پیش به سوی موفقیت مالی

ادم هورویتز جوانی 15 ساله با 100 هزار دلار درآمد!

نوشته شده توسط :احسان
سه شنبه 28 اردیبهشت 1395-02:37 ب.ظ



وقتی ادم 15 ساله بود، با وبلاگی آشنا شد که موردتوجه همه هم کلاسی هایش بود و از آن زمان به بعد ادم به اینترنت و فعالیت های آنلاین علاقمند شد چون به این نتیجه رسیده بود که موفقیت در فعالیت های آنلاین بسیار دیرتر از موفقیت های دیگر از بین می رود. 


به گزارش برترین ها این پسر هجده ساله بعد از مدتی وب سایتِ Stomp Urban را راه اندازی کرد که حاوی مطالبی مثل موسیقی و نشانی مهمانی های منطقه بود. این وب سایت که درآمد خود را از طریق فروش لباس کسب می کرد، طی مدت کوتاهی تبدیل به یکی از موفق ترین سایت ها شد، اما بعد از آنکه در نتیجه تبلیغات Stomp Urban، هشتصد نفر به یکی از مهمانی های منطقه هجوم بردند، ادم ناچار کار وب سایت خود را متوقف کرد.


ادم که از این اشتباه درس گرفته بود، حالا به افراد 15 سال به بالا طریقه کسب درآمد آنلاین را آموزش می دهد و هریک از دوره های آموزشی او تا به حال 100000 دلار درآمد داشته اند. ادم به تازگی یک اتومبیل Audi 2010 خریداری کرده است که راندن آن یکی از فعالیت های موردعلاقه او است.


سن شما چه مزایا و معایبی برای کار شما داشته است؟

باور موفقیت من در ابتدا برای همه سخت بود. حتی دوستان من هم فکر می کردند که نوجوان ها نمی توانند به موفقیت های بزرگ دست پیدا کنند و ناچار باید صبر کنند تا بزرگ تر شوند و مدرک بگیرند. به همین خاطر هروقت به آنها می گفتم که درحال انجام چنین کاری هستم، حرفم را جدی نمی گرفتند. اما حالا که اتومبیل شخصی خودم را خریده ام، کم کم حرفم را باور کرده اند.

اما سن پایین مزایایی هم دارد. مثلاً وقتی سن شما پایین باشد بیشتر جلب توجه می کنید. همین طور می توانید جوان ها را مخاطب قرار دهید. 


وقتی جوان باشید، چیزی برای از دست دادن ندارید. هنوز با پدر و مادرتان زندگی می کنید و اسیر مسئولیت ها و مخارج زندگی نیستید. تنها مخارجی که باید خودتان بدهید پول شام بیرون و سینما است. هنوز مدرک نگرفته اید و دغدغه پیدا کردن یک شغل را ندارید. بنابراین می توانید با خیال راحت کارموردعلاقه تان را انجام دهید. 

من با پدر و مادرم زندگی می کنم و می توانم به جای خرج کردن پولم را پس انداز کنم. پس سعی می کنم تا جایی که می توانم آنجا بمانم (می خندد). 


به نظر شما یک کارآفرین موفق کیست؟

یک کارآفرین موفق کسی است که از پشتکار و اراده بالایی برخوردار باشد. خیلی ها این ذهنیت را دارند که باید یک شبه پولدار شوند. هیچ کاری غیرممکن نیست ولی آنچه واقعاً اهمیت دارد این است که به تلاش ادامه بدهید و دلسرد نشوید. اگر این کار را نکنید ناچار خواهید بود گوشه ای بنشینید و از خودتان بپرسید اگر ادامه می دادید چه اتفاقی می افتاد.

حتی اگر بار اول شکست بخورید هیچ اهمیتی ندارد. شما هنوز جوان هستید و وقت زیادی دارید. بنابراین به تلاش ادامه بدهید و ناامید نشوید. پشتکار و اراده مهم ترین عامل موفقیت است.

اگر ایده ای به ذهن شما برسد، مطمئناً دست کم دو یا سه نفر دیگر در دنیا هستند که به همان ایده فکر می کنند. بنابراین اگر آن را عملی نکنید، آنها گوی سبقت را می ربایند و آن را انجام می دهند.


چیز دیگری هست که بخواهید اضافه کنید؟

به حرف های دلسردکننده دیگران توجه نکنید. اگر جوان هستید و می خواهید کاری را انجام دهید، فکر نکنید که نمی توانید. امروزه هرکاری از طریق اینترنت ممکن است. حتی اگر همه می گویند "نه این ممکن نیست، هرچه در اینترنت هست دروغ و کلک است" نباید توجه کنید. خودتان بروید و تحقیق کنید و بعد برای چیزی که می خواهید اقدام کنید. این کاری است که من انجام دادم و فکر می کنم تا حد زیادی در کارم موفق بوده ام.





نظرات() 

فروش در ارتفاع ...هزار پایی!

نوشته شده توسط :احسان
سه شنبه 28 اردیبهشت 1395-03:30 ق.ظ



یكی از دوستان كه هر روز با متروی تهران كرج مسافرت می كند، به نكته جالبی در مورد فروشندگان دوره گرد در قطارهای این مترو اشاره كرد.

به گفته ایشان دوره گردهای مذبور تقریبا همه نوع وسایل مورد نیاز مسافرین را می فروشند. دوره گردهای خانم هم هستند که با سر و وضعی آراسته در واگن های مخصوص خانم ها كالاهایشان را عرضه می كنند. این نكته آخری من را یاد فروشندگان دوره گرد سر چهارراه ها می ا ندازد. حتما توجه كرده اید كه آنها معمولا سروكله زدن با رانندگان خانم و یا خودروهایی كه خانم ها در آنها حضور دارند را به رانندگان مرد که احتمالا برخورد مناسبی با آنها ندارند، ترجیح می دهند.
 

به همین دلیل دوره گردهای متروی تهران كرج را می توان در واگن های مخصوص خانم ها مشاهده كرد.شاید مزاحمت مسافران و تبعات آن برای مسئولان مترو هزینه غیرقابل جبرانی باشد. اما جالب است بدانید كه این روش فروش در بسیاری از كشورهای پیشرفته پیاده می شود (البته از راه درستش) و حتی مسئولان حمل و نقل عمومی نسبت به توسعه آن گرایش بیشتری پیدا کرده اند.

اسم این نوع فروش را گذاشته اند فروش عرشه ای ( Onboard Sales). در فروش عرشه ای انتخاب كالای قابل عرضه بسیار مهم است و در صورت اشتباه ممكن است نتیجه ای معکوسی عایدمان شود. 


خطوط هوایی ‌آمریكا و خطوط هوایی ایرلند این نوع فروش را در پروازهایشان آغاز كرده اند. اخیرا والت دیزنی هم به فكر افتاده بلیط برخی از پارك های تفریحی خود را به این صورت عرضه كند. یكی از اصلی ترین مزایای این نوع فروش اثربخشی آن در كسب سود و همچنین جاانداختن برند است. مسافران معمولا در زمان پرواز با هواپیما حال خوشی دارند و ترغیب های یك فروشنده خوش چهره یا خوش تیپ را بهتر می پذیرند. مسافران بدخلق هم در این مواقع خوش خلق هستند، چون چاره دیگری ندارند.


نتیجه گیری اخلاقی: یكی از كم هزینه ترین و كاربردی ترین روش های اشتغال زایی، به كارگیری بهینه از فرصت های شغلی موجود در وسایل حمل و نقل عمومی به جای ایجاد مشاغل جدید است. بدون شک توسعه فروش عرشه ای (دوره گردی قدیم از راه درست جدیدش) یکی از این فرصت ها است.




نظرات() 

جذب 200 هزار مشتری در یک روز توسط یک دختر 16 ساله

نوشته شده توسط :احسان
سه شنبه 28 اردیبهشت 1395-03:00 ق.ظ



بلیر فلاور،16 ساله و کاربر ویدوئی وبلاگ ها، ویدوئی را در سایت یوتوپ از " shoes of prey" به نمایش گذاشت. Shoes of prey سایتی است که به خانم ها این امکان را می دهد که طرح کفش مورد استفاده خود را طراحی کرده و آن را سفارش دهند.


به گزارش بانکی دات آی آر ، این دختر 16 ساله ،بازدیدکنندگان ویدویو خودرا تشویق به خلق طرح مورد علاقه شان در این سایت کرده است تا به ازاء ارسال آن ها به عنوان نظر و پیشنهاد برای ویدیو اش ، برنده یک کفش آن هم به صورت مجانی شوند. بدین ترتیب ویدئوی او با بیش از 450000 بازدید کننده که تنها 200000 تای آن ها در یک روز صورت گرفته بود، در صدر پر بیننده ترین عناوین در یوتوپ قرار می گیرد.

این ویدیو مبتکرانه موجب شد تا مدیریت سایت با بلیر تماس بگیرند و برای او یک جف کفش به عنوان هدیه ارسال کند.البته کار وی فراتر از انتظار مدیران سایت کارکرد داشت.


هرچند تعداد بسیار کمی از آن بازدید ها منجر به فروش واقعی شد، زیرا بسیاری از بازدید کنندگان ویدوئوی بلیر دخترانی بودند با حدود سنی 13 تا 17 سال که عموما به کارت های اعتباری والدین خود دسترسی نداشتند. به هر حال صاحب امتیاز shoes of prey از این عمل بسیار هیجان زده و خوشحال شد.


این ماجرا نشان دهنده این امر است که تا چه حد یک رسانه اجتماعی می تواند مایه حیرت و رقابت برای یک فعالیت اقتصادی کوچک باشد. از طرفی در سراسر جهان،در میان انبوهی از بازدیدکنندگان، می تواند از هر یک برای خود فرصتی را خلق کند و از سوی دیگر چگونگی اجرای آن نیز بعضی مواقع پیچیده است ، زیرا لزوما این امر منجر به افزایش فروش نمی شود.
 




نظرات() 

خواهش می کنم جهانی فکر کنید!!! پول سرازیر می شود.

نوشته شده توسط :احسان
سه شنبه 28 اردیبهشت 1395-02:30 ق.ظ



سلام دوستان عزیزم توجه کنید

من طی فعالیت تحقیق به یک شرکت تولید برخوردم

لازم است بگویم بیشتر موضوعات، در باره کار بازار است، درامد داخلی و گردش مالی در داخل ایران. اکثر دوستان دنبال این هستند که میلیاردر شوند و این خوب است. 

اما:

2 نکته مهم:

1- بیشتر دوستان به این فکر می کنند که پول از جیب هموطنان به دست بیاورند، یعنی صرفا تجارت یا واسطه گری داخلی و گردش مالی داخلی. این اشکال ندارد و اگر حلال باشد با ارزش است. اما کمتر می بینم که کسی به صادرات فکر کند. خواهش می کنم فکر خودتان را جهانی کنید. چرا به بازارهای جهانی فکر نمی کنید؟ چرا زبان‌های خارجی را خوب یاد نمی گیرید و از کشورهای همسایه شروع نمی کنید؟ این کار باعث بزرگتر شدن تولید و تجارت ایران می شود و باعث بزرگ شدن ایران و خود شما می شود. خواهش می کنم جهانی فکر کنید. با تولید محصولاتی که دنیا به آن نیاز دارد، تحریم ها بی اثر می شوند. مرزهای ذهن خود را محدود ندانید. این دنیا بی کرانه است.


2- به جای تمرکز بر پول و ارقام میلیاردی، تولید محصول یا خدمات خود را بصورت متمرکز و هوشیارانه انجام دهید. از فنون و رموز بازار ایران اطلاع پیدا کنید و بعد با شناخت بازار خارجی ، تجارت خود را جهانی کنید. برای تولید علم و پژوهش در ایران سرمایه گذاری کنید. به برندهای معتبر ایرانی فکر کنید. این برکت دارد. پول خودش سرازیر می شود!!!


2 کتاب را توصیه می کنم: پدرپولدار و پدر بی پول - سلاطین نام‌های تجاری نوشته مت هیگ





نظرات() 

مهدی خان محمدی: شركت پیشرفت پخت ، نان سحر

نوشته شده توسط :احسان
سه شنبه 28 اردیبهشت 1395-02:00 ق.ظ



نام ونام خانوادگی: مهدی خان محمدی

شركت: پیشرفت پخت، نان سحر

تحصیلات: دیپلم

نام محصول: ماشین آلات پخت و پز


در شهرستان ابهر به دنیا آمدم و پدرم در آن زمان تاجر فرش بود ولی ایشان به دلایلی ورشكست شدند و وقتی امتحان ششم ابتدایی را دادم دیگربه خانه نرفتم و از همان جا به سوی تهران حركت كردم.


ابتدا در یك كارخانه و بعد در یك مغازه میوه فروشی مشغول به كار شدم قابل ذكر است من حتی یك ریال لین پول ها را هم برای خودم بر نمی ‌‌داشتم و كلیه پول ها را برای پدرم می فرستادم روزهایی كه پدرم ورشكست شده بود بسیار روزهای سختی بود و دائماً روز شماری می كردیم كه امتحانات زودتر تمام شود و بتوانم كاری انجام بدهم. بعد از مدتی كار در میوه فروشی با كمك یكی از مشتریان در كارخانه كفش ملی استخدام شدم وخیلی زود ترقی كردم.


در همان زمان بود كه عمویم شغل نان فروشی داشت و بیمار شد و من مدتی به او كمك می كردم تا وی مشتریانش را از دست ندهد و متوجه شدم كه دنیای بیرون با فضای در بسته كارخانه بسیار فرق می كند و امكان پیشرفت بسیاری در آن وجود دارد از كارخانه كفش استعفا دادم ولی قبول نمی كردند و به رئیس كارخانه گفتم كه می خواهم دنبال كاری بروم كه خودم رئیس خودم باشم به همین دلیل نان فروشی را تا 6ماه ادامه دادم و بعد از آن از عمویم اجازه گرفتم كه مستقل كار كنم و بعد از مدتی توانستم موتورسیكلت خریدم و با آن شروع به كار كردم.


بعد از مدتی كار ما رونق گرفت، بعد از مدتی متوجه شدم كه هیچ نانوایی قادر نیست كه نان ما تأمین كند بنابراین نان سحر فعلی را ابتدا چهار سال اجاره كردیم و بعد از چهار سال آن را خریداری كردم و به بهداشت آن رسیدگی كردم و با كمك مدیر یك شركت آلمانی ماشین آلات را از آلمان وارد كردیم و من اولین كسی بودیم كه ماشین آلات را به صورت خصوصی از آلمان وارد كردیم. ماشین آلات آمد و تحول كار ما از آن روز شروع شد. بعد از انقلاب امكان استفاده از خدمات آلمانی ها وجود نداشت و ما می توانستیم بدون اینكه به آن ها نیاز داشته باشیم مشكلات ماشین آلات را خودمان برطرف كنیم.


و بعد از مدتی توانستیم نواقص ماشین آلات سایر شركت ها را هم برطرف كنیم. در دوران كودكی مهم ترین چیزی كه برایم وجود داشت اینكه به تهران بیایم و كار كنم و پدرم را از آن وضعیت نجات دهم ولی زمانی كه از كارخانه كفش بیرون آمدم و متوجه شدم كه بازار و جامعه بسیار بزرگ است، رویای بسیار بزرگتری را در سر می پروراندم. من بسیاری از كشورهای آسیا واروپا را گشته ام ومتوجه شدم در هیچ كشوری مانند ایران انسان نمی تواند كارآفرین باشد. به كار نان علاقه بسیار داشتم و آرزویم این بود كه كارخانه بزرگ نان داشته باشم ودر كارم مؤفق باشم و مردم نانی را كه از من می خرند برایم دعا می كنند. در كودكی به آن شكل دچار بحران عاطفی خاصی نشده ام ولی من تازه توانسته بودم كه نان سحر را خریداری كنم و دوست داشتم تا به پدر ومادرم خدمت كنم كه متأسفانه مادرم فوت كرد. الان خیلی افسوس


می خورم كه چرا تحصیلات دانشگاهی ندارم وافسوس می خورم كه ای كاش با این تجربه كاری تحصیلات دانشگاهی هم داشتم طبیعتاً موفق تر می شدم ولی اعتقاد كه تحصیلات دانشگاهی شرط اصلی نیست ولی كسی كه بتواند هم در كار موفق باشد و در تحصیل او را باید ستود. آینده را بسیار روشن می بینم چون كلاً انسان خوش بینی هستم اگر انسان به خداوند امید داشته باشد و با تمام وجود فعالیت كند حتماً در كارها مؤفق می شویم.


موفقیت یا شكست دست خود انسان است، سرنوشت و قسمت در زندگی انسان تاثیر بسیار اندكی دارند و معتقدم هر كسی سرنوشتش را خودش رقم می زند. در زندگی بد شانسی های زیادی آوردم ولی خوشبختانه در كار مشكلی نداشتم و ای به دلیل فعالیت و تلاش خودم بود. هر كاری فراز و نشیب خاص خودش را دارد اگر به كارتان ایمان دارید هرچند اگر چندین بار هم شكست بخورید باز هم ادامه می دهید و با مشكلات مبارزه می كند. من هیچ كاری را نصفه رها نكرده ام و معتقد بودم كه مشكلات را باید بشكنم.

از انتاد هراسی ندارم وتا كنون هم بیشتر از مشورت با دیگران استفاده كرده ام. اگر انتقاد سازنده باشد انسان باید به آن عمل كند ولی باید فرد خودش تشخیص دهد كه كدام انتقاد سازنده است وكدام مشكل آفرین.


انتخاب رشته و هدف برای جوانان بسیار مهم است اگر جوانان نتوانند اهداف خود را مشخص كنند ودر كارهایشان بلاتكلیف باشند از زندگی و پیشرفت بسیارعقب می مانند. هدفم از كار كردن تأمین مشكلات مالی خانواده ام و همچنین تأمین نیازهای شخصی بود. با رقبای داخلی ارتباط نزدیك داریم و اعتقاد دارم باید به یكدیگر كمك كنیم.

از جوانان خواهش می كنم كه اول اعتقادشان به خدا باشد و دوم اینكه بدون تلاش به جایی نمی رسد. جوانان باید تحصیل كنند و در كنار كار با تحصیل هم آشنا شوند.




نظرات() 

کسب و کار با پرورش زنبور عسل

نوشته شده توسط :احسان
سه شنبه 28 اردیبهشت 1395-01:30 ق.ظ



مقدمه

زنبورهای یک کندو شامل یک ملکه ، چند صد زنبور نر و چندین هزار زنبور کارگر می‌باشد. در تابستان و بهار که زنبورها فعالیت زیادی برای جمع آوری شیره دارند کندو ممکن است ۷ – ۵ کیلو زنبور داشته باشد و تعداد زنبورهای نر در این موقع زیادتر از هر موقع دیگر در کندو دیده شوند. هر یک از این دو نوع زنبور وظیفه خاصی دارند ولی منظوری که یک کندو تعقیب می‌نماید عبارت از بقای نسل و یا دفاع و نگهداری کندو می‌باشد و نظر انفرادی در بین نیست و هیچکدام از آنها در نتیجه سعی انفرادی قادر نیستند که برای مدت طولانی زنده بمانند و بنابراین هدف آنها بطور دسته جمعی انجام می‌گیرد.


زنبور ملکه

ملکه زنبور عسل به سادگی از کارگران و زنبور نر مشخص می‌شود. ملکه نسبتا درشت تر و درازتر از کارگران و درازتر از زنبوران نر است، ولی پهن‌تر از آنها نیست. از آنجا که شکم ملکه طویل و در سطح زیرین پهن است، طول بالهایش نسبت به بدن از بال کارگرها و زنبوران نر کوتاه تر است. نیش ملکه کمی خمیده است و نسبت به نیش کارگر دارای دندانه‌های کمتری است و فقط برای از بین بردن ملکه‌های رقیب بکار می‌رود. حرکت ملکه در حالت عادی ملایم است ولی در مواقع احتیاج می‌تواند با سرعت حرکت کند. تمام تخمهایی که در سلولها قرار دارد، بوسیله ملکه واحد کندو گذاشته می‌شود. این ملکه در جوانی در هوای آزاد با یک یا چند نر پشت سر هم جفتگیری و برای خود تا آخر عمر اسپرم ذخیره می‌کند.


فصل پرورش زنبورها

فصل پرورش نوزادان در شرایط آب و هوایی معتدل ، به مقدار کم ، از اواسط دیماه شروع شده مرتب توسعه می‌یابد و اوایل اردیبهشت به حداکثر خود می‌رسد. در صورتی که شرایط اجازه دهد، فعالیت تولید مثل آنها ، به همین وضع ، تا اواخر خرداد ماه ادامه پیدا می‌کند و از آن به بعد رو به نقصان می‌گذارد. در ماههای آبان و آذر فعالیت زاد و ولد بکلی متوقف می گردد. نژادهای مختلف زنبورعسل از این حیث دارای خصوصیات متفاوت هستند. هنگامی که تولید مثل کلنی در حداکثر توسعه خود می‌باشد، یک ملکه ممکن است ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ تخم در روز بگذارد.


پرورش ملکه

در یک کلنی زنبور عسل ، پرورش ملکه ممکن است به یکی از علل زیر صورت گیرد:

نشاندن ملکه جدید به جای ملکه‌ای که به علت نامعلوم معدوم شده است.

تعویض ملکه‌ای که پیر شده ولی هنوز مایل است فعالیت داشته باشد.

برای ازدیاد کلنی یا بچه بیرون کردن.


در هر یک از حالات فوق ، کارگزاران موقعی اقدام به ساختن خانه ملکه و پرورش آن می‌کنند که ماده بخصوص جلوگیری کننده به آنها نرسد. در حالت اول ، چندین ملکه در خانه‌های اضطراری که با تغییر شکل خانه کارگران ساخته شده، پرورش داده می‌شوند. در ابتدای ساختمان خانه اضطراری ، سلول اصلی بوسیله مایع بخصوصی که از غده زیر فکی کارگران ترشح می‌شود، انباشته شده، لارو داخل سلول اصلی در سطح آن شناور می‌شود. به این ترتیب ، لارو وارد قسمت ویژه‌ای که برای پرورش ملکه ترتیب داده شده می‌گردد.

لاروهایی که برای پرورش اضطراری ملکه انتخاب می‌شوند اغلب دو روزه هستند ولی لاروهای سه روزه هم می‌توان یافت. معمولا کارگران کوشش می‌کنند که در پرورش اضطراری ملکه از لاروهای مسن‌تر استفاده کنند. در صورتی که لارو انتخاب شده برای پرورش ملکه دو روزه باشد، در حدود ۱۱ روز بعد ، ملکه کامل از سلول خارج می‌شود و اگر شرایط هوایی مساعد باشد، در فاصله ۱۰ روز بعد جفت گیری کرده خود را برای تخم گذاری آماده می کند. در این صورت ، از وقتی که کندو ملکه‌ای را از دست می‌دهد تا هنگامی که ملکه تخمگذاری جانشین آن گردد حداقل سه هفته طول می‌کشد.


جفتگیری

ملکه باکره وقتی که تقریبا ۵ -۳ روزه است، قبل از پروازهای مخصوص جفتگیری پروازهای اکتشافی در اطراف کندو می‌نماید. جفتگیری معمولا در گرمترین اوقات روز صورت می‌گیرد. گاهی ملکه بعد از چند دقیقه جفتگیری کرده به کندو برمی‌گردد. مشاهده جفتگیری که مطمئنا در آسمان انجام می‌گیرد خیلی کم صورت گرفته است. زنبورهای نر در آسمان به سرعت در اطراف ملکه پرواز می‌کنند و هر یک کوشش دارند که خود را به او برسانند. این پرواز دسته جمعی مدتی بطور زیگزاگ ادامه دارد. زنبور نری که موفق به جفتگیری می‌شود آلت تناسلی و قسمتی از اعضای مربوط را از دست داده و می‌میرد.


در مدت کوتاهی که عمل جفتگیری انجام می‌گیرد، اسپرم نر به واژن ملکه وارد می‌شود. برای جلوگیری از خروج و ریزش اسپرم از واژن ، حشره نر بلافاصله دهانه خروجی واژن را با ماده ژلاتینی مخصوص مسدود می‌کند. اسپرماتوزوئیدها سپس به سمت کیسه اسپرم شناور و در آن متمرکز می‌شوند. در کیسه اسپرم ، اسپرماتوزوئیدها بطور منظم ، پهلوی هم و تقریبا بدون حرکت قرار می‌گیرند. ملکه معمولا قبل از اینکه شروع به تخم گذاری کند، چندین بار جفتگیری کرده به اندازه کافی برای آینده خود اسپرم ذخیره می‌کند.


تخمگذاری

کمی بعد از اینکه ملکه جفتگیری کرد، توجه کارگران نسبت به ملکه بیشتر می‌ شود. درهر جا که ملکه قرار گیرد حلقه‌ای از کارگران که اعضای آن مرتب تغییر می‌کند، تشکیل می‌گردد. زنبورهای کارگر جوان اقدام به تغذیه ملکه می‌کنند و بدن او را بوسیله شاخکهای خود لمس نموده با دهان می‌لیسند تا مواد مترشحه ملکه را دریافت کرده بین سایر زنبورها تقسیم کنند. ملکه هنگام تخمگذاری در روی شانه‌ها ، روی قاعده مشخصی حرکت می‌کند. ابتدا سر خود را وارد تک تک سلولها نموده آنها را آزمایش می‌کند و سپس تخمی در آن قرار می‌دهد. برای این منظور ، شکم خود را خم کرده انتهای آن را داخل سلول می‌کند.


دیدن ملکه

بعضی از مربیان وقت زیادی برای جستجوی ملکه صرف می‌نمایند ولی بهتر است به جای این کار اطلاع حاصل کنند که ملکه خوب کار می‌کند یا خیر. اگر در کندو به مقدار کافی نسل زنبور در مراحل مختلف دیده شود که در قابها بطور منظم برقرار شده‌اند، نشان می‌دهد که فعالیت ملکه رضایت بخش می‌باشد. بنابراین ، احتیاجی نیست که تمام کندو بازرسی شود و امتحان یکی دو قاب نسل کافی است. ولی اگر حتما لازم باشد که ملکه دیده شود باید کندو را با آرامش کامل باز نمود.


وارد کردن ملکه تازه به کندو

این عمل به منظور تعویض ملکه صورت می‌گیرد. در این روش ، مربیان ملکه لازم را از موسسات تربیت ملکه خریداری و از آن استفاده می‌کنند. می‌توان تعویض ملکه را در هر موقع سال عملی نمود ولی اغلب آن را در اواخر دوره عسل کلی و یا در اوایل بهار انجام می‌دهند و معمولا در بهار ، هنگام جلوگیری از بچه دادن، به این کار اقدام می‌کنند. در هر صورت ، برای شروع به این کار ، باید نصف روز یا چند ساعت قبل از آن که ملکه جدید وارد شود، ملکه سابق را بگیرند و بیرون کنند.


لوازم مورد نیاز برای زنبورداری

یک کندوی خوب باید از ورود زنبورهای مهاجم جلوگیری کند. مقاوم در برابر اثرات مخرب نور خورشید و باران باشد. مانع از نفوذ موریانه‌ها گردد. اغلب کندوها چوبی هستند. قسمتهای مختلف یک کندو از پایین به با لا تخته تحتانی ، طبقه ، پنجره ملکه ، قابها و زیرسازی آنها ، صفحه جدا کننده ، سرپوش ، ابزارآلات زنبورداری لباس کار زنبورداری ، یک جفت پوتین یا چکمه خوب ،‌ یک جفت دستکش ، توری جهت پوشاندن صورت ، دودی یا دودکن ، کاردک زنبورداری ، کلاه ، برسی یا شاه پر ، قفس ملکه ، بچه گیر ، یک قوطی کبریت.


دودی یا Smoker زنبوران عسل تندخو به سادگی به زنبوردار اجازه خارج کردن عسل از کندو را نخواهند داد. برای تخفیف دادن حملات آنها و یا اداره کردن زنبوران زمانی که کندو مورد بازدید قرار می‌گیرد از وسیله‌ای به نام دودی یا دود کن استفاده می‌شود. برخی از دودکنها از قلع و برخی از مس یا استیل ضد زنگ ساخته شده‌اند و یک دودکن باید دمنده قوی و مخزن آتش مناسب داشته باشد. بسته‌های مقوای نازک ، گونی کنف خشک و بخصوص پوسیده ، تکه‌های پارچه یا لباس پشمی کهنه ، چوب پوسیده و پهن گاو بهترین سوختها برای دودکن به حساب می‌آیند.

 




نظرات() 

کسب و کار با نان برنجی

نوشته شده توسط :احسان
سه شنبه 28 اردیبهشت 1395-01:00 ق.ظ



نان برنجی کرمانشاه علاوه بر اینکه بسیار خوشمزه و مقوی است در ایام سال نو زینت بخش سفره هفت سین می باشد و کام گردشگران این دیار را نیز شیرین می کند این محصول بیش از یک قرن است بعنوان سوغات و تحفه کرمانشاه همواره همراه مسافران این دیار می باشد.


در مورد پیشینه نان برنجی اسنادی وجود دارد که سنگ بنا و خشت تولید این محصول در کرمانشاه به یکصد و پنجاه سال قبل و همزمان با دوره ی حکومت قاجاریه نسبت می دهند در آن زمان شخصی بنام استاد احمد با هکاری استاد اهبر اولین کارگاه تولید نان برنجی را در کرمانشاه دایر کردند که بعد از آن توانستند با انتقال فن تولید به افرادی چون مرحوم حاج امید علی جعفری معروف به کلوچه پز ، حاج مسعود مطهری ، مرحوح حاج رضا شکریز ، حاج عبدالله زاده و ...... زمینه ی تولید انبوه آنرا فراهم آوردند و از آن به بعد نان برنجی به عنوان سوغات کرمانشاه در سرتاسر ایران و حتی خارج از کشور شناخته شد.


بسته بندی نان برنجی در سال های اولیه مانند بسته بندی امروزی نبود بلکه نان برنجی تولید شده را در جعبه های چوبی که قالباً 5/4 کیلوگرم بود می چیدند اما امروزه با پیشرفت دستگاه های بسته بندی سایز و طرح جعبه ها نیز تغییر یافته و در اندازه ها و شکل های مختلف و زیبا و با پوشش سلفون برای نگهداری و عمر بیشتر و صادرات در فروشگاه های معتبر که در سطح شهر پراکنده هستند به مشتریان و مسافران و جهانگردان خارجی که علاقه خاص و عجیبی به این محصول دارند عرضه می گردد.

در صحبت های پیشکسوتان این فن نکاتی گفته می شود که در جای خود قابل توجه است که در گذشته فقط پیشکسوت می توانست به خمیر دست بزند و آن هم با دست وضو گرفته و هیچگونه مواد شیمیایی در آن ریخته نمی شد .


نان برنجی امروزه در درصد های مختلف روغن حیوانی تهیه می شود ولی متاسفانه در بعضی از کارگاه ها امکان دارد که از افزودنی هایی مانند اسانس روغن کرمانشاهی نیز استفاده شود و نان برنجی را می توان به عنوان صبحانه یا میان وعده استفاده کرد و از آن لذت برد.


تولید نان برنجی:

مواد لازم برای تهیه 80 کیلو خمیر: 1) 40کیلوگرم آرد برنج 2) حدود 40 عدد تخم مرغ 3) 16کیلوگرم روغن 4) 5/14کیلوگرم شکر 5)آب به مقدار لازم ( حدوداً 4&5 لیتر ) 6) 1 لیتر گلاب 7) 3مثقال زعفران 8) سیاه دانه به مقدار لازم


بعد از پیمانه کردن ابتدا شکر یک مقدار آسیاب گردیده و بعد با تخم مرغ در داخل همزن مخلوط می شود و در ادامه آب به آن افزوده شده و پس از طی مدتی که خوب مواد هم زده شد روغن و در ادمه آرد نیز اضافه می شود و به مدت 10 الی 15 دقیقه مخلوط شده تا خمیر به قوام مورد نظر برسد و سپس مدت 24 ساعت در این حالت می ماند.

بعد از 24 ساعت مقدار 2 لیتر آب به همراه مقدار روغن حیوانی (کرمانشاهی) نسبت به درصد نان برنجی تولیدی به خمیر اضافه می شود و دوباره عمل همزدن انجام می گردد و خمیر برای مرحله بعد آماده می شود.

خمیر روی میز گذاشته شده و عمل گل کردن انجام می شود در این مرحله به دو صورت دستی و صنعتی صورت می گیرد که در بیشتر مواقع دستی و بصورت سنتی انجام می گیرد.

اگر بخواهند برای تزئین از سیاه دانه استفاده کنند در این مرحله افزوده می شود و در ادامه سینی های آماده شده وارد تنور شده و بمدت 5 الی 10 دقیقه داخل تنور باقی می مانند تا نان برنجی آماده شود.


سینی ها را پس از پخت از داخل تنور درآورده و به داخل قفسه منتقل کرده تا نان برنجی ها در هوای آزاد خنک شوند. بعد از سرد شدن ، نان برنجی ها توسط دست در داخل جعبعه ها چیده می شود و وزن می شود و اگر احتیاج به سلفون باشد با دستگاه سلفون کشیده می شود و به بازار عرضه می گردد.

استانداردهای مربوط به آن در مطالب بعدی




نظرات() 

پدر پولدار پدر بی پول

نوشته شده توسط :احسان
سه شنبه 28 اردیبهشت 1395-12:30 ق.ظ



من دو پدر داشتم یکی پولدار و دومی بی پول.

اولی کلاس هشتم را تمام نکرده بود ولی پدر دومی تحصیل کرده و باهوش بود او مدرک دکتری داشت. یکی از ثروتمند ترین مردان هاوایی بود. یکی تمام عمر از نظر مالی تقلا می کرد.

یکی وقتی مرد، ده ها میلیون دلار برای خانواده اش به جا گذاشت ،حال آنکه دیگری پس از مرگش مقروض بود.

یکی از پدر هایم توصیه می کرد:خوب درس بخوان تا یک شرکت خوب برای کار کردن پیدا کنی ودیگری توصیه می کرد:خوب درس بخوان تا بتوانی یک شرکت خوب درست کنی

1) پدر پولدارم می گوید :پرهیز از پول، درست به اندازه چسبیدن به آن موجب روان پریشی است من مردم زیادی را دیده ام که می گویند:آه، من علاقه چندانی به پول ندارم. و با این وجود هشت ساعت در روز کار می کنند. این انکار حقیقت است. اگرآنان علاقه ای به پول ندارند پس چرا کار می کنند؟ این طرز فکر به مراتب روان پریشانه تر از طرز فکر کسی است که دائما از دارایی هایش صورت بردای می کند و به ذخیره پول مشغول است.

2) پولدار ها دارایی می خرند. بی پول ها، فقط مخارج دارند.اقشار متوسط بدهی هایی می اندوزند که به خیال خودشان دارایی است.

بسیاری از مشکلات مالی بزرگ، ناشی از همگامی با دیگر مردم و تلاش برای عقب نماندن از جامعه و به عبارتی چشم هم چشمی است. 

سرمایه گذاری کردن، خرید کردن نیست?!

بلکه بیشتر، نوعی درک وآگاهی است. تمایز پولدار ها با افراد بی پول و سطح متوسط جامعه در اینجاست! پولدار ها همیشه در آخر کار، به خرید تجملات و وسایل اضافی می پردازند در حالی که آن دو گروه دیگر، ترجیح می دهند اول از همه این کار را انجام دهندبی پول ها و اقشار متوسط جامعه اغلب به خرید اقلامی چون خانه بزرگ، الماس، خز، جواهرات آلات یا کشتی های تفریحی می پردازند، چون مایلند به دیگران نشان دهند که پولدار هستند آنها به ظاهر پولدار نشان می دهند. پولدار های کهنه کار، ابتدا ستون دارایی هایشان را می سازند. سپس، از درآمد ناشی از این ستون، کالا های اضافی مورد نطرشان را خریداری می کنندپولدار ها بر روی ستون دارایی هایشان تمرکز و توجه می کنند، حال آنکه بقیه، بر ستون در آمدهایشان.

تعریف مال وثروت این است که پول شما چه مقدار پول می سازد؟ یا به عبارتی، وجوه شما چه مقدار وجه نقد تولید می کند?!

اگر منو همسرم، در خرید یک منزل بزرگتر و بهتر باشیم، به راحتی متوجه می شویم که این خانه برای ما، در حکم یک دارایی نخواهد شد، بلکه یک بدهی می شود. زیرا در دراز مدت به خالی کردن جیبمان، و بیرون کشیدن پولمان خواهد انجامید. مهمترین قانون، دانستن تفاوت میان یک دارای و یک بدهی است . زمانی که این تفاوت را فهمیدید، تلاش وتوجه تان را روی دارایی هایی متمرکز کنید، که دراز مدت باشد. این بهترین راه ورود به شاه راه پولدار شدن است. دقت کنید ستون بدهی ها و مخارجتان حتی الامکان پایین بماند.اگر مایل به افزایش مخارج باشید، اول باید بر در آمد ناشی از داراییتان را بیفزایید تا بتوانید خودتان را در سطح رفاه نگاه دارید


3) گاهی از مردم می پرسم: کسب وکار شما چیست؟ و آنان پاسخ می دهند:آه من یک بانکدار هستم پس سوال می کنم: یعنی شما صاحب یک بانک هستید؟ وآنان معمولا پاسخ می دهند: نه، من در آنجا کار می کنم. در این حالت، ایشان تخصصشان را با کسب شان اشتباه گرفته اند. ممکن است تخصص بانکداری داشته باشند اما باز هم نیازمند داشتن یک کاسبی شخصی هستند کاسبی چیست؟ کاری که نیاز به حضور شخصی نداشته باشد. من مالک آن باشم ولی توسط شخصی یا اشخاص دیگری اداره می شود. اگر خودم مجبور به کار در آن محل باشم، دیگر نمی توان نامش را کاسبی گذاشت،در آن صورت، شغل من می شود. به کسب شخصی خودتان اهمیت دهید.مشکلات مالی، اغلب نتیجه مستقیم کار کردن مادام العمر برای دیگران است شغلتان را ازدست ندهید، اما شروع کنید به خرید دارایی های حقیقی، ونه بدهی یا خرده ریز های غیر ضروری، که درست پس از لحظه خرید ارزش واقعی شان را ازدست می دهند.مثل چوب گلف 400دلاری من، که از جنس تیتانیم بود، به مجرد اولین ضربه محکمی که با آن زدم،150 دلار کاهش قیمت یافت.


4) پدر تحصیل کرده ام همیشه مرا که پسر بچه ای بیش نبودم، تشویق به یافتن کاری بی خطر می کرد.از سوی دیگر، پدر پولدارم تشویقم می کرد، به آموختن یا بدست آوردن دارایی هایی که بدانها علاقه مندم، بپردازم. او می گفت: اگر علاقه ای به آنچه می آموزی یا بدست می آوری نداشته باشی، از آن مراقبت نخواهی کرد.پس من به خرید مستغلات پرداختم چون خیلی ساده عاشق زمین و ساختمان بودم. عاشق خریدن آنها. قادر بودم تمام روز تماشایشان کنم و سیر نشوم. بنابراین وقتی مشکلاتم شروع می شد، انقدر نبود که از علاقه ام به مستغلات بکاهد.


5) پدر تحصیلکرده من همواره تشویقم می کرد به دنبال یک شغل خوب در یک شرکت قوی و معتبر باشم.او از فضیلت "پله پله بالارفتن از نردبان ترقی شرکت" سخن می گفت. نمی دانست که تکیه تنها برچک حقوقی که کار فرمای شرکت به آدم می دهد، انسان را تبدیل به گاو رام و سر براهی می کند که هر لحظه، آماده دوشیده شدن است.وقتی نصایح پدر تحصیل کرده ام را برای پدر پولدارم بازگو کردم، با دهان بسته، لبخندی زد و فقط یک جمله گفت: "چرا خودت صاحب این نردبان نشوی؟" ولی نباید فراموش کرد بعضی وقت ها، مردم نمی توانند کاری برای خود دست و پا کنند در نتیجه به تاسیس یک شرکت، به عنوان راه حلی برای مشکلشان، متوسل می شوند. بد نیست بدانید که از هر 10 شرکت تازه تاسیس یافته، معمولا ۹ تای آنها، در پنج سال نخست پس از تاسیس ورشسکت می شوند بنابراین، فقط اگر واقعا خواستار این هستید که شرکتی از خود داشته باشید، این کار را انجام دهید 


6) وقتی از کلاسی که در آن تدریس می کنم،می پرسم: چند نفر از شما قادر است همبرگری بهتراز همبر گر های مک دونالد درست کند؟ تقریبا همه دانش آموزان، دستهایشان را بالا می برند. سپس می پرسم: اگر همه شما قادرید بهتر از مک دونالد همبرگر بپزید پس چرا او بیشتر از شما پول در می آورد؟ جواب واضح است. مک دونالد در شیوه کسب و کار، فوق العاده است. علت اینکه بسیاری از مردم با استعداد ، فقیر هستند، این است که آنان، بیشتر، روی بهتر پختن یک همبرگر، تمرکز و انرژی صرف می کنند و از سیستم کاسبی و تجارت بسیار اندک یا هیچ، نمی دانند.اینگونه افراد، معمولا بیشتراز نیازشان، کار می کنند چون یاد گرفته اند سخت کار کنند، نه اینکه پولشان را در خدمت خودشان ، سخت به کار گیرند.پول بیشتر به ندرت در حل مشکلات مالی افراد موثر است دنیا پر از آدم های با استعداد فقیر است. غالب آنان یا فقیرند یا در تنگ نا های مالی دست و پا می زنند و کمتر از مقداری که در توانشان است پول در می آورند. این نه به دلیل دانسته هایشان است، بلکه به دلیل چیز هایی است که نمی دانند. همه آنان، روی بالابردن تخصصشان به منظور ساختن یک همبرگر بهتر تلاش می ورزندبه عوض اینکه بر بهتر کردن مهارت های فروش و عرضه آن ، تلاش کنند. شاید مک دونالد بهترین سازنده همبر گر نبوده باشد، اما در فروش، عرضه وتحویل یک همبر گر معمولی، با رعایت اصول اولیه آن، بهترین است.


7) مهارتی را نمی شناسم که با اهمیت تر از مهارت فروش و بازار یابی باشد. مهارت های فروش و بازار یابی برای اکثر مردم، اصولا به این دلیل مشکل است که از عدم پذیرفته شدن، واهمه دارند. هر چه در برقرای ارتباطات، مذاکره و غلبه بر ترس ناشی از عدم پذیرش خود، بیشتر فایق آیید، زندگی برایتان راحت تر آسان تر خواهد شد.متخصص شدن از نظر فنی، به همان اندازه که محاسنی دارد نقطه ضعف هایی نیز دارد. من دوستانی دارم که فوق العاده با هوش و با استعدادند اما قادر نیستند به طور موثر با دیگران ارتباط برقرار کنند . در نتیجه، در آمدشان رقت انگیز است. من به آنان نصیحت می کنم حداقل یک سال را به آموزش امر فروش بگذرانند. حتی اگر در این مدت، هیچ در آمدی هم نداشته باشندهمینکه مهارت های ارتباطی شان رشد کرده بهبود یابد، با ارزش است وقتی کاری در شرکت زیراکس یافتم. یک دلیل برای پیوستنم به آنجا وجود داشت و مطمئنا آن دلیل، به خاطر مزایای شرکتی اش نبود. من همیشه آدم کمرویی بودم، واندیشه فروش،در نظرم وهم آورترین کار دنیا بود. پدر پولدارم به من افتخار می کرد. پدر تحصیل کرده ام خجالت زده بود او به عنوان یک روشنفکر، فروشندگان و کسبه را پایین تر از خود می پنداشت. من به مدت چهار سال با شرکت زیراکس همکاری کردم که با ثبات کامل جزو پنج فروشنده اول شرکت بودم.

[نویسنده وبلاگ: البته اگر اشتباه نکنم بزرگترین غول های انگیزشی دنیا یعنی آنتونی رابینز، برایان تریسی و ز یگ ز یگلار نیز کار خود را با فروشندگی آغاز کردند]


8) پدر پولدارم مقادیر زیادی پول می بخشید. او به کلیسای محله اش، موسسات خیریه وبنیاد خیریه تاسیس شده توسط خودش، کمک فراوانی می کرد. او می دانست که برای بدست آوردن پول، باید آنرا بخشید بخشش پول، یکی از رموز بیشتر خانواده های مرفه وبزرگ است. پدر تحصیل کرده من، همیشه می گفت: هر زمان پول اضافی داشته باشم، آنرا خواهم بخشید. مشکل اینجا بود که هیچگاه پول اضافی نداشت.پس سخت تر و سخت تر کار می کرد تا پول بیشتری به دست آورد؛ به عوض اینکه، براین باور باشد که:بدست بیاور وسپس ببخش .

[نویسنده وبلاگ: این نکته ای است که بار ها در کتاب های مختلف خوانده ام و تکرار مجدد آن باعث شد تا ملکه ذهنم شود] 


9)برای رسیدن به موفقیت باید دوستانمان را آگاهانه انتخاب کنیم اکنون اعتراف می کنم، حقیقتا بیشتر به دنبال آدم های پولدار بوده ام. البته نه به دنبال پولشان بلکه اطلاعاتشان. لیکن در این میان ، یک تمایز و برتری وجود دارد که مایلم به آن اشاره کنم.من متوجه شده ام که دوستان پولدارم، غالبا در باره پول سخن می گویند.منظورشان، لاف زدن و فخر فروشی نیست.آنان به این موضوع علاقه مندند.


10) تاریخ به دلیل اینکه ما از آن درس نمی گیریم تکرار می شود. ما از تاریخ فقط اسامی و زمان ها را به خاطر می سپاریم، نه درس های آن را.مردم آنقدر از باختن می ترسند، که سرانجام می بازند فرانک تار کنتون که سابقا بزرگترین بازیکن خط حمله مسابقات دوره ای تیم ملی فوتبال با شگاه ها بودبه شکل دیگری این را بیان می کند: 

برنده شدن یعنی نهراسیدن از باخت همه مردم دوست دارند به بهشت بروند، اما هیچکس دلش نمی خواهد بمیرد. 


همه مردم، آرزوی پولدار شدن را دارند، لیکن از زیان مالی می ترسند. بنابراین هیچگاه به بهشت نخواهند رفت.شسکت ، برای برندگان انگیزه و برای بازندگان، نقطه پایان است. شسکت برانگیزنده برندگان است و نابود کننده بازندگان. این بزرگترین راز برندگان است.تکرار حرف فرانک تارکنتون،بیانگر آن است: پیروزی، یعنی نهراسیدن از شسکت. مردمی چون فرانک تارکنتون، از شسکت نمی ترسند زیرا می دانند چه کسی هستند.ایشان فقط از شسکت متنفرند، تفاوت زیادی میان میان ترسیدن از شکست و تنفر ازآن وجود دارد به همین جهت می دانند که شکست، می تواند عامل تحریک کننده آنان، برای بهتر شدن باشد


11) هر زمان شخصی می گوید:من نمی خواهم توالت تعمیر کنم. دلم می خواهد در جوابش به سرعت برگردم . بگویم: چه چیز باعث شده فکر کنی من از این کار خوشم می آید؟ در واقع دارند می گویند که توالت، مهم تر از هدفی است که در زندگی دارند. من ، دارم صحبت از رهایی از چرخه دورانی زندگی می کنم وآنان روی توالت تمرکز کرده اند! این نمونه طرز تفکر هایی است که غالب مردم را، فقیر نگاه می دارد. ایشان به جای تحلیل کردن فقط ایراد می گیرند بنابراین هر گاه می شنوم افرادی بر روی" نمی خواهم ها"تکیه می کنند، به عوض اینکه روی آنچه می خواهند تکیه کنند، می دانم که" سر و صدا" در مغزشان شدید است. الیانور روز ولت، بهتر از همه این مطلب را بیان کرده: کاری را انجام بده که قلبت به تو می گوید درست است.بدانید که بدون داشتن یک هدف یا یک دلیل منطقی قوی، هر کاری در زندگی مشکل است. زندگی بسیار شبیه رفتن به کلاس ورزش است. مشکل ترین قسمت آن، تصمیم گیری به انجام آن است. وقتی تصمیم خود را گرفتید بقیه راه آسان می شود.


12)مردم باهوش زیادی وجود دارند که وقتی با ایده جدید برخورد می کنند که با طرز فکرشان تضاد دارد، به مخامصه، مجادله یا دفاع برمی خیزند. در این مورد، هوش سر شار آنان با "تکبر" شان مخلوط شده، نتیجه اش" جهل" می شود گوش کردن، بسیار با اهمیت تر از سخن گفتن است. اگر چنین نبود، خداوند هر گز به ما دوگوش و یک دهان نمی داد. بسیاری از مردم با دهانشان فکر می کنند، به جای اینکه برای جذب افکار وامکانات جدید، به حرف ها گوش بدهند.آنان به عوض سوال کردن بحث و مجادله می کنند.





نظرات() 

پدر چاپ سیلک اسکرین ایران

نوشته شده توسط :احسان
سه شنبه 28 اردیبهشت 1395-12:00 ق.ظ



استاد حسین کلاقیچى گنجینه
 
متولد ۱۲۹۶ در گنجه آذربایجان

بازگشت به ایران در ۱۳۰۸

آغاز به کار در کارگاه پدرى چاپ باتیک در ۱۵ سالگى تدریس باتیک در دانشکده هنرهاى زیبا پس از عزیمت و استقرار در تهران ۱۳۳۰
راه اندازى کارگاه چاپ سیلک ۱۳۳۷ تدریس در دانشگاه هاى الزهرا، هنر، سوره،جهاد دانشگاهى و دانشکده هاى هنرهاى زیبا
عضو سازمان صنایع دستى و عضو فرهنگستان هنر ابداع ۲۵ تکنیک جدید در امر چاپ سیلک و باتیک که شهرت جهانى یافته اند.

لقب بهترین هنرمند چاپ باتیک و سیلک در آسیا و اروپا داراى دکتراى افتخارى از وزارت و ارشاد و دانشگاه تهران


سمیه مؤمنى: ۳۶ سال است که این پله ها را یکى یکى پایین مى آید و بالا مى رود.این کارگاه رنگ ها، طرح ها، شابلون ها و دانشجوهاى بسیارى را در این سال ها به خود دیده اما تنها یک جاى پاى ثابت بر پله هایش به جا مانده است. حسین کلاقیچى گنجینه، پدر سیلک اسکرین ایران سال هاى سال است که مى آیدو مى رود. دل مى سوزاند و زحمت مى کشد. گله هاى پدر سیلک اسکرین ایران را که بشنوى و حرف هایش را از روزهایى که هنوز چاپ سیلک در ایران نبود زمانى که با زحمت فراوان پوستر چاپ مى کردند یا کارهایى از این دست، تا اینکه بعدها با آمدن این صنعت، آموختن او و رفتن به اکثر استان ها براى آموزش آن ، چاپ سیلک در ایران جایگاه خود را اندکى یافت... دردش را از اهمیت ندادن دیگران به آن درک مى کنى و فکر مى کنى باید متن را با گله هایش آغاز کنى.


او در خانواده اى بافنده و چاپچى رشد یافته است. مى گوید به صورت اجدادى کارخانه چاپ باتیک داشتیم. در تبریز، یکى از دوستان عمویم که در فرانسه مهندس شیمى نساجى بود اولین بار این صنعت سیلک اسکرین را به شکل ابتدایى و تئوریک به ما آموزش داد.ابتدا وسیله اى براى آموزش عملى آن همراه خود نیاورده بود. بار دیگرى که به فرانسه رفت و بازگشت، قدرى رنگ، پارچه سیلک، ماله و بقیه ابزار لازم را هم با خود آورد و روش کار را به صورت عملى به ما آموزش داد. چون در ایران وسایل این کار وجود نداشت و ما نمى توانستیم کارهایى در اندازه هاى بزرگ انجام دهیم، تنها کار در اندازه اى کوچک را یاد گرفتیم.
 

سیلک کلمه لاتین ابریشم است و اسکرین به معناى چاپ. در طریق سیلک اسکرین با کمک چارچوب پارچه، طرح کشیده مى شود، از الگوها عکسبردارى مى شود، رنگ روى آن کشیده شده و با ماله کار چاپ پایان مى گیرد. او چاپ سیلک اسکرین راغذاى روزانه دنیا مى داند و مى گوید، چاپ بر پارچه، حلب، سنگ، شیشه، کاشى و... چاپ سیلک است، چادرهاى گلدار، تابلوهایى که چاپ شده اند، بیلبوردها، پلاکاردها، روسرى ها، آباژورها و همه وهمه با چاپ سیلک انجام شده اند. پس بى جهت نیست که آن را غذاى روزانه دنیا مى نامم. این صنعت کشش بسیارى دارد و ادامه مى دهد:جنگ جهانى دوم بود که ما هم به همراه عده زیادى که از آذربایجان به تهران آمدند، تبریز را ترک کردیم. دوست مهندس عمویم مغازه اش را در لاله زار رایگان در اختیار ما گذاشت.
 

من، عمویم و خود او سیلک را آنجا پیاده و بزرگ کردیم. سفارشهاى بسیارى گرفتیم. همه کارهاى مربوط به چاپ را روى بسته هاى چایى، بیلبوردهاى حلبى و غیره انجام دادیم. اینها باعث شد که ما شناخته شویم. از اداره هنرهاى زیبا مرا دعوت به همکارى کردند. در آنجا هم مشغول به کارشدیم. در همین زمان بود که این کار بر سر زبانها افتاد. از همه شهرستانها مى آمدند و روزها در انتظار مى ماندند که سفارششان را انجام دهیم. از وزیر وقت خواستم که اجازه دهند این کار را در شهرستانها پیاده کنیم. خواستم که به آنها آموزش دهیم تا خودکفا باشند. نامه وزیر هست که دستور داد: فوراً پیاده کنید. دستگاه ها را در تهران آماده مى کردیم و به شهرستانها مى فرستادیم. خودمان هم مى رفتیم. دستگاه ها را در محل مناسبى نصب مى کردیم و عده اى را آموزش مى دادیم. این کار را با سفر به ۱۷ استان انجام دادیم.


خود او به باتیک بیشتراز سیلک علاقه مند است. سیلک را یک صنعت مى داند و نه هنر. سابقه کار باتیک به صورت اجدادى در خانواده او بوده است. باتیک به عنوان یک هنر سنتى ایرانى، به صورت ابتدایى از چین آغاز شده، که در جزیره جاوه اندونزى یک استاد اندونزیایى بنیانگذار آن شده و تدریجاً به کشورهاى دیگر هم صادر شد و هر کشور با توجه به سنت ها، رسوم و توانایى هاى خودش، سبک و تحولى در آن به وجود آورده است.


پیش از اسلام این هنر به شکل ابتدایى در شهر تبریز و جود داشته است. یک تاجر آذربایجانى از راه جاده ابریشم از اندونزى آنرا وارد کرده است. پارچه ابریشم آن موقع وجود داشت و بعد از آن یک رنگ هم به آن اضافه و گلدار شد. آن تاجر تنها یک رنگ را وارد کرده بود. البته در اندونزى برگ موز و سود سوز آور را در هم مى ریختند، کمى ماسه بادى با آن ترکیب مى کردند، که قدرى سفت تر مى شد به این ترتیب چسبى به دست مى آمد که به آن باتیک مى گفتند. یعنى «مقاوم» . با قلم مو و آن مواد طرحها را پیاده مى کردند. باتیک که به ایران آمد، چون در ایران موز نبود، از پیه گوسفندى، موم خالص عسل و سقز خام این مواد را مى ساختند که نام بین المللى آن واکس است و در آذربایجان به آن «روغن کلاقه اى» مى گویند.


«کلاقه اى» نام ترکى «باتیک» است. برخى مى گویند ریشه این کلمه ترکیبى از کلاف ابریشم است. یعنى از کلاف آمده، روایت دوم این است که از کلاغ آمده که سفید و سیاه است . سومین آن به نظر صحیح تر است که از «کل» ، «ایاقى» است، کل یعنى گاومیش سیاه و ایاقى یعنى پا براى اینکه در ایران نقشه هایى که پیاده کردند شبیه سم گاومیش بود. کلمه «کل ایاقى» بتدریج تبدیل به کلاقه اى شد که این روایت صحیح تر است. پدرش در ۱۶ سالگى در تبریز بافنده ابریشم بود. آن موقع به شهر گنجه رفت چون در آنجا ایرانى ها زیاد بودند. بافندگى ابریشم و از طرف دیگر چاپ کلاقه اى هم در آنجا وجود داشت. در ایران هم این چاپ وجود داشت. اما به شکل بسیار ضعیف.


پدرش بافندگى پارچه مى کرد و مى فروخت، در آنجا پارچه ها را از او مى خریدند و چاپ و رنگ و روغن مى کردند، پدر که پارچه هاى ساده را مى فروخت به فکر افتاد که چاپش را هم بیاموزد تا استفاده بیشترى ببرد. یکى از اساتید آنجا را به شراکت دعوت مى کند. نصف به نصف شریک مى شوند. هم بافندگى مى کنند و هم رنگرزى.
 

کارگاهشان خیلى خوب و موفق از آب در مى آید و پدر در شهر گنجه هم دربافت، هم در چاپ و هم در طرح ممتاز مى شود و شهرت بسیارى به دست مى آورد. پدر بعداز آمدن حکومت کمونیستى که مخالف کارخانه دارها بود واموالشان را مصادره مى کرد، تمام اموالش را به اسم برادرش که او هم در این کار استاد بود، کرد و به تبریز آمد. که بعدها برادرش هم همه اموال را فروخت و به تبریز بازگشت و کار را در تبریز از سرگرفتند. پدر در تبریز به نام حاج على اکبر کلاقیچى گنجینه معروف شد. جنگ جهانى که شروع شد مردم به چیزهاى حیاتى تر احتیاج پیدا کردند. این کارخانه را کنار گذاشته و به کارخانه چاپ چیت دست بافت مشغول شدند که حسین، کارخانه تبریز را در پانزده سالگى تحویل گرفت.


در سال ۱۳۲۵که از تبریز به تهران آمدند، چیت را هم به تهران آوردند. پس از پایان جنگ و با باز شدن مرزها، واردات از اروپا هم آغاز شد. چون چیت ساخته خانواده گنجینه دستى بود دیگر کسى پارچه را از آنها نمى خرید و آنها هم به کار چاپ سیلک روى آوردند.
در سال ۱۳۴۸ بود که از او براى راه اندازى این رشته و تدریس آن در دانشکده هاى هنرهاى زیباى دانشگاه تهران دعوت به عمل آمد. دستگاهها و وسایل مورد نیاز سفارش داده شده و کار آموزش آن از ترم دوم آغاز شد.
 

مى گوید: تقاضا کردم که کارگاهى براى ما بسازند. گفتند فضا خراب و زشت مى شود. گفتم من امروز به کارگاه احتیاج دارم، نه زیبایى! این کار را در دانشگاه تهران انجام دادیم تا اینکه در دانشگاههاى دیگر هم این واحد گنجانده شد و امروز او در دانشگاه هاى هنر، الزهرا، شهید رجایى، جهاددانشگاهى و سوره تدریس مى کند.آموزش این رشته را در ایران داراى ایراد مى داند. دوره تخصصى این رشته در داخل و جود ندارد و او بارها درخواست کرده است. مى گوید: همیشه گفته ام. یادگرفتن طى ۶واحد درسى کافى نیست. سیلک تکنیکهاى بسیارى دارد. حدود ۲۵تکنیک. اما هنوز براى گذاشتن دوره هاى تخصصى اقدامى نکرده اند و این از روى ناآگاهى آنهاست. افرادى که با همه این تکنیکها کار مى کنند و پول خوبى هم به دست مى آورند، همه در خارج از کشور آموزش دیده اند. خیلى تلاش کرده ام براى راه اندازى دوره تخصصى نامه نوشتم. چرا که یادگرفتن ابتدایى این صنعت به تنهایى کافى نیست. چندسال پیش به دعوت کشور اندونزى به آنجا سفرکرده در اندونزى عنوان بهترین چاپ باتیک آسیا را به ایران اختصاص دادند. اگرچه این هنر در اکثر کشورهاى آسیا وجود دارد اما به زیبایى آن در ایران نیست.

گنجینه علاوه بر سیلک و باتیک، به نقاشى هم علاقه مند است. نقاشى هم مى کند. اما نقاشى اش هم از بند علاقه اش به باتیک جدا نیست و آن را به تکنیکهاى باتیک پیوند داده است.

از او مى پرسم دنیا را چطور مى بیند؟ لحظاتى سکوت مى کند و مى گوید: بیمارستانها را براى چه ساخته اند؟ این همه تلاش براى نجات جان آدمها. پیوند قلب، پیوندانگشتى که کاملاً از بدن جدا شده، درمان بیماریهایى که زمانى لاعلاج بوده اند و افتخار به این همه پیشرفت در علم و از طرف دیگر بهترین اسلحه ها را با پیشرفته ترین تکنولوژى ها مى سازند که مردم را بکشند. مگر چندنفر را در سال با درمانهاى پیچیده معالجه مى کنند؟ در حالى که با یک اسلحه به راحتى هزاران نفر را مى کشند. 

مى گوید: مادر زبان آذرى شعرى داریم که مى گوید: 
ظلمنن ویران الار بیر مملکت
عدلنن آباد الار ان مملکت
 
اداره کردن دنیا با سرنیزه و پول موقتى است و ماندگار نیست.

زندگى بعد از گذشت ۸۷سال درنگاهش زیباست. رابطه محبت آمیز بین آدمها او را شاد مى کند و معتقد است دنیا زمانى محل خوبى براى زندگى آدمهاست که مردم از اسلحه احساس نفرت کنند.


ملتى که فرهنگ غنى یا مذهب غنى داشته باشد زندگى شادى خواهدداشت. آدم رنج مى کشد از این همه دور شدن از فرهنگ.
او هنوز در کارگاهش در دانشکده هنرهاى زیبا، بین رنگها، پارچه ها، میزهاى چاپ، کاردک ها و گیره ها دلسوزانه و با جدیت سالهاى جوانى اش کارمى کند.فضا از بوى رنگ و موادشیمیایى انباشته است اما حسین کلاقیچى گنجینه از عطر و بوى زندگى، شاداب و سرزنده است .





نظرات() 

پدر شیرینی دانمارکی ، مارک ایرانی شیرینی دانمارکی

نوشته شده توسط :احسان
دوشنبه 27 اردیبهشت 1395-11:35 ب.ظ



از شهرستانی نه چندان مشهور آمد و چیزی نگذشت که پدر شیرینی دانمارکی از آب درآمد ، مردی که فروتنی بزرگمنشانه اش در چندین دهه گذشته به او اجازه نداده به این امر معترف شود . 


آقای خانکیشی کمی از خودتان بگویید : 

خانکبشی آقاجانی هستم ودر سال 1308 در هشجین خلخال بدنیا آمدم ، در سن 8 سالگی به فاصله 6 ماه پدر و مادرم را از دست دادم و از همان زمان آموختم روی پای خودم بایستم . 


آفای خانکیشی چه سالی تهران شما را به خودش دعوت کرد ؟ 

من تا دوران نوجوانی در زادگاه خود و شهرهای شمالی به کارهای مختلفی دست زدم و در سال 1332 – سال کودتای 28 مرداد – به واسطه شخصی به نام جمشید خان که از متنفذین محلی بود به تهران آمدم . 


از چه زمانی وارد عرصه شیرینی پزی شدید ؟ 

در سال 1342 در خیابان تخت جمشید روبروی شرکت نفت در یک مغازه شیرینی پزی اجاره ای که توسط یک خانم دانمارکی به نام " آنالیزا ادسلو"که همسری ایرانی داشت مشغول به کار شدم . به عبارت دیگر سنگ بنای شیرینی دانمارکی را در ایران خانم ادسلو و کارگران دانمارکی اش بنا گذاشته اند و من آن زمان اولین و تنها کارگر ایرانی این مغازه بودم .

در سال 1345 اولین شعبه بزرگ شیرینی دانمارکی در خیابان ویلای فعلی و چهار سال بعد شعبه دوم آن در خیابان پاسداران کنونی راه اندازی شد و من به همراه یک کارگر ایرانی دیگر کلیه امور پخت و پز هر دو مغازه را به تنهایی انجام می دادیم . 


آقای خانکیشی فرمودید خانم آنالیزا و کارگرانش دانمارکی بودند شما چگونه با آنها ارتباط برقرار می کردید ؟ 

باید بگویم که ما با کلکسیونی از زبانها با هم ارتباط برقرار می کردیم . 

شوهر ایشان که ترکی و فارسی را بلد بودند و من هم پس از مدتی با لغات و اصطلاحات مورد نیاز به انگلیسی و دانمارکی آشنا شدم در واقع ما با یک زبان پیجین ( زبانی آمیخته که اساس زبانش از لغات و اصطلاحات چند زبان تشکیل شده باشد ) با هم گفتگو می کردیم . 


آقای خانکیشی که صحبت از زبان پیش آمد به نظر شما زبان مادری شیرین تر است یا تمام شیرینی های دنیا و از جمله شیرینی دانمارکی ؟ 

هیچ شیرینی در دنیا آن قدر شیرین نیست که بتواند شیرینی زبان مادری را زایل کند . من نیز با وجود اینکه در محیط زبانی متفاوت با زبان مادری ام کار می کردم هیچ گاه زبان مادری ام را ترک نکردم . 


برگردیم به موضوع اصلی ، شما دقیقا" از کجا شروع و به کجا رسیدید ؟ 

همان طور که گفتم من فعالیت خودم را از سال 42 شروع کردم و تا سال 57 که انقلاب اسلامی پیش آمد تهیه انواع شیرینی از جمله دانمارکی را یاد گرفته بودم ولی سال 57 به بعد به علت رفتن خانم اودسلو به خارج از كشور مدیریت شیرینی دانمارکی را به عهده گرفتم و تا سال 1386 این 

روند ادامه داشت یعنی دقیقا" پس از 44 سال کار شیرینی پزی خود خواسته بازنشسته شدم . 


آقای خانکیشی زمانی که نام شیرینی دانمارکی به میان می آید یک نوع شیرینی خاص به ذهن ما می آید می خواهیم بدانیم از موقعی که شما کارتان را شروع کردید تغییری در فرم و کیفیت این شیرینی به وجود آمده یا نه ؟ 

از نظر فرم و شکل نه ولی از نظر کیفیت فرق کرده چون ما اگر بخواهیم در حال حاضر شیرینی دانمارکی را با همان کیفیت کما فی السابق تولید کنیم قیمت آن خیلی گران تمام خواهد شد که این از نظر اقتصادی نه به نفع فروشنده خواهد بود و نه به نفع مشتری . ولی شیرینی ها همیشه تازه است وبه روز تولید میشود.


آقای خانکیشی آیا شیرینی عروسیتان از شیرینی های دست پخت خودتان بود ؟ 

نه ، من هفت سال پیش از افتتاح نخستین شعبه شیرینی دانمارکی در ایران ،ازدواج کرده بودم ،اگر می دانستم 7 سال صبر می کردم باشیرینی های دست پخت خودم مراسم ازدواجم را برگزار می كردم. 


آقای خانکیشی شما تا به حال دانمارک رفتید ؟ 

بله من به چند کشور اروپایی از جمله دانمارک سفر داشته ام در یکی از این سفرها یک شیرینی پز پرسید آیا در شیرینی فروشی ها ی دانمارک یک شیرینی هست که نشناسی و یا نتوانی آن را درست کنی و من گفتم نه چنین چیزی امکان ندارد . 


آقای خانکیشی شما اول بار نام شیرینی دانمارکی را شنیدید یا خود شیرینی را خوردید ؟ 

( با خنده ) همان باراول که اسم این شیرینی را شنیدم در ضمن اولین باری بود که آن را خوردم . 


آقای خانکیشی در طول مصاحبه ما شما را با اسم کوچکتان مورد خطاب قرار دادیم می توانید در مورد نامتان به ما توضیح دهید ؟ 

خانکیشی یک نام دو قسمتی ترکی است که روی هم رفته " مرد خان " معنی می دهد . 


خان که همان کلمه " خان " رایج در زبان فارسی است . اما واژه " کیشی " سرنوشت جالب تری دارد ، این واژه در ترکی آذربایجانی به معنی " مرد " در ترکی خلجی ( زبان ترکی رایج در خلجستان قم ) به معنی " زن " و در ترکی استانبولی به معنی مطلق " شخص " ( اعم از زن یا مرد ) می باشد.

آقای خانکیشی شما مطمئنا فقط در تهیه شیرینی دانمارکی تخصص ندارید؟

برخی از شیرینی هایی که در این قنادی تهیه میشوند عبارتنداز:

دنیش – اسپندوا - وافلا – بادامی – نارگیلی – ماکونا – سیب دولا- کوکیز – فاشلیته- رولت مربایی - کیک صبحانه با طعم های مختلف – پای سیب وپرتغال وموز– انواع دسر – انواع موس – انواع نان – انواع پیراشکی – انواع تارت و...

خالی از لطف نیست که بگویم به علت کیفیت خوب شیرینی ها برخی از مشتریان ما از 40 سال پیش مارا ترک نکرده اند.

از اینکه وقت خود را دراختیار ما گذاشتید متشکریم.

من هم متشکرم.





نظرات() 

چگونه زنی شجاع و ثروتمند باشیم؟

نوشته شده توسط :احسان
دوشنبه 27 اردیبهشت 1395-11:20 ب.ظ



وقتی با بیشتر زن‌ها در مورد راه انداختن یك كسب و كار یا سرمایه‌گذاری روی یك ملك صحبت كرده می‌شود، واكنش یكسانی را می‌شود در همه آن‌ها دید و آن ترس از انجام فعالیتی مستقل از خانواده یا همسرانشان است. گویی زنان از این‌كه همیشه بر كسی یا بر شرایطی تكراری تكیه كنند، عادت كرده‌اند اما مهم‌تر از همه بیشتر آن‌ها از سرمایه‌گذاری وحشت دارند. اما در مقابل چنین ترس‌ های زنانه‌ای چه باید كرد؟ آیا این ترس‌ها مختص زنان است یا مردان هم آن‌ها را تجربه كرده اند؟


نخستین سرمایه‌گذاری، آخرین سرمایه‌گذاری نیست

نكته مهم دیگری كه زنان باید از آن آگاه باشند این است كه نخستین سرمایه‌گذاری آن‌ها لزوما نباید نخستین و آخرین سرمایه‌گذاری‌شان باشد. یكی دیگر از ترس‌ها ی زنان این است كه شاید راهی كه در آغاز انتخاب كرده‌اند بهترین راه نباشد. اصلا نترسید چون با دست به عمل زدن راه‌های بهتری به سمت‌تان خواهد آمد. خبر خوش این‌كه در این زمینه هم مردان همانند شما فكر می‌كنند. رستوران‌های زنجیره‌ای مك‌دونالد كه توسط برادران مك‌دونالد راه‌اندازی شده در آغاز قرار بود كه یك سالن تئاتری بیش نباشد اما در خلال اتفاقاتی تصمیم 2 برادر به جا ی داشتن یك سالن تئاتر به رستوران تبدیل شد. ممكن است دیگران آنطور كه باید تشویق‌تان نكنند و حتی ضد‌انگیزه هم باشند اما همه این حاشیه‌ها در مقابل تصمیمی كه شما گرفته‌اید اهمیتی ندارد. كاری را با برنامه‌ریزی شروع كنید و در میان راه انعطاف‌پذیر باشید و تنها به یك حرفه چنگ نزنید بلكه نسبت به راه‌هایی كه در خلال كارتان، به ذهن‌تان می‌رسد آگاه باشید و امتحانش كنید. ترس‌های زنانه شما با رعایت این تكنیك‌ها به سرعت یك چشم بر هم زدن ناپدید خواهند شد باور كنید.


بر ترست اینگونه غلبه كن

وقتی یك زن تصمیم می‌گیرد كه وارد دنیای سرمایه‌گذاری شود بزرگ‌ترین ترس او، ترس از دنیای ناشناخته‌ای است كه هیچ اطلاعی در موردش ندارد و مهم‌تر از همه بی‌تجربه بودن یكی از مشكلات شایع زنان در این زمینه است. زنان به این فكر می‌كنند كه هنگام مواجه شدن با مشكلات سرمایه‌گذاری، هیچ راه حلی ندارند و ممكن است در شروع كار، با ناكامی مواجه شوند. اما مردان هم مانند شما فكر می‌كنند اما همانطور كه گفتیم با كنترل ترس به‌دنبال راه‌هایی برای آرام كردن اوضاع به نفع خودشان هستند. باید قبل از هرچیز این نكته را در ذهنتان بپرورانید كه اشتباه یك موضوع خیلی طبیعی در روند سرمایه‌گذاری است و اگر یك زن هستید هرگز با این دیدگاه وارد كار سرمایه‌گذاری نشوید كه قرار است تجربه‌ای بدون شكست داشته باشید. شما در خلال اشتباهات‌تان تجربه به دست خواهید آورد. نگاهی به زندگی نامه و داستان موفقیت افراد موفق و مشهور دنیا بیندازید و از راه و روش آن‌ها در مقابله با مشكلات، استفاده كنید. مطمئن باشید با این كار و مرور ترس‌ها و ناكامی‌های این دسته از افراد ترس شما هم به‌تدریج محو خواهد شد.


ترس تو را نمی‌كشد.

داشتن مقداری ترس در هر كاری می‌تواند مانع سقوط و نابودی شما شود مثلا ترس از دزدی باعث می‌شود كه شب‌ها قبل از خواب از بسته شدن در‌ها مطمئن شوید یا پول‌های‌تان را داخل گاوصندوق بگذارید اما گاهی اوقات ترس مثل یك مانعی بزرگ نمی‌گذارد كه شما از فرصت‌هایی كه برای‌تان به‌وجود می‌آید استفاده كنید. زنان در مقایسه با مردان ترس بیشتری را برای شروع یك كسب و كار مستقل دارند. این جملات نمونه‌ای از جملات شایع زنان هنگام پیشنهاد برای شروع یك تجارت و فعالیتی اقتصادی است:« اگر نتوانم قسط‌هایم را به موقع بدهم چه اتفاقی می‌افتد؟»«سرمایه‌گذاری پر از خطراتی است كه ممكن است همه پول‌هایم را از دستم خارج كند» یا« اگر بانك اموال مرا توقیف كند باید سرگردان و بی‌خانمان شوم» و... تمام این حرف‌ها بی‌اساس است اما با وجود این، تمامی این فكرها می‌تواند یك مانع جدی برای شروع نكردن تجارت زنانه شما باشد. 


بهتر است بدانید مردان هم مانند شما در شروع یك كار مستقل و تجاری دچار چنین ترس‌هایی می‌شوند اما آن‌ها بر ترس‌های‌شان كنترل دارند زیرا میلیون‌ها مرد دیگری را دیده‌اند كه با وجود همه مشكلات دست به عمل زده‌اند. قبل از هرچیز این فكر را در ذهن‌تان جا بیندازید كه شروع یك كار تجاری مستقل و زنانه نمی‌تواند تهدید جدی برای شما باشد. برای این كار ابتدا ضررها و منافع كاری كه قصد دارید شروع كنید، را در یك ورق كاغذ بنویسید تا با مشكلاتی كه احتمالا برای‌تان به‌وجود خواهد آمد آشنا شوید. با این كار ذهن بهانه‌گیر و غیرمنطقی‌تان را از مسیری كه انتخاب كرده‌اید، دور می‌كنید.




نظرات() 

پول پول می آورد

نوشته شده توسط :احسان
دوشنبه 27 اردیبهشت 1395-11:10 ب.ظ



پول پول می آورد ...

ولی آیا همه پولدارند؟

آیا به اندازه ای پول دارید که با آن کارگاه یا کارخانه ی تولیدی تاسیس کرده و از سود هنگفت ماهیانه برخوردار شوید؟

آیا به فکر کار کردن با پولهای سرگردان و پس انداز خود بوده اید؟

آیا تمام کسانی که پول پس انداز دارند با آن کار میکنند؟

آیا زمینه ی مناسب برای کار و سرمایه گذاری پرسود سراغ دارید؟

آیا دوست دارید به جای اینکه شما برای پول کار کنید ... پولتان برای شما کار کند؟




نظرات() 

دلار یا ریال – وقت خود را ارزان نفروشید

نوشته شده توسط :احسان
دوشنبه 27 اردیبهشت 1395-11:00 ب.ظ



این روزها با توجه به نوسانات یا بهتر بگوئیم افزایش قیمت دلار و ارز های یگر و همچنین قیمت طلا و حتی در برخی روزها افزایش لحظه ای آخرین قیمت طلا و دلارکسب درآمد دلاری از اینترنت افتاده اند تا بتوانند در صورت بروز تغییرات بیشتر در نرخ دلار و طلا قدرت خرید خود را در زندگی روزمره حفظ نمایند. روز توجه افراد بیشتری به برابری این ارز با ارز رایج کشورمان ” ریال ” جلب شده است و در همین راستا کاربران بیشتری به فکر کسب درآمد از اینترنت و از طریق کامپیوتر در منزل شاید در گذشته نه چندان دور به عنوان یک کار جنبی و شغلی برای اوقات فراغت در نظر گرفته میشد اما با تغییرات مختلفی که در جوامع رخ میدهند و پیشرفت بیشتر تکنولوژی و افزایش ضریب نفوذ اینترنت در کشورها این نوع شغل ها جایگاه بالاتری نسبت به قبل یافته اند.


نباید از این واقعیت غافل شد که کسب درآمد بصورت دلاری طبیعتا مقرون به صرفه تر است چرا که برای همان مقدار زمانی که شما صرف یک کار میکنید تا در ازای آن ریال دریافت کنید میتوانید درآمد دلاری داشته باشید. و پرداخت های دلاری به دلیل بالا بودن نرخ ارز سودمندتر خواهند بود و در واقع بهره وری وقت شما بالاتر خواهد بود برای مثال دریافت ۱ دلار ساده تر است یا ۱۰۰۰۰ ریال؟ یعنی برای چه کاری میتوان از اینترنت ۱ دلار بدست آورد و برای چه کاری میتوان ۱۰۰۰۰ ریال بدست آورد؟ چقدر زمان لازم است تا آن کار ۱ دلاری انجام شود و چقدر زمان برای کار ۱۰۰۰۰ ریالی؟ معمولا کارفرمایانی که پرداخت به ریال دارن توقع صرف وقت و زحمت بیشتری از شما دارند چرا که کارگر ریالی طبیعتا ارزان تر از نیروی کار دلاری باید باشد . به همین علت است که  بسیاری از شرکت های تولید کننده بزرگ دنیا کارخانه های خود را به کشورهایی مانند چین منتقل میکنند. چرا که کارگر یوآنی ارزانتر از کارگر دلاریست. یعنی در واقع کارگران چینی وقت خود را ارزان میفروشد.


یک دقیقه از وقت شما ۱۰۰۰۰ ریال یا همان ۱۰۰۰ تومان ارزش دارد یا ۱ دلار؟ میدانید که یک دقیقه از وقت شما اگر ۱۰۰۰ تومان ارزش داشته باشد برای کارفرمای ریالی گران است و اگر ۱ دلار ارزش داشته باشد در واقع برای کارفرمای دلاری مناسب یا حتی ارزان هم هست! پس هم او مشتاق به استخدام شماست و هم شما مشتاق به همکاری با وی.

بازدید کنندگان بسیاری با من تماس میگیرند و در مورد اینکه فرق شرکت های داخلی و خارجی چیست نظر میخواهند. یکی از ساده ترین فرقها در همین ارزش برابری ریال و دلار است و ارزش وقت شما.

حتی ثانیه های با ارزشند . آنها را ارزان نفروشید.




نظرات() 

کسب درامد از کالاهای بومی

نوشته شده توسط :احسان
دوشنبه 27 اردیبهشت 1395-10:52 ب.ظ



یک بانوی آلمانی تعریف می کند که چند سال پیش شروع به ساختن عروسک های پارچه ای در خانه کرد. این عروسک ها به خاطر شکل متمایز و جنس پارچه ای که وی مورد استفاده قرار می داد به سرعت مورد توجه مشتریان قرار گرفت. وی حالا کارگاه بزرگی ایجاد کرده و به افراد زیادی نیز ساخت این نوع عروسک را آموزش می دهد. قیمت یک عروسک بسیار کوچکی که توسط وی روانه بازار می شود ۲۰ یورو است و با این همه طرفداران زیادی دارد. این شیوه کسب و کار هر روز بیش از پیش در جهان با اقبال مواجه می شود.


به این ترتیب ما لازم است به این باور برسیم که لزوماً کارخانه ها و صنایع بسیار عظیم نیستند که می توانند اشتغال و ثروت ایجاد کنند. چه بسا کالاهای بومی و سنتی ای که کسی چندان به آنها اهمیتی نمی دهد و حتی از نظر مردم خود منطقه هم کالاهای بی اهمیتی محسوب می شوند، می توانند زمینه اشتغال و حتی ارزآوری را برای خود منطقه و کشور ایجاد کنند. خود چینی ها استاد این کار هستند. آنها هر خانه ای را تبدیل به یک کارگاه کوچک کرده اند و به این ترتیب در این کشور انواع  کالاها تولید می شود.


هزاران کالای بی نظیر، نتیجه تمدن چند هزارساله

در کشور ما در هر استان، شهر و حتی گاهی بعضی از روستاها کالاهای بسیار منحصر به فردی وجود دارد که نتیجه هزاران سال تمدن هر منطقه و کشورمان هستند و جز خود مردم منطقه نمی توانند آنها را بدین شکل هنرمندانه تولید کنند. این در حالی است که در مناطق دیگر هیچ کس حتی نامی هم از آنها نشنیده است. بسیاری از این کالاها قادر به رقابت با هر کالایی در ایران و حتی در جهان هستند.


به این ترتیب در کشور ما کسب و کارهای کوچک خانگی و کارگاهی بومی زمینه رشد زیادی دارند و می توانند اشتغال و ثروت ایجاد کنند. اما بسیاری از این کالاها هرگز برای بازاریابی و فروش به مناطق دیگر راه نمی یابند و پس از مدتی هم به دلیل این که خود مردم منطقه هیچ اهمیتی به آنها نمی دهند و به ویژه نسل جدید تمایلی به آموختن آنها نشان نمی دهند راه انقراض را در پیش می گیرند. این در حالی است که هر زمان که یکی از اهالی منطقه به شکل کارگاهی و صنعتی شروع به تولید این کالاها کرده نه تنها در منطقه بلکه در کل کشور بازار مصرف پیدا کرده و گاهی روانه بازارهای خارجی هم شده است. البته نکته تأسف آور این است که مردم منطقه تنها پس از تولید صنعتی پی به ارزش کالای بومی خود برده اند.

به طور کلی افراد کمی پیدا می شوند که ارزش کالاهای بومی منطقه خود و زمینه های تولید ثروت در آن را درک کنند. بسیاری ترجیح می دهند به محض رسیدن به پول در شهر بزرگ تر و یا در تهران خانه ای برای خود دست و پا کنند.


سعید مؤمنی عظیمی رییس اداره آموزش سازمان تعاونی روستایی استان قم درباره دیدگاه زنان روستایی نسبت به کالاهای سنتی خود می گوید:«متأسفانه بسیاری از زنان روستایی به کالاهای سنتی به دید خواری نگاه می کنند. بعضی وقت ها حتی طریقه ساخت یک کالا را دیگر تنها مادربزرگ ها می دانند و مادرها و دخترها چندان اطلاعی از آنها ندارند. به عنوان مثال در نمایشگاهی که چندی پیش برگزار کردیم، در مورد یک جور نان محلی اطراف قم شاهد بودم که تنها مادر بزرگ ها می دانستند که چگونه باید این نان ها را درست کرد. در حالی که این نان در نمایشگاه با استقبال زیادی مواجه شد. چراکه سنتی بودن و احساس تعلق و خاطراتی که برمی انگیخت افراد زیادی را جذب می کرد».


از نظر او کار کارشناسی و تخصصی برای این که مشخص شود چه چیزهایی بهتر است در مناطق مختلف روستایی آموزش داده شود و نیز تشخیص این که چه کالایی و در کجا بازار دارد اهمیت زیادی دارد. چراکه یک کالا ممکن است تنها زمانی حاشیه درآمدی ایجاد کند که افرادی با درآمدهای خاص، یا هنردوست و یا در شهرهای بزرگ آنها را خریداری کنند. همچنین گاهی افراد هنرهایی را می آموزند اما چون کالاهای ساخته شده از این هنرها نیاز بازار نیست و یا کشوری مانند چین قبلاً با قیمت های پایین بازار آن را به تسخیر خود در آورده، هنر آنها تبدیل به کالایی می شود که تنها در خانه مورد مصرف دارد و هرگز اقتصادی و درآمدزا نمی شود.


وی می گوید:«چین در بسیاری از زمینه ها بازار را به تسخیر خود درآورده. بنابراین اگر بازار به شکل کارشناسی و تخصصی مورد ارزیابی قرار نگیرد یک کالا هرگز امکان فروش و درآمدزایی پیدا نخواهد کرد. این در حالی است که ما شاهدیم متأسفانه خانم های روستایی بیشتر تمایل دارند که هنرهایی نظیر عروسک سازی را یاد بگیرند که بازاری برایش وجود ندارد و این بازار قبلاً تسخیر شده است».


وی می افزاید:«نسل جدید زنان روستایی هم به هنرهای سنتی و بومی خود اهمیت نمی دهند و آنها را خوار می شمرند و به دنبال آموزش آنها نمی روند. بنابراین برای این که این طرز فکر تغییر کند نیاز به فرهنگ سازی داریم. همچنین یک مشکل دیگر این است که در کشور ما افراد نمی توانند خوب با هم کار کنند. بنابراین اگر افراد در این مناطق در خانه کار کنند و بعد در قالب یک شرکت محصولاتشان بازاریابی و فروخته شود نتیجه بهتری به دست می آید».


به این ترتیب اگر هرچه سریع تر کاری صورت نگیرد شاهد خواهیم بود که این هنرهای سنتی و بومی از یاد رفته و جای خود را به هنرهای دستی ای که بازار را اشباع کرده اند داده اند و لازم است که این هنرهای بومی مجدداً به نسل جدید آموزش داده شود. در حالی که همین هنرهای بومی منحصر به فرد می توانسته برای ساکنان منطقه اشتغال و ثروت ایجاد کند. کما این که هم اینک هم افراد زیادی وجود دارند که از طریق صنایع دستی امرار معاش می کنند و این امر شاهد این مدعا است که صنایع بومی و خانگی ظرفیت بسیار زیادی برای اشتغالزایی و گسترش دارند.


عظیمی از ساخت خرمهره هایی صحبت می کند که بومی یکی از مناطق قم بوده و سپس منقرض شده است. اما با ایجاد یک کارگاه این خرمهره ها اینک به کشورهای هند و پاکستان صادر می شود و در داخل شهرهای بزرگ هم مشتریانی پیدا کرده است. این ثابت می کند که اگر در پی کشف چنین کالاهای منحصر به فردی در مناطق مختلف کشور برویم و به تولیدات کارگاهی و بازاریابی مناسب آنها اهمیت دهیم به نتایجی می رسیم که حتی صنایع بسیار بزرگ و بسیار هزینه بر به آن نرسیده اند.


برای گسترش صنایع مرتبط با کالاهای بومی خطر کنیم

برای دست زدن به هر سرمایه گذاری ای باید ویژگی های خاصی داشت.

اما ظاهراً متأسفانه بسیاری از افراد بومی به چنین ریسکی دست نمی زنند. بسیاری از آنها کالاهای بومی منطقه خود را آن قدر مهم نمی دانند که با سرمایه گذاری بتوان از آن سود قابل توجهی به دست آورد.


در کشور فرانسه که بعضی از محصولات آنها تبدیل به محصولات منحصر به فردی در جهان شده اند، راه حلی برای این مشکل پیدا شده است. به این ترتیب که هر یک از شهرهای این کشور به داشتن محصول منحصر به فردی که دارند مشهور شده اند و حتی در ورودی هر شهر نوع محصول منحصر به فردی که در این منطقه وجود دارد، ذکر می شود. این امر اعتماد به نفس ساکنان منطقه را بالا می برد و موجب می شود آنها به کالاهای سنتی خود ببالند و با تولید بیشتر به گسترش آن بپردازند.


از طرفی نحوه ردوبدل شدن اطلاعات هم بسیار مهم است. به عنوان مثال در کشور ما هر منطقه انواع بسیار زیادی از مواد غذایی منحصر به فرد و یا صنایع دستی کم نظیر دارد که دیگران در مناطق دیگر از آن بی اطلاعند. اطلاع رسانی درباره این محصولات به سرمایه گذاری و توسعه آنها کمک می کند. چنان که در حال حاضر در کشور فرانسه ۴۰۰ نوع پنیر و بیش از ۱۳۰۰ مارک پنیر وجود دارد. علتش این است که زمانی که ناپلئون در فرانسه حکومت می کرد فرمان داد که مردم باید از همدیگر و دولت هم باید از مردم خبر داشته باشد. به این ترتیب مشخص شد که به عنوان مثال در فلان ده چه نوع پنیری و چگونه تولید می شود و به این ترتیب رشته پنیرسازی بسیار رشد کرد. در ایران هم با توجه به تنوع محصولات چنین کاری امکان پذیر است.


به هر حال تنوع بی نظیر کالاهای بومی در کشور ما یک امکان بسیار مطمئن و کم هزینه برای افزایش میزان اشتغال و تولید ثروت است. شاید راه استفاده از این امکان هم آن طور که ما فکر می کنیم پیچیده نباشد. ایجاد اندکی تشویق و دادن اعتماد به نفس به مردم مناطق، تشویق سرمایه گذاران و تخصص تر شدن کارهای بازاریابی موجب می شود که این صنایع به اقتصاد کشور کمک زیادی کنند.


سعید درویشی




نظرات() 

کسب و کار با پرورش کبک

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 24 اردیبهشت 1395-11:12 ب.ظ



پرورش کبک از تخم تا جوجه

کبک از پرندگانی است که به سهولت قابل پرورش بوده و در صورت تولید انبوه, از درصد بهره وری بالایی برخوردار است. به طوری که می توان گوشت آن را عرضه داشت. کبک را می توان با به کار گیری تکنیک های مدیریتی ویژه و استفاده از سیکل نوری معین, در تمام طول سال پرورش داد.


پرورش

قبل از هر چیز, با فرض اینکه گله مولد در حال تخم گذاری می باشد, نحوه جمع آوری تخم ها به منظور جلوگیری از آسیب آنها در پی سرما یا گرمای بیش از حد, حائزاهمیت می باشد. باید به خاطر داشت که اگر تخم ها برای مدت طولانی در دمای زیر۴۰ درجه فارنهایت باقی بمانند ممکن است قابلیت رشد خود را از دست داده و از سوی دیگر در دمای تقریبی ۸۰ درجه فارنهایت شروع به رشد (تشکیل جنین) می نمایند که مطلوب به نظر نمی رسد زیرا هنگامی که تخم در دمای ۸۰ درجه در حال رشد می باشد, با جمع آوری و ذخیره آن در دمای توصیه ای ۶۰-۵۵ درجه فارنهایت, جنین ممکن است آسیب دیده و نهایتا تخم به حالت گندیده باقی بماند. جمع آوری تخم ها به طور متناوب مانع از کثیفی و آسیب دیدگی آنها می گردد. اما داشتن تعدادی تخم کثیف در مجموعه تخم های جمع آوری شده بدیهی به نظر می رسد. لذا باید آنها را با کاغذ سنباده نرم تمییز نمود. حتی المقدور از شستن تخم کبک ها جهت رفع آلودگی و کثیفی باید خودداری نمود زیرا امکان نفوذ باکتری ها و سایر ذرات مضر به داخل پوسته در طی زمان شستشو وجود دارد.


در صورت انتخاب روش شستشو باید توجه داشت که آب مورد نظر برای شستن تخم ها گرم تر از دمای تخم باشد. در غیر این صورت, باکتری ممکن است بواسطه پوسته به داخل تخم جذب شود. تخم ها را باید در یک مکان خنک با تهویه مناسب در دمای ۶۰-۵۵ درجه فارنهایت ذخیره نمود. شایان ذکر است که تخم کبک را می توان برای مدتی طولانی قریب به سه هفته با درصدی کم از ضایعات نگه داری نمود. اما روند نرمال ست کردن تخم ها یک الی دوهفته بوده و در کل زمانی بیش تر ازسه هفته برای نگهداری تخم توصیه نمی گردد. چرخاندن تخم ها در طول دوره نگه داری الزامی و مورد نیاز نمیباشد اما در صورتی که بیش از یک هفته نگه داری شوند, آنگاه باید آنها را به طور متناوب چرخاند. به منظور حصول بهترین شرایط و بیشترین درصد هچ (جوجه گیری), باید یک دستگاه تمام اتوماتیک را تهیه و آنرا یک تا دو روز قبل از قرار دادن تخم ها در آن, راه اندازی و فعال نمود. در فاصله زمانی باقی مانده تا قرارگرفتن تخم ها داخل دستگاه باید وضعیت دستگاه را بررسی نموده و در نهایت دما و رطوبت را به حد مطلوب تنظیم نمود. در دستگاه, تخم ها در ۲۱ روز اول تحت دمای ۹۹/۵ درجه فارنهایت و رطوبت ۸۶ قرار گرفته و در روز ۲۱, بعد از انتقال به هچر, دما نیم درجه کاهش یافته و تا ۲۴ ساعت ثابت باقی می ماند. سرانجام در روز ۲۳ دما به ۸۹/۵ تقلیل می یابد. اما رطوبت از روز ۲۲ تا زمان هچ به %۹۰ افزایش می یابد. زیرا رطوبت بالا به جوجه ها کمک می نماید تا به راحتی از تخم خارج شوند.


تخم کبک به طور میانگین پس از ۲۴ روز به جوجه تبدیل می شود.اما بعضی از تخم ها در روز ۲۳و برخی در روز ۲۵ هچ می شوند. به منظور حذف تخم های جنین مرده و بدون نطفه, در روز ۸ و سپس در روز انتقال آنها از دستگاه ستر به هچر ( ۳ روز مانده به هچ), تخم ها تحت کندلینگ قرار می گیرند. پس از خشک شدن جوجه ها, آنها را از فضای هچر به فضای نگه داری (سالن پرورش) برده که دارای دستگاه مادر مصنوعی بوده و از قبل ضدعفونی شده است. باید توجه داشت که ظروف آبخوری و دانخوری به اندازه کافی در دسترس باشد. ظروف آبخوری باید دارای دهانه پهن و دیواره کم ارتفاع باشند. در غیر این صورت امکان خفگی جوجه ها وجود دارد. عمق آب نباید متجاوز از۲ سانتیمترباشد. جوجه ها باید به طور مداوم به آب خنک و تازه دسترسی داشته و ظروف مربوطه باید به طور روزانه تمییز و گندزدایی گردند.


در مورد دستگاه های مادرمصنوعی, دما برای چند روز اول ۹۵-۹۰ درجه فارنهایت بوده و در هر هفته دما به ازای ۵ درجه کاهش یافته تا جوجه ها به سن یک ماهگی برسند. در این زمان نیاز مبرم به استفاده از دستگاه مادر مصنوعی محسوس نمی باشد. علاوه بر دستگاه مادر مصنوعی می توان از لامپ های حرارتی, بخاری های برقی و یا گرمکن های گازی و نفتی استفاده نمود. اما در ۲ مورد اخیر الذکر باید توجه داشت که در صورت استفاده, فضای پرورش باید از سیستم تهویه مطلوبی برخوردار باشد. در صورت نگهداری جوجه ها در سالن باید به خاطر داشت که کف سالن به خودی خود گرم نبوده و جوجه ها ممکن است با مشکل مواجه شده و دچار سرماخوردگی یا خفگی ناشی از روی هم ریختن شوند. لذا در بستر باید از کف پوش هایی همانند نرمه چوب, سیفال برنج, کاه و یا پوشال بسته بندی استفاده نمود. در پایان متذکر می گردد که جوجه ها برای هفته اول باید در نزدیکی منبع حرارتی قرار گرفته و حتی المقدر در قفس یا سالن مشبک ( توری کشی) نگهداری شوند.


مرگ جنین

هچ یا (جوجه گیری) ناموفق را می توان در ۲ عامل تخم بدون نطفه و دیگری مرگ جنین جویا شد. به طوری که هر یک از این عوامل می تواند بعد از مرحله هچ یا با روش کندلینگ تشخیص داده شود. بدین منظور باید تخم های هچ نشده را جمع آوری و آنها را بررسی نمود. باید توجه داشت که ثبت تعداد دفعات مرگ جنین در تخم ها می تواند در تغییر و اصلاح روش کنونی جوجه کشی و نهایتا افزایش بهره وری موثر واقع شود.


مرگ جنین به طور قطع در دو زمان متفاوت از دوره جوجه کشی روی می دهد. یکی در ۳ روز اول جوجه کشی و دیگری در ۳ روز آخر مانده به زمان هچ. مرگ ناگهانی جنین قبل از زمان هچ در پی تغییر وضعیت زیستی جنین از محیط داخل تخم به فضای بیرون میباشد. در این حالت جوجه ممکن است با مشکلاتی همانند تنفس و جذب کیسه زرده مواجه گردد که گاهی اوقات کنترل رطوبت لازمه رفع این موانع میباشد. به طور نرمال از میان تخم های نطفه دار %۹۳ – %۸۸ و در حالت کلی هچ %۹۰ – %۸۵ تخم ها باید به جوجه تبدیل شوند.


نظر به اینکه مرگ زودرس جنین در زمان شکل گیری ارگان های جنینی روی می دهد, رشد مناسب جنین در داخل تخم همراه با مشخصه های بارزی اعم از قرار گرفتن سر در زیر بال راست, بزرگی سلول هوا به اندازه کافی جهت قرار گرفتن جوجه در حالت مناسب برا ی هچ و عدم خشکی لایه و پوسته تخم (شالاز) در مدت زمان هچ جوجه می باشد. شایان ذکر است که باید به علائم خشکی, وضعیت نوک و فرم صحیح بال و پا توجه داشت و در صورت مشاهده هرگونه مورد غیر معمول, آن را به منظور تشخیص علل و اخذ راهکار های مطلوب در مراتب آتی, ثبت نمود. زیرا به موجب آن می توان درصد نطفه داری, جوجه گیری و همچنین درصد کلی تخم های هچ شده را محاسبه نمود. در پایان ذکر این نکته حائزاهمیت است که هرگونه تغییر در مقادیر ثبت شده یا پراکندگی میزان مرگ جنین می تواند به عنوان زنگ هشداری برای اصلاح به موقع مشکلات جزئی و جلوگیری از شیوع و تشدید آن تا حد بحرانی در نظر گرفته شود.


جوجه کشی و دستگاه جوجه کشی

دوره جوجه کشی به مدت ۲۴ روز طول میکشد و لذا درجه حرارت ماشین جوجه کشی باید ۹۹/۸ درجه فارن هایت تنظیم و میزان رطوبت ۶۵ درصد تنظیم گردد . در روز هچ جوجه ها میزان رطوبت بایستی ۸۰ درصد باشد .


اگر رطوبت در هچر به اندازه کافی نباشد موجب خشک شدن پوسته داخلی تخم ها گشته و جوجه ها به سختی میتوانند پوسته داخلی و خارجی تخم را شکسته و از تخم خارج شوند صورت استفاده از ماشین های جوجه کشی معمولی گذاشتن پارچه ای خیس در داخل هچر و یا استفاده از مرطوب کننده های اتوماتیک در داخل دستگاه هچر الزامی است . ماشین های جوجه کشی تمام اتوماتیک که رطوبت و حرارت را به طور خودکار انجام میدهند توصیه می گردد. یکی از مسایل مهم در افزایش میزان هچ چرخش تخم ها در داخل ستر است . این عمل مانع از ان میشود تا جنین به سطح پوسته نزدیک و به ان بچسبد که در غیر این صورت ضمن پاره شدن شالاز تخم، موجب مرگ جنین خواهد شد . سیستم چرخش اتوماتیک ماشین جوجه کشی هر یک ساعت یکبار مانع از اشکال فوق شده و باعث ایجاد یک هچ موفق نیز خواهد شد .


هچ (جوجه گیری)

مرحله هچ به ۲ یا ۳ روز آخر دوره جوجه کشی اطلاق گردیده که در این روزها جوجه ها پوسته تخم را شکسته و بیرون می آیند. در این زمان باید از چرخاندن تخم ها خودداری نمود. بدیهی است که در ۳ روزآخر باید تخم ها را از دستگاه ستر به دستگاه هچر انتقال داد. اما در صورت عدم دسترسی به هچر، باید تخم ها را از شانه های گرداننده ستر برداشته و آنها را در سبد های پلاستیکی یا فلزی هچر یا روی یک مقوای ضخیم قرار داد. در صورت استفاده از مقوا بایدتوجه داشت که جریان هوا را مسدود نکرده و یا با آب یا اجزای گرمازا تماس نداشته باشد. در این میان افزایش رطوبت حائز اهمیت بوده و آنرا می توان با قرار دادن یک ظرف آب یا افزایش سطح تبخیر دستگاه، به ۹۰% F رساند. زمان بیرون آمدن از تخم به قدرت و توانایی جسمی جوجه جهت شکستن پوسته بستگی دارد. در این هنگام جوجه ها همزمان با تقلا برای خروج از تخم مدتی را به استراحت به منظور بازیابی دوباره نیرو پرداخته که نباید جوجه را مرده فرض نمود.


کل زمان هچ بین ۱۰ تا ۲۰ ساعت طول کشیده که در این مدت جای هیچ نگرانی نیست. اما در صورت تجاوز زمان به بیش از ۲۰ ساعت، آنگاه باید تخم های شکسته را بررسی نموده و حتی الامکان جوجه ها را بیرون آورد. هنگامی که جوجه ها از تخم بیرون می آیند باید در دستگاه باقی مانده تا خشک شوند. به منظور تسریع روند خشک شدن جوجه ها، تهویه باید افزایش یابد. زمانی که بیش از %۹۰ درصد جوجه ها خشک شوند، آنگاه باید آنها را از دستگاه برداشت و به بستر پرورش انتقال داد. اگر جوجه ها بیش از حد در دستگاه باقی بمانند ممکن است با خشکی عضلات مواجه شده و در مواقع بحرانی تلف شوند.تخم هایی که یک روز بیش تر از زمان مورد انتظار در دستگاه باقی مانده و جوجه نشده اند بعنوان ضایعات تلقی شده و باید حذف گردند.


باید توجه داشت که کمک به جوجه جهت بیرون آمدن از تخم در اکثر مواقع بی نتیجه مانده و به مرگ جوجه منتهی می گردد. زیرا ممکن است کیسه زرده به طور کامل جذب نشده باشد و هنگام جداسازی جوجه از تخم پاره شود. جوجه های ضعیف در صورت بیرون آمدن از تخم باید از سایر جوجه ها جدا شده و به طور وی‍‍‍‍ژه تحت مراقبت قرار گیرند. زیرا زمانی که با سایر جوجه ها در شرایط عادی رها شوند، دوام نیاورده و تلف می گردند. در پایان متذکر می گردد که جوجه های ضعیف را هرگز نباید برای مولد منظور نمود زیرا ممکن است که خصایص ژنتیکی به سایر جوجه های حاصله از این مولد انتقال یابد.


جوجه ریزی

دو هفته اول پرورش از اهمیت خاصی برخوردار است لذا بایستی شروع خوبی داشت و به همین دلیل برنامه ریزی از قبل خیلی مهم تلقی میشود . بدین منظور جایگاه اولیه جوجه ها بایستی گرم و اب و غذا به راحتی در دسترس باشند . بنا بر این از صحت انجام کار کلیه ابخوری ها ، دانخوری ها و همچنین منابع گرما زا بایستی اطمینان حاصل نمود . زیرا جوجه ها در ده روز اول نمی توانند خود را با شرایط محیط وفق دهند . بنابر این منابع گرمازا از قبیل لامپ های الکتریکی لامپ های حرارتی و بخاری های نفتی و یا گازی از ملزومات بشمار میرود. بایستی در نظر داشت اگر جوجه ها در زیر مادر مصنوعی یکجا و در مرکز ان جمع شوند درجه حرارت کم است و اگر به اطراف پراکنده شوند درجه حرارت زیر مادر مصنوعی زیاد میباشد و بایستی حرارت را کم نمود حالت مطلوب پراکندگی یکنواخت زیر مادر مصنوعی میباشد.




نظرات() 




ابزار اینستا گرام

درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
Submit Express