تبلیغات
ﮐﺴﺐ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﻭ ﺛﺮﻭﺕ
 
پیش به سوی موفقیت مالی

کسب و کار با پرورش کبک

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-11:12 ب.ظ



پرورش کبک از تخم تا جوجه

کبک از پرندگانی است که به سهولت قابل پرورش بوده و در صورت تولید انبوه, از درصد بهره وری بالایی برخوردار است. به طوری که می توان گوشت آن را عرضه داشت. کبک را می توان با به کار گیری تکنیک های مدیریتی ویژه و استفاده از سیکل نوری معین, در تمام طول سال پرورش داد.


پرورش

قبل از هر چیز, با فرض اینکه گله مولد در حال تخم گذاری می باشد, نحوه جمع آوری تخم ها به منظور جلوگیری از آسیب آنها در پی سرما یا گرمای بیش از حد, حائزاهمیت می باشد. باید به خاطر داشت که اگر تخم ها برای مدت طولانی در دمای زیر۴۰ درجه فارنهایت باقی بمانند ممکن است قابلیت رشد خود را از دست داده و از سوی دیگر در دمای تقریبی ۸۰ درجه فارنهایت شروع به رشد (تشکیل جنین) می نمایند که مطلوب به نظر نمی رسد زیرا هنگامی که تخم در دمای ۸۰ درجه در حال رشد می باشد, با جمع آوری و ذخیره آن در دمای توصیه ای ۶۰-۵۵ درجه فارنهایت, جنین ممکن است آسیب دیده و نهایتا تخم به حالت گندیده باقی بماند. جمع آوری تخم ها به طور متناوب مانع از کثیفی و آسیب دیدگی آنها می گردد. اما داشتن تعدادی تخم کثیف در مجموعه تخم های جمع آوری شده بدیهی به نظر می رسد. لذا باید آنها را با کاغذ سنباده نرم تمییز نمود. حتی المقدور از شستن تخم کبک ها جهت رفع آلودگی و کثیفی باید خودداری نمود زیرا امکان نفوذ باکتری ها و سایر ذرات مضر به داخل پوسته در طی زمان شستشو وجود دارد.


در صورت انتخاب روش شستشو باید توجه داشت که آب مورد نظر برای شستن تخم ها گرم تر از دمای تخم باشد. در غیر این صورت, باکتری ممکن است بواسطه پوسته به داخل تخم جذب شود. تخم ها را باید در یک مکان خنک با تهویه مناسب در دمای ۶۰-۵۵ درجه فارنهایت ذخیره نمود. شایان ذکر است که تخم کبک را می توان برای مدتی طولانی قریب به سه هفته با درصدی کم از ضایعات نگه داری نمود. اما روند نرمال ست کردن تخم ها یک الی دوهفته بوده و در کل زمانی بیش تر ازسه هفته برای نگهداری تخم توصیه نمی گردد. چرخاندن تخم ها در طول دوره نگه داری الزامی و مورد نیاز نمیباشد اما در صورتی که بیش از یک هفته نگه داری شوند, آنگاه باید آنها را به طور متناوب چرخاند. به منظور حصول بهترین شرایط و بیشترین درصد هچ (جوجه گیری), باید یک دستگاه تمام اتوماتیک را تهیه و آنرا یک تا دو روز قبل از قرار دادن تخم ها در آن, راه اندازی و فعال نمود. در فاصله زمانی باقی مانده تا قرارگرفتن تخم ها داخل دستگاه باید وضعیت دستگاه را بررسی نموده و در نهایت دما و رطوبت را به حد مطلوب تنظیم نمود. در دستگاه, تخم ها در ۲۱ روز اول تحت دمای ۹۹/۵ درجه فارنهایت و رطوبت ۸۶ قرار گرفته و در روز ۲۱, بعد از انتقال به هچر, دما نیم درجه کاهش یافته و تا ۲۴ ساعت ثابت باقی می ماند. سرانجام در روز ۲۳ دما به ۸۹/۵ تقلیل می یابد. اما رطوبت از روز ۲۲ تا زمان هچ به %۹۰ افزایش می یابد. زیرا رطوبت بالا به جوجه ها کمک می نماید تا به راحتی از تخم خارج شوند.


تخم کبک به طور میانگین پس از ۲۴ روز به جوجه تبدیل می شود.اما بعضی از تخم ها در روز ۲۳و برخی در روز ۲۵ هچ می شوند. به منظور حذف تخم های جنین مرده و بدون نطفه, در روز ۸ و سپس در روز انتقال آنها از دستگاه ستر به هچر ( ۳ روز مانده به هچ), تخم ها تحت کندلینگ قرار می گیرند. پس از خشک شدن جوجه ها, آنها را از فضای هچر به فضای نگه داری (سالن پرورش) برده که دارای دستگاه مادر مصنوعی بوده و از قبل ضدعفونی شده است. باید توجه داشت که ظروف آبخوری و دانخوری به اندازه کافی در دسترس باشد. ظروف آبخوری باید دارای دهانه پهن و دیواره کم ارتفاع باشند. در غیر این صورت امکان خفگی جوجه ها وجود دارد. عمق آب نباید متجاوز از۲ سانتیمترباشد. جوجه ها باید به طور مداوم به آب خنک و تازه دسترسی داشته و ظروف مربوطه باید به طور روزانه تمییز و گندزدایی گردند.


در مورد دستگاه های مادرمصنوعی, دما برای چند روز اول ۹۵-۹۰ درجه فارنهایت بوده و در هر هفته دما به ازای ۵ درجه کاهش یافته تا جوجه ها به سن یک ماهگی برسند. در این زمان نیاز مبرم به استفاده از دستگاه مادر مصنوعی محسوس نمی باشد. علاوه بر دستگاه مادر مصنوعی می توان از لامپ های حرارتی, بخاری های برقی و یا گرمکن های گازی و نفتی استفاده نمود. اما در ۲ مورد اخیر الذکر باید توجه داشت که در صورت استفاده, فضای پرورش باید از سیستم تهویه مطلوبی برخوردار باشد. در صورت نگهداری جوجه ها در سالن باید به خاطر داشت که کف سالن به خودی خود گرم نبوده و جوجه ها ممکن است با مشکل مواجه شده و دچار سرماخوردگی یا خفگی ناشی از روی هم ریختن شوند. لذا در بستر باید از کف پوش هایی همانند نرمه چوب, سیفال برنج, کاه و یا پوشال بسته بندی استفاده نمود. در پایان متذکر می گردد که جوجه ها برای هفته اول باید در نزدیکی منبع حرارتی قرار گرفته و حتی المقدر در قفس یا سالن مشبک ( توری کشی) نگهداری شوند.


مرگ جنین

هچ یا (جوجه گیری) ناموفق را می توان در ۲ عامل تخم بدون نطفه و دیگری مرگ جنین جویا شد. به طوری که هر یک از این عوامل می تواند بعد از مرحله هچ یا با روش کندلینگ تشخیص داده شود. بدین منظور باید تخم های هچ نشده را جمع آوری و آنها را بررسی نمود. باید توجه داشت که ثبت تعداد دفعات مرگ جنین در تخم ها می تواند در تغییر و اصلاح روش کنونی جوجه کشی و نهایتا افزایش بهره وری موثر واقع شود.


مرگ جنین به طور قطع در دو زمان متفاوت از دوره جوجه کشی روی می دهد. یکی در ۳ روز اول جوجه کشی و دیگری در ۳ روز آخر مانده به زمان هچ. مرگ ناگهانی جنین قبل از زمان هچ در پی تغییر وضعیت زیستی جنین از محیط داخل تخم به فضای بیرون میباشد. در این حالت جوجه ممکن است با مشکلاتی همانند تنفس و جذب کیسه زرده مواجه گردد که گاهی اوقات کنترل رطوبت لازمه رفع این موانع میباشد. به طور نرمال از میان تخم های نطفه دار %۹۳ – %۸۸ و در حالت کلی هچ %۹۰ – %۸۵ تخم ها باید به جوجه تبدیل شوند.


نظر به اینکه مرگ زودرس جنین در زمان شکل گیری ارگان های جنینی روی می دهد, رشد مناسب جنین در داخل تخم همراه با مشخصه های بارزی اعم از قرار گرفتن سر در زیر بال راست, بزرگی سلول هوا به اندازه کافی جهت قرار گرفتن جوجه در حالت مناسب برا ی هچ و عدم خشکی لایه و پوسته تخم (شالاز) در مدت زمان هچ جوجه می باشد. شایان ذکر است که باید به علائم خشکی, وضعیت نوک و فرم صحیح بال و پا توجه داشت و در صورت مشاهده هرگونه مورد غیر معمول, آن را به منظور تشخیص علل و اخذ راهکار های مطلوب در مراتب آتی, ثبت نمود. زیرا به موجب آن می توان درصد نطفه داری, جوجه گیری و همچنین درصد کلی تخم های هچ شده را محاسبه نمود. در پایان ذکر این نکته حائزاهمیت است که هرگونه تغییر در مقادیر ثبت شده یا پراکندگی میزان مرگ جنین می تواند به عنوان زنگ هشداری برای اصلاح به موقع مشکلات جزئی و جلوگیری از شیوع و تشدید آن تا حد بحرانی در نظر گرفته شود.


جوجه کشی و دستگاه جوجه کشی

دوره جوجه کشی به مدت ۲۴ روز طول میکشد و لذا درجه حرارت ماشین جوجه کشی باید ۹۹/۸ درجه فارن هایت تنظیم و میزان رطوبت ۶۵ درصد تنظیم گردد . در روز هچ جوجه ها میزان رطوبت بایستی ۸۰ درصد باشد .


اگر رطوبت در هچر به اندازه کافی نباشد موجب خشک شدن پوسته داخلی تخم ها گشته و جوجه ها به سختی میتوانند پوسته داخلی و خارجی تخم را شکسته و از تخم خارج شوند صورت استفاده از ماشین های جوجه کشی معمولی گذاشتن پارچه ای خیس در داخل هچر و یا استفاده از مرطوب کننده های اتوماتیک در داخل دستگاه هچر الزامی است . ماشین های جوجه کشی تمام اتوماتیک که رطوبت و حرارت را به طور خودکار انجام میدهند توصیه می گردد. یکی از مسایل مهم در افزایش میزان هچ چرخش تخم ها در داخل ستر است . این عمل مانع از ان میشود تا جنین به سطح پوسته نزدیک و به ان بچسبد که در غیر این صورت ضمن پاره شدن شالاز تخم، موجب مرگ جنین خواهد شد . سیستم چرخش اتوماتیک ماشین جوجه کشی هر یک ساعت یکبار مانع از اشکال فوق شده و باعث ایجاد یک هچ موفق نیز خواهد شد .


هچ (جوجه گیری)

مرحله هچ به ۲ یا ۳ روز آخر دوره جوجه کشی اطلاق گردیده که در این روزها جوجه ها پوسته تخم را شکسته و بیرون می آیند. در این زمان باید از چرخاندن تخم ها خودداری نمود. بدیهی است که در ۳ روزآخر باید تخم ها را از دستگاه ستر به دستگاه هچر انتقال داد. اما در صورت عدم دسترسی به هچر، باید تخم ها را از شانه های گرداننده ستر برداشته و آنها را در سبد های پلاستیکی یا فلزی هچر یا روی یک مقوای ضخیم قرار داد. در صورت استفاده از مقوا بایدتوجه داشت که جریان هوا را مسدود نکرده و یا با آب یا اجزای گرمازا تماس نداشته باشد. در این میان افزایش رطوبت حائز اهمیت بوده و آنرا می توان با قرار دادن یک ظرف آب یا افزایش سطح تبخیر دستگاه، به ۹۰% F رساند. زمان بیرون آمدن از تخم به قدرت و توانایی جسمی جوجه جهت شکستن پوسته بستگی دارد. در این هنگام جوجه ها همزمان با تقلا برای خروج از تخم مدتی را به استراحت به منظور بازیابی دوباره نیرو پرداخته که نباید جوجه را مرده فرض نمود.


کل زمان هچ بین ۱۰ تا ۲۰ ساعت طول کشیده که در این مدت جای هیچ نگرانی نیست. اما در صورت تجاوز زمان به بیش از ۲۰ ساعت، آنگاه باید تخم های شکسته را بررسی نموده و حتی الامکان جوجه ها را بیرون آورد. هنگامی که جوجه ها از تخم بیرون می آیند باید در دستگاه باقی مانده تا خشک شوند. به منظور تسریع روند خشک شدن جوجه ها، تهویه باید افزایش یابد. زمانی که بیش از %۹۰ درصد جوجه ها خشک شوند، آنگاه باید آنها را از دستگاه برداشت و به بستر پرورش انتقال داد. اگر جوجه ها بیش از حد در دستگاه باقی بمانند ممکن است با خشکی عضلات مواجه شده و در مواقع بحرانی تلف شوند.تخم هایی که یک روز بیش تر از زمان مورد انتظار در دستگاه باقی مانده و جوجه نشده اند بعنوان ضایعات تلقی شده و باید حذف گردند.


باید توجه داشت که کمک به جوجه جهت بیرون آمدن از تخم در اکثر مواقع بی نتیجه مانده و به مرگ جوجه منتهی می گردد. زیرا ممکن است کیسه زرده به طور کامل جذب نشده باشد و هنگام جداسازی جوجه از تخم پاره شود. جوجه های ضعیف در صورت بیرون آمدن از تخم باید از سایر جوجه ها جدا شده و به طور وی‍‍‍‍ژه تحت مراقبت قرار گیرند. زیرا زمانی که با سایر جوجه ها در شرایط عادی رها شوند، دوام نیاورده و تلف می گردند. در پایان متذکر می گردد که جوجه های ضعیف را هرگز نباید برای مولد منظور نمود زیرا ممکن است که خصایص ژنتیکی به سایر جوجه های حاصله از این مولد انتقال یابد.


جوجه ریزی

دو هفته اول پرورش از اهمیت خاصی برخوردار است لذا بایستی شروع خوبی داشت و به همین دلیل برنامه ریزی از قبل خیلی مهم تلقی میشود . بدین منظور جایگاه اولیه جوجه ها بایستی گرم و اب و غذا به راحتی در دسترس باشند . بنا بر این از صحت انجام کار کلیه ابخوری ها ، دانخوری ها و همچنین منابع گرما زا بایستی اطمینان حاصل نمود . زیرا جوجه ها در ده روز اول نمی توانند خود را با شرایط محیط وفق دهند . بنابر این منابع گرمازا از قبیل لامپ های الکتریکی لامپ های حرارتی و بخاری های نفتی و یا گازی از ملزومات بشمار میرود. بایستی در نظر داشت اگر جوجه ها در زیر مادر مصنوعی یکجا و در مرکز ان جمع شوند درجه حرارت کم است و اگر به اطراف پراکنده شوند درجه حرارت زیر مادر مصنوعی زیاد میباشد و بایستی حرارت را کم نمود حالت مطلوب پراکندگی یکنواخت زیر مادر مصنوعی میباشد.




نظرات() 

راه اندازی بازاری با کالاهای رایگان!

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-10:45 ب.ظ



ابتکار یک موسسه محلی در بریتانیا باعث شده است که بار دیگر نشانه های رونق در اقتصاد محلی دیده شود. این موسسه کالاها را به صورت رایگان در اختیار مردم قرار می دهد. بی بی سی از این فروشگاه گزارشی تهیه کرده است. یک روانشناس در این خصوص می گوید: «فروشگاهی که کالاها را به صورت رایگان بفروشد، می تواند به رشد اقتصاد محلی کمک کند.»

فروشگاه «بردار و ببر» در بازار ورسکهام به همت گروه اقتصاد آزاد ورسکهام برپا شده است. حامیان این گروه برخی از کالاهای دست دوم را به این بازار داده اند تا مشتریان از میان آنها دست به انتخاب بزنند. 


دکتر کاریت هاروی، استاد روانشناسی مشتری در دانشگاه کلیندر ورسکهام، می گوید که این بازارهای رایگان می توانند باعث شوند که مشتریان در جای دیگری پول های بیشتری پرداخت کنند. این بازار از ماه نوامبر راه اندازی شده است و برگزارکنندگان می گویند به حدی در این کار موفق بوده اند که امید دارند دومین بازار اینچنینی را نیز به زودی راه اندازی کنند. همه کالاها را مردم از طریق شورای محلی اهدا کرده اند. اگر کسی بخواد در مقابل این کالاها پولی بپردازد، این پول به پروژه های اجتماعی تعلق می گیرد.


فروشگاه هر کالایی را قبول می کند؛ مگر کالاهای تیز و برنده. جاکوبسن، یکی از فروشندگان این فروشگاه می گوید: «مردم می پرسند این چقدر قیمت دارد؟ و ما می گوییم رایگان است. آنها می گویند: منظورتان چیست که رایگان است؟ فکر می کنند که این یک تله است و نمی توانند منظور ما را بفهمند. بعد از اینکه متوجه می شوند ماجرا چیست، می خندند و اغلب می پرسند که آیا ما یک موسسه خیریه هستیم یا نه؟ ما همیشه می گوییم: این که پول بدهید یا ندهید، به میل خودتان بستگی دارد.»


مسئولان این فروشگاه می گویند که تقریبا هر روز از مردم اجناسی دریافت می کنند و بازار هر روز دوباره پر می شود. کالاها از لباس دسته دوم تا ویدئو، موزیک، کاست و حتی مبل را شامل می شود. یک برقکار هم در کنار داوطلبان کار می کند تا مطمئن شود که کالاهای الکتریکی درست کار می کنند.


راه اندازی بازاری با کالاهای رایگان

این پروژه همچنین در کاهش میزان زباله های ایجاد شده در طبیعت بسیار مؤثر بوده است. البته این پروژه کم و کاستی هایی هم داشته است؛ مثلا اینکه سایر فروشندگان و غرفه های به طور حتم از این اقدام متضرر خواهند شد؛ اما پیش بینی ها نشان می دهد که در بلندمدت این غرفه ها هم به اهداف خود می رسند. دکتر هاروی می گوید که اعطای یک کالا به مشتریان به صورت رایگان باعث می شود اقتصاد محلی رشد کند: «اگر شما چیزی را به دست بیاورید که برای شما غیرقابل انتظار است، این در اعتماد به نفس شما نقش و تاثیری مثبت خواهد داشت.»


به طور کلی گفته می شود که انسان های شاد میل بیشتری به خرید دارند. از جانب دیگر نیز این کار باعث شده است که میزان خرید در مجاورت این بازار بیشتر شود. یک جواهر فروش همسایه این بازار می گوید: این فروشگاه خیلی در میزان فروش مغازه اش تاثیر داشته است؛ چون باعث شده مردم بیشتری برای خرید به راسته مغازه های ما بیایند.




نظرات() 

پشت گوش اندازی

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-10:15 ب.ظ



ممكن است یكی از اصلیترین اهریمنان عامل نابودی شما در تحصیل و زندگی شغلی، طفره رفتن و به تعویق انداختن امور بوده باشد. افرادی كه علامت مزمن این "بـیـمـاری" در آنها دیده میشود، مایلند با این جملات توجیه كننده كه " تمام كردنش كاری نخواهد داشت" و یا "نگران نباش، وقت برای انجام دادنش بسیار است"، كارها و وضایفشان را برای همیشه از سر خود باز كرده و به تعویق بیندازند.


اگر كاری در حد و اندازه قابلیتهایتان به شما روی آورد ولی به دلیل عذر و بهانه های ذكر شـده از انجام آن ممانعت بعمل آوردید، قطعا" پشت گوش اندازی مشكل اصـلی بـوده و باید مرتفع گردد. احساس میكنید كه زمان در اختیار شما اسـت، اما هنگامی كـه وقـت موعود نزدیك می شود، برای اتمام كار بسرعت هجوم می آورید و نتیجه آن خواهد شد كه آن طور كه در ابتدا مد نظرتان بود از انجام عمل مورد نظر باز خواهید ماند.


فرد پشت گوش انداز معمولا انسانی تنبل و سست می باشد. او برای همه چیز عذر و بهانه داشته و با اینكه توانایی و ابزار انجـام امـور را در اختـیـار دارد، از اتـمام آنـها طـفره می رود. كار كردن با چنین اشخاصی غیر قابل تحمل است و نه تنها كاستی و سستی آنها باعث اختلال در كارها میگردد، بلكه كارمندان فعال دیگر نیز مـمكـن اسـت به چنـین خصیصه ای دچار شده و رویه آنها را در پیش بگیرند.


ترس از موفقیت

مانع اصلی دیگر واهمه داشتن از موفقیت است. با اینكه چنین افرادی دقیقا" می دانند كه برای موفق شدن به چه چیزی نیاز دارنـد، امـا بدلیل داشتن ترس از موفقیت قادر به رسیدن به اهداف والای خود نیستند. در نـظـر ایـشـان راه پـیـش رو، مـخـوف و رعـب آور میباشد. نگرانی از آینده و همه مسائلی كه در نهایت گریبانگیر او خواهد شد، منجر به فقدان بصیرت و بازماندن آنها می گردد؛ مـخـاطرات ذاتـی روند تجارت، رام نشدنی بنظر خواهد رسید.


فرصت های ترقی در محل كار ممكن است پیش بیایند، اما فردی كه از موفقیت وحشت داشته باشد قادر به گرفتن ترفیع نخواهد بود. او بهانه می آورد كه مسؤلیـتـهـای شـغـل جدید زیاد و خارج از توانایی هایش است. اینگونه اشخاص میلی به بالارفتن از پله های ترقی ندارند.




نظرات() 

درس‌هایی از دیجی‌کالا و درآمد روزانه ۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومانی آن، برای استارتاپ‌ها

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-09:45 ب.ظ



در سایت ها مخلف میگشتم تا چشمم به خبری افتاد محتوای خبر اشاره ایی بود به صحبت های آقای سعید محمدی یکی از بنیانگذران فروشگاه اینترنتی دیجی‌کالا که در دوازدهمین همایش مدیریت کسب و کار های هوشمند در سازمان مدیریت صنعتی٬ گزارش عملکرد و اطلاعات مربوط به فروش دیجی‌کالا را برای اولین بار اعلام کرده است.

او گفته است که در حال حاضر تعداد فروش روزانه دیجی کالا روزانه ۲۰۰۰ سفارش است با متوسط ۶۰۰هزار تومان. با یک ضرب ساده، به عدد فروش (درآمد ناخالص) ۱.۲۰۰.۰۰۰.۰۰۰ تومان در روز می رسیم. ( بله، اشتباه نمی کنید: یک ۱۲ با ۸ تا ۰!)

این سایت فروش اینترنتی کالاهای دیجیتالی که در سال ۱۳۸۵ یک استارتاپ با ۵ نیرو بوده است، در حال حاضر بیش از ۲۰۰ نفر پرسنل دارد. در ماه های ابتدایی کار، این سایت، قطعات کامپیوتر و تعداد محدودی پرینتر را عرضه می کرد. در سال های اخیر با افزایش میزان نفوذ اینترنت در مردم، و جلب تدریجی اعتماد مردم به بانکداری اینترنتی و سپس خرید از اینترنت، فضا برای گسترش فعالیت چنین سایت هایی بازتر شد.

 

رموز موفقیت دیجی‌کالا:

 

یکی از مهمترین رازهای موفقیت دیجی‌کالا از لحاظ فنی، ۲ ویژگی مهم «مقایسه» و «نظرات کاربران» است. به اعتقاد من، به عنوان یک کاربر، و هم به عنوان کسی که در این حوزه چندین سال فعالیت حرفه ایی می کند، این دو ویژگی، برگ های برنده ی دیجی کالا در برابر دیگر رقبانش بوده و هستند.


اگر چه این دو ویژگی تنها مزایای این سایت نیستند و توسط دیجی کالا هم ابداع نشده اند اما پیاده سازی درست آن، توانسته است، این سایت را به عنوان اولین و موثقترین مرجع خرید اجناس الکترونیکی  (بخصوص گوشی های همراه) برای من و بسیاری دیگر از  دوستان، آشنایان و همکاران مان تبدیل کند.


چندی پیش، ( به نظر می رسد پس از جذب سرمایه ایی کلان) این کسب و کار اینترنتی، پوست انداخت. هم در معنای و اقعی کلمه، یعنی ظاهر و رابط کاربری اش مدرنتر و زیباتر شد و هم تعدد و تنوع اجناس و کالاهای ارائه شده را بالا برد. حالا شما می توانید ریش تراش و یا بیگودی هم از دیجی کالا بخرید.

 

درس مهم: استمرار، پشتکار و تلاش روزانه برای بهتر شدن

به نظر من، استارتاپی ها باید دیجی‌کالا را زیر نظر داشته باشند. مسیری که این کسب و کار (نوپا در سال ۱۳۸۵) تا امروز طی کرده است، راه آسانی نبوده است. مشکلات متعددی فنی به دلیل نبود زیرساخت های مناسب فناوری اطلاعات در کشور، مسائل و معضلات ناشی از عدم وجود قوانین مشخص و روشن درباره اینترنت، و تجارت الکترونیکی، گریبانگیر هر کسب و کاری در این حوزه بوده و هست.

آنچه مهم است، پایداری بنیانگذاران و گردانندگان یک کسب و کار اینترنتی، و ناامید نشدن از اتفاقات و ناملایمات، و ادامه کار است.

به راستی، این موفقیت، یک شبه روی نداده است.  به قول بیز استون، از بنیانگذاران تویتر: « گذر زمان، پشتکار و ۱۰ سال تلاش، به تدریج شما را به صورت یک موفقیت یک شبه جلوه می دهد! »

 

اعتماد، اعتماد، اعتماد:

 

شاید یکی از دلایل مهم دیگر در موفقیت دیجی‌کالا بخصوص  در بخش تلفن های همراه، بازار کاذب و غیرقابل اعتمادی است که به دلیل عدم صداقت، کلاهبرداری های مختلف، تبلیغات گمراه کننده و عدم دانش کافی فروشندگان خرده فروش در میان مردم بوجود آمده است.


خیلی ها، ترجیح می دهند، به جای اینکه چند روز وقتشان را صرف رفتن از این مغازه به آن مغازه، و شنیدن حرف های ضد و نقیض کنند، در خانه خود پشت کامپیوترشان بنشینند و با آرامش و بدون دغدغه، کالای مورد علاقه شان را بررسی، مقایسه و
سپس خریداری کنند.


با وجود تنوع بسیار در انواع کالاهای مصرفی الکترونیکی بخصوص موبایل ها، سرعت بالای ورود مدل های جدید به بازار، رقابت شدید میان تولید کنندگان، بالا و پایین رفتن قیمت ها، بازی های روانشناختی تولید کنندگان با قیمت گذاری های مختلف، انتخاب و خریدن  بهترین گوشی ممکن به نسبت بودجه مورد نظر را به کاری پر از استرس تبدیل کرده است.


کاری که دیجی کالا کرده است، کاهش این استرس، از طریق ارائه طیف وسیعی از اطلاعات مختلف درباره کالاها، به شکل متن و تصویر و فیلم، و همچنین نترسیدن از به اشتراک گذاری تجربه خرید کاربرانش است.

 

عدم وجود رقیب خارجی:

 

وقتی این آمار فروش را برای بار اول دیدم، فورا به این فکر افتادم که غول های فروش اینترنتی مانند آمازون ممکن است چقدر در روز فروش داشته باشند؟!

جالب است بدانید آمازون در سال ۲۰۱۲ هر ثانیه بیش از ۳۰۰ آیتم می فروخته است.

درآمد (فروش) سالانه آمازون، در سال ۲۰۱۳ چیزی نزدیک به ۷۵ میلیارد دلار بوده است که پیش بینی می شود در سال ۲۰۱۴ به ۱۰۰ میلیارد دلار برسد.

مساله تحریم بانکی و مالی کشور، تهدیدی است که توسط کسب و کارهایی مانند دیجی‌کالا به فرصت های طلایی تبدیل شده است. به دلیل وجود تحریم ها، کمپانی های بزرگ و چند ملیتی مانند Amazon.com و eBay.com نمی توانند در ایران فعالیتی مانند کشورهای دیگر داشته باشند.


ورود Amazon به هر کشور جدیدی، قلب صاحبان کسب وکارهای محلی آن کشور را پایین می ریزد. مناطق قابل دسترسی این غول تجارت الکترونیکی بسیار وسیع شده است. دوستان من در منطقه خودگردان کردستان عراق کوچکترین چیزهایی که در بازار پیدا نمی شود یا گران به نظر می رسد را از آمازون می خرند که اغلب با احتساب هزینه های ارسال هم ارزانتر از بازار محلی به دستشان می رسد.

 

برهم زدن بازارها (Disruption) :

 

دیجی‌کالا توانسته است بازارهای سنتی کسب و کارها را بر هم بزند. حالا دیگر هیچ شرکت یا مغازه فروش محصولات الکترونیکی از گزند دیجی‌کالا در امان نیست و آن چیزی که روزی دست کم‌اش می گرفتند به تهدیدی جدی تبدیل شده است. قطعا به دلیل الکترونیکی بودن، عدم وابستگی به زمان و مکان خاص و دلایل بسیار دیگر، هزینه های اداره و نگه داری دیجی‌کالا به نسبت شرکت ها یا مغازه هایی در آن سطحِ از فروش، بسیار پایین‌تر است.


دیجی‌کالا به کل کشور دسترسی دارد حالی که برای یک کسب و کار محلی، این کار امکان پذیر نیست.


نمونه جهانی این نوع 
برهم زدن بازارهای سنتی، آمازون است. فروشگاه های زنجیره ای بزرگ کتاب و محصولات فرهنگی در آمریکا این سایت را که در سال ۱۹۹۵ لانچ شد، خیلی جدی نگرفتند اما آمازون در عرض ۲ سال آنقدر پیشرفت کرد که وارد بورس شد.

 

پیام و اثرگذاری انتشار این خبر:

 

یکی از مهمترین نتایج حاصل از انتشار چنین آمار جالبی این است که توجه بسیاری از جوانان به مزایا و فرصت های بازار فناوری اطلاعات جلب می شود. اما، مهمتر از آن این است که سرمایه ها را به سمت این حوزه هدایت خواهد کرد.

به قول وزیر اقتصاد آقای دکتر طیب نیا درهمایش بهبود فضای کسب و کار ایران، یکی از مشکلات اقتصادی کشور این است که سرمایه ها در خاک و دیوار اسیر شده اند. حال، با شنیدن چنین آماری، سرمایه گذاران بخش مسکن و انبوه سازی، به فکر فرو خواهند رفت.

 

کسب و کارهای مشابه در چه حال هستند؟

 

تعداد فروشگاه های اینترنتی در ایران کم نیستند اما برخی از آن ها، توانسته اند اسم و رسم بزرگتری به هم بزنند. از جمله مشهورترین آن ها، غیر از دیجی‌کالا، می توان به چاره، فینال، ورچین، زنبیل، تهران‌کالا و … اشاره کرد.

شاید هیچ کدام از این فروشگاه ها، که هر کدام سیاست های متفاوتی در کارشان در پیش گرفته اند نتوانسته جایگاه دیجی کالا را در ذهن کاربران ایرانی بدست آورند.

در مقایسه ی دیجی کالا با فروشگاه های همه‌چیز فروش مانند چاره و فینال که از نظر تنوع محصولات و پشتیبانی، استانداردهای بالایی را رعایت می کنند، می توان ۳ تا از مزیت های رقابتی مهم دیجی کالا را به شرح زیر نام برد:

 

1. تمرکز بر بازار مشخص کالاهای الکترونیکی

2. ارائه گارانتی اختصاصی خود

3. رابط کاربری جذابتر و  تلاش مداوم برای بهتر کردن

 

تمرکز دیجی کالا از ابتدای شروع به کار، بر این بازار Niche به آن کمک کرد تا هزینه های عملیاتی و همچنین دردسرهای تامین، انبار، نگه داری و ارسال کالاهای حساس را نداشته باشد. دیجی کالا توانسته است کاری کند که در مدت زمان کوتاهی، محصولاتی که در جهان فروششان شروع می شود را با قیمتهای رقابتی عرضه کند.

 

آینده دیجی‌کالا:

 

دیجی کالا که اکنون در مسیر رشد پرشتاب قرار گرفته است می خواهد تا پایان سال ۱۳۹۳ بیش از ۵۰۰ نفر نیروی جدید را در این شرکت استخدام کند. امیدوارم این سرعتِ پرشتاب، روح صمیمی، چابک و منعطف دیجی کالا را تضعیف نکند و بتواند بیش از پیش اعتماد مشتریان را به خود جلب کند. همچنین امیدواریم اخبار موفقیت های دیگر کسب و کارهای اینترنتی را بیشتر بشنویم. موفقیت دیجی‌کالا، و امثال آن، می تواند بر موفقیت و موقعیت فضای کسب و کارهای اینترنتی در کشور تاثیر بسزایی داشته باشد.

 

نوبت شماست:

 

دوستان شما چه فکر می کنید؟ لطفا نظرتان را با من و دیگر خوانندگان خوشفکری در میان بگذارید.

 
 




نظرات() 

چگونه به‌سرعت کلی پول به دست آوریم؟

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-09:15 ب.ظ



پولدار شدن یا پولدارتر شدن، احتمالا بی‌اغراق دغدغۀ اصلی یا دست‌کم یکی از دغدغه‌های مهم آدم‌های این روزگار است. برای پرداخت قبض‌های خدمات مختلف گرفته، خریدن مایحتاج زندگی، خورد و خوراک، تحصیل و آموزش، مسافرت و تفریح، خریدن چیزهایی که دست داریم و...، نیاز به پول داریم. اما اغلب اوقات خواسته‌های ما بیش از مقدار پولی است که موجود داریم، و خیلی از ما مُدام در این فکریم که چطور می‌توانیم سریع‌تر پول زیادی به دست بیاوریم برای برآورده کردن خواسته‌هایمان.

شاید هم‌اکنون شما فهرستی از خواسته‌های مادی خود نوشته باشید. اگر ننوشته‌اید، پیشنهاد می‌کنیم هم‌اکنون چند دقیقه‌ای وقت بگذارید و این فهرست را بنویسید.

برای برآوردن خواسته‌های فهرست خود چقدر پول لازم دارید؟ یک میلیون تومان؟ ۱۰ میلیون تومان؟ ۱۰۰ میلیون تومان؟ یک میلیارد تومان؟ خیلی بیشتر از اینها؟

برای این‌که این مطلب را ملموس‌تر و خوشایندتر کنیم، بیایید یک بازی انجام بدهیم:

فرض کنید کل موجودی‌تان بعد از این‌که به‌اصطلاح خودتان را تکاندید، هم‌اکنون ۱۰ میلیون تومان است. و فرض کنید شما ۳۰ میلیون تومان لازم دارید تا به یک‌سری از خواسته‌های مادی خود که دوست دارید خیلی سریع برآورده شوند، دست پیدا کنید. یعنی الان شما ۲۰ میلیون تومان کم دارید. بیایید فرض کنیم که شما می‌خواهید یک ماشین ۳۰ میلیون تومانی بخرید. تا به حال ماشین نداشته‌اید یا ماشین فعلی‌تان دیگر حالتان را به هم می‌زند؛ دلتان می‌خواهد پشت رُل یک ماشین نوِ خوشگل صفر کیلومتر بنشینید. ۳۰ میلیون تومان هم که خیلی پولی نیست؛ هست؟ :)

و فرض کنید شما ماهی یک میلیون تومان حقوق می‌گیرید. احتمالا شما حقوق خود را طبق پیشنهاد مکتب کمال تقسیم‌بندی می‌کنید.


اما با این ماهی یک میلیون تومان، چطور می‌توانید این فاصلۀ ۲۰ میلیون تومانی را پر کنید؟ از یک طرف عطشِ ماشین نو را دارید، و از طرف دیگر هر چه فکر می‌کنید راهی نمی‌یابید که ۲۰ میلیون تومان را سریع جور کنید. زمان به‌سرعت می‌گذرد و شما کلافه شده‌اید... ماشین، ماشینِ عزیزم، چطوری تو را بخرم؟!

هر چه فکر می‌کنید... راهی نیست. اما حتما راهی هست. جمله‌ای هست که می‌گوید هر وقت فکر می‌کنی دیگر راهی نیست، بدان ده‌ها و صدها و هزاران راه دیگر هنوز هست.

اما چه راهی؟

لطفا شما خودتان را در شرایطی که نوشتیم تجسم کنید؛ و بنویسید اگر شما بودید چطور ۲۰ میلیون تومان را سریع جور می‌کردید.




نظرات() 

حمید‌رضا برخورداری ، کارآفرین طلای کثیف

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-08:45 ب.ظ



می‌دانستم این کار سود دارد ولی جسارتش را نداشتم!

هر چند هدف از پرداختن به فعالیت هنری در اصل، ارضای تمایلات درونی و ارضای روح سركشی است كه می‌خواهد هفت آسمان را در نوردد اما واقعیت این است كه هنرمند بدون پشتوانه مالی نمی‌تواند علایقش را به طور مستمر ادامه بدهد.


بنابراین، تبدیل فعالیت هنری به كسب و كاری سازنده و مفید، خود، هنری است كه ضمن اعتلای روح و روان هنرمند، زمینه ‌ استمرار كارش را نیز به لحاظ مادی فراهم می‌كند. هنر‌مندان بسیاری داریم که بهترین نوع کارآفرینان خلاق هستند که از روش‌های هنرمندانه برای خلق کسب و کار بهره می‌برند. یكی از آنان حمیدرضا برخورداری، كارآفرین طلای كثیف یا سبز یا...هرچه بتوان اسمش را گذاشت. بهتر است خودتان بخوانید. 


در مورد کارتان برای خوانندگان کسب و کار توضیح بدید؟ 

من همیشه علاقه زیادی به بعضی زباله‌ها داشتم مثل لامپ سوخته، بطری‌های رنگی و شیشه‌های عطر و ادکلن. با استفاده از وسایلی که کاربردشان را از دست داده بودند، وسایلی برای خودم می‌ساختم. بعضی اوقات وسایل را خراب می‌کردم که وسیله‌ای با کاربرد جدید بسازم‌. بعد‌ها بازیافت زباله هم دغدغه ذهنم شد. الان سعی می‌کنم با وسایل و موادی که از دید عموم زباله محسوب می‌شود و هیچ مصرفی ندارد، چیزی بسازم که از نظر بصری زیبا باشد‌. بیشتر کارهای من پیکره‌هایی بدون دست و پا هستند که از قوطی های فلزی نوشیدنی‌ها ساخته می‌شوند. 


ایده این کار را از کسی گرفتید یا ایده خود شماست‌؟ اگر ایده خودتان است، از کجا آمد؟ 

نه، این ایده متعلق به خودم بود و از كسی یا جایی به ذهنم نرسید. از یک در قوطی رانی شروع شد تعدادشان به مرور زیاد ‌شد؛ همین طور که با آنها بازی و به هم متصل می‌کردم، یک حلقه درست شد. این حلقه خیلی شبیه به سر یک شوالیه بود. از آن موقع به بعد یکی از فعالیت‌های من و دوستانم خوردن رانی شد. تا بتوانم بدن این شوالیه‌ها را بسازم. اسم این شوالیه هم «هکتور» بود. 


هکتور!؟ 

بله، دنبال اسم دهن پر کنی بودم. این اسم را از یکی از شخصیت‌های اسب تروآ گرفتم هکتور پسر پریام. در واقع سعی می کردم به هر کدام از کار‌هایم علاوه بر حجم‌، هویت هم ببخشم. 


برخورد خانواده با کار شما چطور بوده؟ 

خب؛ تحمل این مسئله در جامعه ما معمولا برای خانواده‌ها سخت است ولی خانواده من تحمل می‌کردند و همیشه من را همراهی می‌کردند. مخصوصا مادرم که هر از چند گاهی یکباره متوجه می شد که وسایل آشپزخانه ناپدید و بعد به چیز دیگری تبدیل می شوند. 


کارهای تان را در معرض دید مردم هم گذاشته اید؛ منظورم برگزاری نمایشگاه و ...؟ 

اواخر مهر ماه ۹۰ جشنواره بازیافت در استان قزوین برگزار شد. یکی از آشنایانم من را به دبیر جشنواره معرفی کرد، ایشان بعد از دیدن کارهایم دعوت کردندکه به آنجا بروم و در کنار اساتیدی مثل آقایان رمزی، نادعلیان‌، آذری‌، گلناری و هنرمندان دیگر در این جشنواره حاضر باشم‌. سه روز برای خلق اثری نو وقت داشتیم‌. روز دوم شروع به کار کردم و با همه نوع زباله‌های بازیافتی و غیر بازیافتی حجم یک اسب را ساختم که در حال دویدن بود‌. 

اوایل تعداد کمی می توانستم بفروشم، اما بعد از دو ماه آنقدر سفارش بالا بود که نمی‌توانستم به موقع سفارش‌ها را تحویل بدهم


هدف از برگزاری جشنواره‌های «طلای کثیف» یا بازیافت چیست‌‌؟ 

در واقع هدف اصلی برگزاری چنین جشنواره‌هایی متوجه کردن مردم به مقوله زباله و اهمیت بازیافت زباله است. تولیدکنندگان هم باید به این مساله دقت کنند و کمتر از مواد غیرقابل بازیافت برای تولید محصولات‌شان استفاده کنند. چرا که در آینده زمین پر از زباله‌های غیرقابل بازیافت می‌شود‌. هنر بازیافت با زیبا جلوه دادن زباله‌ها و چیزهایی که کاربرد اصلی خودشان را از دست داده اند می‌تواند درک چنین مساله‌ای را برای مردم راحت تر کند. 


در حال حاضر از چه راهی معیشت می کنید؟ 

تولید آویز موبایل و جا‌سوئیچی و هر چیزی که بشود از آن تیراژ گرفت، به صورت دستی و ماشینی‌. همکاری با یک دفتر طراحی برای فضاهای شهری. زیباسازی هم یکی از فعالیت‌هایم است. آخرین کارم طراحی آب‌نما برای موزه امام رضا(ع) واقع در خیابان انقلاب است که تائید شده و در حال اجراست. 


در مورد کارهایی که با تیراژ تولید می شوند، صحبت کردید؟ 

من با شخصی آشنا شدم که آویزهای خمیری تولید می‌کرد. تا مدتی برای ایشان کاراکترهایی طراحی می‌کردم، ولی چون نمی‌توانستند آن چیزهایی که من درست می‌کردم را بسازند، کار ما ادامه پیدا نکرد. چون این محصولات قیمت تمام شده بسیار پایینی داشت و می‌شد با قیمت پایین به بازار عرضه کرد‌، در صورت فروش بالا سود کار بالا بود‌، دل را زدم به دریا و شروع به تولید کردم و ابزارهای بسیار کوچک ساختم که ظرافت کار بالا برود، ۱۰ روزه ۱۰۰۰ عدد آویز ساختم و بسته‌بندی کردم و خودم هم شروع به بازاریابی کردم. اوایل سخت بود. چون سخت می‌شد به فروشنده ثابت کرد که بین جنس ارزان چینی با این کاردست و باکیفیت در سایز به آن کوچکی فرق هست. اوایل تعداد کمی ‌از من خریده می‌شد ولی بعد از دو، سه روز با من تماس می‌گرفتند و سفارش بالا می‌دادند. بعد از دو ماه آنقدر سفارش بالا بود که نمی‌توانستم به موقع سفارش‌ها را تحویل بدهم. به چند نفر آموزش دادم و ابزار و خمیر آماده و مواد لازم را در اختیارشون گذاشتم و آنها می‌ساختند. 


به نظر شما نیاز اصلی کار آفرینان جوانی مثل شما چیست‌؟ 

من می‌دانستم این کار سود دارد ولی جسارت تولید آن را نداشتم شاید به دلیل نداشتن سرمایه و اینکه مطمئن نبودم به فروش می‌رسد ولی یک بار این تصمیمم را گرفتم و با تیراژ ۱۰۰۰ عدد شروع کردم و الان ۶ ماه است که به سود خوبی رسیدم. این کار تنها و تنها، جسارت شروع کردن می‌خواست‌. 


به آموزش این هنر و توسعه کارتان هم فکر کرده‌اید؟ 

در مورد هنر بازیافت بعضی از اساتید دانشگاه از کارهای من استقبال کردند و برای دروس خلاقیت و مدل‌سازی تمرینی قرار دادند که دانشجویان با وسایل دور ریز حجمی ‌بسازند. من هم اعلام آمادگی کردم که اگر بتوانم در این راستا کاری بکنم کوتاهی نمی‌کنم 





نظرات() 

چگونه وارد کسب و کار کشت گلخانه ای شویم؟

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-08:15 ب.ظ



چگونه وارد کسب و کار کشت گلخانه ای شویم؟

راه اندازی گلخانه شبیه راه اندازی یک کارخانه تولیدی هست چرا که هدف از راه اندازی گلخانه تولید یک محصول است. مسئول گلخانه هفت روز هفته به طور شبانه روزی به مدیریت تولید و پرسنل خود بپردازد.

شما برای شروع کسب و کار کشت گلخانه ای نیاز به تجربه مدیریت در کشاورزی و باغبانی دارید تا بتوانید در کار خود موفق شوید.




قدم های آغازین برای ورود به حرفه گلخانه داری و کشت گلخانه ای:

قدم اول: تصمیم بگیرید که قصد کشت چه محصولی را دارید.

این تصمیم باید بر اساس بازار فروش منطقه شما گرفته شود و نه فقط تمایل شخصی شما به کشت محصولی خاص. فروشندگان منطقه خود خود را چک کنید و ببینید که چه محصولی را می فروشند و چه محصولی را نمی فروشند٬ رقبای خود را آنالیز کنید و نقاط ضعف آنها را بیابید.


قدم دوم: مکان خود را تعیین کنید

انتخاب مکان یکی از مهم ترین قدم ها برای ورود به حرفه ی گلخانه داری است. شما باید برای انتخاب مکان جهت ساخت گلخانه به مواردی همچون محدودیت های منطقه٬ امکانات زیر ساختی٬ منابع آبی و انرژی٬ دسترسی آسان به کارشناسان و نیروی کار و راه های ارتباطی را مد نظر قرار دهید.


قدم سوم: گلخانه خود را طراحی کنید 

شما باید ساختار و اسکلت و پوشش گلخانه ای را که قصد راه اندازی آن را دارید تعیین کنید. همچنین انتخاب سیستم گرمایشی و سرمایشی٬ تعیین سقف گلخانه و نوع آن٬ انتخاب نوع کشت و بستر کشت و … از جمله کارهایی است که باید در این مرحله انجام دهید.

قدم چهارم: نقشه محیط گلخانه خود را طراحی کنید

شما باید گلخانه ای بسازید که بتوانید به حداکثر تولید محصول خود برسید. قسمت تحویل و بارگیری٬ انبار٬ فضای کار٬ قسمت فروش از جمله مواردی هستند که باید در هنگام طراحی نقشه گلخانه خود به آنها توجه کنید.




نظرات() 

کسب درآمد با پرورش ماهیان زینتی

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-07:45 ب.ظ



فعالیت در صنعت آکواریوم حتی به عنوان کار دوم می تواند سالانه تا 50 میلیون تومان درآمد داشته باشد.

امروزه با رشد پدیده ی شهرنشینی و ماشینی شدن زندگی، افراد برای پر کردن اوقات فراغت و ایجاد یک سرگرمی مناسب همراه با آرامش روحی و همچنین برطرف نمودن حس کنجکاوی خود و اطلاع یافتن از چگونگی زندگی آبزیان اقدام به نگهداری از آنها نموده اند.


تاریخچه آکواریوم 

اگرچه دورنمای دقیقی در مورد نگهداری ماهیان تزئینی در دست نیست با این وجود و از هزاران سال قبل در چین، ماهیان را به عنوان حیوان خانگی نگهداری می کردند. اولین آکواریوم در سال 1819 توسط مردی به نام Brande ساخته شد. اولین آکواریوم عمومی جهان در سال 1853 در لندن گشایش یافت و یک سال بعد توسط موسس این آکواریوم Philip gass کتابی در مورد نگهداری ماهیان آکواریومی به رشته تحریر درآمد.

اولین کتابی که در خصوص ماهیان تزئینی در ایران چاپ شد در سال 1349 ترجمه ای از یک کتاب روسی توسط آقای حسین فرپور بود.


تهیه آکواریوم 

برای تهیه آکواریوم خانگی باید علاوه بر دقت، ظرافت و علاقه به ماهیان تزئینی به نیاز رفتاری، تغذیه و تولیدمثلی آنها توجه کنیم و برای آنها محیط مناسب رشد و نمو ایجاد کنیم. برای ساخت یک آکواریوم به لوازمی از قبیل: شیشه، چسب، نبشی فلزی، پمپ هوا، بخاری ترموستات دار، فیلتر، دماسنج، ماسه و سنگ ریزه، کاردک، تور دستی، PHسنج گیاهان آبزی مناسب، آب مناسب و ماهی نیاز داریم.


مدیریت کیفی آب آکواریوم 

هدف از مدیریت کیفی آب حفظ کیفیت آب در حد مطلوب بوده به طوری که هیچ ماده شیمیایی خطرناکی نباید از خارج وارد این محیط شود و کلیه لوازم و دکوارسیون آکواریوم باید غیرسمی و غیررنگی باشد.

حتی به هنگام استفاده از چوب و انواع دکور تزئینی باید دقت کرد چون بعضی از چوب ها از خود ماده ای به نام «تانن» ترشح می کنند که برای ماهی سمی است. اگر از گیاه آبزی یا شاخه درختان برای تزئین استفاده می کنیم نباید به سموم شیمیایی آلوده باشد.


برای پرورش و نگهداری ماهی تزئینی باید به نیازهای محیطی و بیولوژیک ماهی توجه نماییم. ایجاد محیط مناسب از لحاظ پارامترهای کیفی آب نظیر: دما، درجه قلیایی، شوری، کدورت و دوره نوری از مواردی است که باید به آنها توجه کرد. آب از ضروری ترین نیازهای آبزیان است و فاکتورهای زیستی باید در حد مناسبی نگهداری شوند. ماهیان خونسردند و به تغییرات فیزیکی وشیمیایی آب حساسند.


محیط آبی نه فقط محیط زندگی، بلکه تامین کننده نیازهای حیاتی نظیر اکسیژن و غذا برای ماهی است. آب لوله کشی شهری حاوی کلر برای ضدعفونی است که این گاز برای ماهیان سمی است و 24 ساعت قبل از ماهی دار کردن، آکواریوم باید آبگیری و هوادهی شود تا کلر دفع گردد.


برای جلوگیری از افزایش بار مواد آلی مدیریت تغذیه نیز لازم است. غذادهی بیش از حد باعث افزایش فضولات و پسماندها می شود که به شدت کیفیت آب را تغییر می دهد و به همین دلیل استفاده از فیلتر الزامی است.


بررسی فاکتورهای فیزیکی وشیمیایی آب:

1 ـ درجه حرارت یا دما 

براساس میزان تحمل ماهیان در دماهای مختلف آنها را به دو دسته ماهیان گرمابی و سردابی تقسیم می کنند. ماهیان گرمابی محدوده حرارتی 22 تا 28 درجه سانتی گراد را به خوبی تحمل نموده و در این دامنه، رشد و نمو می نمایند ولی ماهیان سردابی دمایی حدود 4 تا 14 درجه سانتی گراد را قابل قبول برای زیست می دانند.


برای انتخاب نوع ماهی باید به درجه حرارت مناسب برای زندگی آنها توجه نماییم. درجه حرارت آب تابع دمای محیط است. ماهیان به دلیل خونسردی قادرند دمای بدن را با حرارت محیط تطبیق دهند به شرط اینکه تغییرات آنی نباشد. در هنگام نقل و انتقال ماهی آکواریومی باید به تغییرات دمایی توجه کرد. بهترین کار گذاشتن ماهی آکواریومی در داخل کیسه نایلونی و قرار دادن کیسه محتوی ماهی در آب آکواریوم است، تا هم دمایی ایجاد شود. مدت زمان لازم برای هم دمایی حداقل 30 دقیقه و حداکثر 1 ساعت است. تغییرات 3-2 درجه در آب آکواریوم در طول شبانه روز طبیعی است ولی باید احتمال بروز تغییرات شدید را هم در نظر گرفت. بهترین کار استفاده از بخاری های ترموستات دار که پیچ تنظیم دما دارند می باشد، چرا که با چرخاندن پیچ، بخاری را در دمای دلخواه تنظیم می کنیم و در این حالت وقتی که دمای آب به درجه حرارت مطلوب برسد به طور اتوماتیک بخاری قطع و خاموش می شود. برای کنترل دمای آب آکواریوم بهتر است یک دماسنج درون آب قرار دهیم. بهترین راهکار پیشنهادی برای کاهش دمای آب تعویض 30 درصد از آب آکواریوم است.


2 ـ :PH (درجه قلیایی) 

مناسب ترین PH برای تمامی ماهیان 7 است و PH 8-9 و به بالا و یا 5 به پایین خطرناک بوده و باعث بروز مشکلات عدیده در نگهداری ماهی تزئینی می شود. برای تعیین PH از کاغذ PH متر مثل کاغذ تورنسل یا انواع معرف ها یا شناساگرهای رنگی مثل فنیل فتالئین و متیل اورانژ و یا در حالت دقیق تر از دستگاه PH متر دیجیتال استفاده می شود. هوادهی منظم، سیفون کردن و خروج فضولات و پسماندهای غذایی راهکارهای پیشنهادی برای تعدیل PH است.


3 ـ نور و روشنایی:

نور و روشنایی از مهمترین عوامل تعادل بیولوژیک است و موجودات آبزی برای رشد و نمو نیازمند جذب نورند. بهترین نور، نور خورشید است که دارای انواع اشعه های ماوراءبنفش به میزان مطلوب است اما نباید به طور مستقیم و به شدت وارد اکوسیستم آبی شود، چون می تواند سبب بروز مشکلات زیادی نظیر ازدیاد رشد جلبک و تغییرات دمایی در آب شود. در صورت عدم وجود نور خورشید از لامپ فلورسنت یا لامپ با نور سفید می توان استفاده کرد که باید به طول موج و مدت تابش نور توجه کرد. بهترین محل برای نصب روشنایی در چند سانتی متری سطح آب و بالای آکواریوم ها است. فقدان نور باعث کدورت آب و ایجاد رسوب قهوه ای روی شیشه آکواریوم می شود و از طرفی زمینه مناسبی برای رشد باکتری های بیماری زا را فراهم می کند.

وجود نور سبب رشد جمعیت فیتوپلانکتونی می شود که در صورت عدم کنترل باعث بر هم خوردن تعادل اکسیژن و دی اکسیدکربن می شود.


4 ـ درجه سختی آب

وجود ترکیبات کلسیم و منیزیم موجود در آب را سختی می گویند که این عناصر به صورت نمک یا اصلاح کلسیم و منیزیم در آب هست. از راهکارهای کاهش سختی آب جوشاندن آب است که منجر به رسوب کربنات کلسیم در سبک شدن آب می شود. همچنین استفاده از دستگاه سختی گیر که کار مبادله یا تعویض یون را انجام می دهد هم می تواند مفید باشد. مناسب ترین درجه سختی 12-3 است یعنی در حدود آب های سبک تا نیمه سنگین که برای ماهیان تزئینی پیشنهاد شده. سبکی زیر 3 درجه ممکن است منجر به تغییر PH و اسیدی شدن آب گردد.


برای سنجش سختی می توان از دستگاه دیجیتال استفاده نمود ولی چون از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیست استفاده از کیت های آزمایشگاهی سنجش سختی، پیشنهاد می شود. از جمله عواملی که می تواند سختی آب را تغییر دهند: دما-PH و از همه مهمتر سنگریزه ها، ماسه ها و صخره هایی هستند که در تزئین بستر آکواریوم استفاده می شوند. مثلا ترکیبات آهکی مثل مرجان و صدف قابلیت حل شدن در آب را داشته و باعث تغییر سختی می شود. اما استفاده از بازالت، گرانیت، کوارتز و سنگریزه های سخت مانعی ندارد.


تغذیه ماهیان آکواریومی

برای پرورش ماهی، اطلاع داشتن از احتیاجات غذایی آن امری ضروری است تا بتوانیم نسبت به تغذیه فعالشان اقدام نماییم. تغذیه فعال تامین کننده مواد پایه تشکیل دهنده مواد غذایی نظیر: پروتئین، چربی، کربوهیدرات، ویتامین و مواد معدنی می باشد. بعضی از ماهیان گوشتخوار و بعضی گیاه خوار و بعضی همه چیز خوارند. برخی از سطح و برخی از کف تغذیه می کنند.


در انتخاب غذا چند نکته اهمیت دارد:

1- توجه به ترکیبات تشکیل دهنده ماده غذایی
2- وزن غذا و رژیم مخصوص ماهیان آکواریومی
3- دفعات و نوبت های غذادهی
4- توجه به سطوح تغذیه ماهیان
5- توجه به رفتارهای تغذیه ای ماهیان
6- در نظر گرفتن سایز دهانی، سن و اندازه ماهیان


افراط در غذادهی نه تنها باعث دور ریختن غذا و از بین رفتن پول می گردد بلکه باعث به هم زدن کیفیت آب، کاهش اکسیژن محلول، افزایش دی اکسیدکربن و بار باکتری های موجود در آب می شود. به همین دلیل توصیه شده سریعا نسبت به سیفون و جمع آوری پسماند غذا از آب آکواریوم نماییم.

باید به اندازه ای به ماهی غذا دهیم که 5-3 دقیقه بعد از غذادهی دیگر اثری از غذا در آب آکواریوم وجود نداشته باشد.

چرخه طبیعی خود آکواریوم باید طوری باشد که تا اندازه ای غذای پایه را تامین کند تا اگر 7-3 روز اقدام به غذادهی نگردد، ماهیان از گرسنگی تلف نشوند.


غذای مصرفی برای ماهیان آکواریومی به دو دسته غذاهای خشک شده و کنسانتره و غذاهای زنده و طبیعی تقسیم می شوند.
غذاهای خشک شده و کنسانتره شامل پودرهای تشکیل شده از مواد گیاهی نظیر غلات و ذرت و یا با منشاء جانوری شامل قطعات خشک شده بدن جانوران آبزی نظیر سخت پوستانی چون دافنی و کرم ها بوده که پس از مرگ به قطعات ریز خرد و سپس خشک شده اند.


معمولا زرده تخم مرغ به صورت خشک شده و آرد ماهی و آرد گوشت، پودر خون و قطعات ریزشده گوشت و جگر گاو و گوسفند را می توان برای تغذیه ماهیانی که رژیم گوشتخواری دارند استفاده کرد.

نکته مهم اینکه این مواد در ابتدا به قطعات ریز تبدیل شده و در صورت لزوم برای نگهداری بیشتر منجمد گردند.

غذاهای زنده و طبیعی در حقیقت از طبیعت استخراج می گردند و یا منشا گیاهی دارند نظیر برگ و ساقه یا منشاء جانوری دارند که مهمترین آنها از خانواده سخت پوستان: دافنی، سیکلوپس و روتیفرها هستند. دسته دیگر جانوران تک سلولی هستند که شامل پارامسی است. دسته بعدی حشرات و لارو آنها هستند که شامل لاروپشه، مگس سرکه و مگس خانگی می باشند.

آخرین دسته آرتمیا است که گوشواره آبی نام دارد.


تغذیه ماهیان آکواریومی در دو مرحله ضروری است: مرحله اول دوره لاروی و نوزادی ماهیان است بخصوص پس از جذب کیسه زرده و شروع تغذیه فعال که می توان از آرتمیا، روتیفر و پارامسی استفاده کرد. مرحله دوم مرحله رشد گناد جنسی پس از بلوغ است که چون ماهی مولد برای تولید گامت جنسی نیاز به غذای با پروتئین و انرژی زیاد دارد مرحله مهمی است.

برای تغذیه ماهیان این نکته فراموش نشود که غذای طبیعی را به عنوان مکمل و یک هفته در میان باید در اختیار ماهی آکواریومی قرار داد.
 




نظرات() 

کسب و کار با فروش تراشه های چوب

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-07:15 ب.ظ



از مواد دور ریز نجاری ها که میتوان از آن کسب درامد کرد.

تا به حال حتما به یک نجاری رفتید و یا بصورت گذری از کنار ان رد شدید و یا در جنگل در کنار درخت های قطع شده تراشه های زیر چوب رو مشاهده کردید. در نگاه اول و از دید اغلب مردم اونها مواد دور ریزی می باشد که استفاده نمی شود اما با این ایده دیگر از این مواد هم میتواند کسب درامد کرد

با این تراشه ها چوب به دو روش میشه کسب درآمد کرد

1. استفاده از تراشه ها چوب و تبدیلشون به نئوپان

2 . با رنگ کردن تراشه ها چوب


تو این مقاله درباره کسب درآمد با رنگ کردن تراشه ها چوب صحبت میکنم

تنها کافیست تراشه ها چوب انها را جمع اوری کنید و با رنگ کردن ان کسب درامد خوتان را شروع کنید. این تراشه های رنگی برای دکوراسیون فروشگاه ها بخصوص فروشگاه های مد و لباس و غیره میتواند بکار رود.

برای رنگ کردن باید از رنگ های روغنی استفاده کنید که ماندگاری بیشتری دارند. البته باید بببیند با چوب کدام بیشتری سازگاری دارند رنگ روغنی یا پلاستیک.

برای نحوه رنگ کردن هم که به دو روش میتوان انجام داد. یا استفاده از پمپ رنگ که با سرعت زیادی میتوانید انجام بدید.البته دستگاه ان گران هست و برای مصرف خانگی نیست.(البته میتوانید جهت رنگ کردن به یک نقاش مراجعه کنید و به ان این واگذار کنید.

البته به جای ان نیز میتوانید از رنگ های اسپری استفاده کنید.

یا خودتان در یک ظرف رنگ را با غلظت مناسب درست کنید و با گذاشتن برداه چوب ها درون یک ظرف توری شکل یا پارچه توری انرا در سلطل رنگ فرو ببرید و سپس خشک کنید.

مورد اول بیشتر توصیه میشود

موفق باشید




نظرات() 

یک داستان : بابت 25 دلار متشکرم

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-06:35 ب.ظ



اندیشه، تجارب، چالش‌ها و موفقیت‌های دیگران در عرصه‌های مختلف اقتصادی از جمله صنعت بیمه، راهگشای كسانی است كه به دنبال یافتن راه‌های تازه و دستاوردهای نوینی در كسب و كار موفق می‌باشند.پیشروان و نوآوران آنانی هستند كه از تجارب دیگران به بهترین شیوه بهره می‌جویند و جامعه را به سوی ترقی و تعالی رهنمون می‌سازند.مجموعه «داستان‌های شنیدنی فروش بیمه» كه از آثار برجسته گلچین شده است؛ بیانگر تجارب باارزش و منحصربه فرد، فروشندگان مجرب و صاحب نظری است، كه می‌تواند مورد استفاده مدیران فروش، نمایندگان و بازاریابان قرار گیرد. 


( بابت 25دلار متشكرم!): 

یك باور را وارد شغل اولم كردم كه مطمئنا مرا به دردسر می‌انداخت: همه باید مرا دوست داشته باشند. البته این باور دو اشتباه داشت یك «همه» و دیگری «همیشه» و وقتی شروع به فروشندگی كردم، فورا بازخوردی قوی نسبت به باورم دریافت كردم.

در آن زمان تعجب می‌كردم كه چقدر مردم سعی می‌كنند از یك فروشنده بیمه دور بمانند. وقتی مرا می‌دیدند كه دارم می‌آیم، برمی‌گشتند از راه دیگری می‌رفتند.


این ناراحتم می‌كرد. غرور من واقعا جریحه‌دار می‌شد.محض نمونه، یك روز فروشندگی من اینطور بود: سعی می‌كردم بیمه‌نامه‌ای به جان(JOHN) بفروشم، او چیزی نمی‌خرید. او تبدیل به باری روی ذهنم می‌شد، او چیزی نمی‌خرید و همین‌طور تا آخر، بعد به بیل (BILL) می‌رسیدم و تا این زمان تمام این افراد غرورم را جریحه‌دار كرده بودند. واضح است كه دیدار با بیل هم موفقیت‌آمیز نبود. به نظر می‌رسید كه طلسم شده‌ام. تا این كه بالاخره تصمیمی گرفتم. تصمیم گرفتم كارم را رها كنم. برای شركت بیمه فرقی نمی‌كرد؛ ولی پذیرش شكست برایم خیلی سخت بود.خوشبختانه دوست من درست زمانی كه به آن نیاز داشتم كتاب «انسان در جست‌وجوی معنا» نوشته دكتر ویكتور فرانكل(2) را به من داد.این كتاب چشم مرا به روی قدرت باورها باز كرد. كمك كرد كه من باورهای خود را راجع به خودم و كارم بررسی كنم. تجربه‌ای موفقیت‌بار و آموزنده بود.


یكی دو تا از باورهای ساده و در عین حال قدرتمندم را تغییر دادم. تصمیمی آگاهانه گرفتم كه هیچ فروشی نتواند معین كند كه من كه هستم و كه خواهم شد؟بعد قدمی دیگر برداشتم. در آن زمان بایست بیست مشتری احتمالی را می‌دیدم تا یك بیمه‌نامه بفروشم. میانگین درصد دریافتی من از این فروش 500 دلار بود.

پانصد دلار تقسیم بر بیست تماس با مشتریان احتمالی می‌كرد به حسابی هر تماس 25 دلار. این طور بود كه بازی باورها را عوض كردم.به مری (MARRY) زنگ می‌زدم و او هیچ نمی‌خرید. به جای این كه او را تبدیل به باری روی ذهنم كنم، به خود می‌گفتم، برای بیست و پنج دلار متشكرم. با 18 مشتری احتمالی دیگر هم همین كار را می‌كردم.


هر بار می‌گفتند: نه من در ذهنم جواب می‌دادم: خوب، برای 25 دلار خیلی متشكرم. وقتی به مشتری بیستم می‌رسیدم و او خرید می‌كرد، مجددا می‌گفتم: برای 25 دلار متشكرم. این طور شد كه خیلی زود بیست مشتری احتمالی تبدیل به 10 تا شد و كمیسیون 500 دلاری تبدیل به 1000 دلار شد.در این زمان به سختی می‌توانستم جلوی خودم را بگیرم و نگویم: برای 25 دلار متشكرم.من در حقیقت روش فروشم را تغییر ندادم.


من فقط تصمیم گرفتم باورهایم را تغییر دهم.دیگر باور نداشتم كه اگر مشتری نه بگوید این نشانه شكست است و بعد به آن قسمت خودم كه منطقی‌تر و قوی‌تر بود و به من یادآوری می‌كرد كه تعیین ارزش خود هیچ وقت در موقع فروش مطرح نیست، گوش دادم.این یك تمرین روزانه شد.

به خود می‌گفتم: من نمی‌توانم شكست بخورم. تعیین ارزش من مطرح نیست.كاری كه می‌كردم این بود كه حرف‌هایی را كه به خود می‌زدم بررسی با صدای درونم مبارزه و باورهای صحیح را انتخاب كنم. این تفاوت زیادی در من ایجاد كرد.




نظرات() 

داستان موفق مریم ملک حسینی و گنج خمیری اش

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-06:00 ب.ظ



مریم ملک حسینی، یه دختر ۲۱ ساله است که از تابستون سال ۹۰ تصمیم گرفت علاقه‌ش به هنر رو به سمت تولید بدلیجات سوق بده و از این کار هم پول دربیاره و هم کار هنری خلق کنه. مغازه‌ش یه صفحه ف ی س ب و ک ه اما تصمیم داره با گالری ها و فروشگاه های جینگیل جات هم همکاری کنه. خودش رو یه آدم رنگی و زندگی‌ش رو یه زندگی شاد و پر از رنگ معرفی می‌کنه.

ما باهاش مصاحبه کردیم تا بیشتر با خودش و کارهاش آشنا شیم. اگه شما هم کسب و کاری برای خودتون راه‌ انداختید، می‌تونید خبرمون کنید و سوژه بعدی ما برای مصاحبه باشید.




چی شد که فکر ساخت بدلیجات به سرت زد؟

قبل از تابستون پارسال که شروع به کار کنم، توی اینترنت با ساخت بدلی‌های دست‌ساز آشنا شدم و دوست داشتم خودم هم یکی از سازنده‌های زیورآلاتی باشم که با امکانات دم‌دستی درست می‌شن. کارای بقیه رو می‌دیدم، اما نیاز به یکی داشتم که بهم انرژی بده. تا اینکه به طور اتفاقی با خانم متین کاشانی فرید آشنا شدم. کلی بهم انرژی و امید داد و گفت نترسم و شروع کنم.


اولین کاری که ساختی چی بود؟

اولین کارم یه گردنبندی بود که با چند تا تیکه چوب، یه تیکه نخ، یه اسپری نارنجی و چندتا مهره چوبی رنگی رنگی ساختم. خیلی این کار رو دوسش داشتم ولی خب هیچ وقت این گردنبند فروش نرفت. بعد یه سری کار دیگه با چوب انجام دادم و اولین چیزی که فروختم یه کار چوبی بود.اون شب خیلی ذوق داشتم از اینکه یکی از کاری که ساختم خوشش اومده و اونو خریده. خیلی هیجان‌انگیز بود.


چی شد از چوب به خمیر رسیدی؟

بعد از چوب رفتم سراغ کار با گِل. یه سری کار با گل انجام دادم که طرفدار زیادی نداشت ولی من همچنان ادامه دادم. بعد رفتم سراغ پشم و فکر کردم می‌تونم یه کارایی با پشم گوسفند انجام بدم. کار با پشم رو به خاطر حساسیتی که بهش دارم ول کردم و دنبال مواد دیگه‌ای رفتم.


توی اینترنت با خمیر پلیمری آشنا شدم. کلی اطلاعات راجع بهش خوندم و کار با این خمیر رو از اینترنت یاد گرفتم.اولین کار خمیری که انجام دادم چند تا انگشتر بود که باز هم هیچ کدوم فروش نرفت! اما هر چی جلوتر می‌رفتم چیزای جالب‌تری یاد می‌گرفتم و کارم بهتر می‌شد تا اینکه یکی از گردنبدهای خمیری رو خانم از تهران خرید و کار خمیر جدی‌تر شد.


به مرور زمان کارو جدی‌تر گرفتم. همیشه دلم می‌خواست یه کاری درست کنم که برای همه جذاب باشه. الانم که اینجام حس می‌کنم اول راهم و دلم می‌خواد حتما یه گالری بزنم. خیلی بهش فکر می‌کنم. دوست دارم تمام آموزش‌های کار با خمیر رو یاد بگیرم و بتونم به بقیه هم یاد بدم.


اولین کار خمیری رو چند تومن فروختی و میانگین درآمدت از فروش زیورآلات چقدره؟

اولین کارم رو ۶هزار تومن فروختم و تقریبا ۴۰۰ هزار تومان در ماه کار می‌فروشم. من کارهام رو به مغازه‌ها نمی‌دم و مغازه‌ای هم ندارم. کل کارها رو توی فیسبوک می‌فروشم و با پست می‌فرستم.


توی کارهات هارمونی رنگ‌ و ترکیب‌بندی داری که خیلی هنرمندانه است. این نگاه از کجا اومده؟

یکی از علاقه‌های جدی من نقاشیه و دوست دارم تو این رشته هم کار کنم. هر کار هنری که انجام می‌دم ازش آرامش می‌گیرم. گاهی هم شعر می‌گم. شاید این چیزی که شما توی کارها می‌بینید از همین علاقه به هنر نشات می‌گیره.




نام و نام خانوادگی : مریم ملک حسینی
برند : زیور آلات پردیس 
زمینه فعالیت : تولید زیور آلات خمیری 
خلاصه : مریم ملک حسینی، دختری است که از تابستون سال ۹۰ فعالیت خود را در ساخت گوشواره و گردنبند و دستبند خمیری شروع کرد و کارش را در این صنعت با ساخت دسته محصولات خمیری دیگر ادامه می دهد. مریم در اراک زندگی می کند و سفارش هایش را از طریق پست ارسال می کند. همچنین به زودی در فروشگاه های مرتبط و گالری ها می توانید زیورآلات پردیس را ببینید. زیور آلات پردیس از همه جای ایران سفارش می پذیرد.


کارآفرینی رنگی رنگی




نظرات() 

ادم هورویتز جوانی 15 ساله با 100 هزار دلار درآمد!

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-05:15 ب.ظ



وقتی ادم 15 ساله بود، با وبلاگی آشنا شد که موردتوجه همه هم کلاسی هایش بود و از آن زمان به بعد ادم به اینترنت و فعالیت های آنلاین علاقمند شد چون به این نتیجه رسیده بود که موفقیت در فعالیت های آنلاین بسیار دیرتر از موفقیت های دیگر از بین می رود. 


به گزارش برترین ها این پسر هجده ساله بعد از مدتی وب سایتِ Stomp Urban را راه اندازی کرد که حاوی مطالبی مثل موسیقی و نشانی مهمانی های منطقه بود. این وب سایت که درآمد خود را از طریق فروش لباس کسب می کرد، طی مدت کوتاهی تبدیل به یکی از موفق ترین سایت ها شد، اما بعد از آنکه در نتیجه تبلیغات Stomp Urban، هشتصد نفر به یکی از مهمانی های منطقه هجوم بردند، ادم ناچار کار وب سایت خود را متوقف کرد.


ادم که از این اشتباه درس گرفته بود، حالا به افراد 15 سال به بالا طریقه کسب درآمد آنلاین را آموزش می دهد و هریک از دوره های آموزشی او تا به حال 100000 دلار درآمد داشته اند. ادم به تازگی یک اتومبیل Audi 2010 خریداری کرده است که راندن آن یکی از فعالیت های موردعلاقه او است.


سن شما چه مزایا و معایبی برای کار شما داشته است؟

باور موفقیت من در ابتدا برای همه سخت بود. حتی دوستان من هم فکر می کردند که نوجوان ها نمی توانند به موفقیت های بزرگ دست پیدا کنند و ناچار باید صبر کنند تا بزرگ تر شوند و مدرک بگیرند. به همین خاطر هروقت به آنها می گفتم که درحال انجام چنین کاری هستم، حرفم را جدی نمی گرفتند. اما حالا که اتومبیل شخصی خودم را خریده ام، کم کم حرفم را باور کرده اند.

اما سن پایین مزایایی هم دارد. مثلاً وقتی سن شما پایین باشد بیشتر جلب توجه می کنید. همین طور می توانید جوان ها را مخاطب قرار دهید. 


وقتی جوان باشید، چیزی برای از دست دادن ندارید. هنوز با پدر و مادرتان زندگی می کنید و اسیر مسئولیت ها و مخارج زندگی نیستید. تنها مخارجی که باید خودتان بدهید پول شام بیرون و سینما است. هنوز مدرک نگرفته اید و دغدغه پیدا کردن یک شغل را ندارید. بنابراین می توانید با خیال راحت کارموردعلاقه تان را انجام دهید. 

من با پدر و مادرم زندگی می کنم و می توانم به جای خرج کردن پولم را پس انداز کنم. پس سعی می کنم تا جایی که می توانم آنجا بمانم (می خندد). 


به نظر شما یک کارآفرین موفق کیست؟

یک کارآفرین موفق کسی است که از پشتکار و اراده بالایی برخوردار باشد. خیلی ها این ذهنیت را دارند که باید یک شبه پولدار شوند. هیچ کاری غیرممکن نیست ولی آنچه واقعاً اهمیت دارد این است که به تلاش ادامه بدهید و دلسرد نشوید. اگر این کار را نکنید ناچار خواهید بود گوشه ای بنشینید و از خودتان بپرسید اگر ادامه می دادید چه اتفاقی می افتاد.

حتی اگر بار اول شکست بخورید هیچ اهمیتی ندارد. شما هنوز جوان هستید و وقت زیادی دارید. بنابراین به تلاش ادامه بدهید و ناامید نشوید. پشتکار و اراده مهم ترین عامل موفقیت است.

اگر ایده ای به ذهن شما برسد، مطمئناً دست کم دو یا سه نفر دیگر در دنیا هستند که به همان ایده فکر می کنند. بنابراین اگر آن را عملی نکنید، آنها گوی سبقت را می ربایند و آن را انجام می دهند.


چیز دیگری هست که بخواهید اضافه کنید؟

به حرف های دلسردکننده دیگران توجه نکنید. اگر جوان هستید و می خواهید کاری را انجام دهید، فکر نکنید که نمی توانید. امروزه هرکاری از طریق اینترنت ممکن است. حتی اگر همه می گویند "نه این ممکن نیست، هرچه در اینترنت هست دروغ و کلک است" نباید توجه کنید. خودتان بروید و تحقیق کنید و بعد برای چیزی که می خواهید اقدام کنید. این کاری است که من انجام دادم و فکر می کنم تا حد زیادی در کارم موفق بوده ام.





نظرات() 

داستان موفقیت کریستوفر گاردنر، کارآفرین بزرگ آمریکایی

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-04:35 ب.ظ



کریستوفر پل گاردنر، کارآفرین، سرمایه گذار و سهامدار آمریکایی، نمونه بارز افرادی است که تسلیم مشکلات زندگی نمی شوند و با تلاش و پشتکار خود از فرش به عرش می رسند. در اوایل دهه 1980 گاردنر با فقر و تنگدستی دست و پنجه نرم می کرد و برای بزرگ کردن پسر کوچکش با مشکلات فراوان روبرو بود. دوران کودکی او با فقر، ترس، بی خانمانی و خشونت پدرخوانده در هم آمیخته بود. اما با تمام این سختی ها، مادر و یکی ازدایی های گاردنر الهام بخش زندگی او بودند و به او یاد دادند که چگونه خود را باور کند و با سختی ها بجنگد. گاردنر هشت ساله بود که مادرش را دستگیر کردند و به زندان فرستادند. جرم او به آتش کشیدن خانه برای کشتن شوهرش بود. در همان زمان دایی گاردنر در رودخانه می سی سی پی غرق شد و گاردنررا با مشکلات زندگی تنها گذاشت.


به گزارش برترین ها گاردنر در زندگی مشترک هم توفیق چندانی نداشت. وقتی گاردنر از تحصیل در رشته پزشکی منصرف شد، همسر اولش او را تنها گذاشت. گاردنر دو سال بعد با همسر دومش که دانشجوی دندانپزشکی بود آشنا شد و مدتی بعد صاحب پسری شد که نام او را کریستوفر گاردنر گذاشت.


در آن زمان گاردنر در یک آزمایشگاه کار می کرد. درآمد او ناچیز بود و به هیچ عنوان برای یک خانواده سه نفره کافی نبود. چهار سال بعد گاردنر به فروش تجهیزات پزشکی روی آورد تا از این طریق بتواند درآمد خود را افزایش دهد. اما نقطه عطف زندگی او ملاقات با باب بریدگز بود، مردی با ظاهری آراسته و یک فراری قرمز که گاردنر را به دنیای تجارت معرفی کرد. گاردنر که شیفته شخصیت و طرز زنگی بریدگز شده بود، به عنوان کارگزار سهام همکاری خود را با بریدگز آغاز کرد و بعدها توانست یک دستگاه فراری –چیزی که مدت ها آرزویش را در سر می پروراند- از بسکتبالیست مشهور مایکل جردن بخرد. 


اما ازدواج دوم گاردنر هم چندان موفقیت آمیز نبود چون همسرش پس از آنکه او را به سواستفاده فیزیکی متهم کرد تمام اموال او را گرفت و رفت. زندگی مجدداً چهره سخت خود را به گاردنر نشان داده بود و او ناچار تمام طول روز را به کار و تلاش می گذراند. اما در سال 1982 تلاش و پشتکار او نتیجه داد و گاردنر پس از شرکت در آزمون ورودی به عنوان کارمند دائمی وارد شرکت ِ Dean Witter Reynolds (یک شرکت مشهور آمریکایی در زمینه سهام) شد.


پنج سال بعد گاردنر با سرمایه اندکی که داشت (10000 دلار) و با یک میز چوبی کوچک، شرکت خود را تحت عنوان گاردنر ریچ و همکاران در شیکاگو راه اندازی کرد. در سال 2006 گاردنر در معامله ای چندین میلیون دلاری ، سهام خود را درگاردنر ریچ فروخت وشرکت بین المللی خود را در نیویورک، شیکاگو و سان فرانسیسکو تاسیس کرد. 

گاردنر اکنون یکی از کارآفرینانی است که در فعالیت های خیریه شرکت فعال دارد و 50 میلیون دلار صرف کمک به خانواده های کم درآمد، رفاه کودکان ، ساخت مسکن و ایجاد فرصت های شغلی کرده است.

در سال 2006 داستان زندگی اودر فیلمی به نام " در جست و جوی خوشبختی" با کارگردانی گابریل موچیانو به تصویر کشیده شد که با موفقیت بسیار همراه بود.





نظرات() 

داستان دختران شیکی که دستفروشی می کنند

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-04:00 ب.ظ



مهم نیست که مسافر هر روزه و دائم مترو باشید یا تنها یک بار از مترو برای سفرهای شهری خود استفاده کرده باشید، در هر صورت حتما با زنان و دختران جوانی که با کوله‌پشتی و ساک‌های بزرگ در مترو دستفروشی می‌کنند آشنا شده‌اید. فروشنده‌هایی که از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در بساط آنها دیده می‌شود. بساطی که در آن انواع و اقسام خوراکی‌ها و تنقلات تا لوازم آرایشی- بهداشتی و پوشاک زنانه و مردانه می‌بینید. اجناسی که غالبا با قیمت‌هایی مناسب و ارزان‌تر از قیمت مغازه‌ها و پاساژها در سطح شهر به مردم عرضه می‌شود.کافی است یک بار مسیر خط یك شمال به جنوب متروی تهران یا هر مسیر دیگری را برای سفر شهری انتخاب كنید تا بدانید دستفروشی در مترو سن و سال نمی‌شناسد. در میان دستفروشان مترو از دختران 8 ساله تا زنان 60 ساله را می‌بینید كه ساکی سنگین به دوش می‌کشند و برای تامین هزینه‌های زندگی خود یا همراهی برای تامین هزینه‌ها به سرپرست خانواده‌شان کمک می‌کنند. 


در میان این دستفروشان علاوه بر دختران کم سن و سال و زنان میانسال که سرپرستی خانواده را برعهده دارند، دختران نوجوان، دیپلمه و حتی دانشجویی را می‌توان دید که با ظاهری متفاوت و حتی کاملا زیبا با انتخاب اجناس و کالاهای لوکس مانند بدلیجات، لوازم آرایشی، لباس، کارهای دستی و هنری در جمع زنان میانسال با پوشش‌های معمولی حاضر می‌شوند. دخترانی که گاهی چسب روی بینی‌شان که نشان از جراحی زیبایی بینی دارد و قیمت زیورآلاتی که به خود آویخته‌اند با وجود نوسانات بازار طلا و سکه از درآمد ماهانه آنها خیلی بیشتر است. دخترانی که به نظر می‌رسد به دلایل و انگیزه‌های فراتر از تامین هزینه‌های روزمره زندگی، دستفروشی در واگن‌های مترو را به عنوان حرفه پاره وقت خود انتخاب کرده‌اند. 


با پولم جراحی بینی کردم

محبوبه دختر 24 ساله‌ای است که فوق دیپلم گرافیک دارد، او چمدان کوچکی به همراه داشته که درون آن انواع و اقسام لوازم آرایشی وجود دارد. محبوبه از سال 88 وقتی که هنوز دانشجو بود دستفروشی را به عنوان حرفه‌ای پاره‌وقت که می‌تواند روی درآمد آن برای رسیدن به بزرگ‌ترین آرزویش حساب کند، انتخاب کرده است. او در این‌باره می‌گوید: روزی که برای رفتن به دانشگاه سوار متروی صادقیه بودم، دختر جوانی را دیدم که در کوله‌اش لاک می‌فروخت. از او درباره درآمدش پرسیدم و دیدم که به‌راحتی می‌تواند در طول سال از فروش لاک، سوهان ناخن، پد لاک‌پاک‌کن و طرح ناخن درآمدی حدود 5/2 میلیون تومان داشته باشد.


آن روزها خیلی تحت تاثیر دوستانم بودم، بیشتر آنها بینی‌شان را جراحی کرده بودند. شرایط اقتصادی خانواده اجازه نمی‌داد حتی به این موضوع فکر کنم، بنابراین با مشاهده آن دختر لاک‌فروش، تصمیم گرفتم از این روش برای تامین پول مورد نیازم برای جراحی بینی استفاده کنم، بنابراین با پرس‌و‌جو از دستفروش‌هایی که در مترو بودند اطلاعاتی در این زمینه به دست آوردم و به طور پاره وقت مشغول کار شدم. 


روزهای اول خجالت می‌کشیدم

محبوبه می‌گوید:«کار کردن در مترو در هفته‌های اول برایم خیلی سخت بود. تصور می‌کردم همه مردم به من نگاه می‌کنند. برای همین خیلی برایم سخت بود که وسط جمعیت بایستم و محصولم را با صدای بلند به مردم معرفی کنم. همین مسئله باعث می‌شد که در روز 2 تا 3 ساعت کار کنم. برای همین روزهای اول از ماسک استفاده می‌کردم و اعتماد به نفس چندانی برای ارائه محصولاتم نداشتم. اما کم‌کم نگاهم نسبت به کار بهتر شد و ساعت کاری‌ام را به 5 تا 6 ساعت در روز تغییر دادم. وقتی تعداد دختران جوان و دانشجو در واگن‌ها بیشتر شد و با آنها آشنا شدم، اعتمادبه‌نفس بیشتری پیدا کردم و عجیب است که همین مسئله تاثیر زیادی بر درآمد روزانه‌ام داشت. 2 سال تمام با عشق جراحی بینی، در واگن‌های مترو مشغول به کار بودم. یادم می‌آید روزهای اول خط مترو جنوب به شمال تهران را انتخاب کردم تا در واگن‌های قطار خط صادقیه احیانا همكلاسی‌هایم را نبینم. با وجود این سختی‌های زیادی تحمل کردم و توانستم در مدت یک سال آرزویم را برآورده کنم. ابتدای ماجرا خانواده‌ام به‌خصوص مادرم با این موضوع مخالفت می‌کرد اما چون در واگن زن‌ها کار می‌کردم کم‌کم توانستم او را راضی کنم. تا امروز که همچنان به این کار مشغولم و فوق‌دیپلم گرافیک را گرفتم. اما چون کار مناسبی پیدا نکردم تصمیم گرفتم دستفروشی را ادامه دهم و الان با فروش لوازم آرایشی- بهداشتی در ماه حدود 900 هزار تا یک میلیون تومان در آمد دارم و از کارم راضی‌ام.»


کار هنری می‌کنم، مد روز می‌پوشم

آیدا 26 ساله یکی دیگر از دخترانی است که برای تامین مخارج شخصی خود و نه کمک به هزینه‌های خانواده، دستفروشی در مترو را انتخاب کرده است. او به همراه آرزو خواهرش و یاسمن، دختر خاله‌اش که هر دو از او کوچک‌ترند به صورت گروهی تصمیم به این کار گرفته‌اند. آنها دستبند، دستکش، جوراب بافتنی، تل و گل‌سر چرمی، پارچه‌ای و بافت در خانه درست می‌کنند و نوبتی در طول هفته برای فروش به مترو می‌آیند. آنها که ظاهری امروزی، شاد و هنری دارند، خیلی ساده و با اعتماد به نفس زیاد درباره کالاهایی که به دست خودشان درست كردند را به مردم معرفی می‌کنند.


آیدا به خواهرش اشاره می‌کند و می‌گوید: «ما علاقه زیادی به لباس و کیف و کفش و تنوع رنگی داریم. برای همین هر دو پول‌هایمان را روی هم می‌گذاریم و بخشی از درآمد هر ماه را برای خرید چرم، کاموا، پارچه و گیره‌های فلزی برای کار کنار گذاشته و مابقی آن را صرف خرید مانتو، کفش و زیورآلات می‌کنیم. خیلی وقت‌ها از همکاران خودمان خرید می‌کنیم. این کار برای ما جالب است. هم اوقات فراغتمان پر می‌شود و هم از کار هنری پول در می‌آوریم که بسیار لذت بخش است.»


برای خرید جهیزیه پس‌انداز می‌کنم

در میان دستفروش‌های مترو که در واگن‌های زنانه در تردد هستند و با صدای بلند محصولات خود را معرفی می‌کنند دختر جوانی هست که برخلاف زنان و دختران دیگر ساک یا کیف بزرگی را با خود حمل نمی‌کند. او کیف دستی کوچکی با خود همراه دارد که پر از جلوچتری‌های رنگی و موهای مصنوعی است که از آنها به عنوان هایلایت مو استفاده می‌کنند. وقتی از او می‌پرسم این موهای مصنوعی با استقبال روبه‌رو شده به جلوچتری‌های خودش اشاره می‌کند و می‌گوید: «دختران نوجوان و جوان زیادی مشتری من هستند و از این جلوچتری‌ها می‌خرند. آنها می‌توانند به راحتی با استفاده از جلوچتری‌های مختلف ظاهری متفاوت پیدا کنند.


می‌توانند هر ماه موهایشان را به یک رنگ درآورند بدون آنکه مبلغ زیادی را در آرایشگاه‌ها خرج کنند.» او ادامه می‌دهد: «دستفروشی در مترو دومین شغل من است. صبح‌ها تا ساعت 3 در آرایشگاه کار می‌کنم و عصرها تا ساعت 8 شب در مترو مشغولم. دستفروشی در مترو در آمد خوبی دارد و کمک خرج خوبی برایم است. با درآمدی که در طول ماه از مترو به دست می‌آورم به مادرم برای تامین کرایه خانه کمک کرده و مابقی آن را برای خرید جهیزیه پس‌انداز می‌کنم.»


درآمد دستفروشی از تدریس زبان بیشتر است

فائزه. س در میان این گروه از دختران دستفروش خوش‌تیپ با انگیزه متفاوتی، دستفروشی را به عنوان کار اصلی‌اش انتخاب کرده است. او که تمایل زیادی به گفت‌وگو ندارد و ترجیح می‌دهد وقتش را صرف معرفی محصولش کند تا 2 سال گذشته به عنوان مدرس زبان مهدکودک‌های پایتخت مشغول به کار بود و در ماه 600 هزار تومان حقوق ماهانه داشته. اما به تشویق یکی از دوستانش کار کردن در مهدکودک را رها کرده و امروز با همان ساعت کاری به طور متوسط روزی 60 هزار تومان فروش دارد که 30 هزار تومان آن سود به‌دست آمده از فروش شال و روسری است.


فائزه. س معتقد است دستفروشی شال، روسری، تاپ و محصولاتی که مورد توجه زنان و دختران جوان است بهترین انتخاب برای دستفروشی در واگن‌های زنانه متروست. او نه تنها از کارش راضی است بلکه بر این باور است که اگر به حرفه قبلی‌اش تدریس زبان در مهدکودک‌ها ادامه می‌داد نه تنها راه به جایی نمی‌برد و پیشرفتی پیش رویش نبود بلکه با احتمال تعدیل نیرو از سوی مدیران مهدکودک نیز روبه‌رو بود. اما امروز او برای خودش کار می‌کند و از این بابت به خود می‌بالد که درآمد ماهانه‌اش از درآمد پدرش که بازنشسته آموزش و پرورش است بیشتر است.

برگرفته از مجله ایده آل




نظرات() 

چگونه موفق شدم – موفقیت تجاری یک خانم ۸۰ ساله

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-03:15 ب.ظ



مارگوت فراسِر (Margot Fraser) کسی است که چهار دهه از عمرش را صرف عرضه و توزیع محصولات Birkenstock در ایالات‌متحده کرده است. بیرکِن‌استاک یک کمپانی آلمانی تولیدکننده کفش است که پیشینه‌اش به قرن هجدهم میلادی باز می‌گردد. کارها و تلاش‌های فراسر منجر به تاسیس شعبه‌ای ۵۰ میلیون دلاری از این کمپانی، با نام Birkenstock USA، در کالیفرنیا شد. امروزه محصولات این شرکت را می‌توان در فروشگاه‌های خرده‌فروشی بزرگ و برخی از فروشگاه‌های محلی پیدا کرد.

مارگوت فراسر ۸۰ ساله درباره زندگی و موفقیت‌های تجاری خود می‌گوید:

من تنها کودک خانواده بودم. زمانی که هیتلر بر سر کار بود، ما در برلین زندگی می‌کردیم. والدین من با سیستم حاکم آن زمان مخالف بودند و به من یاد داده بودند که بازگو کردن باورهای قلبی‌ام برای دیگران، در آن شرایط، کار خطرناکی خواهد بود.


در چهارده سالگی وارد یک مدرسه خیاطی شدم، ولی مدتی بعد، یعنی شش ماه پیش از پایان جنگ، پدرم ترتیب خارج شدن‌مان از برلین را داد. او در روستایی کار پیدا کرد و ما در خانه یک کشاورز، دو اتاق گرفتیم. من در ازای گرفتن تخم‌مرغ و کره، برای همسران و دختران مزرعه‌دارها لباس می‌دوختم.


پس از برقراری آزادی‌های اجتماعی، طراحی لباس را در مدرسه هنر فراگرفتم. شنیده بودم که رفتن به ایالات‌متحده تقریباً غیر ممکن است، ولی کانادا همچنان مهاجر می‌پذیرفت. نامه‌ای برای رئیس German Club در تورونتو که یک خیاط بود، نوشتم و برای پیدا کردن شغل از او کمک خواستم. پس از آنکه مدتی را در کانادا سپری کردم، تصمیم گرفتم که کار دوخت لباس‌های سفارشی را کنار بگذارم. مدتی بعد، در یک شرکت تولیدی پوشاک به‌عنوان طراح مشغول به کار شدم.


همسر اولم در زمینه واردات فعالیت می‌کرد. ما به سان‌فرانسیسکو نقل مکان کردیم. من و شوهرم هر دو به شیوه‌های درمانی طبیعی علاقه‌مند بودیم. سال ۱۹۶۶ بود که در یکی از بازدیدهای‌مان از مراکز بهداشتی، برای اولین بار صندل‌های Birkenstock را دیدم. در زمان جنگ، ما کفش‌های مناسبی نداشتیم و به همین دلیل، در پاهایم دچار مشکلاتی بودم. مربی یوگایی که در آنجا بود، کفش‌های خودش را به من نشان داد و استفاده از صندل‌ها را به من توصیه کرد. دو ماه بعد، وضعیت انگشتان پایم بهتر شده بود و همان زمان بود که فکر فروش این نوع صندل‌ها به ذهن همسرم رسید.


ما با Birkenstock آلمان مکاتبه و در مورد عرضه کفش‌ها اعلام آمادگی کردیم. قرار شد که به شکل آزمایشی با هم کار کنیم. به فروشگاه کفش‌فروشی کوچک شهر رفتم و صندل‌ها را به فروشنده نشان دادم، ولی او گفت که هیچ کسی چنین چیزی را نمی‌خرد. همسرم یک فروشگاه را در برکلی می‌شناخت که صاحبش اروپایی بود. صاحب آنجا یک ساعت و نیم تمام برای‌مان توضیح داد که چرا کسی چنین چیزی را نخواهد خرید. 


به پیشنهاد یکی از دوستان، به سراغ فروشگاه‌های *health-food رفتیم. در روز اول نمایش صندل‌ها، خانمی به نام جون امبری (June Embury) یک جفت صندل از ما خرید. در آخرین روز نمایشگاه، او سه جفت صندل دیگر، سایز پایش، خرید و گفت که اگر نتواند صندل‌ها را به فروش برساند، خودش آن‌ها را نگه خواهد داشت. پس از پایان نمایشگاه، بین ۲۰ تا ۳۰ فروشگاه health-food کار فروش محصولات Birkenstock را آغاز کردند.


سال ۱۹۶۹ من و همسرم از هم جدا شدیم. کارم را رها کردم و خودم را با دوخت لباس مشغول کردم. همسرم کشور را ترک کرد و یک مدیر، وظیفه انحلال کسب‌وکار را به عهده گرفت. حدود یک سال بعد، صاحبان چندین فروشگاه برای تهیه صندل با من تماس گرفتند.
من هیچ پولی در بساط نداشتم، ولی جون و هاوارد امبری با من شریک شدند و با این کارشان، به من کمک کردند. از آنجا که آن‌ها در سن‌رافائل یک فروشگاه health-food داشتند، توانستند برای کارمان ۶ هزار دلار اعتبار بگیرند. اینگونه بود که کار Birkenstock USA آغاز شد.


در سال اول ۱۰ هزار جفت صندل فروختیم. مردم کم‌کم داشتند با محصولات Birkenstock آشنا می‌شدند. در سال ۱۹۷۳ تعدادی از صاحبان کفش‌فروشی‌ها به سراغ ما آمدند و تصمیم گرفتند که محصولات‌مان را امتحان کنند. ما بیش از ۲۰۰ فروشگاه Birkenstock در سراسر ایالات‌متحده داشتیم. صاحبان فروشگاه‌ها بسیار سرسخت بودند و در گسترش کارمان خیلی به ما کمک کردند.


روابط ما با تولیدکننده آلمانی، شرکت‌مان را سرپا نگه داشته بود. من همیشه خودم را واسطه و خریداری از طرف مشتریان ساکن در ایالات‌متحده تصور می‌کردم، ولی آلمانی‌ها من را فروشنده محصولات‌شان می‌دانستند. ما طرزفکرهای مختلفی در مورد سبک و ظاهر محصولات داشتیم. در ۱۰ سال آغازین روابط کاری‌مان، من به‌سختی می‌توانستم در مورد افزودن رنگ به صندل‌ها با آن‌ها صحبت کنم. سرانجام یکی از کسانی که در کارخانه می‌شناختم، در این مورد به من کمک کرد.


ما مانند بیشتر فروشندگان کفش، فرصتی ۳۰ روزه را برای پرداخت بهای محصولات‌مان تعیین کردیم. البته یک تخفیف ۵ درصدی در ازای پرداخت‌های فوری در نظر گرفتیم. شاید این مقدار تخفیف به نظر زیاد بیاید، ولی این ۵ درصد در قیمت محصولات لحاظ شده بود.
از اواخر دهه هفتاد تا سال‌های آغازین دهه هشتاد، فروش‌مان هر سال دوبرابر می‌شد. پس از دوران رونالد ریگان بود که اوضاع جامعه تغییر کرد و یکی-دو سال را بدون هیچ رشدی سپری کردیم. اما Birkenstock نشان داد که یک مد زودگذر نیست.


طرح بازنشستگی ما دارای حقوق و مزایای زیادی بود. در یکی از این سال‌ها موفق نشدم به این طرح، بودجه اختصاص دهم؛ ولی در ازای آن، بخشی از سهام شرکت را به فروش گذاشتم. در اواسط دهه نود بود که کارمندانم صاحب ۱۰ درصد از شرکت شدند. بعدها، من ۳۰ درصد دیگر از سهام را هم به فروش گذاشتم. در سال ۲۰۰۲ بود که تمام کسب‌وکار را به کارمندان شرکت فروختم و از مدیریت کنارگیری کردم، البته همچنان در سمت ریاست باقی‌ماندم. در سال ۲۰۰۷ آلمانی‌ها Birkenstock USA را از کارمندانم خریداری کردند.
چیزی که در سال‌های جنگ جهانی فراگرفتم آن بود که نباید بیش از حد برای حس مالکیت اهمیت قائل شد و بر آن پافشاری کرد؛ آنچه که امروز از آن شماست ممکن است فردا از دست بدهید و در نتیجه، احساس وحشتناک فقدان گریبان‌گیرتان خواهد شد. من خیلی به پیاده‌روی می‌روم و هنوز هم از محصولات Birkenstock استفاده می‌کنم. پاهایم، به نسبت فردی با این سن‌وسال، از سلامتی مطلوبی برخوردار هستند.





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox