظر گرفته شود، شناسایی مشتری‌های بالقوه و درک نیاز و خواست احتمالی آنها است. در حقیقت، کالا و خدمات شما باید پاسخگوی نیازهای مشتری‌ها بوده و به برطرف کردن مشکلات آنها کمک کند. از این رو، احتمال خرید مجدد آنها در آینده، معرفی شما به مشتری‌های دیگر و تداوم این روند بسیار افزایش می یابد. بر همین اساس، انجام پژوهش پیش از آغاز کسب و کار از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
 

سپس اگر قصد دارید کسب و کار خانگی خود را به صورت انفرادی یا همراه با یک تیم آغاز کنید باید نام دامنه مناسبی را انتخاب کنید. این نام باید مردم را جذب کرده و به آسانی در ذهن آنها حک شود. ممکن است نام انتخابی شما پیش از این برگزیده شده باشد، از این رو باید چند نام را در نظر داشته باشید. در صورت امکان از یک کلید واژه با حجم جستجوی بالا در نام دامنه خود استفاده کنید. این اقدام می تواند به ارتقا رتبه شما در موتورهای جستجوی اینترنتی مانند گوگل و یاهو منجر شود.
 

در مرحله بعد، اطمینان حاصل کنید که کالا و خدمات شما ارزشی بیش از قیمت خود را به مشتری ارائه می کنند. تقریبا تمامی صاحبان کسب و کار خانگی موفق به این نکته اشاره دارند که ارزش بالای کالا و خدمات و آگاهی از چگونگی متقاعد کردن مردم که چرا آنها بهتر از نمونه‌های دیگر موجود در بازار هستند، اصلی مهم برای جذب هرچه بیشتر مشتری است. در بازار گسترده و جهانی امروز باید تا حد ممکن رقابت پذیری خود را حفظ کرده و بر ویژگی‌های منحصر به فرد کالا و خدمات خود که در نمونه‌های مشابه وجود ندارند، تاکید کنید. همانند کسب و کارهای عادی، در یک کسب و کار خانگی نیز باید از ابزارها و خدمات مناست استفاده کنید. استفاده از خدمات پرداخت اینترنتی معتبر و یا در نظر گرفتن فردی برای پاسخگویی به پرسش‌ها و مشکلات احتمالی مشتری‌ها از آن جمله‌اند.
 

اگر محصولی فیزیکی ارائه می کنید که نیازمند ارسال است باید نسبت به استفاده از خدمات مطمئن حمل و نقل که در زمان مقرر کالا را به دست مشتری می رسانند، اطمینان حاصل کنید. افزون بر این، برای موفقیت کسب و کار خانگی باید به امور مالی و بودجه خود توجه ویژه‌ای داشته باشید. بر همین اساس باید جریان هزینه‌ها و درآمدهای خود را به دقت ثبت و دنبال کنید. می توانید به صورت سنتی از قلم و کاغذ استفاده کرده و یا از نرم افزارهایی که برای این منظور در بازار موجود هستند، استفاده کنید. و در آخر، اگر به دنبال ارتقا کسب و کار خانگی خود هستید، مجلات الکترونیکی گزینه‌ای فوق العاده برای بازاریابی محسوب می شوند.
 

این مجلات آنلاین شباهت بسیاری به مجله‌های موجود در روزنامه فروشی‌ها داشته و نکته مثبت آنها این است که از مشترکان دائمی برخوردار هستند. از این رو، ممکن است آگهی شما در یک هفته توسط صدها هزار نفر دیده شود.




نظرات() 

کسب و کار با کشت سیر

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395-02:30 ب.ظ



در تهیه غذاهای مختلف از سیر به دلیل طعم خاصی که به غذا می‌دهد، استفاده زیادی می‌شود. علاوه بر این، سیر به دلیل دارابودن خواص بسیار، کاربرد دارویی نیز دارد. این گیاه خاصیت ضدباکتریایی، ضدویروسی و ضدقارچی دارد.

اگر علاقمند به کشت سیر هستید با ما همراه باشید


مشخصات گیاهشناسی

یک گیاه چند ساله (دائمی) است با ساقه ای لوله ای و محکم و سطح آن نرم است و ارتفاع ساقه به ۴۵- ۳۰ سانتیمتر می رسد و مستقیم از زمین بیرون می آید، پیاز سیر از تعدادی پیاز کوچک و پهن تشکیل شده و اصطلاحاً به آن سیرچه می گویند. سیرچه ها برخلاف سیرچه های موسیر با پوسته نازکی احاطه گردیده که پس از مدتی از بین می رود. بوته سیر در مناطق سرد سیر یا معتدل تولید بذر نمی کند ولی گاهی اوقات ممکن است به جای گل، پیازهای کوچکی روی ساقه ظاهر شوند که بتوان با آن گیاه رانیز ازدیاد کرد.


- مواردی که در انتخاب پیاز سیرچه رعایت می شود:

۱- اگر پیاز سیر را در زمستان خریداری می کنید باید دقت نمود پیاز یخ زده نباشد. راه تشخیص وقتی پیاز را لمس می کنید قسمتی از آن نرم شده است.

۲- از سیرچه های ریز و تا حدودی سبک و از پیازچه هایی که گوشت نرم یا قسمتی از آن کنده یا جوانه سبز آن قابل مشاهده می باشد، از کاشت آنها خودداری کنید.

۳- تا موقع کاشت نباید سیرچه ها از هم جدا شوند، زیرا رطوبت از بین می رود و موجب پوک شدن آن می شود.


- شرایط آب و هوایی:

سیر گیاهی متعلق به فصل خنک و یخ بندان کمی مقاوم است بود مواد موجود در سیرهای مناطق جنوبی به مراتب بیشتر از مسیرهای شمال است. زمان کاشت در مناطق سرد سیری اوایل بهار است ولی در مناطقی که زمستان ملایم دارند، در هر موقع از پاییز می توان به کشت آن اقدام نمود. سیرهمانند پیاز معمولی برای تشکیل غده به دو عامل طول روز و حرارت نیازمند است و یک سبزی روزبلند می باشد و برای تشکیل غده حدود ۱۵ ساعت طول روز نیاز دارد بوته سیر در اوایل، رشد رویشی دارد (در موقعی که طول روز کوتاه است) به محض آنکه بوته شروع به تولید غده نمود (در زمانی که طول روز بلند است) رشد رویشی متوقف می شود که می توان گفت سیر در ابتدای فصل دمای خنک و در زمان رسیدگی هوای گرم نیاز دارد.


- خاک و تهیه بستر کاشت سیر:

سیر در هر نوع خاک از خاکهای شنی لومی تا خاکهای رسی سنگین و همچنین، خاکهای هوموسی قابل کشت می باشد. خاک رسی برای کاشت سیر مناسب نیستند، زیرا یا غده خوب در آنها تشکیل نمی شود ویا پیاز بدست آمده، بد شکل می گردد. مگراینکه این خاکها به وسیله کود دامی پوسیده سبک شوند.


برای تهیه بستر کاشت باید ابتدا زمین را متناسب با نوع آن با استفاده از شخم، دیسک و ماله کاملاً نرم و مسطح کرد و در مناطق خشک نسبت به نوع آبیاری که پشته بندی یا کرت بندی است آن را آماده نمود.


- نحوه کاشت سیر

برای برداشت محصول زودرس باید سیر را در اواخر پاییز کاشت و اگر آن را زودتر بکاریم ممکن است پیش از زمستان جوانه بزند و یخ نابودش می کند. سیر را به دو روش کرتی وجوی پشته می کارند، بهترین روش برای کاشت سیر روش جوی پشته است که ابتدا سیرچه را از پیاز سیر جدا کرده، سیرچه های خیلی ریز را برای کاشت مناسب نبوده و از سیرچه متوسط برای کاشت استفاده کنید فاصلۀ خطوط کشت در حدود ۲۵ تا ۳۰ سانتیمتر و فاصلۀ هر سیرچه از یکدیگر ۷- ۱۰ سانتیمتر و عمق مناسب سیر ۵- ۳ سانتیمتر می باشد سیرچه را طوری در خاک قرار می دهید که نوک سیر به سمت بالا و انتهای سیرچه به سمت پایین قرار گیرد. مقدار مصرف سیرچه در یکصد متر مربع حدود ۱۵ سیر در نظر می گیرد یا به عبارتی دیگر هر ۳ کیلو سیر برای ۱۰ متر مربع زمین کافی است.


کود دهی گیاه سیر

استفاده از انواع کود در بالا بردن میزان محصول نقش عمده ای دارد. کود دامی برای خاکهای رسی از اهمیت زیادتری برخوردار است. سیر به کود دامی زیاد احتیاج دارد، می توان گفت میزان مصرف کود حیوانی دو برابر سایر سبزیجات است، در خاکهای شنی کود شیمیایی بیشتر توصیه می شود اما بطور کلی کود از ته ۶۰- ۸۰ کیلوگرم و کود فسفر ۱۲۰ تا ۲۰۰ کیلوگرم در هکتار و کود پتاس ۱۰۰ کیلوگرم در هکتار برای مزرعه سیر مورد مصرف قرار می گیرد.


- زمان برداشت:

موقع برداشت سیر زمانی است که قسمتهای هوایی آن شروع به زرد و قهوه ای شدن می کنند. اگر مصرف از برداشت تازه خوری باشد نیاز به قطع برگهای سیر نیست ولی اگر مصرف خشک کردن و نگهداری در انبار باشد بعد از خارج کردن سیر برگها از ۳-۱ سانتیمتر بالای غده قطع می کنیم، غده ها به مدت ۱ الی ۲ هفته در مقابل آفتاب در مزرعه قرار می دهیم تا رطوبت به حداقل برسد، این کار قدرت انبارداری سیر را افزایش می دهد. پس از آن سیرهای سالم را در درجه حرارت صفر درجه سانتیگراد با رطوبت نسبی بسیار پایین و تهویه مناسب می توان آنها را برای مدتی انبار کرد.

توجه داشته باشید بازار خوبی که سیر دارد در هیچ زمان محصول شما روی زمین نخواهد ماند. بخصوص اینکه میتوان در صورت خوب عرضه نکردن انرا به سرکه سیر تبدیل کنید و بدین صورت به فروش برسانید.

مانند همیشه تحقیق و بررسی فراموش نشود.




نظرات() 

کسب درآمد با سپیدی برف

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395-01:59 ب.ظ



یكی از این شغل‌ها كه منجر به خوداشتغالی در محیط خانه می‌شود،‌ پرورش قارچ است. همیشه در انجام هر كاری مسئله درآمد آن مطرح است كه رابطه مستقیم با مصرف‌كننده دارد. در سال‌های اخیر با آگاهی مردم از خواص قارچ و مفید و سالم بودن آن، مصرف قارچ رو به افزایش است.


آمار و ارقام حاكی از آن است كه تولید قارچ در ایران رو به افزایش است. یكی از راه‌های تولید قارچ، پرورش آن در منزل شخصی شماست. با پرورش قارچ در خانه نه تنها خود را از خرید قارچ و صرف هزینه بی‌نیاز می‌كنید بلكه می‌توانید از این راه كسب درآمد هم بكنید. 


ماشین تولید قارچ خانگی

امروزه برای تولید قارچ در منزل ماشینی كم‌حجم ساخته شده است كه با راه‌اندازی آن می‌توانید در خانه و بدون اینكه مكان زیادی از خانه شما اشغال شود، قارچ تولید كنید. دلیل اصلی طراحی و ساخت این دستگاه، فرهنگ‌سازی افزایش مصرف سرانه قارچ در كشور است. این دستگاه علاوه بر اندازه كوچك‌(در ابعاد اجاق گاز)، سبك وزن بودن و تنوع در رنگ و اندازه، می‌توان به قابل هماهنگی با لوازم آشپزخانه، كم‌مصرف بودن آن كه حدود۱۰ وات برق و ۳ تا ۵ لیتر آب در هفته‌ است، كاملا مكانیزه، ضدخش، بدون صدا، كاربری آسان و قابل شست‌وشو بودن اشاره كرد.

همچنین این دستگاه در ۳ نوع‌A ،B و C طراحی شده كه نوع اول هر ۴۰ روز ۱۰ كیلو قارچ، نوع دوم هر۳۰روز ۱۰ كیلو قارچ و نوع سوم هر ۲۰ روز ۱۰كیلو قارچ تولید می‌كند. این دستگاه قادر به تولید انواع قارچ است و از این نظر محدودیتی ندارد. 


بهترین زمان پرورش قارچ

بهترین موقع برای پرورش قارچ در خانه بین ماه‌های مهر تا آذر است ولی چنانچه امکانات تهویه هوا و متعادل كردن درجه حرارت محیط محل پرورش وجود داشته باشد می‌توان در ماه‌های دیگر سال نیز قارچ تولید كرد.

در محل پرورش قارچ علاوه بر آنکه، باید تهویه هوا به خوبی انجام گیرد، درجه هوای محیط پرورش نیز باید بین ۱۰ تا ۱۵درجه نگهداری شود. علاوه بر این، محل پرورش باید کاملا تمیز، قابل شست‌وشو و فاقد درز یا محلی برای پرورش باکتری‌ها، حشرات و قارچ‌های مضر باشد. 


تولید یك تن قارچ در اتاق ۹متری

اگر از دستگاه‌های تولید قارچ خانگی استفاده نمی‌كنید، می‌توانید مكانی از منزل خود را به این كار اختصاص دهید. عرض اتاق پرورش باید به حدی باشد که بتوان از راهروهای آن به راحتی عبور كرد. عرض طبقات پرورش قارچ را نیز حداکثر ۱۸۰ سانتی‌متر در نظر می‌گیرند تا بتوان از دو طرف به وسط بستر قارچ دسترسی پیدا كرد و چنانچه طبقات پرورش قارچ در کنار دیوار باشد عرض آن را حداکثر ۹۰ سانتی‌متر قرار می‌دهند.


در یک اتاق بزرگ به طول ۹ و عرض ۵/۶ متر می‌توان مساحتی در حدود یکصد متر مربع برای پرورش قارچ آماده كرد که از این سالن در هر فصل برداشت می‌توان استفاده كرد و به ۸ تا ۸۵۰ کیلو قارچ دست یافت و چنانچه کاشت قارچ در جعبه‌های چوبی انجام شود، تولید محصول از این میزان تا حدی بیشتر خواهد شد و در سالنی به ابعاد ۵/۹ و عرض ۵/۶ متر تعداد ۱۸۰ جعبه جایگزین می‌شود که محصول آن در یک فصل برداشت به حدود یک تن می‌رسد. 


روش‌‌ها و لوازم مورد نیاز

كاشت قارچ بدون دستگاه تولید قارچ به چهار روش انجام می‌شود كه هر چهار روش در خانه امكان‌پذیر است. کاشت قفسه‌ای، کاشت آویزان، کاشت ستونی، کاشت بلوکی و تنها دو نفر برای پرورش و كاشت قارچ خانگی لازم است. یك روش مناسب دیگر برای كشت قارچ در خانه، روش كیسه‌ای است كه مزایای زیر را دارد. ریسک کمتری نسبت به روش‌های دیگر کشت دارد، کنترل آسان آفات و بیماری‌ها، امکان کشت در تمام طول سال، بازگشت سریع سرمایه، سرمایه‌گذاری اولیه کم و امکان کشت در خانه. این نوع كشت، یکی از رایج‌ترین روش‌های کشت قارچ در اکثر نقاط جهان است. وسایل مورد نیاز اندكی و ساده‌ای نیز برای این كار لازم است. بذر انواع قارچ، رطوبت‌سنج، دماسنج، لامپ مهتابی، بخاری گازی، دستگاه بخور، تهویه كوچك، ظرف جهت جوشاندن كاه و كلش گندم، گونی، كولر آبی، قفسه، شیلنگ آب. 


بسته‌بندی

بهره‌برداری از قارچ‌ها هر ۱۵ روز یکبار انجام می‌گیرد و این برنامه مدت دو تا سه ماه به طول می‌انجامد. قارچ‌های چیده شده را به اتاق سرد و خنک انتقال داده و در اسرع وقت نسبت به درجه‌بندی آن اقدام كنید و قارچ‌های لک‌دار و ناقص و کج و ناجور را جدا کرده و برای مصرف شخصی استفاده كنید و قارچ‌های سالم را به بازار عرضه کنید.




نظرات() 

احمقانه‌ترین ایده‌هایی که صاحبانشان را ثروتمند کردند

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395-01:21 ب.ظ



همیشه در مورد ایده‌های افراد مختلف می‌شنویم که باعث شده آن‌ها بسیار پولدار شوند. در اینجا چند اختراع و ایده بسیار عجیب و پیش‌پا افتاده را می‌خوانیم.

هنری فورد اتومبیل و بیل گیتس مایکروسافت را خلق کرد که باعث شد آن‌ها افراد ثروتمندی شوند. اختراعاتی هم هستند که هرچند ممکن است احمقانه یا مسخره به نظر برسند، بسیار کاربردی هستند و فروش خوبی دارند. در اینجا بعضی از این اختراعات را می‌خوانیم که شاید احمقانه برسند اما فروشی بیش از آنچه دانشتند که صاحبان ایده‌ها تصور می‌کردند.


1.برگه استراحت از پزشک: کاری که این شرکت انجام داده راه حل مناسبی برای افرادیست که تصمیم گرفتند یک روز سرکار نروند ولی بهانه قابل قبولی پیدا نکردند. مردم حاضرند 25 دلار بدهند تا یکی از این برگه‌ها را تهیه کنند و یک روز از سرکار رفتن خودداری کنند.


2.جناق خوش‌شانسی: باور نمی‌کنید اگر بشنوید کسی میلیون‌ها دلار از این ایده سود برد. همانطور که می‌دانید هر مرغ یا بوقلمون تنها یک استخوان جناق دارد که به این معنیست تنها یک نفر می‌تواند آن را بشکند و آرزو کند. این کمپانی با تولید جناق‌های پلاستیکی این امر را امکان‌پذیر کرده هر فرد بتواند به آرزوی خود برسد. این شرکت با این ایده حدود 4 میلیارد دلار دارمد کسب کرده‌است. 


3.وب سایت میلیون دلاری: الکس تیو خالق این ایده، وب سایتی ایجاد کرد که در آن از کسانی که قصد تبلیغ محصولاتشان را داشتند خواست تا هر کدام یک پیکسل از وب سایتش را بخرند. تنها در 4 ماه او این ایده را به تعداد زیادی شرکت تبلیغاتی فروخت و از این طریق به راحتی 1 میلیون دلار بدست آورد.


4.ایمیل بابانوئل: در اینجا افرادی که وقت یا حوصله ندارند. این افراد از این شرکت می‌خواهند تا نامه‌ای از طرف بابانوئل برای کودکانشان بنویسند. این شرکت از سال 2002 حدود 300 هزار نامه فرستاده که مبلغ هر نامه حدود 10 دلار بوده‌است.





نظرات() 

کسب درآمد با روش های مختلف چاپ فیبر مدار چاپی

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395-12:10 ب.ظ



1-کپی مستقیم طرح روی فیبر توسط کاغذ کربن و ماژیک ضد آب (کیفیت کم)
2-استفاده از علائم آماده یا لتراست (تقریبا منسوخ شده) (کیفیت کم)
3-پوزتیو یا فیبر حساس به نور (کیفیت خوب)
4-لامینت ( کیفیت خیلی خوب)
5-سیلک اسکرین (کیفیت خوب)




1--کپی مستقیم طرح روی فیبر توسط کاغذ کربن و ماژیک ضد آب:

در این روش اول طرح را روی کاغذ مخصوص طراحی رسم میکنیم، اگر با قلم های مخصوص طراحی رسم شود بهتر و دقیق تر است. بعد از آن مابین ورق و فیبر کاربن قرار میدهیم و روی خطوط نقشه ی خود میکشیم تا طرح ما روی فیبر انتقال یابد سپس روی خطوط چاپ شده روی برد با ماژِیک ضد آب خط میکشیم وسپس اسید کاری.


2--استفاده از علائم آماده یا لتراست:

خطوط و علائم مخصوص نقشه کشی مدارات الکترونیک به صورت آماده ما آن را با نام حروف برگردان یا لتراست می شناسیم. ما میتوانیم توسط آنها طرح خود را روی فیبر مسی ترسیم کنیم البته باید اندازه ها را با دقت در نظر بگیریم و مطمئن شویم که لتراست روی فیبر بچسبد تا در زمان چاپ اسید زیر لتراست نفوذ نکند تا منجر به خراب شدن طرح شود 




3--روش پوزتیو یا فیبر حساس به نور:

ابتدا طرح و نقشه خود را با دقت بر روی کاغذ مخصوص رسم، ترسیم می کنیم و سپس از طرح خود، فیلم لیتوگرافی تهیه می کنیم، که این عمل توسط لیتوگرافها انجام میشود. اگر طرح خود را با نرم افزار های طراحی ترسیم کنیم، خودمان می توانیم توسط نرم افزار ها و امکانات آن از نقشه خود طرح نگاتیو یا پوزتیو تهیه کنیم. بعد از انجام این کار حالا نیاز به یک تاریکخانه داریم(که فقط در آن یک لامپ قرمز کوچک روشن باشد). لازم است یک اسپری تهیه کنیم که به اسپری پوزتیو 20 معروف است (که مدل و مارک های آن متنوع است ولی برای کار ما پوزتیو 20 مناسب است) و برای حساس کردن سطح فیبر به کار می رود.


بعد در تاریکخانه سطح مسی فیبر خود را با اسپری پوزتیو به طور یکنواخت می پوشانیم (البته ماسک فراموش نشود). در زمان اسپری کردن سطح فیبر فاصله سطح فیبر با دست بهتر است 30 سانتیمتر باشد. بعد از اسپری کردن فیبر، آن را اندکی در تاریکخانه نگاه می داریم تا سطح فیبر خشک شود. سپس فیلم لیتوگرافی را که پوزتیو (مثبت) است و از طرح تهیه کرده ایم با دقت بر روی سطح فیبر قرار می دهیم و آن را با چسب شیشه ای به گونه ای که به طرح آسیبی نرسد بر روی سطح فیبر مدار چاپی محکم می کنیم و بعد از آن فیبر ما آماده نور دادن می باشد. ب


بهترین حالت این است که جعبه ای تهیه کنیم (در جایی تاریک) که اطراف آن پوشیده باشد و یک طرف آن به اندازه ای که فیبر را می خواهیم قرار دهیم، شیشه ای باشد و از شیشه لامپی 500 وات را بافاصله 30 سانتیمتری قرار می دهیم و طرح خود را در حدود 3 الی 5 دقیقه در معرض نور مستقیم لامپ قرار می دهیم. بعد از عمل نور دهی و انتقال کامل طرح بر روی فیبر حالا فیبر ما برای ظهور و چاپ نهایی آماده است.


4--روش لامینت:

لامینت ماده ای ژلاتینی مانند و حساس به نوراست. برای کار با روش لامینت نیز به تاریکخانه نیاز است. چون لامینت به نور حساس است و در برابر نور واکنش نشان می دهد لذا آن را در ورق های طلقی نگهداری می کنند که یکی از این طلق ها اندکی نازکتر و نرمتر است که آن لایه طرف داخل رو است.


ابتدا سطح فیبر را با دقت تمیز می کنیم و سپس برد را به اندازه مورد نیاز برش میزنیم و بعد لامینت را از آن قسمت که طلقی نازکتر داشت بعد از جدا کرن طلق روی آن به آرامی و با دقت فراوان بر روی سطح فیبر می چسبانیم. برای اطمینان میتوان روی لامینت دستمال نخی تیره رنگ قرار داد و با اتویی که خیلی داغ نباشد به آرامی روی پارچه کشید تا از چسبندگی لامینت با سطح فیبر اطمینان حاصل کنیم. بعد از انجام این عمل مانند روش قبلی، فیلم لیتوگرافی نگاتیو که از نقشه خود تهیه کرده ایم را با دقت بر روی لامینت قرار می دهیم که ترتیب عمل به این شکل است: ابتدا فیبر مسی بعد لامینت و در آخر فیلم نگاتیو و در آخر یک تکه شیشه تمیز روی فیلم نگاتیو قرار می دهیم تا فیلم بر روی لامینت جابه جا نشود و دقت کار بالا رود و در زمان نور دهی هم به فیلم آسیبی نرسد. کلیه مراحل ذکر شده باید در تاریکخانه انجام شود. بعد از پایان این مرحله نوبت به نوردهی سطح کار و فیلم می رسد که هم می توانید به روش قبل و یا با لامپ مخصوص اشعه ماوراء بنفش و هم در معرض نور مستقیم خورشید(2 الی 5 دقیقه) این عمل را انجام دهید. نور دهی نباید خیلی زیاد باشد که باعث کم رنگ شدن و سایه دار شدن کار شود و نباید خیلی کم باشد که باعث ظاهر نشدن طرح شود(نیاز به تجربه دارد).


به طور کلی آن قسمت هایی از لامینت که در معرض نور قرار نگرفته باشند در هنگام ظهور پاک میشوند و از بین میروند و آن قسمت هایی که در برابر پرتو نور قرار داشته اند در زمان ظهور ثابت می مانند. بعد از پایان نوردهی فیلم،نگاتیو،شیشه و لایه طلقی دوم (این لایه طلقی ضخیم تر و شفافتر از لایه اول است) را که روی لامینت قرار دارند را به آرامی از سطح لامینت جدا می کنیم. حالا نوبت به ظهور ابتدایی لامینت می رسد که توسط پودر سفید رنگی که مخصوص ظهور لامینت است فرا میرسد. این پودر به پودر ظهور لامینت معروف است.


مقدار10 گرم ویا اندکی بیشتر که بسته به حجم کار دارد را در 1لیتر آب سرد ریخته و خوب هم میزنیم. بعد از حل شدن کامل پودر لامینت در آب، فیبر مسی را در داخل آب قرار داده و به آرامی شروع به تکان دادن فیبر در محلول می کنیم تا شاهد ظاهر شدن تدریجی طرح خود بر روی فیبر شویم که زمانی حدود 1 دقیقه و یا اندکی بیشتر است. بعد از ظاهر شدن کامل طرح بر روی فیبر، آن را با آب فراوان و دست میشوییم تا محلول ظهور و ماده ژلاتینی که کمی لیز مانند هم می باشد، به طور کامل از سطح فیبر پاک شود و بعد فیبر را با دقت کامل پاک و خشک می کنیم. حالا فیبر آماده ظهور و چاپ نهایی می باشد.

این روش روش بسیار مناسب و دقیق برای کار های پیچیده است.



5--سیلک اسکرین:

ابتدا مانند روش های قبل نقشه ی خود را بادقت رسم می کنیم و از روی آن فیلم لیتوگرافی نگاتیو و پوزتیو تهیه می کنیم. بعد از انجام مراحل ذکر شده نوبت به تهیه و درست کردن چهارچوبی می رسد که یک سمت آن را با پارچه ابریشمی مخصوص چاپ سیلک اسکرین با دقت و کاملا به صورت کشیده نصب کرده ایم.


 پارچه های مخصوص سیلک اسکرین با شماره های مختلف شناخته می شود که این شماره ها نشان دهنده ی تعداد سوراخ های ریز پارچه در هر سانتیمتر مربع آن است و برای کار های مدار چاپی پارچه با شماره های 100 ، 120،140و 180 مناسب می باشد. بعد از نصب پارچه بر روی چهارچوب، پارچه ابریشمی را با آب ولرم و صابون به خوبی می شوییم و سپس پارچه را با سشوار خشک می کنیم. بعد از انجام این مرحله چهار چوب را به تاریکخانه برده و ترکیب بی کرومات پتاسیم وسریت را با هم مخلوط کرده و با کاردک پلاستیکی 2با رو ی سطح پارچه می مالیم. بی کرومات پتاسیم مایعی نارنجی رنگ است و سریت ماده ای آبی رنگ است و مقدار ترکیب آنها با هم 1 به 10 می باشد که مقدار ماده سریت 10 می باشد. بعد از آنکه کل سطح پارچه مخصوص ما با این ماده خوب پوشیده شد و اندکی هم خشک شد، فیلم پوزتیو طرح خود را روی سطح پارچه قرار می دهیم و روی آن شیئی که نور از آن عبور نکند قرار می دهیم تا علاوه بر نور فیلم هم با اندکی فشار بر روی سطح پارچه قرار گیرد.


سپس از قسمت زیر چهار چوب و از فاصله 30 سانتیمتری عمل نور دهی را انجام می دهیم. که می توانیم توسط یک لامپ 500 وات این عمل راانجام دهیم. مدت نور دهی 2 الی 3 دقیقه می باشد، بعد از عمل نور دهی پارچه مخصوص نور دیده را با آب ولرم می شوییم تا آن قسمت هایی از نقشه که نور ندیده است درآب حل شودو بقیه قسمت ها که نور دیده اند باقی بمانند. سپس نقشه ظاهر شده بر روی پارچه سیلک اسکرین را روی فیبر مسی قرار می دهیم و رنگ مخصوص چاپ سیلک اسکرین را که نوعی روغن غلیظ است را روی پارچه ریخته و با غلتک های پلاستیکی مخصوص روی آن می کشیم تا رنگ چاپ سیلک از سوراخهای خالی پارچه سیلک عبور کرده و روی قسمت های مسی فیبر بنشیند و خطوط مدار رسم شود سپس فیبر مسی را خشک کرده و آماده ی ظهور نهایی می کنیم. روش چاپ سیلک اسکرین، روشی حرفه ای بوده و نیاز به تجربه و آشنایی روش های چاپ سیلک اسکرین را دارا می باشد. لذا این روش کمتر مورد استفاده قرار میگیرد.





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox