تبلیغات
ﮐﺴﺐ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﻭ ﺛﺮﻭﺕ
 
پیش به سوی موفقیت مالی

سینه 85

نوشته شده توسط :احسان
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396-12:02 ق.ظ





نظرات() 

الیور بریج

نوشته شده توسط :احسان
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396-12:10 ب.ظ



الیور بریج 17 ساله، از یك مشكل شخصی - پاهای بزرگش - یك فرصت تجاری ایجاد كرد و شركتی را راه انداخت كه كفش های بزرگ می فروشد. او می گوید: «من نگاهی به اینترنت انداختم. هیچ رقیبی برای كفش های بزرگ نبود و من با خودم فكر كردم خیلی خب، من می روم سراغش!» 

او با تولیدكنندگان كفش تماس گرفت و ترتیبی داد كه بزرگترین سایزهای كفش های آن ها را از طریق فروشگاه آن لاین خود  Biggerfeet.co.uk  به فروش برساند.


او می گوید: «من باید همه چیز را آماده می كردم و تنها در دو هفته ی اول جولای سال (2005)، 10 روز طول كشید تا سایت خودم را راه اندازی كنم. بعد همه چیز جور شد و از آن موقع به بعد فروشم را شروع كردم. تنها در نیم ساعت اول راه اندازی سایتم، یك سفارش گرفتم. بعد از آن، به سرعت افزایش پیدا كرد. فروش مان به سقف بالای می رسد

الیور امیدوار است به محض تمام كردن A-levels تا سال بعد، در دانشگاه آكسفورد ادامه ی تحصیل دهد و سرانجام یك وكیل حقوقی شود!




نظرات() 

من نابینا هستم، بهانه شما برای عدم موفقیت چیست؟

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 1 اردیبهشت 1396-10:27 ق.ظ



سلام آقای واگنر. سخنرانی شما در سمینار بسیار تاثیرگذار بود. موفقیت‌های شما با توجه به وضعیت‌تان بسیار قابل‌توجه هستند. لطفا خودتان را معرفی کنید.

واگنر: سلام نام من هین واگنر است. 39 ساله هستم. نابینا به‌دنیا آمدم. در آفریقای جنوبی زندگی می‌کنم. حدود 8 سال است که به‌عنوان سخنران انگیزشی فعالیت می‌کنم. وقتی بچه بودم جدال سختی داشتم. همیشه از خودم می‌پرسیدم چرا من باید نابینا باشم. این افکار منفی همیشه با من بودند. روزی تصمیم گرفتم به‌جای آه‌و‌ناله به مردم انگیزه بدهم و خیریه‌ای تاسیس کرده‌ام که هدفش کمک به افراد نابینا است.




چگونه کارتان به سخنرانی کشید؟

واگنر: قبلا در یک شرکت کامپیوتری کار می‌کردم. مدیریت فروش آن شرکت با من بود. مردم از من درباره تجربیاتم می‌پرسیدند مثلا درباره اینکه چگونه با یک مرد ناشنوا و یک مرد نابینا با قایق به آمریکای جنوبی رفتم و 30 روز در قایق بودیم. مردم از من دعوت می‌کردند تا برایشان صحبت کنم. و کم‌کم پیشنهاد می‌دادند که به‌ازای دریافت پول سخنرانی کنم. پس از چند سال دیدم که در کشورها و فرهنگ‌های مختلف سخنرانی می‌کنم و اکنون این افتخار را دارم که در ایران سخنرانی کنم و این تجربه آموزشی بسیار خوبی برای من است زیرا ایران تاریخ غنی و طولانی دارد. من کارم را خیلی دوست دارم و باعث می‌شود تا خودم را بهبود بخشم.


در مورد رانندگی و رکوردهایتان بگوئید.

واگنر: وقتی پسربچه بودم مانند بسیاری از همسالانم آرزوی رانندگی اتومبیل‌های مسابقه را داشتم. دوست داشتم سوار اتومبیلی  مثل لامبورگینی یا فِراری شوم. موانع بزرگی سر راهم بود. من نمی‌توانم ببینم، امکان گرفتن گواهینامه رانندگی را ندارم. ولی من به غیرممکن بودن کاری اعتقاد ندارم. این رویا سال‌های زیادی در ذهنم وجود داشت. ذهن انسان ابزار بی‌نظیر و قدرتمندی است. وقتی بخواهیم کاری را انجام دهیم، راهش را پیدا می‌کنیم.


با فروشندگان اتومبیل‌های مسابقه تماس گرفتم. یکی از آنها مرد بسیار سخاوتمندی بود و وقتی توضیحاتم را شنید موافقت کرد تا اتومبیلی در اختیارم قرار گیرد. مرحله بعد آن بود که کسی را متقاعد کنم در اتومبیل کنارم بنشیند. کسی چنین ریسکی نمی‌کند که کنار راننده نابینایی بنشیند که با سرعتی بیش از 200 کیلومتر در ساعت رانندگی می‌کند. حدود 6 ماه طول کشید تا بتوانم فرد مناسبی را بیابم. بالاخره فردی حاضر شد این کار را انجام دهد. او قبلا در مسابقات اتومبیل‌رانی شرکت می‌کرد و فرد بسیار آرام و خونسردی بود.


ولی یک مشکل کوچک وجود داشت. او لکنت زبان داشت و در سرعت‌ بسیار بالا کافی بود اطلاعات را با تاخیر به من منتقل کند تا با سانحه‌ای خطرناک مواجه شویم. او باید حین رانندگی با سرعت زیاد می‌گفت: چپ، راست، راست، چپ ... تا من اتومبیل را در مسیر درست هدایت کنم. من ناامید نشدم. فرد دیگری هم در دسترس نبود. دریافتیم که او در ادای کلمات مشکل دارد ولی در گفتن اعداد مشکلی ندارد و می‌تواند آنها را بدون تاخیر بگوید.


بالاخره روشی ابداع کردیم تا این مشکل نیز مرتفع شود. عرض جاده را به 9 قسمت تقسیم کردیم. برای انتهای سمت چپ جاده عدد 1 را درنظر گرفتیم و به وسط جاده عدد 5 را منسوب کردیم و برای سمت راست جاده عدد 9 را. بنابرین اگر او عدد 9 را اعلام می‌کرد یعنی من به نهایت سمت راست جاده رسیده بودم و اگر عدد 5 را اعلام می‌کرد یعنی دقیقا در وسط جاده در حرکت بودم.


آیا توانستید رکورد کسب کنید؟

واگنر: بله در سال 2005 رکورد 269 کیلومتر در ساعت را ثبت کردیم. این رکورد در رکوردهای جهانی گینس ثبت شد. البته این رکورد  برای افراد نابینا است.


آیا خاطره جالبی از این مسابقه دارید؟

واگنر: بلافاصله پس از آنکه رکورد را شکستیم و اتومبیل متوقف شد، خبرنگاران و افراد زیادی منتظر بودند تا از اتومبیل پیاده شویم.  فرد همراه من گفت می‌خواهم درمورد موضوع بسیار مهمی با تو صحبت کنم. من گفتم: اکنون زمان مناسبی نیست و همه می‌خواهند با ما صحبت کنند. او اصرار کرد که باید راز مهمی را بگوید. او گفت: من بیماری ام‌اس دارم و برای همین مجبور شدم مسابقات رانندگی را کنار بگذارم! ولی امروز ما موفق شدیم. بیماری ام‌اس باعث می‌شود که حرکات فرد و در نتیجه زمان عکس‌العمل فرد طولانی‌تر شود! من خیلی جا خوردم و متوجه شدم چه ریسک بزرگی کرده‌ام.


قدم بعدی شما چه بود؟

واگنر: موضوع با آن رکورد تمام نشد. در سال 2008 یک نابینای بلژیکی رکورد 308 کیلومتر در ساعت را ثبت کرد. دوستم مجددا با من  تماس گرفت. هردوی ما می‌دانستیم چرا باهم صحبت می‌کنیم. بله در ذهن هردوی ما یک هدف وجود داشت: بازپس گرفتن رکوردمان! باز عملیات آغاز شد و در سال 2009 موفق شدیم رکوردی باورنکردنی را ثبت کنیم. رکورد ما 322 کیلومتر در ساعت بود!این سرعت شاید برای شما که روبرویتان را می‌بینید خیلی ترسناک نباشد. ولی برای من رانندگی با چنین سرعتی واقعا رعب‌آور و وحشتناک بود.


موفقیت: البته برای من هم ترسناک است. قبل از مسابقه اصلی چند بار تمرین کردید؟

حدود 10 مرتبه تمرین کردم. همانطور که می‌دانید هربار تمرین خودش ریسک بزرگی است و ممکن است منجر به حادثه شود. پس باید توازنی ایجاد می‌کردیم تا هم رانندگی برایم راحت شود و هم بیش از حد در معرض خطر قرار نگیرم.


رویای بعدی شما چیست؟

واگنر: هدف بعدی من آن است که اواسط سال 2012 خلبان یک هواپیمای جت باشم و هواپیما را از لندن به آفریقای جنوبی هدایت کنم. هدف از این کار جمع‌آوری یک میلیون پوند از حامیان مالی است تا در موسسه خیریه، صرف افراد نابینا شود.


دیروز در سخنرانی خودتان گفتید: بهتر است نابینا باشیم و رویایی داشته باشیم تا ببینیم و هیچ رویایی نداشته باشیم. این جمله خیلی تاثیرگذار بود.

واگنر: بله این جمله توسط هلن کلر گفته شده است. او زن نابینا و ناشنوایی بود. او تاثیر زیادی بر من داشت. او دستاوردهای بزرگی  داشت و منبع الهام من بوده است. برای اینکه دستاوردهایی خارق‌العاده داشته باشید باید رویاهای خارق‌العاده‌ای داشته باشید.


برخی از افرادی که با ناتوانی روبرو هستند، مثلا نابینا هستند خود را قربانی احساس می‌کنند و انگیزه خود را از دست می‌دهند. چه پیامی برای این افراد دارید.

واگنر: من سال‌ها با همین احساسات دست‌و‌پنجه نرم کرده‌ام و همیشه از خودم می‌پرسیدم چرا من باید نابینا باشم، درصورتی که بچه‌های همسایه همگی بینا بودند و در حیاط بازی می‌کردند. ولی بعدها دیدگاهم را عوض کردم و به‌جای تمرکز بر موانع بر رویاهایم متمرکز شدم. نابینا بودن تمایز خاصی به من می‌دهد. هرکسی از دیگران متفاوت است و تفاوت من در نابینا بودن است. هرکسی می‌تواند دستاوردهای بزرگی داشته باشد، به شرطی که رویاهای بزرگی داشته باشد!





نظرات() 

پرورش استویا درباغچه منزل

نوشته شده توسط :احسان
جمعه 16 مهر 1395-07:44 ب.ظ



اگر به خاطر داشته باشید در مطلب قبلی در مورد ظرفیت های مورد توجه قرار نگرفته کشاورزی صحبت کردیم و به گیاه استویا اشاره کردیم که قابلیت پرورش در خانه را دارا است این مطلب به معرفی گیاه استدیا و توجیه اقتصادی آن میپردازد امیدوارم از خواندن این مطلب لذت ببرید

استویا گیاه نیمه گرمسیری است که به صورت دائمی کشت می شود. در پاییز و زمستان قسمت های هوایی گیاه از بین می رود و بخش زیرزمینی زیر خاک باقی می ماند. در بهار سال آینده رشد کرده و محصول می دهد. تاریخ کاشت برای اولین بار در زمین ۲۰ تا ۳۰ فروردین است.

برگ خشک گیاه استویا باید بسته بندی شده و در محلی خنک و خشک به دور از نور مستقیم و هوای آزاد نگهداری شود، در این شرایط برگ خشک حدود ۲ سال ماندگاری دارد.




استویا کاملا طبیعی است و بر خلاف شیرین کننده های شیمیایی (مثل آسپارتام) اثرات مضر جانبی برای مصرف کننده ندارد.

به دمای بالا مقاوم است و بر خلاف شکر، سوخته و قهوه ای نمی شود و به راحتی می تواند در تولید نان های شیرین مورد استفاده قرار گیرد.

با افزایش مقدار کمی از پودر برگ استویا به داخل لیوان چای دیگر نیازی به قند معمولی نخواهد بود.

مصرف برگ استویا به همراه چای به بیماران دیابتی و افراد دارای رژیم لاغری بسیار پیشنهاد میشود.



استویا مناسب ترین شکر برای دیابتی ها و افراد دارای رژیم

برگهای گیاه استویا ۳۰۰ برابر شیرین تر از شکر طبیعی هستند. کالری استویا بسیار پایین (در حد صفر ) است و هیچ تاثیری بر قند خون، فشار خون و همچنین اثر پوسیدگی بر روی دندان ندارد.

بنابراین افراد دیابتی میتوانند با خیال راحت از آن استفاده کنند ، ضد جرم دندان بوده و خاصیت هضم کنندگی دارد و یکی از مناسب ترین شکر برای دیابتی ها و افراد دارای رژیم است.

استویا دارای آهن، منیزیم،منگنز،فسفر،پتاسیم، سدیم و کلر است و همچنین دارای ویتامین های C,B3,B2,B1 میباشد.




توجیه اقتصادی کشت و پرورش استویا

در هر یک هکتار ۱٫۵ تن برداشت
۱٫۵ تن را در پایین ترین قیمت یک کیلوگرم آن در بازار ضرب کنید
۱٫۵۰۰×۱۵٫۰۰۰ =؟ ۲۲ میلیون تومان فـقـط در هر برداشت سالیانه
هر سال می بایست دو بار از گیاه برداشت شود.
میدانستید استویا یک گیاه چند ساله است؟
یکبار کشت = چندین سال برداشت از استویا
استویا حرف اول را در گیاهان دارویی میزند.
ضمننا در مقادیر بالا، ما کمترین آن را در نظر گرفتیم.

بعضی فصل ها، همانند زمستان بدلیل کمیاب بودن با نوسان قیمت نیز همراه است.

از همین حالا می توانید شما هم یکی از تولید کنندگان استویا باشید.



معرفی گیاه استویا

امروزه و با توجه به نحوه زندگی مردم جهان و تغییر عادات غذایی انها مشکلات ناشی از غذا به گونه ای دیگر خود را نمایان ساخته است.

تنوع غذایی، استفاده از غذاهای آماده، مصرف نگهدارنده ها در مواد غذایی، استفاده از انواع طعم دهنده ها، حجم دهنده ها و بسیاری دیگر از مواد افزودنی به انواع غذاهای مورد مصرف، در جوامع انسانی; مشکلاتی را ایجاد کرده و بسیاری از مردم را برای مصرف غذاهای ساده تر طبیعی تر و رژیمی ترغیب کرده است.

از طرفی در تمامی جوامع، انسانهایی هستند که از مشکلاتی مانند: قند خون و یا چربی خون رنج میرند و هزینه های زیادی را برای درمان می پردازند .

استویا ربادیانا گیاهی است که به صورت وحشی در پاراگوئه و برزیل میروید.برگهای این گیاه حاوی گلیکوزید است که عامل شیرینی ان است و بیش از ۳۰۰ گونه از ان تا کنون شناسایی شده اند.

استویا را در اکثر اقلیم های مختلف ایران، می توان کشت و پرورش داد.




این گیاه را میتوان براحتی جایگزین شکر نمود چون برگهای این گیاه حدود ۱۰ تا ۱۵ بار شیرین تر از شکر معمولی بوده و عصاره تصفیه شده ان که پودری سفید رنگ بوده و حاوی ۸۵ تا ۹۵ درصد استویوزید میباشد ۲۰۰ تا ۳۰۰ بار شیرین تر از شکر است . شیرینی این گیاه شبیه به گیاه شیرین بیان دارد.

این ماده بهترین جایگزین برای شیرین کنندههای مصنوعی است . این ماده هیچگونه کالری ندارد و تولید انرژی نمیکند.

برای افراد دیابتی توصیه میکنم از محصولاتی که از گیاه استویا استفاده میشود مصرف کنند و حتی در برخی مقالات ذکر شده که این ماده باعث کاهش قند خون نیز میشود.



درباره گیاه استویا

امروزه استفاده از شیرین کننده های طبیعی به ویژه اگر افراد مبتلا به دیابت نیز بتوانند از آنها مصرف نمایند، اهمیت زیادی پیدا نموده اند. در این میان استویا (Stevia rebaudiana Bertoni) گیاهی بوته ای از تیره Asteraceae است که ارتفاع آن به یک متر نیز می رسد. برگهای گیاه استویا دارای دی¬ترپن گلیکوزید هایی از جمله stevioide و (A, B, C, D,E) rebaudioside و dudoside است که بیش از 300 بار از سوکروز شیرین ترند.

تمام اینها دارای ساختار شیمیایی مشابهی ((steviol هستند اما از نظر کربوهیدرات متصل به کربن شماره 13 و 19 با هم متفاوتند. بیشترین ترکیب موجود در برگ خشک استویا، استویوزاید و ریبودیوزاید A است که تا بیش از 10% وزن خشک برگ را تشکیل می دهند. گیاه استویا بومی نواحی شمالی آمریکای جنوبی است و به طور وحشی در سرزمین های بلند مناطق مرزی بین برزیل و پاراگوئه می روید و در آن مناطق به گیاه برگ عسلی (honey leaf) معروف است.

به دلیل خاصیت شیرین کنندگی و درمانی برگ استویا، این گیاه به شدت از نظر اقتصادی و علمی مورد توجه قرار دارد. ژاپن اولین کشورآسیایی بود که در سال 1970 از استویوزاید به عنوان شیرین کننده در صنایع غذایی و دارویی استفاده کرد. پس از آن کشت استویا در چین، مالزی، سنگاپور، کره جنوبی، تایوان و تایلند گسترش یافت. این گیاه در امریکا، کانادا و اروپا نیز رشد می کند.

استفاده از ترکیبات موجود در استویا به دلیل نقش آن در حفظ سلامتی و کنترل دیابت به طور گسترده ای در حال افزایش است و می رود که به تدریج جایگزین سوکروز (شکر معمولی) شود.

بر اساس آمارهای رسمی بیش از 8 میلیون بیمار دیابتی شناخته شده در کشور وجود دارد. شواهد نشان می دهد که تعداد واقعی بیماران مبتلا به دیابت، بیش از دو برابر تعداد شناخته شده باشد. بنابراین در چنین شرایطی علاوه بر افزایش مرگ و میر و ناتوانی های جسمی، حجم عظیمی از منابع مالی کشور صرف تامین دارو، هزینه بیمارستان و درمان می شود.

با توجه به مصرف سرانه بالای شکر در کشور، می توان با استخراج استویوزاید و استفاده از آن در کارخانه های تولید کننده نوشابه، کمپوت، شیرینی و دارویی تا حد قابل توجهی عوارض و خسارت جبران ناپذیر مصرف شکر را کاهش داد.

استویا فاقد سیکلامات کلسیم، ساخارین و آسپارتام است و کالری تولید نمی کند. این گیاه برای افراد مبتلا به دیابت مضر نیست زیرا اثری بر میزان قند خون ندارد. به علاوه، بر خلاف برخی از شیرین کننده های مصنوعی فاقد عوارض کلیوی و عصبی است.


همانطوریکه که قبلا ذکر شد استفاده وسیع از استویوزاید در صنایع غذایی و دارویی کشورهای ژاپن، کره جنوبی، برزیل مور تایید رسمی قرار گرفته است. در امریکا نیز به صورت افزودنی استفاده می شود. در اروپا نیز از سال 2006 مصرف آن به صورت افزودنی مورد تایید قرار گرفته است. از این مواد شیرین کننده در محصولات غذایی متنوعی از جمله غذاهای خشک شده دریایی، انواع سس ها، نوشابه ها، کمپوت، آدامس، بستنی، خمیردندان و دهان شوی استفاده می شود. گلهای گیاهان استویا عموما دارای خود ناسازگاری بوده و بذر تولید نمی نمایند و در صورت تولید بذر هم بذرهای گیاه استویا درصد بسیار پایینی از جوانه¬زنی را از خود نشان می¬دهند. به¬علاوه تکثیر از طریق بذر امکان تولید جمعیت¬های همسان را فراهم نکرده و موجب تغییرات زیادی از جمله در میزان شیرینی برگ ها می شود.


تکثیر رویشی گیاه نیز به دلیل نیاز به شرایط ویژه و تعداد اندک گیاهان تولید شده از یک گیاه، دارای محدودیت است. لذا کشت بافت تنها راه جایگزین برای تکثیر سریع و انبوه گیاه استویا معرفی شده است. با این حال میزان قندهای موجود در این گیاه تابع شرایط کشت و برداشت است که از آن جمله می توان به منطقه کشت، میزان آب مصرفی، نوع آبیاری، نوع و تراکم کشت، سیستم برداشت و خشک کردن آن اشاره نمود. آزمایش های اولیه نشان داد که آب و هوای استان گیلان برای کشت این گیاه بسیار مناسب است




نظرات() 

بنفشه نعیما، خالق برند بنفشن

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395-10:30 ب.ظ

 

بنفشه ۲۴ سالشه و حدود ۵ ساله که نقاشی روی کفش و لباس و ساخت زیور آلات رو تبدیل به کسب و کار خودش کرده. اون با این کار هم لذت بی‌بدیل خلق اثر هنری رو می‌بره، هم باهاش کسب درآمد و زندگی می‌کنه. بنفشه نمونه یه دختر خلاق و رنگیه که دنیای خودش رو بدون تقلید از کسی ساخته.

اگه دوست دارید با بنفشه و برندش یعنی “بنفشن” آشنا شید می‌تونید مصاحبه ما رو باهاش بخونید.

می‌شه بگی این کار رو از کجا شروع کردی؟

حدود ۵ ساله که کار نقاشی روی کفش و لباس رو انجام می‌دم. تولید زیور آلات هم یکی از علائق من بود که بعدا به کارم اضافه‌ش کردم. اینکه کی و از کجا شروع کردم، یه بخشی‌اش از علائقم تو بچگی سرچشمه می‌گیره که همیشه عاشق کاردستی بودم و چیزای زیادی درست می‌کردم و به هم سن و سالای خودم و حتی بزرگترها یاد می‌دادم که مثلا چطور یه تابلو یا یه گلدون درست کنن. کانون پرورش فکری جایی بود که تو بچگی منو با این کار آشنا کرد.

بعدتر که وارد هنرستان و رشته گرافیک شدم و تا مقطع لیسانس هم تو رشته‌های گرافیک و ارتباط تصویری درس خوندم، شکل کارام کمی علمی‌تر و اصولی‌تر شد. اما چیزی که توی هر کار هنری‌ای مهمه پشتکار و خلاقیت خود آدمه. من همیشه عاشق تولید هنری بودم و آرامشم رو توی این کار پیدا کردم. حالا این تولید شکل اصولی گرفته ولی کاملا در ارتباط به بچگی و دوران دانشجویی منه.



[تصویر: 385189_349921081782706_1758430540_n.jpg?c0a656]



اولین چیزی که درست کردی و بهت این ایده رو داد که می‌تونی این کار رو به عنوان حرفه انتخاب کنی چی بود؟

اولین کسی که ازم یه کار خرید مادرم بود. یه تابلوی مداد رنگی درست کردم و مادرم اون و کار بعدی‌ رو ازم خرید. با این کار می‌خواست بهم بگه که کارام انقدر خوبه که ارزش خریدنشو داره و بهم روحیه می‌داد تا بیشتر کارکنم. قیمت اولیشم فکر کنم ۳۰ یا ۵۰ تومان بود… همین شروعی بود برای اینکه از کارم کسب درآمد کنم. بعد کار روی کفش رو شروع کردم و برای شروع ۵۰ جفت کفش نقاشی شده به مغازه‌ها فروختم.

[تصویر: 66208_319459794828835_1287580941_n.jpg?c0a656]

چرا با کفش شروع کردی؟

یادمه اولین بار که تصمیم به کار و کسب درآمد گرفتم به این فکر کردم که خیلی از کفشایی که تو بازار هستن خیلی ساده‌ان. خیلی وقتا دنبال کفش و لباسی می‌گشتم که روش طرح داشته باشه و هر چی تو بازار می‌گشتم همچین چیزی رو پیدا نمی‌کردم. از همیجا دست به کار شدم تا طرح دلخواهم رو روی لباسم داشته باشم. یه کلاغ پایین شلوار جین اولین کارم بود و هر جا می رفتم همه بهم می‌خندیدن و پچ پچ می‌کردن اما برام مهم نبود. به خودم می‌گفتم مهم نیست دیگران درباره این کارم چی فکر می‌کنن. مهم اینه که من دوستش دارم. یه جورایی خودم خودمو آروم می‌کردم و به خودم روحیه می‌دادم.



[تصویر: 485869_306925462748935_1624152034_n.jpg?c0a656]



اولین مشتری‌هاتو چطوری پیدا کردی؟

تو دوست و فامیل و بعد همون مغازه‌ای که کفش هامو می‌فروختم .

دوست داری تو این راه به کجا برسی؟

دوست دارم کارهام پیشرفت کنه و برندم به محبوبیت و شهرت برسه و بتونم یه روزی کارای بزرگتر و خاص‌تری انجام بدم و همیشه همه از کارهام راضی باشن و با دیدن کارهام ذوق کنن. دوست دارم روزی بشه که کارهامو به کشورهای دیگه هم بفرستم و شاهد رشد این برند باشم.

بهترین کارت از نظر خودت کدومه ؟

همشو دوست دارم اما اینا رو بیشتر دوست دارم.

[تصویر: 555440_350745685033579_790646273_n.jpg?c0a656]

طرح‌های کار رو از کجا میاری؟

من شدیدا با کپی‌برداری مخالفم چون حس خلق کردن رو تو آدم میکشه و همه کارهام طرح های خودمه



[تصویر: 303997_308120785962736_1438958262_n.jpg?c0a656]





نظرات() 

من هم شروع كردم با بیسكوییت های آتریسا

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395-10:00 ب.ظ



ارسالی از طرف یکی از بازدید کنندگان وبلاگ

سلام دوستان.

از اونجاییكه همیشه به كارهای مربوط به خوراكیها علاقه زیادی داشتم و همینطور دوست ندارم هرگز خودم رو تو یك موضوع (كاری و ...) خلاصه كنم، تصمیم گرفتم بیسكوییت های طراحی شده تهیه كنم و از طریق اینترنت سفارش بگیرم.

 نمونه ش رو اینجا میذارم ببینید. طراحی این بیسكوییت ها سه روز زمان میخواد اما نتیجه كار واقعا دیدنی و جالب میشه مخصوصا كه برای مناسبتهای مختلف و غافلگیر كردن نزدیكانمون خیلی ایده جالبی به نظر میرسه.

پ.ن: طرز تهیه و مراحل طراحی این بیسكوییت ها رو از یه دوست امریكایی پرسیدم ( تو فیسبوک باهاش آشنا شدم و از موتور ترجمه گوگل استفاده میکنم ) چون خودش مشغول به همین كار هست و به نظرم ایده جالبی اومد. اگر ایده خاصی در رابطه با این كار به ذهنتون میرسه خوشحال میشم راهنماییم كنید.







نظرات() 

مصاحبه با دکتر آزمندیان : موسسه پدیده فکر

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395-09:30 ب.ظ



نام و نام خانوادگی: علی رضا آزمندیان

نام محصول: تکنولوژی فکر

شركت:موسسه پدیده فكر

تحصیلات:دكتری مهندسی صنایع


همیشه می خواستم مهندس شوم چون در دبیرستان فیزیك ومكانیك من خوب بود دوست داشتم مهندس مكانیك شوم.

ما چون در خانواده فقیری بزرگ شدیم و پدرم كاتب جزبود برای همین به قهرمانان و افراد بنام فكر نمی كردم اما از نظر اخلاقی چون در مدرسه مذهبی علوی درس می خواندم دوست داشتم، كه الان هم تقریباَ به همان خواسته ام رسیده ام.


این ایده ای بود كه از آمریكا به ایران آوردم چون من در آمریكا در كنار تحصیل، بحث تكنولوژی فكر را هم دنبال می كردم و تصمیم گرفتم كه آنرا هم به ایران بیاورم من دوست دارم برای خودم كار كنم ودیگران را هدایت ورهبری نمایم، تمام مدیریت را خودم در مجموعه ام انجام می دهم البته مسئولیتی به افراد دیگر تفویض اختیار نموده ام وچون رشته خودم مدیریت می باشد توانایی این مدیریت می باشد توانایی این مدیریت رادر خودم می بینم وحتی در شركتها وصنایع مدیریت را تدریس می كنم زیرا كه تكنولوژی فكر بر اساس مدیریت وخصوصاَ خود مدیریتی می باشد.

با توجه به اینكه در كشور ما موانع و مشكلات بسیار زیاد است گاهی وقتها شكستها و مشكلات پیش می آید وبحث تكنولوژی فكر همین است كه انسان موفق در برابر این مشكلات مانند كوه بایستد وآنها را حل نماید.


اولین جرقه این ایده در ایران با خواندن كتاب بیاندیشید و ثروتمند شوید در ذهنم بوجود آمد ودرآمریكا با مشاهده وارتباط با " آنتونی را" دیدم چگونه جوانی دیپلمه توانسته با هدفهای زیبا جامعه آمریكا را به سمت و سوی خوبی پیش ببرد و حتی كلینتن رئیس جمهور آمریكا هم با او مشاوره كند در نتیجه از كتابها و نوارهایی استفاده كردم و باافراد موفق آمریكایی صحبت كردم و بعد از 12سال تمام تلاشم را برای رسیدن به این مرحله طی كردم به این نتیجه رسیدم كه حالا می توانم به ایران برگردم واین ایده راپیاده كنم.


دلیل اینكه از بین ایده های دیگر من این ایده را دنبال كنم یكی نیاز خودم ودیگری چون قبلاَ 6سال در ایران خبرنگار بودم می دانستم كه الان بحث تكنولوژی فكر می تواند در تولید انگیزه وعشق برای افراد مؤثر باشد و آنها را به موفقیت وآرامش برساند البته بحث شهرت و ثروت طلبی انسان را نباید از نظر دور داشت ولی من بجز این بدنبال اشاعه فرهنگ مثبت نگری در بین مردم كشورم بودم وحتی بسیاری از سمینارهایی كه برگزار می كنم بطور رایگان می باشد در كل كار فرهنگی سود چندانی ندارد ریسكهای مالی مانند هزینه تبلیغاتی كه سالی چند صد میلیون برای آنها هزینه می كنیم اصلاَ نمی دانیم كه این بازگشتی دارد یا خیر؟ مجردالحال بودن افراد تنگ نظر در بسیاری ازسازمانها همه جزء ریسكهای كاری ما بود كه با صبر و شكیبایی حل شدند. به نظر من خودباوری بهترین نیرو برای كار آفرینی است و كسانی كه خودشان را باور ندارند روی گنج مخفی نشسته اند و همین عدم باور آنها این گنج را پنهان ساخته است.




نظرات() 

یاد بگیرید با کاغذ ایده های بزرگتونو عملی کنید

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395-09:00 ب.ظ



معمولا افراد خلاق و کارآفرین از نظر داشتن ایده کمبودی ندارند، اما اگر ایده ها به خوبی مدیریت نشوند این قدرت خلاقه به سرعت می تواند تبدیل به یک ضعف شود. پیام های ثابتی که از ذهن یک فرد مستقل می گذرد ممکن است شامل چنین تفکراتی باشد:

باید به سمت آن حرکت کنم. اگر فرصت بزرگی را از دست بدهم چه می شود؟ ای کاش پول داشتم تا این کار را انجام می دادم، این ایده بسیار بزرگی است.

این سردرگمی ذهنی(ایده های زیاد، وقت بسیار کم)، یک کامیون ایده های بزرگ را به توقف با صدای ترمز بلند وادار می کند پیش از آنکه حتی وارد مسیر شوند!

بکارگیری یک راهکار سیستماتیک برای یک فرد مستقل خلاق، با نیمکره راست فعال
 همیشه کار آسانی نیست. برای همین است که موفق نمی شوید.

اما کاری که باید انجام دهیم، کنترل و سازماندهی این ایده ها می باشد. در این سری مطالب به این تکنیک ها می پردازم.


آنها را از ذهن خود خارج کرده و روی کاغذ بنویسید

نگه داشتن تمامی این ایده های درخشان در مغز کار خسته کننده ای است. باید خارج شوند! اگر نیمکره راست شما فعال باشد باید یک دوجین کاغذ در اطرافتان باشد که استراتژی و کار روزانه تان در آن نوشته شده باشد. با مرتب کردن ایده های خود آغاز کنید، بزرگ و کوچک. آنها را بر اساس نیازهای خود دسته بندی و اولویت بندی کنید.


آیا به درآمد فوری نیاز دارید؟ آیا باید علامت تجاری خود را ارتقا دهید؟ آیا باید سیستم های شما در جای خود بکارگرفته شوند؟ آیا باید نیازهای مشتریان را برآورده سازید؟ و آیا به سادگی شما باید با استفاده از خلاقیت خود در مسیری جدید، خوشی بیشتری فراهم سازید؟ 

اکنون یک ایده (بله، تنها یک ایده) را انتخاب کرده و دست به کار شوید. در تکنیک های دیگر به چگونگی انسجام بیشتر افکار بر روی یک کار و اجرایی کردن یک ایده می پردازم. 





نظرات() 

درآمد میلیونی با راه اندازی مشاوره املاک

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395-08:30 ب.ظ



با نگاهی به درآمد مشاوران املاک عزیز این پیشنهاد شغلی رو به دوستانی بده که تمایل دارند در این کار و هنوز دودل هستند.

خرید و فروش در چند سال اخیر کم شده است اما این به معنای رکود واقعی نیست.


خوشبختانه سرمایه در گردش بالایی رو هم نمیخواد ، با اجاره کردن یک مغازه چند متری در یک منطقه ی نسبتا خوب ( خوب به معنای خرید و فروش مسکن ) میشه به درآمد بالایی دست پیدا کرد . نه ابزار خاصی نیاز داره و نه نیروی انسانی میخواد . خودتون
میتونید با کمی تدبیر معاملاتی رو ثبت کنید که خرج چند ماه تون رو میده ، ملک های میلیاردی بالا شهر تا ملک های متوسط چند صد میلیونی میدونید چقد برای مشاوران عزیز املاک سود داره ؟؟؟ 

مشاوران املاک بابت انجام معامله و امضای مبایعه‌نامه ، سودهای کلانی رو به جیب میزنند . برای درک بهتر با یک مثال فقط در شهر تهران بسنده میکنیم :

سال گذشته بیش از ۳۰۰ هزار مسکن در بنگاه ها با میانگین ۷۵ متر معامله شده ، اگه میانگین قیمت رو برای هر متر ۲ میلیون در نظر بگیریم ، فقط در شهر تهران بیش از ۴۵هزار میلیارد تومان ارزش نقل و انتقال مسکن بوده . که از این ۴۵ هزار میلیارد تومان بیش از ۴۵۰ میلیارد تومان حق کمیسیون مشاوران املاک بوده . با توجه به تعداد بنگاه های ثبت شده در تهران با این عدد به هر بنگاه حداقل ماهانه ۵ میلیون تومان رسیده است .

این حساب و کتاب سرانگشتی با حداقل ها محاسبه شده ، چرا که خرید و فروش ساختمان های بالای ۱۰۰ متر پارسال خیلیبیشتر بوده است در حالی که ما میانگین ۷۵ متر رو در نظر گرفتیم .


شاید ده ها هزار مسکن رهن و یا اجاره شده است در سال گذشته که این بخش به تنهایی خودشسود خوبی رو نصیب املاک داران میکند . ( این بخش درآمد املاک داران مسکن  رو حساب نکردیم )هر چند یک درصد حق کمیسیون رو هم شاید خیلی ها رعایت نکنند و اگه ۲ درصد بگیرند یعنی دوبرابری که حساب و کتاب کردیم درآمد دارند .


اگه به دنبال شغل مشاوره املاک هستید ، سعی کنید نقطه ای از شهر رو در نظر بگیرید که بیشترین رهن و اجاره و خرید و فروش انجام می شود . سعی کنید اصول ارتباط حرفه ای با خریدار و فروشنده رو یاد بگیرید . بی طرف باشید در معاملات و هرگز به سود شخصی خودتون فکر نکنید ، اینکار در اینده شما رو با شکست مواجه میکند  کافی است بی اعتمادی نسبت به شما در منطقه ای که هستید به صورت ویروسی پخش شود در مدت کوتاهی همه ی اهالی از بنگاه شما فراری هستند .

سعی کنید با راه اندازی سایت ، و با ثبت معاملات انجام شده و مسکن های خالی برای فروش یا رهن ، آزادی بیشتری رو در اختیار خریداران بگذارید . با پخش تراکت و تبلیغات مناسب منطقه ، یک بنگاه پویا و مدرن راه اندازی کنید .

برای موفقیت اعتماد سازی کنید .

منتظر نظرات شما از طریق فرم ارسال نظرات هستیم.




نظرات() 

احد عظیم زاده هستم ، موفق ترین«بیزینس من»فرش دستباف در دنیا

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395-08:00 ب.ظ



در این نقل قول تردید نتوان کرد. او چنان با قاطعیت از کار و تجارت خودش دفاع می کند که ناخودآگاه مخاطب را به این واقعیت می رساند که فرش عظیم زاده در عرصه تجارت یک استثناء است.


اگر نخستین سال های زندگی مشقت بار این تاجر فرش را در نظر بگیریم و آن را با موقعیت کنونی اش قیاس کنیم، شگفت زده خواهیم شد. کسی که در هفت سالگی و از همان روز اول مدرسه، مجبور می شود پشت دار قالی بنشیند، اکنون با اتکا به خلاقیت و کار طاقت فرسای خودش، یکی از بزرگ ترین تاجران فرش در دنیا است و به قول خودش هربار که برای خرید به بازار تبریز می رود، این بازار را تکان می دهد.آن هم در هنگامه ای که بحران در تار و پود تولید و تجارت فرش دستباف ایران تنیده شده و آمار رسمی دال بر کاهش 33درصدی صادرات این محصول ملی در ماه اول سال جاری است. 


متن گفت وگو با احد عظیم زاده را بخوانید. 

آقای عظیم زاده! چند سالی است که بحران فرش دستباف ایران را به گردن مدیریت غیرعلمی در داخل و فرصت طلبی رقبا در خارج می اندازند. واقعا از نظر جنابعالی چرا تولید و صادرات فرش دستباف ایرانی با آن قدمت و اصالت و ابهت به این حال و روز افتاده که قدرت رقابت با تولیدات باسمه ای پاکستان را هم از دست داده است؟ 

پیش از انقلاب 68درصد بازار های جهانی فرش در اختیار ایران بود. در حال حاضر سهم کشورمان از این بازار 22درصد است. به نظر من تولید فرش دستباف نه تنها افت نکرده، بلکه به لحاظ کمیت و کیفیت رشد هم داشته است.


اما چرا برخی کشور ها با سابقه صدسال تولید فرش دستباف، گوی رقابت را از ایران که سابقه ای 3هزار ساله دارد، ربوده اند؟

این روند چند دلیل دارد که یکی از آن دلایل، فرصت طلبی رقبای خارجی است. از این نکته غافل نباشیم که فرش تولیدی رقبای ما هنوز در بازار های جهانی امتحان پس نداده است. همه می دانند که فرش دستباف ایرانی اعتبار جهانی دارد. در موزه های مشهور دنیا، هر قطعه فرش ایرانی از 5 تا 30میلیون دلار قیمت دارد. بنابراین از برلیان، مرغوب تر و گران تر است. اما آیا بازاریابی های ما که عمدتا از سوی کارشناسان دولتی صورت می گیرد، حرفه ای و جامع است؟ من می گویم نه. چون کارشناسان دولتی، تجربه این کار را ندارند. چیز هایی در دانشگاه خوانده اند که بعضا با واقعیت ها تناسب ندارد. نه اطلاعات کامل در زمینه فرش ایران دارند و نه بازار ها را به خوبی می شناسند. در نتیجه برخی اوقات فقط پیشنهاد های غلط می دهند و به این صنعت ملی آسیب هم می رسانند.

بافندگان فرش با خون جگر تولید می کنند اما چون پای عرضه می لنگد نه آنها منتفع می شوند نه صادرکنندگان. 

حدود 2میلیون و 400هزار نفر بافنده فرش داریم که یکی یکی دارند میدان را خالی می کنند و احتمالا برای کاریابی یا باید به سوی میادین پارس جنوبی بروند یا در حالت دیگر، به اعتیاد پناه ببرند. آیا این بازی با اقتصاد کشور نیست. 

اما دولت مدعی است که از این صنعت حمایت می کند. مراکز مختلفی هم به همین منظور تاسیس شده حتی اخیرا طرح تبلیغات ماهواره ای فرش از طریق کانال های پربیننده خارجی مطرح گردیده و ظاهرا اعتبار کلانی هم به آن اختصاص داده شده است. 


دولت چگونه حمایت می کند؟ تلویزیون ملی کشور که باید رسانه اصلی تبلیغات صنعت ملی فرش باشد، چه کار کرده است؟

معاون سابق سازمان توسعه تجارت، دو سال پیش رسما اعلام کرد که این سازمان 50درصد تبلیغات برون مرزی فرش ایران را از طریق شبکه «جام جم» تقبل می کند. شرکت فرش عظیم زاده در سال 1384، بیش از یک میلیارد و دویست میلیون تومان (بله تومان، نه ریال!) به تبلیغ داخلی فرش دستباف اختصاص داد. این کاری بود که خودم برحسب ضرورت برای شناخت این صنعت انجام دادم و انتظار یارانه هم از دولت نداشتم. اما از سوی دیگر، طبق صورتحساب صدا و سیما، در همان سال 780میلیون تومان تبلیغات برون مرزی داشته ام که علی الظاهر نصف آن را باید سازمان توسعه تجارت تقبل می کرد. اما از شما چه پنهان که بعد از هشت ماه دوندگی و گرفتاری های بوروکراسی اداری، قرار شد این سازمان فقط پرداخت 10درصد مبلغ کل صورتحساب «جام جم» را تقبل کند.


یعنی 180میلیون تومان! خلاصه از این رقم هم 30میلیون تومان قرار است به صورت علی الحساب پرداخت شود و مابقی به بودجه سال آینده واگذار شده است که البته هنوز هیچ چیز معلوم نیست. آیا این است حمایت های دولتی؟ من تا کی می توانم از جیبم هزینه های هنگفت تبلیغات فرش ایرانی را بپردازم؟ حتی اگر دولت 50درصد هزینه تبلیغات را هم بپردازد باز بودجه تبلیغات داخلی و خارجی شرکت فرش عظیم زاده، بیش از یک میلیارد و 600میلیون تومان در سال 84 بوده است که فکر نمی کنم خود دولت هم این مقدار برای تبلیغ فرش ایرانی هزینه کرده باشد. 


آیا این فرصت به شما داده شده که مستقیما درباره مسائل کار خود با مدیران ارشد وزارتخانه ارتباط برقرار کنید. شاید آنها واقعا از این ماجرا خبر ندارند. 

خیر. تا به حال حتی یک جلسه رسمی در این خصوص برگزار نشده. الان چهار ماه است که تقاضای ملاقات با وزیر بازرگانی کرده ام اما هنوز موفق به دیدار ایشان نشده ام. من یک بازرگان موفق هستم و باید در وزارتخانه بازرگانی به رویم باز باشد، اما این طور نیست. 


برگردیم به این نکته مهم که می گویند رقبا طرح های فرش ایرانی را سرقت کرده اند و با کپی از روی آنها، محصولات خود را به نام ایران صادر می کنند. آیا واقعا چنین است؟ 

بله، باید از مدت ها پیش، برای فرش ایرانی شناسنامه صادر می شد. ما در شرکت فرش عظیم زاده این کار را کرده ایم و فرش را با شناسنامه اش که حکم پاسپورت را دارد، صادر می کنیم. دکتر میرکاظمی، وزیر محترم بازرگانی از این ایده ما استقبال کرد و آن را ستود. با این وصف، دیگر نمی شود در بازار جهانی تقلب کرد. 


در زمینه برگزاری نمایشگاه ها چه نظری دارید. آیا ساختار دولتی نمایشگاه در ایران، مقتضیات جهانی را دارد؟ 

شرکت سهامی فرش ایران که برگزار کننده اصلی نمایشگاه های تخصصی فرش در کشورمان است با این مقوله بیگانه است.

نمایشگاهی که پارسال در تهران برگزار شد واقعا جای تاسف داشت و مایه آبروریزی بود، اگر این شرکت نمی تواند مجری نمایشگاه ی خوبی باشد بهتر است از خیر آن بگذرد. متری 20هزار تومان سود می برند که چی؟ این حمایت از صادرکننده نیست. ظلم آشکار به او است. خدمات فاقد کیفیت به صادرکنندگان و مهمانان خارجی هم حکایتی دیگر دارد که مثل روز روشن است. سالن ها گرم است، کولر کار نمی کند، آسفالت و چمن محوطه های نمایشگاه درب و داغان است و… چرا در نمایشگاه های خارج از کشور همه چیز مرتب و منظم است و بهترین خدمات را به مهمانان و بازدیدکنندگان می دهند؟ به هرحال آنها می دانند که با برپا کردن چند غرفه، نمایشگاه برگزار نمی شود. 


یک سوال دیگر، باتوجه به تجربه دیدار شما از نمایشگاه های خارجی و تعامل نزدیک با بازارهای جهانی بیشترین استقبال خریداران از کدام نوع فرش دستباف ایرانی صورت می گیرد؟ 

فرش تبریز. نه اینکه فکر کنید چون خودم تبریزی هستم، این ادعا رادارم. واقعیت همین است. فرش تبریز از نظر طراحی و رنگ آمیزی بسیار متنوع و خلاقانه است. فرش نائینی سال ها است که فقط پنج ، شش رنگ دارد. فرش اصفهان هم قبل از انقلاب، وضعیت بهتری داشت اما حالا افت کرده چون تنوع ندارد. جاهای دیگر هم، همین طور، متاسفانه تنوع تولید از بین رفته است. 


چندتا فروشگاه در ایران و خارج دارید؟ 

در تهران 2 فروشگاه بزرگ فرش دارم. 

در توکیو هم انبار فرش دارم، در همین فروشگاه (جام جم) مرغوب ترین فرش ها و تابلوهای دستباف ایران را می توانید ببینید. 


از خودتان بگویید و اینکه چه شد که تاجر فرش شدید آن هم به قول خودتان، موفق ترین تاجر فرش در دنیا. 

زادگاه من روستای اسفنجان است در 20کیلومتری تبریز. هفت ساله بودم که پدرم را از دست دادم و همین مصیبت باعث شد که از پشت میز کلاس اول، یکراست بروم پشت دار قالی. هفت سال فرش بافتم. با فقر و رنج زیاد زندگی کردم و خرج و مخارج خانواده ام را تامین کردم. شب ها درس می خواندم و روزها کار می کردم. از چهارده سالگی به بعد، شدم فروشنده سیار فرش. از فروش هر فرش دستباف یک تومان دستم می آمد تا بعدها که انقلاب شد و رفتم سربازی. از خدمت نظام که برگشتم، چند سفر خارجه رفتم و توانستم مشتریانی قابل اطمینان دست وپا کنم و این آغاز فعالیت تجاری من بود. تا بعد که یک کارخانه در اسفنجان و یکی هم در تبریز راه اندازی کردم. 


سرمایه را از کجا آوردید؟ 

خودم 20هزار تومان سرمایه داشتم. 20هزار تومان هم از یکی از بستگانم قرض کردم، 60هزار تومان هم وام بانکی گرفتم. خلاصه، ریسک کردم. من آدمی ریسک باز هستم، ریسک تجارت می کنم. به پیشنهاد یک مشتری خارجی برای اولین بار در ایران شروع کردم به تولید فرش گرد دستباف تا اینکه پایم به کشورهای اروپایی باز شد و شدم تاجر فرش. اگر آمار دقیق صادرات را اعلام کنند و پیمان فروش ها و دلال ها، خودشان را به عنوان صادرکننده، جا نزنند، آن وقت معلوم می شود که صادرکننده نمونه کشوری در زمینه فرش دستباف چه کسی است. 

 




نظرات() 

مصاحبه با شیرین افضل زاده و روایت‌های تصویری دگمه‌ای

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395-07:30 ب.ظ



روزی که شروع کردیم به معرفی آدمایی که با ایده‌های شخصی و خلاقانه‌شون کسب و کاری راه انداختن، فکرشم نمی‌کردم از توی لیستمون چند نفر باشن که سراغ کار دگمه رفته باشن.

شیرین افضل زاده از رشته هنری  به تولید دگمه زده و این کار رو به عنوان کسب و کارش انتخاب کرده . با شیرین درباره کارش، اینکه از کجا و از کی شروع کرده و می‌خواد به کجا برسه صحبت کردیم. ایده اون واقعا خلاقانه و بامزه است و قطعا انقدر که اون به دگمه و کارکردهاش فکر کرده، حتی مخترع دگمه فکر نکرده.



اول از همه بگو چه مدت هست شروع کردی به انجام این کار؟
به صورت جدی از بهمن سال ۸۹٫ قبل از این تاریخ هم بهش فکر می‌کردم ولی وقتی به عنوان موضوع پایان نامم توسط گروه تایید شد فکر کردن به دگمه برام هدفمند شد.

تحصیلاتت چیه که دگمه می‌تونه طرحی برای پایان‌نامه باشه؟
گرافیکِ دانشگاه هنرهای زیبا خوندم. البته دانشگاه خیلی موافق این موضوع نبود. به تصویرسازی و شخصیت‌پردازی خیلی علاقه‌مند هستم و از اول با این هدف که دگمه‌های تصویری و داستانی طراحی کنم، این موضوع رو انتخاب کردم.
چی شد که فکر کردی موضوع پایان‌نامه‌ات می‌تونه ایده‌ای برای کسب و کار باشه؟
از اول به عنوان یه حرفه به این ایده نگاه می‌کردم. با اینکه ۸ ماه طول کشید تا اولین دگمه‌ای رو که ساخته شد دستم بگیرم.

پس بلاخره بعد از ۸ ماه ایده پردازی کار خودت رو کردی. کی اولین کار رو ازت خرید؟
یکی از فامیلام . طرح آدم برفی و ماشین‌ها بود که ۲۲ هزار تومن فروختمش.

بامزگی کارای تو اینه که این دگمه‌ها مثل یه روایت تصویری هستن، این ایده از کجا اومد؟

تصمیمم این بود که از تصویرسازی برای طراحی دگمه استفاده کنم و دگمه‌های تصویری و داستانی بسازم. اولین قدمم این بود که خود دگمه رو بررسی کردم تا ببینم چه امکاناتی برای طراحی بهم میده. به این فکر کردم که دگمه روی لباس پشت سر هم در یک ردیف قرار می‌گیرن، که به ایده دگمه‌های روایتی رسیدم.
به این فکر افتادم که دگمه‌هایی طراحی کنم که دوختشون نه تنها اونها رو به لباس وصل کنه بلکه طرح دگمه رو هم کامل کنه و دگمه‌هایی با روش دوخت متفاوت را ایجاد کردم . می‌خوام بگم خود دگمه و نقشی که روی لباس داره و فرم قرار گرفتنش رو لباس امکاناتی رو بهم داد که این ایده رو اجرایی کنم و از فضای ردیفی دگمه‌ها برای داستان‌سازی استفاده کنم.


منتظری به کجا برسی که بتونی ادعا کنی تو کارت موفق شدی؟
برای شیرین دگمه نقطه پایانی نمی‌بینم. خیلی فکرها دارم ولی مهمترینش اینه که نه تنها همه ایرانی‌ها بلکه همه دنیا “شیرین دگمه” رو بشناسن.
بهترین کارت از نظر خودت کدومه؟
سخت‌ترین سوالی که می‌شه پرسید همینه. مثل اینه که به یه مادر بگی خوشگل‌ترین بچه‌ات کدومه! دوست دارم جواب سوالتون رو این طوری بگم که با بعضی کارها خودم ارتباط بیشتری برقرار می‌کنم. مترسک و کلاغ ها یکی از اون‌هاست.


طرفدارات چطوری می‌تونن دگمه‌های رنگی رنگی تو رو بفروشن؟
در حال حاضر مراکز فروش دگمه‌هام کتاب فروشی افق تو خیابون انقلاب و خانه جوان شریعتی و شهر کتاب مرکزی هست. به فکر گسترش مراکز فروش توی تهران و شهرستان‌ها هستم و هر کس که فکر می‌کنه توانایی فروش دگمه ها رو داره خوشحال می‌شم تو این کار کمکم کنه.

 

کارآفرینی رنگارنگی





نظرات() 

کسب و کار با تعمیر و فروش ماشین های تصادفی

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395-07:00 ب.ظ



این فعالیتی می باشد که در سال های گذشته برخی افراد از ان سود خوبی را کسب کردند.

اما اینکه روش کار به چه صورت می باشد را همراه ما باشید تا اطلاع پیدا کنید.

ایده کسب درامد : تعمیر ماشین های تصادفی و فروش آن


اگر نگیم در هر روز اما در هر ماه در جاده های مختلف کشور یا درسطح شهر تصادفات مختلفی رخ میدهد بخصوص در سطح جاده های کشور به علت سرعت بالا و بدون پیچ یا شیب در جاده احتمال تصاف های که خسارت های زیادی به ماشین وارد شود وجود دارد. برهمین اساس این ماشین ها دو راه برای استفاده انها وجود دارد.

یا انها را جهت اسقاط کردن به مراکز اسقاطی ببرند یا اینکه تعمیر کنند. به علت اینکه در ایران مراکز اسقاطی انچنانی وجود ندارد و عموم مردم هم توان مالی خرید ماشین جدید را ندارند در نتیجه اقدام به تعمیر ان میخواهند بکند.

اما در این هنگام هم باز برخی افراد یا توان زمانی رسیدگی به اینکار را ندارند و یا هزینه مالی تعمیرات را ندارند. بر همین اساس ماشین را به قیمت پایین به فروش میرساند.

در اینجاست که نقش شما ایجاد میشود شما میتوانید با خرید این ماشین ها و پرداخت هزینه های مختلف تعمیرات روی ان بعد از اتمام کار ماشین را با چندین درصد سود بیشتر به فروش برسانید.

البته کار به همین سادگی ها نیست باید ابتدا وقت و توان انجام پیگیری و بدون در انواع اقسام کارگاه های را داشته باشید. بعد از اولین بار میتوانید با افراد مختلف اشنا شوید و در ماشین های بعد با همین افراد به همکاری بپردازید.




نظرات() 

کسب درآمد از راه تعمیر ماشین لباسشویی

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395-06:30 ب.ظ



اگر علاقه مند به کار های فیزیکی و فنی هستید می توانید همیشه به کسب درآمد بپردازید. ما به شما تعمیر ماشین لباسشویی را توصیه می کنیم. برای انتخاب یک حرفه بهتر است همیشه حرفه ای را برگزینید که مطمئن هستید آینده و فرصت های شغلی مناسبی دارد.کارهای فنی چون مرتبط با ابزار و وسایلی است که همیشه و همه جا وجود دارد, هیچ وقت بدون درآمد نیست.

همه ما میدانیم اگر یک فن یا حرفه را بلد باشیم میتوانیم از آن به کسب درآمد پرداخته و حقوق ماهیانه ای را برای خود دست و پا کنیم


نخستین نوع ماشین لباسشویی در سال ۱۷۹۷ اختراع شد که به آن تخته شستشو می گفتند .درسال ۱۸۷۴ شخصی به نام ویلیام بلک استون که بازرگان وتولید کننده ذرت اهل ایندیانا بود برای تولد همسرش ماشینی ساخت که کثیفی ها را از روی لباس پاک میکرد.این دستگاه شامل یک تغار چوبی بود که درآن یک تکه چوب با شش میخ کوچک و یک دسته بکار رفته بود وآنها را جلو عقب می برد. درسال ۱۹۰۰ میخهای فلزی جایگزین میخهای چوبی شدند ودرسال ۱۹۰۶ موتور الکتریکی برای اولین بار در این وسیله بکار گرفته شد. درسال ۱۹۰۷ اولین دستگاه می تگ ساخته شد که دسته چرخنده وزیر آن چرخ لنگر داشت.


ازسال ۱۹۲۰تا ۱۹۶۰لباسشویی ها به حالت اتوماتیک درآمدند. درسال ۱۹۲۰یک شرکت کانادایی شرایط شستشو را به صورت گرم کردن آب به روش گازی وبرقی تولید کرد ودرسال ۱۹۳۰در ماشینهای آمریکایی آب گرم کردن حذف شد ولی دستگاه آب گرم می گرفت وپمپ تخلیه موتوری اضافه شد که این عمل گام دیگری به سوی اتوماتیک شدن بود.


درسال ۱۹۵۰ سیستم خشک کردن بصورت غلطکی ساخته شد ولی این نوع خشک کردن باعث گرفتن مو ودست خانمها می شد که این مورد هم برطرف گردید. در سال ۱۹۵۷ شرکت جنرال الکتریک اولین لباسشویی با پنج دکمه کنترل “حرارت – دور موتور – دور خشک کن – کنترل سطح آب و نوع لباس ” را ساخت .


سرانجام لباسشویی هایی با اشکال مختلف توسط شرکتهای سازنده ساخته شد وهم اکنون شکل امروزی لباسشویی دوقلو ویک قلو (درب از بالا ) – درب از جلو با سیستم های الکترومکانیک ” الکترونیک ونیمه دیجیتال ودیجیتال وحتی لباسشویی های گویا که نوع لباس وزمان کار وحرارت را می گوید به بازار عرضه شده است

پس از آنکه در آموزشگاه ها و یا تعمیر گاه های مجاز مرکزی نحوه تعمیر ماشین لباسشویی را فرا گرفتید میتوانید با چاپ بروشور و پخش آن در اطراف محل زندگی خودتان به کسب در آمد بپردازید

چون در هر خانه ای حداقل! یک ماشین لباسشویی وجود دارد.




نظرات() 

مصاحبه با علی حاج شفیعی ها مدیر trainbit

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395-05:42 ب.ظ



علی حاج شفیعی ها ، متولد سال ۱۳۶۵ دانشجوی رشته نرم افزار

پس از اینکه در سال ۱۳۸۱ دیپلم گرفت، شروع به برنامه نویسی تحت وب کرد و پس از یک سال شرکت خود را به ثبت رساند و فعالیت تجاری خود را تنها زمانی که ۱۷ سال سن داشت آغاز نمود. وی در حال حاضر سهامدار و رئیس هیئت مدیره ۲ شرکت می باشد.


قبل از اینکه بحث رو پیرامون Google Adsense آغاز کنیم کمی در مورد فعالیتت یعنی سایت trainbit.com صحبت می کنی؟

در سال ۱۳۸۵ برنامه نویسی سایت trainbit.com  را که سایت اشتراک گذاری فایل بود را آغاز کردم، دو سال بعد با یکی از بهترین دوستانم به نام اردوان شریفی بر روی طرح توسعه پارسا اسپیس کار کردیم و پس از ۱۳ ماه برنامه نویسی شبانه روزی نسخه جدید پارسا اسپیس را در قالب شرکت جدیدی در بهمن ۸۸ ارائه کردیم .

هم اکنون این سایت بزرگترین سایت فایل شیرینگ ایران با چندین سرور در اروپا و آمریکاست و با پهنای باند اختصاصی ۵ گیگابیت در ثانیه ، از چندین ترابایت فایل های کاربران ایرانی نگهداری می کند.


چی شد که اصلا به فکر کسب درآمد از اینترنت اون هم با روشی مثل گوگل Adsense افتادی؟

هزینه های سرورها و پهنای باند یک سایت اشتراک فایل خیلی زیاده به همین خاطر حتما باید طرح توجیه اقتصادی مناسبی داشته باشه . طبیعتا ۲ راه در آمد زایی در وب سایت های اینچنین وجود دارده :

۱ – ارائه سرویس رایگان در نتیجه بازدید زیاد و گرفتن تبلیغات و اسپانسر

۲ – ارائه سرویس ویژه و دریافت هزینه از خود کاربران


البته ما در پارسا اسپیس از هر ۲ مورد استفاده کردیم . اما بزرگترین مشکل روش اول پیدا کردن چندین تبلیغ دهنده خوب و معتبر است که نیازمند واحد بازرگانی و بازاریاب و دردسر های مربوطه می باشد . اینجا بود که فکر کسب در آمد از سرویس های تبلیغاتی خارجی افتادم . که پس از بررسی متوجه شدم که بهترین و هدفمندترین تبلیغ دهنده گوگل است .


آیا چون ایرانی بودی با مشکلاتی در این زمینه روبرو شدی؟ منظورم از ثبت نام هست تا نقد کردن مبالغ والی آخر

متاسفانه به هیچ عنوان گوگل آدرس ایرانی را قبول نمی کند و مراحل Verify کردن اکانت ادسنس خیلی سخت و مشکل است . به لطف یکی از آشنایان که در تورنتو کانادا زندگی می کند اکانت به نام ایشان ثبت شد و تمامی مراحل تاییدیه نیز انجام شد . چک ها نیز سر ماه به آدرس خانه ایشان ارسال می شود و پس از نقد شدن هر چند ماه یک بار با دردسرهای زیادی به ایران میرسد !


یکم در مورد پروسه گوگل ادسنس توضیح می دی؟ که اصلا برای کسب درآمد از اینترنت با کمک گوگل ادسنس باید چه کار کنیم؟

گوگل یکی از سخت گیرترین شرکت ها نسبت به قوانین می باشد. اول باید قوانین گوگل ادسنس را مطالعه کنید اگر سایت شما خلاف قوانین نبود می توانید از ادسنس در سایت خود استفاده کنید .


برای شروع اول باید در سایت adsense.com ثبت نام کرد . نکته مهم این است که اکانت ادسنس باید با نام کامل و صحیح فردی در خارج از کشور ( هر جایی غیر از ایران ) ثبت شود و چک های ارسال شده توسط گوگل نیز به نام همین فرد ارسال خواهد شد . در فرم ثبت نام باید آدرس سایتی که قرار است تبلیغات بر روی آن انتشار یابد را نیز قرار دهد و بازهم نکته مهم این که گوگل به شدت به زبان هایی که پشتیبانی نمی کند حساسیت دارد برای مثال اگر حتی یک کلمه فارسی در سایت وجود داشته باشد اکانت ادسنس شما تایید نمی شود . پس از اتمام فرم ثبت نام ، سایت مورد نظر توسط افراد گوگل ادسنس بازدید خواهد شد و اگر قوانین ادسنس رعایت شده باشد اکانت تایید خواهد شد . پس از تایید می توان نحوه نمایش تبلیغ را تعیین کرد و پس از دریافت کد HTML آن را بر روی صفحه مورد نظر خود در سایت قرار دهیم، از این لحظه به بعد به ازای هر کلیک چند سنت و یا حتی چند دلار به حساب شما در سایت اضافه خواهد شد .

اما نکته مهم اینجاست که برای دریافت پول ابتدا باید مراحل فعال کردن اکانت را به ترتیب سپری کنیم که این قست از کار بسیار پر دردسر می باشد .


۱ -گوگل نامه ای را به آدرس پستی که در هنگام ثبت نام وارد کرده ایم پست می کند که در آن نامه پین کدی ۵ رقمی نوشته شده است . آن پین کد را باید در سایت وارد کنیم ( این مرحله برای مطمئن شدن از آدرس پستی می باشد . ارسال نامه تا ۳ هفته زمان می برد )

۲ – اطلاعات مالیاتی باید تکمیل شود که آیا در آمریکا زندگی می کنیم و یا خیر و چندین پرسش دیگر که خیلی سخت نیست .

۳ – تاییدیه تلفن در این مرحله است . با فشردن Submit شماره تلفنی که در هنگام ثبت نام وارد کرده ایم زنگ می خورد و ۴ رقم عدد خوانده می شود این عددها را یادداشت کرده و در سایت می نویسیم .

۴ – قبول کردن قرارداد و ثبت IP اینترنتی صاحب اکانت توسط گوگل ( که طبیعتا این آی پی باید برای کشوری باشد که در ثبت نام وارد شده است )

پس از این که ابن مراحل با موفقیت به اتمام رسید اکانت از حالت قفل خارج شده و سر ماه میلادی گوگل چکی را به مبلغ در آمد اکانت در ماه قبل به آدرس پستی ارسال خواهد کرد .


خوب می رسیم به سوال معروف من : اگر یک ماشین زمان در دست من بود و تو هم دانش حال حاضر رو داشتی در مورد کسب درآمد با کمک گوگل ادسنس، چه مسیری رو طی می کردی؟ رو چه مسائلی تمرکز بیشتری می کردی و روی چه مسائلی تمرکز کمتر؟ و این راه رو چطوری طی می کردی که به موفقیت بیشتری برسی؟

برنامه ریزی می کردم که شرکتی در خارج از کشور تاسیس کنم و از همون اول به چند زبانه بودن سایت بیشتر توجه میکردم . تمرکز کردن روی سرویس هایی قابل رقابت در دنیا و نه تنها در ایران . متاسفانه ما وب مسترهای ایرانی از دو طرف فیلتر هستیم هم از طرف کشورهای خارجی و شرکت های بزرگ اینترنتی دنیا و هم از داخل کشور خودمون .


با شرایط جدید به وجود آمده در دنیا و رشد قابل توجه سایت های خارجی ، تحریم ایران توسط شرکت های خارجی ، بالا و پایین شدن روزانه نرخ ارز ، مشکلات تبدیل ریال به دلار و یورو و هزینه بالای تبدیل ، عدم دسترسی فیزیکی به دیتاسنتر و سرورها ، محدودیت های مختلف در ایران از نظر افراد متخصص و بستر مخابراتی قوی ، عدم اطمینان کاربران ایرانی به سرویس های وطنی و تمایل به سرویس های خارجی ، عدم حمایت دولت از سرویس های وب و دلایل دیگر باعث می شود که کار حرفه ای در زمینه سرویس های وب در ایران بسیار سخت و مشکل باشد .


به نظرت چرا ایرانیان ، به اینجور مسائل اهمیت نمی دن و به فکر این نمی یفتن که که می تونن از اینترنت هم کسب درآمد کنند؟ اگر مشکلاتی هست چیاست؟ چطوری می تونن مشکلات رو حل کنن؟ به نظرت بخشی از این هم بر نمی گرده به تنبلی نسل جوان ایرانی که بیشتر از اینکه دنبال پیشرفت باشه دنبال این جمله هست که تا ۳۰ سالگی وقت عشق و حاله؟


متاسفانه ایرانی ها بر روی اینترنت بیشتر دنبال تقلید و کپی برداری از سایت های مشابه موفق هستند . برای رسیدن به این موضوع می توانید به نام دامین های سایت ها توجه کنید که حتی در انتخاب اسم دامین هم تقلید می کنند . کم کم در محتوای وب فارسی سایت های به اصطلاح زرد و پر بازدیدی در حال رشد هستند که هیچ کمک تفریحی و علمی به بازدیدکننده نمی کند. مهمترین شرط درآمد زایی از اینترنت انتشار محتویات و مطالب هدفمند است . به عنوان مثال اگر وبلاگ یا سایتی در رابطه با مباحث پزشکی محتویات تخصصی داشته باشد طبیعتا بازدیدکننده خاصی دارد که دنبال همین مطالب می باشند و به همین دلیل از سایت وی یازدید می کنند به راحتی می تواند درآمد قابل قبولی از تبلیغ دهندگانی نظیر پزشکان ، سایت های مشابه پزشکی ، شرکت های تولید کننده دارو ، شرکت های ارائه کننده تجهیزات پزشکی و … داشته باشد . نکته موفقیت گوگل ادسنس هم در این رابطه است نسبت به محتویات وب سایت تبلیغات مرتبط را به صورت هوشمند نمایش می دهد .


دقیقا درصد زیادی از عدم رشد جوانان ایرانی به همین موضوع تنبلی و به اصطلاح عشق و حال تا ۳۰ سالگی که شما اشاره کردید بر می گردد . داشتن ایده و پیاده سازی آن نیازمند هزینه کردن و تحمل سختی های زیادی می باشد . برای تحقیق در انگیزه و در آمد زایی از اینترنت نزد جوانان ایرانی می توانید سری به دانشگاه ها بزنید از دانشجویان کامپیوتر چند درصد از نظر سطع علمی قابلیت ایجاد یک وب سایت هدفمند را دارند ؟ فقط دنبال تفریح و پاس کردن واحد های درسی می باشند و در آخر نیز پس از فارغ التحصیلی دم از نبودن کار و درآمد میزنند.

البته خیلی از افراد با استعداد در همین ایران در حال تحمل کردن همان مشکلاتی که در بالا ذکر شده هستند یا دیگر بی انگیزه شده اند و انگیزه ای برای ادامه دادن راه خود ندارند .


به نظرت تجارت الکترونیک در ایران حالا از هر نوعیش ، با چه مشکلاتی روبرو هست؟

تجارت الکترونیک نیازمند یکسری بسترهای سخت افزاری و نرم افزاریست . اگر بخواهم تجارت الکترونیک در محدوده ایران را مثال بزنم نسبت به قبل رشد هایی داشته است اما هنوز قابل توجه نیست . از نظر ارائه دروازه پرداخت اینترنتی توسط بانک ها ، سیستم های پستی و حمل و نقل ، بستر مطمئن و قابل اطمینان مخابراتی ، فرهنگ سازی نسبت به برتری تجارت الکترونیک بر تجارت سنتی و … کارهایی انجام شده است ولی هنوز دارای ضعف های زیادی می باشند . برای مثال هنوز کارمزد بعضی بانک ها برای دریافت پول اینترنتی صفر نشده است ، قانون مدون و شفافی برای تجارت الکترونیک نسبت به فروشنده و خریدار و نوع برخورد سیستم قضایی در برابر تخلف اینترنتی وجود ندارد ، هزینه راه اندازی بستر مخابراتی قوی در داخل کشور با هزینه بسیار زیادی قابل اجراست و …


اگر تو جای مسئولین کشور بودی، چه راه کارهایی پیشنهاد می دادی و کارهایی رو انجام می دادی؟

با اعتبارات و تکمیل امکانات ریسک داشتن و نگهداری سایت و ارئه سرویس های اینترنتی برای بخش خصوصی را به حداقل میرساندم.

با مجوعه کارهایی که انجام می دادم کاری می کردم که حتی کاربر عادی و غیر متخصص هم بدون ترس و تردید به دروازه پرداخت اینترنتی بانک ها برود و مبلغ خود را اینترنتی پرداخت کند.


از نظر قانونی و حقوقی رایزنی های مورد نظر را با دیگر مسئولین انجام می دادم تا حاصل تلاش چندین سال زحمات افراد متخصص که از همه خوشی های زندگی خود برای رشد محتوای فارسی اینترنت و رشد کشور عزیزشون گذشتند و چندین میلیون تومان برای سایت خود هزینه کردند یکروز با روبرو شدن با صفحه فیلترینگ نابود نشه و با اطمینان شب ها که تا پاسی از شب برای وب سایت خود بیدارند و با انواع مشکلات داخلی و خارجی روبرو هستند حداقل بدون فکر کردن در رابطه با فیلرتینگ بی دلیل ، آسوده تر بخوابند.


ممنونم از وقتی که گذاشتی، اگر حرفی مونده که در مصاحبه گنجانده نشده ممنون می شم بیان کنی

از شما و سایت پر بارتون هم متشکرم و امیدوارم ایران و ایرانی همیشه سربلند باشه .




نظرات() 

مصاحبه با زیروتال ، در ستایش کار و تفریح

نوشته شده توسط :احسان
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395-04:00 ق.ظ



کارآفرینای انگلیسی زبان یه وبلاگ محبوب دارن که “مارن کیت دونوان” اونو می‌نویسه. مارن جوان مصمم و خلاقیه که برای رسیدن به جایگاه فعلی‌ش و شهرت شرکت “زیروتال” اولین قدم‌ها رو وقتی دبیرستانی بود برداشته. او به شدت از کار آزاد دفاع می‌کنه و می‌گه: اگر در مقام یک کارآفرین سماجت نداشته باشید زمان وحشتناکی را برای رسیدن به موفقیت سپری خواهید کرد.

مارن به تازگی مصاحبه‌ای انجام داده که خوندنش می‌تونه بهتون کلی ایده بده و براتون جالب باشه.


شرکت Zirutal، خدمات جالبی به کارآفرین‌های جوان می‌ده، می‌تونید رسالت شرکت‌تون رو توضیح بدید؟ 

برای شرکت ما آدم‌ها به دو گروه تقسیم می‌شن: اونایی که پول‌شون از زما‌شون بیشتره و اونایی که زمان‌شون از پول‌شون بیشتره. دسته اول مشتری هدف ما هستند. اونا کسانی هستن که وقتشون بیشتر از ۲۰ دلار در ساعت ارزش داره. پس هر کاری که آنها به دستیاران مجازی Zirutal می‌دن فقط صرفه‌جویی در زمان نیست، بلکه پس‌انداز هم هست. دسته دوم کاندیداهای Zirutal برای دستیار بودن هستن. بیشتر اعضای این گروه رو دانشجوها تشکیل می‌دن. این افراد تازه می‌خوان وارد بازار کار بشن و همکاری اونا با ما به مهارت‌هاشون اضافه می‌کنه. ما به این پروسه “یادگیری و کسب درآمد” می‌گیم.


کاری که شما انجام می‌دید پر از رقیبه. با اونا چیکار می‌کنید؟ 

مدتی طول کشید تا ما متوجه شیم که تو حوزه کسب و کار “متفاوت بودن” چقدر اهمیت داره. یکی از ویژگی‌های شرکت ما که ما رو از رقبا متمایز می‌کنه اینه که همه کارمندای ما آمریکایی هستن و تحصیلات دانشگاهی دارن و فقط به یه مشتری سرویس می‌دن. این شیوه کار مشتری رو به دستیاری که ما بهش می‌دیم نزدیک می‌کنه و دستیار به سرعت می‌تونه خودش رو با سلیقه مشتری تطبیق بده.


به عنوان یک کارآفرین جوان تا به حال شده حس کنین کم‌سن بودن‌تون یه نقطه ضعف برای شماست؟ 

نمی‌تونم باور کنم که کسی از زمان تولدش مثل یک نقص یاد کنه. افراد زیادی هستن که با وجود معلولیت‌های ذهنی و جسمی و محدودیت‌های اجتماعی به موفقیت‌های بزرگی رسیدن.


من از هر انسان موفقی که میبینم راهنمایی می‌خوام و به توصیه‌هاش گوش می‌کنم و چیزهای زیادی یاد می‌گیرم. هر آدم با تجربه‌ای یه معدن اطلاعات مفیده و اتفاقا آدمای با تجربه خیلی علاقه دارن به آدمای کم‌سنی که مشتاق شنیدن تجربه‌شون هستن کمک کنن.


اگه بخوای سه تا توصیه به کارآفرینای هم‌سن و سال خودت بکنی چی میگی؟ 

اول اینکه همه چیز رو جذب کنید. حرف زدن با آدمای موفق در هر زمینه شغلی، مطالعه کتاب‌ها، سایت و مجلات کلی اطلاعات به شما می‌ده که باید همه رو جذب کنید.


دومین توصیه‌ام اینه که شجاع باشید و زود شروع کنید. منظورم اینه که قبل از آمادگی کامل برای شروع کار از کارای کوچیک شروع کنید. ممکنه ۹۹ درصد راه‌هایی که امتحان می‌کنید با شکست مواجه شن ولی همون یک درصدی که درست بوده تبدیل به اولین پله برای موفقیت می‌شه.

و در آخر اینکه تغییرات رو با آغوش باز بپذیرید. توی یه کسب و کار موفق چیزی جز تغییرات دائمی، ثابت نیست.

اگه همه چیز خوب پیش رفت و کسب و کارتون راه افتاد بهترین نصیحت من برای اون روز اینه که حسابی کار کنید و حسابی تفریح کنید! 




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox